‏نمایش پست‌ها با برچسب سلطنت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سلطنت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

ایران - به مناسبت سالروز تصويب اعلاميه حقوق بشر،کتیبه منشور حقوق بشر کورش را بخوانیم

کتیبه  کوروش کبیر نخستین منشور حقوق بشر
کتیبه  کوروش کبیر نخستین منشور حقوق بشر
خورشید بر فراز آسمان.
تیغه آهنین شمشیرها، سر برنده نیزه‌ها، پهنای براق سپرها!
آنگاه که فرمانروای پیروز، «سارد» این بزرگ شهر لیدیا را تسخیر کرد، خورشید به افق نزدیک گشته بود!
فرمانروای پیروز می‌دانست سارد نهایت لیدیا نیست. چرخ ارابه‌های لشکر او، باز هم به سوی غرب چرخید. تا اینکه:
خورشید را دید که در حال فرو رفتن در دریایی تیره و گل‌ آلود است!
آنگاه که فروانروای کبیر، در ساحل غربی لیدیا، از حرکت باز ایستاد، او رفت تا باقی جهان را تسخیر کند! فرمانروایی دادگستر، فرمانروایی آگاه به دانش زمان، برپا دارنده سدی سدید، فرمانروایی مقتدر!
كتيبه كورش کبیر نخستین منشورحقوق بشر
منشور حقوق‌بشردرموزه ملی بریتانیا قطعه‌ای سفالین، با دقت، حفظ و نگهداری می‌شود. این قطعه، نخستین منشوری است که بر روی حقوق‌بشر انگشت می‌گذارد. این قطعه، «منشور حقوق‌بشر کوروش» است.
در سال 1878 میلادی، استوانه حقوق‌بشر کوروش، در پی کاوش باستان‌شناسان در بابل کشف شد.
در سال 1971، سازمان ملل متحد، این سند را به‌عنوان نخستین منشور حقوق‌بشر، به بسیاری از زبانهای رسمی منتشر کرد.
«منم کوروش، شاه دادگر... ارتش بزرگ من به آرامی به بابل درآمد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین برسد... من همه شهرهای ویران شده را از نو ساختم»
کوروش، فرمانروایی که شرق تا غرب جهان زنده آن روزگار را در نوردیده بود، اینک برای سامان دادن به سرزمینی دیگر، رهسپار شد.
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه ي جهان ، پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ ، شاه انشان از دودماني که هميشه شاه بوده اند و فرامانروائي اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامي مي دارند و با دل خوش پادشاهي او را خواهانند .
من بدون جنگ و پيکار وارد بابل شدم وهمه ي مردم مقدم مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم . مردوک خداي بزرگ، دل هاي مردم بابل را به سوي من گردانيد زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم . او بر من ، کوروش که ستايشگر او هستم و بر کمبوجيه پسرم ، و همچنين بر کَس و کار و همه سپاهيان من ، برکت و مهرباني ارزاني داشت .
ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر تخت پادشاهي نشسته اند.همه پادشاهان ازدرياي بالاتادرياي پائين همه مردم سرزمينهاي دوردست،از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموري » و همه چادرنشينان مرا خراج دادند و در بابل به پاي من افتادند.
من شهرهاي آگاده، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دير ، سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آنسوي دجله که ويران شده بود را از نو ساختم . فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته شده بود، بگشايند. من همه ي خدايان اين پرستش گاه ها را به محل خود بازگرداندم . همه مردماني را که پراکنده و آواره شده بودند، به موطن خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد کردم . همچنين پيکره ي خدايان سومر و اکد را که « نبونيد » ، بدون هراس از خداي بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودي مردوک «خداي بزرگ» و به شادي و خرمي به نيايشگاه هاي خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد
بشود که خداياني که آنان را به جايگاههاي نخستين شان بازگرداندم هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگي بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نيکخواهانه برايم بيابند ، و به خداي من بگويند: کوروش شاه ،پادشاهي است که تو را گرامي مي دارد و پسرش کمبوجيه نيز
اينک که به ياري «مزدا» تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي چهارگوشه جهان را بر سرگذاشته ام اعلام مي کنم تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملت هائي را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمردونخواهم گذاشت که حکام وزيردستان من دين وآئين و رسوم ملتهائي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملتي آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزي که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا بدون پرداخت قيمت آن و رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد.
من تاروزيکه زنده هستم نخواهم گذاشت که كسي ،كسي را به بيگاري بگيردو بدون پرداخت مزد اورا به کار وا دارد.
من امروز اعلام مي کنم که هر کسي آزاد است هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغلي را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند. هيچ کس را نبايد به خاطر تقصيري که يکي از خويشاوندانش داشته است مجازات کرد .
من برده داري را برانداختم. به بدبختي هاي آنان پايان دادم .
من تا روزي که به ياري مزدا زنده هستم و سلطنت مي کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهّداتي که نسبت به ملت هاي ايران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند."

۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه

هشدارهای شدید رفسنجانی در برابر حملات سنگین خامنه‌ای

به‌صحنه آمدن رفسنجانی و خامنه‌ای، یکی پس از دیگری، همراه با مهره‌ها و رسانه‌هایشان، آتش و حرکت دو گروه خامنه‌ای را می‌نماید. تازه‌ترین نمونه، ظاهر شدن رفسنجانی در روز 26شهریور بود تا بی‌درنگ جواب حملات روز قبل خامنه‌ای را بدهد، با شدتی بیش از همیشه، و این بار در حسنیه جماران تا در ظاهر هم رویارویی دو «رهبر معظم» را تداعی کند. رفسنجانی تک به تک حملات و هشدارهای خامنه‌ای را با حملات و هشدارهای متقابل پاسخ گفت

خامنه‌ای از «رصد دائم مسائل داخلی» به‌عنوان «یکی از وظایف اصلی سپاه» حرف زد و گفت: « سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان سر به زیر نیست بلکه یک ناظر آگاه و بینا و متوجه مسائل داخلی و خارجی است» که با «نفوذ بیگانگان» در «مراکز تصمیم‌گیری» و «مراکز تصمیم‌سازی» مقابله خواهد کرد. این هشدار آشکار خامنه‌ای به باند رقیب است. می‌گوید ای رفسنجانی، من با استفاده از اهرم پاسداران که در دست دارم، اجازه نمی‌دهم تو و باندت «مراکز تصمیم‌گیری» و «مراکز تصمیم‌سازی» یعنی دو مجلس نظام را تحت کنترل خودت درآوری.
رفسنجانی بلافاصله روز بعد در یک رویارویی آشکار به خامنه‌ای و باندش هشدار داد: «مردم و جوانان دیگر فریب حرف و شعارهای بدون عمل را نمی‌خورند» و «با حضوری مشابه انتخابات 92، درس بزرگی به افراطیها می‌دهند»، «حماسه سیاسی» می‌آفرینند و «انحرافی را که در مسیر انقلاب ایجاد شده بود» (منظورش انتخابات 84 و 88 است) اصلاح می‌کنند. رفسنجانی با هشدار آشکار به خامنه‌ای و شورای نگهبان گفت: «عقلای قوم باید توجه داشته باشند که برگزاری انتخابات باشکوه برای کشور و انقلاب مهم است» و مبادا دست به «اقدامی که باعث ناامیدی مردم» شود بزنند. رفسنجانی که شیادانه برای پیشبرد جنگ با خامنه‌ای از «مردم» دم می‌زد، با یادآوری کابوس مشترک دو باند، یعنی قیام خلق، برای ولی‌فقیه ارتجاع، با وحشتزدگی روزهای قیام علیه شاه را مثال زد و هشدار داد: «دیدید که مردم ایران به‌رغم خفقان شدید، با غسل شهادت به خیابان می‌آمدند و از کشته شدن نمی‌ترسیدند». یعنی حواست باشد اگر در انتخابات بخواهی قوانین بازی را به‌هم بزنی، مردم خشمگین و قیامی شبیه آن‌که بنیاد سلطنت را برافکند در انتظارمان است. به این ترتیب رفسنجانی رودرروی خامنه‌ای که گفته بود به پاسداران و بسیجیها «افراطی» نگویید، ولی‌فقیه ارتجاع و تمام دار و دسته‌اش را «افراطی» خواند و وعده داد که «درس بزرگی» به آنها خواهد داد. او وعده‌های مکرر خامنه‌ای و شورای نگهبان را مبنی بر قلع و قمع کاندیداهای باندش، با طرح وارد کردن گسترده مهره‌ها به‌چالش کشید و گفت: «بسیاری از شخصیتهای معتبر، با سواد و تجربه دیده را می‌شناسیم که آماده حضور در انتخابات هستند و مردم بیشتر از همه منتظر هستند تا حماسه سیاسی را تکرار کنند». یعنی‌ای خامنه‌ای، ای رئیس خبرگان و ای شورای نگهبان، حالا اگر راست می‌گویید همه این به‌اصطلاح «شخصیتها» را رد صلاحیت کنید تا ببنید در درون نظام چه غوغایی برپا خواهد شد.
حرفهای خامنه‌ای و رفسنجانی شامل چندین فقره رو در رویی دیگر از جمله بر سر نحوه «نفوذ دشمن» و «راههای نفوذ دشمن» و زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی «نفوذ دشمن» بود که در این مختصر از آنها می‌گذریم. خامنه‌ای با به‌کار بردن بیش از 30بار کلمه «نفوذ» و «دشمن» و استفاده مکرر از کلمه «رخنه» و «امنیت» و «خطر» رفسنجانی و باندش را شلاق‌کش کرد و آنها را به‌عنوان «انسانهای ضعیف‌النفس» که «عوامل» دشمن هستند، به پاسداران معرفی کرد. متقابلاً رفسنجانی هم خامنه‌ای و باندش را به‌عنوان عناصر «افراطی» و «تندروهای مخالف منافع ملی» معرفی کرد که نمی‌خواهند بپذیرند که دولت روحانی چگونه «با تدبیر و امید، سایه جنگ، تهدید و تحریم را از فضای کشور دور کرده» است و «اگر اینها بخواهند نظر موافق و مخالف خود را تا انتخابات اسفند ماه، ادامه دهند، مردم می‌فهمند و با حضوری مشابه انتخابات 92، درس بزرگی به افراطیها می‌دهند».
اکنون سؤال این است که این روند تصاعدی که جنگ در رأس نظام پیدا کرده است، تا کجا پیش خواهد رفت و آیا پس از نمایش انتخابات اسفندماه پایان خواهد گرفت؟ جواب این است: تشدید هر چه بیشتر جنگ قدرت، با سمت و سوی قبضه نهایی هژمونی توسط یکی از دو رأس نظام. قبضه‌کردنی که به‌معنی کنار زدن یکی به نفع دیگری خواهد بود. در روزها و هفته‌های آینده این تشدید تصاعدی را شاهد خواهیم بود.