‏نمایش پست‌ها با برچسب رفسنجانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رفسنجانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱۰, دوشنبه

ایران - بعد از جنگ داغ نمایش انتخابات واقعیت صحنه نظام پلید آخوندی چیست؟

 مختصات نظام جهل وجنایت در سراشیبی  پس از نمایش انتخابات
 مختصات نظام جهل وجنایت در سراشیبی  پس از نمایش انتخابات 
نقطه مختصات نظام  نظام  خبیث  خامنه ای وروحانی شیاد  بعد ازنمایش انتخابات چیست؟
پاسخ :
جو سازي يا شور و شيپور پيروزي !! هر دو باند (البته باند رفسنجاني- روحاني بيشتر)، نميتواند روي شكست بزرگ رژيم در اين نمايش سايه بيندازد. رژيم براي اعلام شركت بيش از 70درصد خيز برداشته بود، چون به شدت به اين كه رقمي بيش از انتخابات قبلي اعلام بكنند نياز داشتند و وزير كشور روحاني هم يك روز قبل از انتخابات اعلام كرد. اما در عمل و به خاطر سوت و كوري اغلب حوزه ها ناچار شدند حداقل به ۶۰ درصد شركت كننده در سطح سراسري و ۴۵ درصد در تهران رضايت بدهند. البته كه اين 60درصد و 45درصد هم ساختگي است و چند برابر بزرگنمايي شده است ؛ اما تحريم انتخابات از جانب اكثريت قاطع مردم ايران اجازه نداد عدد و رقم دلخواه خود را اعلام كنند. كما اين كه رسانه هاي هر دو باند رژيم از اين مساله ابراز نگراني كردند .
2-اين جنگ انتخابات در عمق خودش جنگ هژموني بين خامنه اي و رفسنجاني است . خامنه اي مي خواست رفسنجاني را بكلي حذف كند، اما نتوانست، ولي تا جايي كه امكان داشت ، تلاش كرد كه بال و پر او را بچيند و اورامفتضح كند، اما با همان حساب و كتابهاي خودشان، رفسنجاني رأي اول را در تهران آورده است ؛ يعني دو سرگي در نظام مهر خورد. همان چيزي كه خامنه اي بشدت ازآن وحشت داردو به زبان خودش هم هشدار داده بود كه اين توطئه دشمن است ، و طبعا رفسنجاني و روحاني سهم خودشان را از قدرت و از هژموني مطالبه ميكنند.

3-جنگ شديدتر و عميق تر از پيش خواهد شد، چون اگر يك طرف ميتوانست يك پيروزي قطعي به دست بيارود، مثلاً خامنه اي ميتوانست رفسنجاني را حذف كند، يا رفسنجاني ميتوانست اكثريت خبرگان و مجلس را به دست بيارود، جنگ به نفع يكي فيصله پيدا ميكرد، اما در اين وضعيت جديد، جنگي سخت تر و شديدتر در پيش است . 

۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

جنگ انتخابات وجنگ گرگها در درون رژیم شدت بیشتری می‌گیرد

خامنه ای سرنگونت میکنیم
خامنه ای سرنگونت میکنیم 
«تلخی بی‌پایان» یا «پایان تلخ» ؟                                    
هر روز که می‌گذرد جنگ انتخابات وجنگ گرگها در درون رژیم شدت بیشتری می‌گیرد. اکنون با پایان یافتن مهلت نام نویسی، این جنگ وارد دور تازه‌یی شده است. رفسنجانی که گفته بود «رشته‌های» رقیبش یعنی خامنه‌ای را «پنبه» می‌کند اکنون برگ خود را بازی کرده است. پاسدار شریعتمداری در کیهان خامنه‌ای این برگ را «هجوم فله‌یی»، «ثبت‌نام فله‌یی» و «سونامی ثبت‌نام» توصیف کرده که با دو هدف مشخص انجام شده است: «اول؛ آن که امیدوارند با هجوم فله‌یی، فرصت لازم برای احراز صلاحیتها را از شورای نگهبان سلب کنند… دوم؛ از رد صلاحیتهای گسترده به‌عنوان زمینه‌یی برای هجوم تبلیغاتی علیه نظام بهره‌گیری کنند» (کیهان خامنه‌ای 6دی94). پاسدار شریعتمداری در همین «یادداشت روز» به‌نمایندگی از خامنه‌ای، رفسنجانی را به‌خاطر بازی‌کردن این برگ «به دریوزگی بیگانگان» و «اقدامات دشمن پسند» متهم کرده است. این ابراز غیظ خامنه‌ای علیه رفسنجانی را می‌توان در اظهارات آخوند جنتی در نمایش جمعه 4دی تهران هم دید آنجا که رفسنجانی را به «شیطان» تشبیه می‌کند و می‌گوید: «در خبرگان آمار بالا رفته، در مجلس بالا رفته و بالا می‌رود. نمی‌دانم واقعاً این برای من خیلی ابهام است؟»

۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

ایران - تشکیل هیأتی برای انتخاب جانشین خامنه ای

تشکیل هیيتی  برای انتخاب  جانشینی خامنه ای ضدبشر
تشکیل هیيتی  برای انتخاب  جانشینی خامنه ای ضدبشر
آیا مرگ خامنه ای در را ه است که چنین شتابان  باندهای مختلف نظام در پی یافتن  ولی فقیه جدیدی هستند تا  بتواند سکان کشتی در هم شکسته رژیم آخوندی را بدست گیرد.؟ خمینی جلاد در زمان خود از اتوریته خاصی برخوردار بود و جناح های مختلف توان عرض اندام نداشتند ولی خامنه ای از این توانایی به هیچوجه برخوردار نیست .از طرفی آخوندهایی که از نظر جناح ها که چنین شرایطی را داشته باشند ، وجود خارجی ندارند. هرچند خامنه ای  هم با دار و درفش سعی کرده است که به هیچکدام از آنها امکان عرض اندام ندهد ولی در مجموع نتوانسته است که کاری از پیش ببرد. سخنرانی های متعدد رفسنجانی و تیغ کشی های فروان وی بر علیه خامنه ای دجال خود  نشان از این  ادعاست. .رفسنجانی و سپس آخوند احمد خاتمی ، خامنه ای را مرده فرض کرده و دنبال جانشینی خامنه ای  می گردند. حال بایستی منظر ماند که آیا مرگ خامنه ای قبل از سقوط نظام در راه است و یا جنگ گرگها در همین ایام به اوج خود می رسد.
پس از رفسنجانی، احمد خاتمی نیز از تشکیل کمیته‌یی برای تحقیق درباره افراد واجد شرایط ولی‌فقیه شدن خبر داد و گفت: ”این اسامی فقط به خامنه‌ای داده می‌شود“.
احمد خاتمی پنجشنبه 26آذر 94 به رسانه‌های حکومتی گفت: گروهی از کمیسیون اصل ۱۰۹ و ۱۱۱ انتخاب شدند نه این‌که آنها رهبر تعیین کنند، بلکه کسانی که در مظان رهبری هستند راجع به آنها تحقیق و بررسی شود که این کمیته با رعایت مسأله رازداری این کار را انجام داده است و این اسامی اگر رهبری معظم بخواهند فقط برای ایشان عرضه می‌شود نه دیگران.
پیش از احمد خاتمی، رفسنجانی نیز گفته بود که گروهی برای انتخاب رهبری در صورت پیشآمد حادثه‌ای تعیین شده است.
رفسنجانی بطور علنی گفته است که مجلس خبرگان مساله جانشینی را در دست بررسی دارد: "هر وقتی که بنا شد رهبری عوض شود یا نباشد و کس دیگری بیاید، دوباره باید کار عمده ای انجام دهند. البته دارند آماده می شوند و مطالعه می کنند و گروهی را گذاشتند که دارند افراد را بررسی می کنند تا آن هایی را که صلاحیت دارند اگر بعدا حوادثی پیش آمد بتوانند برای رای گیری مطرح کنند.
انتخابات پیش رو مجلس خبرگان، مساله رهبر بعدی ایران را در کانون تحولات قرار می دهد و نتیجه اش می تواند تصویر روشن تری درباره آینده حمایت ایران از جنگ در سوریه و مداخلات منطقه ای طی دهه های آینده به دست بدهد. مجلس خبرگان، متشکل از ۸۸ نفر، احتمالا طی ده سال آینده مسول انتخاب رهبر جدید و نظارت بر کار او خواهد بود.

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ایران - جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه

سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
موشكاف: سلام به همگي!….آقا اين همه ما گفتيم انتخابات، تو اين رژيمِ زهوار در رفتة ولايت، يه نمايش و بازي بيشتر نيست….حالا ببينيد كار به كجا رسيده كه خودِ آخوندها هم همينو ميگن…خودشون هم از بازيِ انتخابات حرف مي زنن:
روزنامه حكومتي وطن امروز-3آذر94: وقتي يك جريان سياسي به انتخابات به مثابه بازي مرگ و زندگي نگاه كرده، … نخستين چيزي كه بايد توقع آن را داشت اين است كه هم در مبارزه انتخاباتي و هم در گفتمان‌سازي اجتماعي تا بيشترين مقدار ممكن راديكال عمل كند. چنين جرياني آماده خواهد بود كه بازي انتخابات را از تعادل خارج كرده و فضاي كشور را بي‌ثبات كند.
موشكاف: طرف حساب اين ورق پارة باندِ خامنه، كسي نيست جز اكبر كوسه. حرفِ اين جماعت به كوسه اينه كه اينقدر با احساساتِ ولي فقيه بازي نكن….بازي كردن همانا و دراز شدنِ جمعيِ ما همان….حالا حرفِ اكبر كوسه چيه؟ بفرماييد. از زبونِ خودش بشنويد:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :رفسنجاني: همه کارهای کشور زیرنظر رهبری است و ما نباید از آنها غافل باشیم. رهبری قدرت مطلق کشور هستند، لذا ما باید لااقل نهادهایی را که زیرنظر رهبری هستند، و هر عیبی دارند، با رهبری مطرح و پیگیری کنیم که آن عیب برطرف شود…
موشكاف: شيخ اكبر ميگه انتخابات، بازيه…..هيچ بحثي هم تو بازي بودنش نيست. بحث اينه كه بايد قواعد بازي رو ر عايت كرد. حالا قواعدِ بازي چيه؟!…همين كه گفت….ميگه بابا اين خامنه خيلي تكخور شده…لا اقل نهادهاي زير دستش رو بده ما…هاهاها..حالا جوابِ خامنه رو از زبونِ رأسِ سومِ لاريجانيا بشنويد:
تلويزيون رژيم – 23 آذر 94 :گاهي ديده ميشه كه يه سخنهاي بي پايه اي گفته ميشه نسبت به نظارت بر رهبري و اخيرا من ديدم بحث نظارت بر نهادهاي زير مجموعه رهبري و منصوبين رهبري او رو هم اضافه كردن واقعيت اين است كه اينها يك آرزوهايي است كه داره مي كنن و ربطي به قانون اساسي نداره اينها توقعاتي خودشون دارن ميخوان توسعه بدن اختياراتي را و اين نحوه فضاسازي هاي نادرست و غير منطقي توجيه نداره. در قانون اساسي ما نداريم نظارت بررهبري .
موشكاف: هاهاها….قانون اساسي چيه بابا؟….مثل اينكه حواست به زهرخوريِ ولي فقيهت نيستا!….تازه نظارت بر ولي فقيه كه چيزي نيست….بيا ببين همين اكبر كوسه چه حرفاي ديگه اي زده:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :در قانون اساسی، رهبری را از اول شورایی نوشتند. وقتی که امام رحلت کردند و ما می‌خواستیم رهبری را انتخاب کنیم، قانون اساسی ما شورایی بود… رهبری مال همه٬ و پدر کل جامعه، یعنی مسلمان، غیرمسلمان، چپ و راست است و باید مرجعی که ایشان را تعیین می‌کند، متعلق به همه باشد و هر چه پیکره خبرگان، تنوع بیشتری داشته باشد، اعتبار رهبری بالاتر می‌رود…
موشكاف: به اين ميگن خر كردنِ ولي فقيه به شيوة اكبر كوسه….ميگه اگه ميخواي ميخِ ولايتت رو محكم كني، درِ خبرگانو باز بذار كه من هركي خواستم رو بيارم توش…..خامنه هم كه دستِ اين شريكِ 50 ساله شو خونده حرفش اينه كه اكبر!…..خودتي!..اگه من در خبرگان رو باز بذارم….تو دو روزه عمامة منو از كله م مي قاپي، از ريشمم واسه صورت كوسهات ريش مصنوعي درست مي كني….هاهاها…..و اينجوريه كه جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه.

۱۳۹۴ مهر ۱۱, شنبه

نیویورک، صدای ملت و مشت سیاست

تظاهرات نیویورک در اعتراض به حضور روحانی جنایتکار
تظاهرات نیویورک در اعتراض به حضور روحانی جنایتکار
آسوشیتدپرس: هزاران تظاهر کننده در نیویورک خواهان از میان برداشتن رژیم ایران شدند. نیویورک‌تایمز: هزاران تظاهر کننده، الجزیره: بزرگترین تظاهرات در نیویورک، العربیه: هزاران تن از ایرانیان… و رسانه‌های دیگر.
تلویزیون فاکس‌ نیوز تعبیر گویایی دارد: این جا سخنان روحانی خریداری ندارد، شما تصاویری را از خیابان مقابل سازمان ملل مشاهده می‌کنید. و تفسیر زیبای دیگری از «پایگاه خبری دیجیتال ژورنال» با تمرکز روی جوانان حاضر در صف اول: «نسل بعدی اپوزیسیون ایران، زیر چتر شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق، به‌مثابه گروهی پرآوازه و به‌طور روزافزونی تاثیرگذار سر برآورده است که هدف اول آنها در حال حاضر روحانی و آخوندهایی است که او نمایندگیشان می‌کند». جمله گویای دیگری از تفسیر همین رسانه: «در حالی که بسیاری از رهبران جهان، مانند باراک اوباما، از مواجهه با رژیم ایران خسته شده‌اند، مجاهدین خلق ثابت کرده‌اند که از جایشان تکان نخواهند خورد».
می‌دانیم که در دنیای تعادل قوا، صدا وقتی به‌گوش می‌رسد و رسانه‌ها از آن استقبال می‌کنند، که برخاسته یا وابسته به قدرتی یا دولتی باشد. صدای ملتها اما، به‌ویژه ملتهای اسیر در چنگال دیکتاتورها، به‌این سادگی به‌رسانه‌ها راه نمی‌یابند و در اماکن مهمی چون ملل‌متحد به‌گوشها نمی‌رسند. اما عجب این جاست که این بار صدای بی‌صدایان، اسیران در چنگال سیاه‌ترین دیکتاتوری دوران، بر صدای دیکتاتور پیشی می‌گیرد، در سیاست نفوذ می‌کند و درست از همان تریبونی که روحانی و رفسنجانی انتظار صدای تشویق و تقدیر را دارند، یعنی تریبون مجمع عمومی، بسان مشتی سنگین بر سینه دیکتاتور فرود می‌آید. در قالب جملاتی مانند اینها: «رژیم ایران در همین شرایط به اعزام گروه‌های نیابتی خشن برای پیشبرد منافع خود ادامه می‌دهد… درگیریهای طائفی را دامن می‌زند و کل منطقه را به خطر می‌اندازد».
سؤال این است که چرا و چگونه توافق هسته‌یی که زمانی دولتهای غربی برای تحمیل آن به رژیم، مشوقها پیش‌کش می‌کردند، حالا که حاصل شده، با سیلیهای سیاسی همراه است. چه شده که روزگاری جنایتکارانی چون رفسنجانی و خاتمی، به‌عنوان مدره و اصلاح‌طلب، حلوا حلوا می‌شدند و سیاست‌ها را به‌دنبال خود می‌کشیدند، اما حالا روحانی با چشمان حیرت‌زده شاهد است که دعاوی «اعتدال» و «تعامل» او، آن‌هم پس از تن‌دادن به‌توافق هسته‌یی و سرکشیدن جام زهر، این چنین با سیلیهای چپ و راست سیاسی همراه است؟ یکی از پشت تریبون مجمع عمومی و یکی با جواب سربالا و تحقیر کننده وزیر خارجه عربستان، در پاسخ به‌درخواست ملاقات وزیر خارجه آخوندها. سیلیهایی که در فضای پس از زهرخوران بیش از پیش به درون رژیم می‌ریزد و روحانی را مجبور به‌ترک نیویورک، بدون دستیابی به اهداف و رؤیاهاش می‌کند. علت چیست؟
قبل از پرداختن به جواب، ابتدا نگاهی دیگر به‌یک رسانه. تلویزیون فاکس نیوز: « مریم رجوی می‌گوید رژیم ایران و روحانی باید به‌خاطر حمایت از تروریسم تحت پیگیرد قانونی قرار گیرند، نه این‌که در سازمان ملل مورد استقبال واقع شوند».
بله جواب را باید در قدرت مقاومت ایران جستجو کرد، قدرتی برآمده از پایداریهای اشرفی و اشرف‌نشان، تحت هدایت مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران. کسی که به‌گفته ژان زیگلر، فیلسوف و حقوق‌دان بزرگ سوئیسی توانسته است «قدرت اخلاقی و انسانی را به قدرت سیاسی تبدیل کند». فرایند شگفت‌انگیزی که البته به‌قیمت فدای بیکران محقق شده و توانسته این چنین در دنیای تعادل‌قوا صدای ملت را به‌گوش جهان برساند و دیکتاتوری ولایت‌فقیه را رسوا و سرشکسته سازد و با ریختن جام زهر به‌حلقوم خلیفة ارتجاع راه پیروزی مردم و مقاومت ایران را هموار سازد.

۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه

ایران - خبررسانهای موبایلی تهدیدی برای امنیت حاکمیت آخوندی


رژیم ولایت فقیه ـ چه از نظر موقعیت منطقه‌یی و بین‌المللی، چه از نظر وضعیت اقتصادی و منازعه میان جناح‌ها ـ یک حکومت شکست خورده است. اما مهمترین شکست این رژیم، ناتوانیش در برطرف کردن خطر قیامهای سرنگون کننده، به‌ویژه از جانب نسل جوان و نوجوان ایران است.
پیشرفت تکنولوژی و انگیزه جوانان برای مقابلهبا رژیم و دستگاه سانسور آن خیلی بیشتر از این حرفهاست که آخوندهای قرون‌وسطایی بتوانند با اقدامات سرکوبگرانه شون جلوی آن را بگیرند.
آری، با گذر زمان آخوندها و کارگزارانشان مجبور می‌شوند تا پرده‌های دین فروشی و اخلاق گرایی آخوندی را کنار بزنند و نیت اصلی خودشان از مسدود کردن و فیلتر کردن اینترنت و شبکه‌های اجتماعی را عیان کنند. دشمن آخوندها هم که مشخص است و کارگزاران رژیم بارها به زبانهای مختلف به آن اشاره کردند. دشمنی به نام مقاومت ایران که هم خامنه‌ای و هم رفسنجانی و مهره‌های باندهای آنها به‌مناسبتهای مختلف با اسامی مختلف از آن نام برده و ابراز نگرانی کرده‌اند و این روزها بیش از پیش مورد استقبال جوانان قرار قرار گرفته است. در واقع چیزی که آخوندها را به وحشت انداخته این است که جوانان در بستر فضای مجازی بیشتر از قبل به‌هم پیوند بخورند و از مقاومت ایران برای رویارویی با رژیم الهام بگیرند. آخوندها قیام 88 و به‌کارگیری گسترده تویتر توسط جوانان در آن قیام سراسری را تجربه کردند و حالا می‌خواهند کنترل تمام خبررسانهای اینترنتی و موبایلی در دست خودشان باشد تا هر وقت خواستند بتوانند قطعش د و از خبررسانی جلوگیری نمایند. اما تجربه نشان داده که جوانان امروز در میهنمان برای تغییر رژیم آخوندی چنان انگیزه‌ای دارند که اقدامات آخوندها راه به جایی نخواهد برد و این جوانان هستند که پیروز این کارزار خواهند بود.

۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

ایران - طلسم جنگ(1) - چرا جنگ؟

ویرانی و-آوارگی، یکی از رمغانهای شوم جنگ ضدمیهنی
ویرانی و-آوارگی، یکی از رمغانهای شوم جنگ ضدمیهنی

ویرانی و آوارگی، یکی ازارمغانهای شوم جنگ ضدمیهنی خمینی بود


مقدمه - چرا جنگ؟
رژيم خميني به‌خاطر طينت ارتجاعي  خود و به‌خاطر اين‌كه نمي‌توانست در هيچ‌يك از الگوهاي توسعهٌ اقتصادي‌ـ اجتماعي، رو‌به‌جلو حركت كند؛ الگوي خاص خود را، كه بر‌استراتژي «حفظ نظام» با «بسط» و توسعه‌طلبي خارجي بنا شده است، درپيش گرفت.
خميني و رفسنجاني و خامنه‌اي و خاتمي و… براي هشت‌سال چنين مي‌پنداشتند كه با بلعيدن عراق، ميخ حاكميت و تثبيت رژيم خود را در اين منطقه از جهان خواهند كوبيد. به‌خصوص كه جنگ بهترين سرپوش براي اختناق و هم‌چنين ضامن مهار مشكلات دروني رژيم هم بود.
اما مقاومت ايران در‌برابر آن جنگ ضدميهني سينه‌سپر كرد و با شعار صلح كه در آن روزگار قيمتي بس سنگين مي‌طلبيد، طلسم جنگ را در‌هم شكست و سرانجام ارتش آزاديبخش ملي، به‌عنوان عامل تعيين‌كنندهٌ داخلي و ايراني، درب تنور جنگي خميني را گل گرفت و جام زهر «آتش بس تحميلي» ‌را به‌حلقوم او ريخت.
خسارتهاي ناشي از جنگ ويرانگر، آن‌چنان كه رفسنجاني در زمان رياست جمهوريش فاش كرد، بيش‌از يكهزار ميليارد دلار بود
در تاریخ زندگی ملتها حوادثی وجود دارد که تأثیر و اهمیت آنها، گاه تا نسلها بعد امتداد می‌یابد.
جنگ 8ساله ایران و عراق از این‌گونه وقایع است. جنگی که چهره نه تنها ایران، بلکه منطقه را تغییر داد. این نوشته، نگاهی است به آن جنگ.
بعدازظهر روز یکشنبه سی‌ و یکم شهریور، 1359 با بمباران فرودگاه مهرآباد و چند پایگاه هوایی دیگر ایران، جنگ گسترده ایران و عراق شروع شد.
هشت سال جنگ! سربازهای یکبار مصرف، دانش‌آموزان یکبار مصرف میدانهای مین، فقر، مرگ، آوارگی... . جامعه‌ای ویران و اقتصادی ورشکسته.
به‌راستی چرا باید دو کشور همسایه تا سر حد نابودی، با یکدیگر بجنگند؟
هدف از جنگ چه بود؟ و این جنگ چه هزینه‌ای را به مردم دو کشور تحمیل کرد؟
آوارگی، در به دری و از دست دادن نزدیک‌ترین عزیزان، واژه‌های آشنا برای مردم ما و به‌طورخاص نسل دهه 60 هستند.

آیا می‌توانید چشمهایتان را برای چند ثانیه ببندید و خودتان را برای لحظاتی جای یک مرد، یک زن یا یک کودک جنگ‌زده بگذارید؟

۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه

هشدارهای شدید رفسنجانی در برابر حملات سنگین خامنه‌ای

به‌صحنه آمدن رفسنجانی و خامنه‌ای، یکی پس از دیگری، همراه با مهره‌ها و رسانه‌هایشان، آتش و حرکت دو گروه خامنه‌ای را می‌نماید. تازه‌ترین نمونه، ظاهر شدن رفسنجانی در روز 26شهریور بود تا بی‌درنگ جواب حملات روز قبل خامنه‌ای را بدهد، با شدتی بیش از همیشه، و این بار در حسنیه جماران تا در ظاهر هم رویارویی دو «رهبر معظم» را تداعی کند. رفسنجانی تک به تک حملات و هشدارهای خامنه‌ای را با حملات و هشدارهای متقابل پاسخ گفت

خامنه‌ای از «رصد دائم مسائل داخلی» به‌عنوان «یکی از وظایف اصلی سپاه» حرف زد و گفت: « سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک سازمان سر به زیر نیست بلکه یک ناظر آگاه و بینا و متوجه مسائل داخلی و خارجی است» که با «نفوذ بیگانگان» در «مراکز تصمیم‌گیری» و «مراکز تصمیم‌سازی» مقابله خواهد کرد. این هشدار آشکار خامنه‌ای به باند رقیب است. می‌گوید ای رفسنجانی، من با استفاده از اهرم پاسداران که در دست دارم، اجازه نمی‌دهم تو و باندت «مراکز تصمیم‌گیری» و «مراکز تصمیم‌سازی» یعنی دو مجلس نظام را تحت کنترل خودت درآوری.
رفسنجانی بلافاصله روز بعد در یک رویارویی آشکار به خامنه‌ای و باندش هشدار داد: «مردم و جوانان دیگر فریب حرف و شعارهای بدون عمل را نمی‌خورند» و «با حضوری مشابه انتخابات 92، درس بزرگی به افراطیها می‌دهند»، «حماسه سیاسی» می‌آفرینند و «انحرافی را که در مسیر انقلاب ایجاد شده بود» (منظورش انتخابات 84 و 88 است) اصلاح می‌کنند. رفسنجانی با هشدار آشکار به خامنه‌ای و شورای نگهبان گفت: «عقلای قوم باید توجه داشته باشند که برگزاری انتخابات باشکوه برای کشور و انقلاب مهم است» و مبادا دست به «اقدامی که باعث ناامیدی مردم» شود بزنند. رفسنجانی که شیادانه برای پیشبرد جنگ با خامنه‌ای از «مردم» دم می‌زد، با یادآوری کابوس مشترک دو باند، یعنی قیام خلق، برای ولی‌فقیه ارتجاع، با وحشتزدگی روزهای قیام علیه شاه را مثال زد و هشدار داد: «دیدید که مردم ایران به‌رغم خفقان شدید، با غسل شهادت به خیابان می‌آمدند و از کشته شدن نمی‌ترسیدند». یعنی حواست باشد اگر در انتخابات بخواهی قوانین بازی را به‌هم بزنی، مردم خشمگین و قیامی شبیه آن‌که بنیاد سلطنت را برافکند در انتظارمان است. به این ترتیب رفسنجانی رودرروی خامنه‌ای که گفته بود به پاسداران و بسیجیها «افراطی» نگویید، ولی‌فقیه ارتجاع و تمام دار و دسته‌اش را «افراطی» خواند و وعده داد که «درس بزرگی» به آنها خواهد داد. او وعده‌های مکرر خامنه‌ای و شورای نگهبان را مبنی بر قلع و قمع کاندیداهای باندش، با طرح وارد کردن گسترده مهره‌ها به‌چالش کشید و گفت: «بسیاری از شخصیتهای معتبر، با سواد و تجربه دیده را می‌شناسیم که آماده حضور در انتخابات هستند و مردم بیشتر از همه منتظر هستند تا حماسه سیاسی را تکرار کنند». یعنی‌ای خامنه‌ای، ای رئیس خبرگان و ای شورای نگهبان، حالا اگر راست می‌گویید همه این به‌اصطلاح «شخصیتها» را رد صلاحیت کنید تا ببنید در درون نظام چه غوغایی برپا خواهد شد.
حرفهای خامنه‌ای و رفسنجانی شامل چندین فقره رو در رویی دیگر از جمله بر سر نحوه «نفوذ دشمن» و «راههای نفوذ دشمن» و زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی «نفوذ دشمن» بود که در این مختصر از آنها می‌گذریم. خامنه‌ای با به‌کار بردن بیش از 30بار کلمه «نفوذ» و «دشمن» و استفاده مکرر از کلمه «رخنه» و «امنیت» و «خطر» رفسنجانی و باندش را شلاق‌کش کرد و آنها را به‌عنوان «انسانهای ضعیف‌النفس» که «عوامل» دشمن هستند، به پاسداران معرفی کرد. متقابلاً رفسنجانی هم خامنه‌ای و باندش را به‌عنوان عناصر «افراطی» و «تندروهای مخالف منافع ملی» معرفی کرد که نمی‌خواهند بپذیرند که دولت روحانی چگونه «با تدبیر و امید، سایه جنگ، تهدید و تحریم را از فضای کشور دور کرده» است و «اگر اینها بخواهند نظر موافق و مخالف خود را تا انتخابات اسفند ماه، ادامه دهند، مردم می‌فهمند و با حضوری مشابه انتخابات 92، درس بزرگی به افراطیها می‌دهند».
اکنون سؤال این است که این روند تصاعدی که جنگ در رأس نظام پیدا کرده است، تا کجا پیش خواهد رفت و آیا پس از نمایش انتخابات اسفندماه پایان خواهد گرفت؟ جواب این است: تشدید هر چه بیشتر جنگ قدرت، با سمت و سوی قبضه نهایی هژمونی توسط یکی از دو رأس نظام. قبضه‌کردنی که به‌معنی کنار زدن یکی به نفع دیگری خواهد بود. در روزها و هفته‌های آینده این تشدید تصاعدی را شاهد خواهیم بود.

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

معنی «اقتصاد دانش‌بنیان» و «راه میان‌بر» روحانی در جنگ هژمونی ـ حسین قائمی

جنگ  گرگها:
سخنرانی حسن روحانی در روز چهارشنبه (25/6) در جمع گروهی از کارگزاران رژیم که از آنها به‌عنوان مدیران دانش‌بنیان نام برده شده، در واقع بیان خط‌مشی و استراتژی او و باندش در مرحله پس از زهرخوران بود.
همه حرفهای روحانی را در یک جمله او می‌توان خلاصه کرد: «ما باید جهان را در فضای پساتحریم ببینیم». بقیه حرفهای روحانی در جهت باز کردن و اثبات همین حرف بود. این حرف در موقعیتها و زمینه‌های مختلف، شکل و بیان خودش را دارد. مثلاً روحانی مکرر ادعا می‌کند که گویا دید دنیا نسبت به جمهوری اسلامی بر اثر همین مذاکرات هسته‌یی و توافق هسته‌یی تغییر کرده و فهمیده است که ما اهل منطق و اهل مذاکره و تعامل هستیم. این حرف دقیقاً در نقطه مقابل حرف خامنه‌ای است که پیوسته تأکید می‌کند هیچ چیز با توافق هسته‌یی تغییر نکرده و تغییر نخواهد کرد. اصول و ارزشهای نظام همان است که بود و دشمن هم همان دشمن است و دشمنی‌اش کمتر نشده است.
«تدبیر» روحانی در این سخنرانی برای آن که دم به تلة باند حریف ندهد این بود که در سراسر سخنرانی به‌وفور از ترفند نعل وارونه استفاده کرد. به این معنی که ظاهر حرف، با مقصود واقعی‌اش 180درجه در تعارض بود و او معنای حقیقی حرفهایش را با مصداقها و مثالهایی که ذکر می‌کرد روشن می‌نمود.
مثلاً بر خلاف همیشه که از عوارض و آثار منفی تحریمها آه و ناله می‌کرد، این بار راجع به فواید تحریم و این‌که چگونه استعدادها و خلاقیتها را شکوفا می‌کند، دم زد و از جمله از دستاوردهای دفاعی در زمان جنگ با عراق سخن گفت، اما در مورد مصداق آن گفت که چطور رژیم مدتها در برابر سلاحها و هوایپماهای برتر عراق، عاجز شده بود و چقدر امکانات دفاعی خود را به همین خاطر از دست داد. در واقع می‌خواست همان حرف ظریف را برساند که گفت آمریکا با یک موشک می‌تواند ظرف 10دقیقه همه تأسیسات و تسلیحات نظامی ما را دود هوا کند؛ اما چون تجربه ظریف را داشت که چگونه روی سرش ریختند، آن را با این مثال بیان کرد تا نشان دهد که اگر عراق که یک کشور جهان سومی است، توانست ماهها رژیم را مستأصل کند، شنونده نتیجه خودش را از رویارویی مفروض با ابرقدرت آمریکا بگیرد.
یا مثلاً کلی از پیشرفتهای علمی و فناوری در دوران تحریم دم زد، اما برای اولین بار فاش کرد که: «رفتیم و از یک کشوری نقشه یک کارگاه یا یک کارخانه بزرگ یو اف 6 را خریدیم و آوردیم در اصفهان، آنها در قدمهای اول برای نصب هم کمک کردند» به همین ترتیب گفت پتة دعاوی بومی بودن فن‌آوری و صنعت هسته‌یی رژیم را روی آب انداخت و فاش کرد که سانتریفوژ و هواپیمای جنگی را هم از جای دیگری گرفتند و بعد با مهندسی معکوس مشابهش را ساختند، صرف‌نظر از این‌که اینها همه ادعاست اما می‌خواست نتیجه بگیرد که: «اگر از اول از آنها نقشه نمی‌خریدیم و یا با آنها صحبت نمی‌کردیم و خودمان دست به کار می‌شدیم نه این‌که شدنی نبود، شدنی بود اما 10 تا 15سال دیگر به آن دست پیدا می‌کردیم. راه میان‌بر معنی‌اش این است».
منظور روحانی از میان‌بر زدن، که آن را چند بار در سخنان خود تکرار کرد، ارتباط با غرب و استفاده از سرمایه و تکنولوژی غربی است. وی در همین رابطه آلمان و ژاپن را به‌عنوان الگوی پیشرفت مثال زد، اما اول با همان ترفند نعل وارونه مدعی شد که گویا آنها «با انگیزه ملی به صحنه آمدند» و رشد کردند، در حالی که روشن بود مقصودش از این مثال آن است که خاطرنشان کند که آلمان و ژاپن با کمک غرب و با استفاده از سرمایه‌گذاری غربی توانستند از خاکستر جنگ دوم سر بلند کنند.
به همین ترتیب روحانی به تفصیل از «اقتصاد دانش‌بنیان» صحبت کرد و بدون آن که اشاره‌یی به «اقتصاد مقاومتی» بکند، به‌وضوح آن را تخطئه نمود و تلاش‌کرد به مخاطبان خود نشان دهد که در مرحله «پساتحریم» و در صورت «تعامل با جهان» چه آینده درخشانی پیش رو دارند: «شما که این اقتصاد دانش بنیان را و شرکتهای دانش بنیان را برای این ایجاد کردید که خارجی‌ها به شما چیزی نمی‌دادند… حالا همین دانش به‌روز‌تر و مدرن‌تر از سوی کشورهای دیگر در اختیار شما قرار می‌گیرد». به این ترتیب روشن است که «اقتصاد دانش بنیان» اسم مستعار اقتصاد وابسته‌گرا و قلاب شدن به سرمایه‌داری غربی است، کمااین‌که اقتصاد مقاومتی که خامنه‌ای علم کرد نیز به‌معنی قبضه اقتصاد توسط سپاه پاسداران و بیت رهبری است. البته روحانی در سخنرانیش در روز سه‌شنبه در برابر سرکردگان سپاه گفت که سهم سپاه را در غارت به‌رسمیت بشناسد به این شرط که «سپاه و بسیج در راه دستیابی به اهداف اقتصاد مقاومتی و رسیدن به نقطه آسیب ناپذیری اقتصاد کشور به دولت کمک کنند» (تلویزیون رژیم ۲۴/۶/۹۴). منظور این است که: فرمان اقتصاد دست دولت باشد و سپاه نقش کمکی داشته باشد؛ اما روشن است که سپاه و باند ولی‌فقیه به این تقسیم سهم رضایت نخواهند داد و برای حفظ منافع خود تا پای جان، خواهند ایستاد و خواهند جنگید.

در یک کلام، حرفهای روحانی تصویری بود از جنگ هژمونی که رفسنجانی و روحانی با خامنه‌ای در تمام زمینه‌ها دارند؛ جنگی که طرف پیروز آن در درون رژیم نیست. 

خامنه ای وروحانی جلاد
خامنه ای وروحانی جلاد

۱۳۹۴ مرداد ۲۰, سه‌شنبه

ایران - اوجگیری جنگ گرگها ازپیامدهای جام زهر

پاتک خامنه‌ای، تهدید به خانه‌نشین کردن رفسنجانی

خامنه ای  ورفسنجانی  جنایتکار
خامنه ای  ورفسنجانی  جنایتکار 
تاریخ پر تب و تاب ایران، باز هم لحظه‌یی را پدیدار کرده ،یعنی زمان تغییر و شرایط تغییر، فرا رسیده است. این رژیم مشروعیت و پشتوانه اجتماعی ندارد و در رأس خود شقه شده استاین رژیم نامشروع است؛ زیرا میان رژیم حاکم و مردم، دریایی از خون جاری است؛ زیرا یکسره به‌زور و اجبار متکی است؛ زیرا سراپا غرق فساد و دروغ و تبهکاری است.
همه و همه، گویای مرحله‌یی است که پایانش ضربه نهایی مردم و مقاومت ایران بر پیکر پلیدترین رژیم تاریخ ایران است
این روزها مجلس و دستگاه قضایی رژیم، صحنه پاتک شدید خامنه‌ای به‌رفسنجانی است. پاسخ به خیز بزرگی که رفسنجانی برای قبضه کردن هژمونی درونی رژیم از بیش از یک هفته پیش برداشته است. البته خامنه‌ای در حملات متقابل به رفسنجانی فعلاً عوامل خودش را به صحنه فرستاده است. 

۱۳۹۴ مرداد ۹, جمعه

ایران - وزیر خارجه امارات متحده عربی، نماینده اتحادیه اروپا را فاقد فهم تفرقه افکنی رژیم ایران دانست

ناديده گرفتن تجاوزكاري رژيم ايران در سیاست مماشات

خانم فدريكا موگريني شرم بر مماشات با خامنه ای وروحانی جنایتکار. ایرانیان هرگز شمارا نمیبخشند.
كساني كه شما با آنها ملاقات کردیدهمه از مسئولان 120 هزار اعدام سياسي و مسئولان قتل عام 30 هزار زنداني سياسي در تابستان 1988 هستند
خانم موگريني درحالی که به دستور ملايان يا براي خوش آمد آنها در ديدار با جانيان عليه بشريت مانند روحاني و رفسنجاني و ظريف و لاريجاني روسري بر سر مي گذاشتید ، همه روزه صدها زن شريف و آزاده ايراني توسط عوامل همين جنايتكاران به بهانه آخوند ساخته بد حجابي دستگير مي شوند، جريمه مي شوند و شلاق مي خورند وهمانروز که شما درایران تحت ستم خامنه ای و سایر جنایتکاران بودید بیش از 10اعدام صورت گرفت که یکی از آنها یک مادر45ساله و یک جوان 22و23ساله بودای شرم برشما... سفرشما يك توهين آشكار به همه زنان ايران است.
موگريني تفرقه افكني سياست رژيم ايران را درنيافته و تعريف و تمجيد او از مقامهاي رژيم ايران  با آنها بر سر توافق اتمي مذاكره كرده بود، بيجاست.

فدریکا موگرینی درملاقات باقاتلان مردم ایران
فدریکا موگرینی درملاقات باقاتلان مردم ایران