‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ارتش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه

ایران - استبداد مذهبی در محاصره بحرانها و ایران در موقعیت تغییر

سیل  جمعیت بیکاران در ایران
سیل  جمعیت بیکاران در ایران 

گسترش ارتش بیکاران، کابوس چپاولگران!

رشد اقتصادی کشور، هر سال منفی می‌شود. پول رسمی کشور در سه سال اخیر، هفتاد درصد ارزش خود را از دست داده است. سیستم بانکی ورشکست شده و دو سوم واحدهای صنعتی تعطیل یا راکد شده‌اند. رکود وحشتناکی تمام بازارها را فلج کرده است. شمار بیکاران حداقل 10میلیون نفر است؛ یعنی از هر پنج نفر دو نفر بیکار‌ند.
خانوارهای ایرانی از فقر و ناداری به گرسنگی کشیده شده‌اند. جمعیت گرسنگان 12 میلیون نفر شده‌است. تا دیروز مشکل عمومی فقر بود؛ حالا گرسنگی است. در هیچ زمانی در تاریخ ایران اختلاف طبقاتی به‌اندازه دوران حاکمیت آخوندها چشمگیر نبوده است.
در سال 50، خمینی در سخنرانی ریاکارانه‌اش دیکتاتوری شاه را به‌خاطر آن‌که مردم بلوچستان از فرط ناداری دختران خود را می‌فروشند، سرزنش می‌کرد. حالا بلوچستان که جای خود دارد، در قلب تهران هم، آگهی دردناک فروش بچه‌های کوچک و اعضای بدن به چشم می‌خورد.
در نتیجه، اگر آخوندها پاشیدگی اقتصاد را به‌حال خود بگذارند، ادامه آن فوران اعتراضهای اجتماعی را در پی دارد و اگر بخواهند برای مهار آن قدمی بردارند، ناگزیر از کاهش هزینه‌های سرکوب و صدور تروریسم‌ است  که تمامیت این رژیم را بی‌دفاع می‌کند و راه را برای اعمال اراده مردم ایران باز می‌کند.

اقتصاد ایران آخوندزده هم‌چنان با بیکاری دست و پنجه نرم می‌کند، پیش‌بینیها و تحلیل‌های جدید نشان می‌دهد که در سالهای آینده بیکاری گسترش بیشتری پیدا خواهد کرد. طبق آخرین اعلام مرکز آمار رژیم، در بهار امسال تعداد بیکاران بیش از ۲ میلیون و ۶۴۷ هزار نفر بوده است، البته روشن است که آمار واقعی بیش از اینهاست. یکی از ویژگیهای بارز این بیکاران این است که تا به‌حال حتی امکان یک ساعت تجربه کار را هم به دست نیاوردند؛ به‌خاطر همین هم این گروه از کارجویان به‌عنوان بیکاران مطلق شناخته می‌شوند. نیمی از این بیکاران فارغ‌التحصیل از دانشگاه هستند و نرخ بیکاری آنها بیش از ۲ برابر نرخ عمومی بیکاری در ایران آخوند زده است. طبعاً به‌خاطر زن‌ستیزی آخوندها اوضاع بیکاری زنان فارغ‌التحصیل دانشگاه از مردان هم بدتراست. جوانهایی که درس خواندند تا بیکار شوند!...

۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

ایران - طلسم جنگ(1) - چرا جنگ؟

ویرانی و-آوارگی، یکی از رمغانهای شوم جنگ ضدمیهنی
ویرانی و-آوارگی، یکی از رمغانهای شوم جنگ ضدمیهنی

ویرانی و آوارگی، یکی ازارمغانهای شوم جنگ ضدمیهنی خمینی بود


مقدمه - چرا جنگ؟
رژيم خميني به‌خاطر طينت ارتجاعي  خود و به‌خاطر اين‌كه نمي‌توانست در هيچ‌يك از الگوهاي توسعهٌ اقتصادي‌ـ اجتماعي، رو‌به‌جلو حركت كند؛ الگوي خاص خود را، كه بر‌استراتژي «حفظ نظام» با «بسط» و توسعه‌طلبي خارجي بنا شده است، درپيش گرفت.
خميني و رفسنجاني و خامنه‌اي و خاتمي و… براي هشت‌سال چنين مي‌پنداشتند كه با بلعيدن عراق، ميخ حاكميت و تثبيت رژيم خود را در اين منطقه از جهان خواهند كوبيد. به‌خصوص كه جنگ بهترين سرپوش براي اختناق و هم‌چنين ضامن مهار مشكلات دروني رژيم هم بود.
اما مقاومت ايران در‌برابر آن جنگ ضدميهني سينه‌سپر كرد و با شعار صلح كه در آن روزگار قيمتي بس سنگين مي‌طلبيد، طلسم جنگ را در‌هم شكست و سرانجام ارتش آزاديبخش ملي، به‌عنوان عامل تعيين‌كنندهٌ داخلي و ايراني، درب تنور جنگي خميني را گل گرفت و جام زهر «آتش بس تحميلي» ‌را به‌حلقوم او ريخت.
خسارتهاي ناشي از جنگ ويرانگر، آن‌چنان كه رفسنجاني در زمان رياست جمهوريش فاش كرد، بيش‌از يكهزار ميليارد دلار بود
در تاریخ زندگی ملتها حوادثی وجود دارد که تأثیر و اهمیت آنها، گاه تا نسلها بعد امتداد می‌یابد.
جنگ 8ساله ایران و عراق از این‌گونه وقایع است. جنگی که چهره نه تنها ایران، بلکه منطقه را تغییر داد. این نوشته، نگاهی است به آن جنگ.
بعدازظهر روز یکشنبه سی‌ و یکم شهریور، 1359 با بمباران فرودگاه مهرآباد و چند پایگاه هوایی دیگر ایران، جنگ گسترده ایران و عراق شروع شد.
هشت سال جنگ! سربازهای یکبار مصرف، دانش‌آموزان یکبار مصرف میدانهای مین، فقر، مرگ، آوارگی... . جامعه‌ای ویران و اقتصادی ورشکسته.
به‌راستی چرا باید دو کشور همسایه تا سر حد نابودی، با یکدیگر بجنگند؟
هدف از جنگ چه بود؟ و این جنگ چه هزینه‌ای را به مردم دو کشور تحمیل کرد؟
آوارگی، در به دری و از دست دادن نزدیک‌ترین عزیزان، واژه‌های آشنا برای مردم ما و به‌طورخاص نسل دهه 60 هستند.

آیا می‌توانید چشمهایتان را برای چند ثانیه ببندید و خودتان را برای لحظاتی جای یک مرد، یک زن یا یک کودک جنگ‌زده بگذارید؟

۱۳۹۴ شهریور ۱۲, پنجشنبه

تاریخ - مناسبتها - ایران - کردستان

آخوند ملاحسنی جنایتکار
آخوند ملاحسنی جنایتکار

۱۱شهریور ۱۳۵۸- ۲سپتامبر۱۹۷۹

روز ۱۱شهریور سال ۱۳۵۸ همزمان با تهاجم خونین نیروهای ارتش وسپاه پاسداران به ‌شهر مهاباد و تصرف آن، مزدوران خمینی به‌سرپرستی ملاحسنی جنایتکار، نماینده خمینی در ارومیه به‌طرز وحشیانه‌یی به‌روستاهای ”قارنا“ و ”کانی‌مام‌سید“ در نزدیکی شهر نقده حمله کرده و زنان و کودکان و افراد سالخورده را قتل‌عام کردند.

این جنایت زمانی اتفاق افتاد که تمام جوانان و افراد میانسال روستا از ترس دستگیری، از روستا خارج شده بودند و تنها زنان وکودکان و افراد سالخورده در داخل روستا مانده بودند.
روزنامه‌کیهان روز ۱۴شهریور ۵۸ به‌نقل از ملاصالح رحیمی نوشت: ”۶۸نفر از اهالی این روستا را به‌قتل رسانده‌اند. او افزود: افراد بیگناهی که در روستای قارنا به‌شهادت رسیدند تنها گناهشان این بود که از نژاد کردبودند
روز قبل‌از آن نیز علمای اهل سنت کردستان طی نامه‌یی به‌خمینی به‌شدت به‌وی اعتراض کردند. در نامه ‌آنان آمده است:
براثر تبلیغات شوم و اخبار ناصحیح مشتی مغرض و ناآگاه ذهن رهبر را علیه ملت کرد مشوب نموده و موجب گردیده علیه ملت کرد اعلام بسیج عمومی شود و درنهایت قساوت و بی‌رحمی افراد غیرمسلح و بیگناه را که جرمی جز کردبودن و سنی‌بودن ندارند در دادگاه اسلامی، بدون محاکمه محکوم و تیرباران می‌نمایند.