‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوندها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوندها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

#ایران - اجاره و فروش کودکان توسط زنان کارتن خواب

کرایه کودکان روزی 15هزار تومان در تهران
کرایه کودکان روزی 15هزار تومان در تهران

اینجا ایران است.

 آنچه ارزان است حراج انسان است.

فروش کودکان  در تهران  وسایر شهرهای میهنمان  به عنوان  یک پدیده شوم  وضد انسانی، از آغاز حاکمیت آخوندهای خمینی صفت  به کارنامه ننگین رژیم ضدبشر اضافه شد.
گزارشهای رسانه های رژیم حاکی ازخرید وفروش کودکان  در حاکمیت پلید آخوندی است .
  فروش كودكان نتيجه بلافصل بيكاري، فقر و اعتياد و فحشا است كه تمامي آنها آثار 35سال حاكميت ملايان بر مردم ايران هستند. وضعیت فاجعه بار کودکان  که دررژیم  ملایان هر روز ابعادش گسترده تر می شود تنها با ریشه کن شدن تمامیت  این نظام فاسد وقرون وسطایی از ایران برچیده خواهد شد.
در یک خبر تکان‌دهنده، فرحناز رافع از کارگزاران رژیم در هلال احمر اطلاعات تازه‌یی درباره کرایه و فروش کودکان در تهران ارائه داد.
وی روز دهم اسفند ۹۴ به خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ـ تسنیم گفت: برخی زنان کارتن‌خواب بچه‌هایشان رابرای گدایی کرایه می‌دهند یا می‌فروشند.
او نرخ کرایه را روزانه ۱۵ هزار تومان و نرخ فروش را دو میلیون تومان اعلام کرده است.
فرحناز رافع افزود: در مناطق اطراف بهشت زهرا، محلهایی وجود دارد که اطفال برای گدایی کرایه داده می‌شوند یا به فروش می‌رسند

۱۳۹۴ اسفند ۷, جمعه

ایران – اعدام وسرکوب - سفیر پیشین آمریکا در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد : آمریکا واروپا باید(انتخابات) ساختگی آخوندها را رد کنند.

 کن  بلکول،سفیر  پیشین آمریکا در کمیسیون  حقوق بشر سازمان ملل متحد
کن  بلکول،سفیر  پیشین آمریکا در کمیسیون  حقوق بشر سازمان ملل متحد 
کن بلکول، سفیرپیشین آمریکا در کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل‌متحد، طی مقاله‌یی با عنوان «ایالات متحده و اروپا باید ”انتخابات” ساختگی آخوندها را رد کنند» كه در پاتریوت پست درج شده، نوشت: «مردم ایران از انتخابات آزاد و عادلانه محروم هستند».
در قسمتی از این مقاله آمده است: «حکومت مخوف مذهبی که توسط قوانین حقوقی سخت و بی‌رحمانه آخوندها به ایرانیان تحمیل شده است، هیچ‌گونه وجه تشابهی با نظام دموکراتیک ما ندارد. … در واقع بخش بزرگی از مردم ایران در حال کار روی ایجاد تغییرات متحول‌کننده‌ای هستند که به آنها اجازه می‌دهد از همان نوع حقوقی برخوردار شوند، که ما آمریکاییها، هم در روز انتخابات و هم در زندگی روزمره، داریم.
این افراد، شورای ملی مقاومت ایران هستند که به کمک ما نیاز دارند.
در ادامه مقاله کن بلکول آمده است: «در حال حاضر اجزای بنیاد دموکراسی واقعی در خاورمیانه وجود دارد. آنها عبارتند از طرح 10 ماده‌ای مریم رجوی پرزیدنت شورای ملی مقاومت ایران، که خواستار یک سیستم حکومتی و مجموعه‌یی از آزادیهای مدنی است که برای هر آمریکایی، مانوس و برای هر شهروند جهان، مطلوب هستند».

۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

ایران - فرار قهرمانانه هفت تن از زنان مجاهد از زندان ديزل آباد كرمانشاه در سال 61

قهرمانان درزنجیر
قهرمانان درزنجیر
ديزل آباد يكي از بدنام ترين سياهچال هاي آخوندهاست،
بطوريكه شكنجه گران اين زندان براي درهم شكستن مقاومت زندانيان درسايرنقاط ازجمله مشهد"صادر" مي شده اند.
در حالي كه در زندان ديزل آباد چنين فضايي حاكم بود، در تيرماه سال1361 چندتن از زنان مجاهد خلق با يك اقدام متهورانه جمعي موفق به فرار از آن مي شوند.
یکی از این قهرمانان خاطراتش را اینطور نقل می کند: «در اواخر ارديبهشت ماه قرار گذاشتيم مراسم 4خرداد را برگزار كنيم. در تدارك آن بوديم كه طرحمان لو رفت. پاسداران 10ـ 15نفر را به انفرادي بردند. در ميان آنها عاطفه خزايي، طاهره محمدي كيا، گيتا دهقان، ژاله مولاييان و مرضيه اسكندري هم بودند. موقع خداحافظي، طاهره به من گفت: "اجازه نمي دهيم همينطوري به دست اينها كشته شويم، مطمئن باش فرار خواهيم كرد".
بچه ها را به يك كانتينر بردند كه از نظر امكانات واقعا در حد صفر بود. اما آنها با روی گشاده شرايط را پذيرفتند. روحيهٌ اين 5 مجاهد حتي تحسين پاسداران را هم برانگيخته بود. عاقبت يكي از آنها به نام علي بيات، تحت تأثير پاكبازي خواهران، به همكاري با آنان اظهار تمايل ميكند.
خواهران پس از اطمينان از وضع امنيتي علي، از او مي خواهند تا براي فرار كمكشان كند. علاوه بر آن، از او سلاح و مهمات مي خواهند تا بتوانند ضمن فرار، عملياتي هم روي پاسداران انجام دهند.
علي مي پذيرد، براي آنها نارنجك و كارت شناسايي جعلي و… تهيه مي كند. قرار مي شود كساني كه در معرض اعدام قرار دارند فرار كنند و دو نفر از آنان عمليات را انجام دهند.
نرگس بهار دوست و مرضيه جليلي مسئول انجام عمليات مي شوند، آنها به اتاق حاكم شرع مي روند و نارنجك را به ميان پاسداراني كه در اتاق بودند مي اندازند. متأسفانه نارنجك عمل نمي كند،
به طور همزمان خواهران ديگر از زندان فرار مي كنند. علي به آنها پيشنهاد مي كند آنها را به شهر ديگري ببرد. آنها نمي پذيرند و مي گويند ما بعد از فرار بلافاصله بايد به سازمان وصل شويم.
پس از اين فرار جسورانه، مزدوران تمام امكاناتشان را براي دستگيري آنان بسيج مي كنند. حتي خائنان را براي شناسايي در سطح شهر پخش مي كنند.
خبر به زودي در تمام شهر مي پيچد و همه از تهور خواهران صحبت مي كنند. عاقبت بر اثر يك اشتباه، علي لو ميرود و چند تن از بچه ها هم دستگير مي شوند.
پس از دستگيري، "حاج بهرام نوروزي" كه در ميان شكنجه گران به قساوت معروف بود و براي خودش باندي داشت، مأمور شكنجهٌ آنان مي شود.
مرضيه جليلي را آنقدر مي زنند كه روزي يك ليوان چرك از پايش بيرون مي آمد. سه انگشت پايش را هم به علت جراحات شديد قطع كردند. او نميتوانست راه برود و پاهايش تا زانو باندپيچي شده بود.
نرگس و ژاله هم كه عمليات را انجام داده بودند، وضعيت مشابهي داشتند و به رغم همهٌ شكنجه ها تا آخر هم جاي بقيهٌ نارنجكها را لو ندادند.
يكي از بازجويان كه از مقاومت آنان كلافه شده بود،گفت:منكه خسته شدم،اين زنان منافق واقعا ديوانه هستند!".
گيتا و ژاله كه از كودكي با هم دوست بودندبه شدت شكنجه شدند، اما هيچگاه لبخند از لبانشان دور نشد.
عاقبت حكم اعدام همگي آنها صادر شد.
شب آخر اعدام آنها فراموش نشدني بود. از هر طرف بند صداي شعار بچه ها به گوش مي رسيد. از سلول تا پاي جوخه، يك بند و يك نفس شعار "مرگ برخميني ـ درود بر رجوي" مي دادند.
هيچ كدامشان حتي حاضر به نوشتن وصيتنامه نشدند. خودشان نام هايشان را بر روي بازو بندي نوشتند و بر بازو بستند و هنگام آتش به پاسداران اجازه ندادند چشمهايشان را ببندند.
صحنه به اندازه يي پرشور و تكاندهنده بود كه يك پاسدار زن كه شاهد صحنه بود، وقتي برگشت روحيه اش را كاملاً از دست داده بود، با رنگ پريده به زندانیان گفت: "ژاله و گيتا اصلاً فكر نمي كردند براي اعدام مي روند، تا آخر همچنان مي خنديدند. ژاله وقتي به زمين افتاد، هنوز نمرده بود، رفتم بالاي سرش، لبخند زد و با انگشت شقيقه اش را نشان داد و اشاره كرد تا تيرخلاص را آنجا بزنم.
نرگس آخرين نفري بود كه اعدام شد. شليك ها به او نخورد و او با صداي بلند فرياد زد "چرا شليك نمي كنيد؟" مهدي تقي خاني، رئيس زندان، با دستپاچگي گفت: "الان مي زنم، صبر كن!" اين پاسدار زن بعد از دو سه روز تعادل خود را از دست داد، ديوانه شد و از زندان رفت».

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ایران - جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه

سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
موشكاف: سلام به همگي!….آقا اين همه ما گفتيم انتخابات، تو اين رژيمِ زهوار در رفتة ولايت، يه نمايش و بازي بيشتر نيست….حالا ببينيد كار به كجا رسيده كه خودِ آخوندها هم همينو ميگن…خودشون هم از بازيِ انتخابات حرف مي زنن:
روزنامه حكومتي وطن امروز-3آذر94: وقتي يك جريان سياسي به انتخابات به مثابه بازي مرگ و زندگي نگاه كرده، … نخستين چيزي كه بايد توقع آن را داشت اين است كه هم در مبارزه انتخاباتي و هم در گفتمان‌سازي اجتماعي تا بيشترين مقدار ممكن راديكال عمل كند. چنين جرياني آماده خواهد بود كه بازي انتخابات را از تعادل خارج كرده و فضاي كشور را بي‌ثبات كند.
موشكاف: طرف حساب اين ورق پارة باندِ خامنه، كسي نيست جز اكبر كوسه. حرفِ اين جماعت به كوسه اينه كه اينقدر با احساساتِ ولي فقيه بازي نكن….بازي كردن همانا و دراز شدنِ جمعيِ ما همان….حالا حرفِ اكبر كوسه چيه؟ بفرماييد. از زبونِ خودش بشنويد:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :رفسنجاني: همه کارهای کشور زیرنظر رهبری است و ما نباید از آنها غافل باشیم. رهبری قدرت مطلق کشور هستند، لذا ما باید لااقل نهادهایی را که زیرنظر رهبری هستند، و هر عیبی دارند، با رهبری مطرح و پیگیری کنیم که آن عیب برطرف شود…
موشكاف: شيخ اكبر ميگه انتخابات، بازيه…..هيچ بحثي هم تو بازي بودنش نيست. بحث اينه كه بايد قواعد بازي رو ر عايت كرد. حالا قواعدِ بازي چيه؟!…همين كه گفت….ميگه بابا اين خامنه خيلي تكخور شده…لا اقل نهادهاي زير دستش رو بده ما…هاهاها..حالا جوابِ خامنه رو از زبونِ رأسِ سومِ لاريجانيا بشنويد:
تلويزيون رژيم – 23 آذر 94 :گاهي ديده ميشه كه يه سخنهاي بي پايه اي گفته ميشه نسبت به نظارت بر رهبري و اخيرا من ديدم بحث نظارت بر نهادهاي زير مجموعه رهبري و منصوبين رهبري او رو هم اضافه كردن واقعيت اين است كه اينها يك آرزوهايي است كه داره مي كنن و ربطي به قانون اساسي نداره اينها توقعاتي خودشون دارن ميخوان توسعه بدن اختياراتي را و اين نحوه فضاسازي هاي نادرست و غير منطقي توجيه نداره. در قانون اساسي ما نداريم نظارت بررهبري .
موشكاف: هاهاها….قانون اساسي چيه بابا؟….مثل اينكه حواست به زهرخوريِ ولي فقيهت نيستا!….تازه نظارت بر ولي فقيه كه چيزي نيست….بيا ببين همين اكبر كوسه چه حرفاي ديگه اي زده:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :در قانون اساسی، رهبری را از اول شورایی نوشتند. وقتی که امام رحلت کردند و ما می‌خواستیم رهبری را انتخاب کنیم، قانون اساسی ما شورایی بود… رهبری مال همه٬ و پدر کل جامعه، یعنی مسلمان، غیرمسلمان، چپ و راست است و باید مرجعی که ایشان را تعیین می‌کند، متعلق به همه باشد و هر چه پیکره خبرگان، تنوع بیشتری داشته باشد، اعتبار رهبری بالاتر می‌رود…
موشكاف: به اين ميگن خر كردنِ ولي فقيه به شيوة اكبر كوسه….ميگه اگه ميخواي ميخِ ولايتت رو محكم كني، درِ خبرگانو باز بذار كه من هركي خواستم رو بيارم توش…..خامنه هم كه دستِ اين شريكِ 50 ساله شو خونده حرفش اينه كه اكبر!…..خودتي!..اگه من در خبرگان رو باز بذارم….تو دو روزه عمامة منو از كله م مي قاپي، از ريشمم واسه صورت كوسهات ريش مصنوعي درست مي كني….هاهاها…..و اينجوريه كه جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه.

۱۳۹۴ آذر ۲۰, جمعه

ایران - اين دو تا پسموندة دجال یعنی خامنه ای جنایتکار واکبر کوسه افتادن به جونِ هم.

خامنه ای جلاد وهاشمی رفسنجانی شیادوجنایتکار
خامنه ای جلاد وهاشمی رفسنجانی شیادوجنایتکار
سلام به شما و سلام به همة دانشجوهاي محارب و ضد ولايت فقيه كه تو 16 آذر هم ماية تشويش اذهانِ آخوندها شدن و هم عليه امنيتِ عظما اقدام كردن… …بنازم كه هم خامنه روازرو برديد ،هم شيخ فري رو ضايع كرديد….هم كاري كرديد كه پاسدار سليماني رو هم نتونستن بيارن تو صحنه كه رو زخم دل ريزشيها مرهمي بذارن…خلاصه تو يه كلام كولاك بود…كولاك:
دعواي هميشگيِ عظما و كوسه هم روز به روز داره بيخدارتر ميشه. اول از خودِ سيدعلي وافور شروع مي كنيم كه ميخواد هر طور شده با قيچيِ « نفوذ« دُمبِ اكبر كوسه رو بچينه و دستش رو از مجلس و خبرگان كوتاه كنه:
تلويزيون رژيم 4اذر94 : من از چندي پيش مسأله‌ي نفوذ را مطرح كردم؛ نفوذ خيلي مسأله‌ي مهمّي است. نفوذ كه ما مي‌گوييم، حالا بعضي‌ها واكنش نشان مي‌دهند؛ آقا! مسأله‌ي نفوذ جناحي شد، استفاده‌ي جناحي كردند؛ من به اين حرفها كاري ندارم. خب، استفاده‌ي جناحي نكنند، بحث بيهوده درباره‌ي نفوذ نكنند، اسم نفوذ را بدون محتواي لازم مطرح نكنند؛ اينها را ما كاري نداريم ولي هر حرفي زده مي‌شود، هر كار جدّي مي‌شود ، از اصل واقعيّت نفوذ غفلت نشود؛
اكبر كوسه كه يكي از تخصص هاش، فرو كردنِ سيخ تو پك و پهلوي عظماس، خودش رو به نشنيدن زد و قيچيِ « نفوذ» رو گرفت به سمتِ ريشِ خودِ ولي فقيه:
خبرگزاري حكومتي آريا- 15آذر94 : رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تأکيد بر نقش هدايت کننده‌ي رهبري معظم انقلاب … به تعبير تاريخي ايشان درباره «حق الناس بودن رأي مردم»، اشاره کرد و گفت: رسانه‌هايي که داعيه‌ي ملي دارند و با پول بيت‌المال اداره مي‌شوند، از کنار اين راهنمايي و رهنمون تاريخي رهبري به سادگي گذشتند، اما براي يک کلمه «نفوذ» اين همه هياهو و تفرقه‌هاي سياسي به راه انداختند.
آره…بيخود كه بهش نمي گفتن مليجكِ خميني، دست آموزِ همون دجاله ديگه.. از يه طرف چماقِ حق الناسي كه خودِ خامنه تراشيده بود رو ميكوبه تو عمامة عظما، از طرفِ ديگه هم قيچي نفوذ رو مي كنه تو چشمِ ولي فقيه……..حالا پاسخِ خامنه به همين دو برداشتن هاي كوسه رو ملاحظه كنيد:
علیرضا زاکانی عضو مجلس ارتجاع: «باید به درگاه خدا توبه و استغفار کنیم که چرا تا به‌ حال درباره آقای هاشمی با مردم حرف نزده‌ایم و بنده تصمیم دارم از این به بعد با مردم درباره وی حرف بزنم. اظهارات متناقض و نادرست هاشمی مثل بمب اتم بیانگر این است که وی هوش و حواسش را از دست داده است.
ولي فقيه از زبونِ اين نوچه ش داره به اكبر كوسه ميگه خرفت شدي… ببين اگه هيچ بهونه اي هم نداشته باشم به بهونة پيري و نداشتن هوش و حواس دمتو مي چينم….اكبر كوسه هم به جاي اينكه با زاكاني و ماكاني درگير شه…طبق معمول با چهارتا حرفِ نيشدار، جيگرِ خامنه رو ميسوزونه:
خبرگزاري حكومتي آريا- 15آذر94 : هاشمي رفسنجاني با يادآوري 16 آذر گفت که اولاً استبداد و استعمار از حضور آگاهانه دانشجويان در جامعه مي‌ترسند … و ثانياً جوانان دانشجوي ايران در آن مقطع و مقاطع پس از آن نشان داده‌اند و ثابت کرده‌اند که در راه رسيدن به آرمان‌هاي اسلامي و ايراني، از مرگ نمي‌ترسند.. وي گفت: کساني که خود را متولي افکار مردم مي‌دانند و به خود حق مي‌دهند براي سرنوشت مردم تصميم‌گيري ‌کنند، توجه ندارند که انسان‌ها براساس تعاليم قرآني و شيعي، آزاد و آزاده خلق شده‌اند…
بله.... تعجب نكنيد دوستان!…اين حرفاي نمايندة فلان سازمان حقوق بشري نيست….اين حرفاي اكبر كوسه س كه خودش سي و شيش ساله تو كارِ كشت و كشتارِ دانشجوهاس… ميگه ببين سيدعلي اگه منو راه ندي و زهرو تا ته نخوري…دانشجوهايي كه از مرگ نمي ترسن ميان و ميزنن باباي جفتمونو در ميارن…. …. ببينيد كار به كجا كشيده كه اين دو تا پسموندة دجال، اينجوري با سلاحِ زنگ زدة امامشون افتادن به جونِ هم….

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

ایران - بركودكان ميهنم چه ميگذرد؟!

کودکان کارتن خواب درحاکمیت خامنه ای ضدبشر وروجانی شیاد
کودکان کارتن خواب درحاکمیت خامنه ای ضدبشر وروجانی شیاد
نیش عقرب نه از ره كين است
 اقتضاي طبيعتش اين است
شرایط نونهالان این مرز و بوم تحت حاکمیت شوم آخوندها
 در جامعة خميني زده كه قانون جنگل و بربريت در آن حكمفرماست، معيارهاي ارزشگذاري را افرادي تعيين ميكنند، كه در وحشيگري،ظلم و قساوت بر مردم هيج حد و مرزي نمي شناسند. به راستي در قاموس ايدئولوژي متحجّر و ارتجاعي آخوندي، انسان،چگونه تفسير ميشود؟ جوهره وجودي انسان چيست؟
در نظرگاه آخوندهاي ضدفرهنگ،انسان موجودي است گناهكار، بدون اراده و اختيار، كه تابع شرايط موجود، يعني شرايط تحميل شده از جانب آخوندهاي پست و فرومايه هستند، بدون داشتن نقشي در تغيير و اجبارات ضدانساني موجود. شرايطي كه بر كودكان ميهن ما تحميل شده، تا حدي در رديف ستمي است كه زنان جامعه ما به آن گرفتارند. متأسفانه وضعيت مصيبت باري كه بر روح، جسم و زندگي كودكان ميهنمان چون بختكي سنگيني ميكند، نه تنها به فراموشي سپرده شده بلكه چشم انداز روشني هم تا اين رژيم ضد انساني هست، وجود ندارد و روزبه روز بر ابعاد فاجعه افزوده ميشود.
 مگر كودكان حقوقي دارند!؟
 در ايران، وضعيت كودكان فاجعه بار است. بسياري از آنان قرباني اختلافات خانوادگي،ازدواج و كار اجباري، اعتياد و فقر، فحشا و… ميگردند. زندگي بسياري از كودكان در حكومت ضد انساني آخوندي بيش از هر چيز به كابوس شباهت دارد.
«ابتدايي ترين حقوق ايرانيان، اعم از بزرگسالان يا كودكان به طور سيستماتيك در ديكتاتوري مذهبي كه بيش از 25سال است، بر ايران حكومت ميكند، پايمال ميشود. ايران در سال1993 به كنوانسيون بين المللي حقوق كودك پيوست. با اين شرط كه ”مفاد كنوانسيون حاضر قابل اجراست مشروط بر آن كه با حقوق اسلامي و قوانين داخلي مغايرت نداشته باشد”.
 تحفيظ مزبور با كنوانسيون در تضاد آشكار است, چرا كه كنوانسيون تصريح ميكند: ”هيج گونه تحفيظ كه با موضوع و هدف كنوانسيون حاضر مغايرت داشته باشد مجاز نخواهد بود”.
 كودكان قربانيان بهره كشي و استثمار
بنا به گزارش يونيسف: وضعيت اقتصادي مردم ايران فاجعه بار وکودكان نخستين قربانيان اين وضع هستند. برخي خانواده ها كودكان خود را ميفروشند، سوءتغذيه و فقدان بهداشت و مراقبتهاي پزشكي بيداد ميكند. شمار كودكاني كه ميتوانند به كودكستان بروند از 15درصد كمتر است.
هزاران كودك خياباني و فراري هستند كه در اطراف ايستگاههاي قطار، اتوبوسهاي شهرهاي بزرگ پرسه ميزنند. سركردگان رژيم از حضور روزافزون دختر بچگان10، 12ساله در بين كودكان خياباني سخن ميگويند. كودكان مزبور كه با انواع مخاطرات روبرو هستند، طعمه شكارچيان كودك و قاچاقچيان مواد مخدر و … محسوب مي شوند.
 كودك آزاري
 زير فشار خردكننده مشكلات اقتصادي و معيشتي،كمبودها، بيكاري و نداري از يكطرف و سركوب وحشيانه از طرف ديگر،كه بر گُرده مردم محروم ايران سنگيني ميكند، فجايع اجتماعي در ابعاد وسيع و به اشكال مختلف در حاكميت قرون وسطايي آخوندي نمايان ميشود كه هركدام از آنها مصيبت هاي جانسوز و غم ا نگيزي دارد. كودك آزاري مقولة هولناكي است كه بعضي از خانواده ها روي كودكان خود اعمال ميكنند. فشار زندگي باعث به وجود آوردن استرس، عصبانيت هاي مستمر و بيماريهاي رواني و روحي ميشود. طبق گفته هاي سر دمداران رژيم: «بيش از 10ميليون بيمار روحي و رواني در ايران وجود دارد».
 روزنامه آفتاب يزد رژيم
 «در هر دو روز يك كودك آزاري حاد، 180مورد كودك آزاري حاد در سال گذشته وجود داشته 
پدر و مادري كه كودك خود را شكنجه ميكنند يا او را به قتل ميرسانند يا مي فروشند، به چه مي انديشند؟ آخوندهاي رذل،كينه ورزي و انتقامجويي را ترويج ميكنند و فشارهاي ناشي از فقر اقتصادي و گرسنگي را بر خانواده های  محروم تحميل ميكنند. حتماً مردم محروم ميدانند، كه ريشه به وجود آمدن اين بلاها را فقط در اين حاكميت ضدانساني و ضعيف كش بايد جستجو كرد. براي اين رژيم تبهكار و جاني تفاوتي بين كودك، نوجوان،جوان و سالخورده نيست. همه تحت فشار و سركوب مستمر قرار دارند. اما خيانت و جنايتي كه اين آخوندهاي كثيف, بر كودكان ايران رواميدارند و آينده سازان كشور را در چنبره فجايع و ناهنجاريهاي اجتماعي فرو ميبرند, در هيچ كجاي تاريخ سراغ نداريم. پرواضح است تا اين رژيم سفاك بر اريكه قدرت تكيه زده،هيج بهبودي
در جهت از بين رفتن اين بلاها متصور نيست و تنها راه براي خلاصي از اين مشكلات همانا سرنگوني اين آخوندهاي شياد و جنايتكار است. 

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد اعدامها در ایران هشدار داداحمد


احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد
احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد
بشر در ایران، در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران تحت حاکمیت آخوندها را به هفتادمین مجمع عمومی ملل متحد ارائه کرد.
در این گزارش از جمله نسبت به شمار فزاینده اعدام‌ها در ایران، ادامه محدودیت‌ها برای آزادی بیان، و فشار بر اقلیت‌های مذهبی و قومی و تبعیض علیه زنان انتقاد شده‌ است.

۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه

سناتور لیندزی گراهام کاندیدای ریاست‌جمهوری آمریکا گفت: رژیم ایران یک نازیسم مذهبی است.

سناتور لیندزی گراهام کاندیدای ریاست‌جمهوری آمریکا
سناتور لیندزی گراهام کاندیدای ریاست‌جمهوری آمریکا
سناتورلیندزی گراهام، یکشنبه 12مهر 94 در مصاحبه با تلویزیون دبیلو.ای.بی.سی گفت: حتی اگر رژیم ایران شروط توافق اتمی را نقض نکند سیل پول ناشی از برداشن تحریمها بدتر از هر کابوسی است.

۱۳۹۴ مهر ۱۳, دوشنبه

ایران تحت حاکمیت آخوندها، بالاترین سرعت گسترش سرطان در جهان

محمد اسماعیل اکبری رئیس مرکز تحقیقات سرطان در ایران می‌گوید: ایران بالاترین سرعت پیش‌رونده بیماری سرطان را به خود اختصاص داده است.
بر پایه آمار ارائه شده از سوی مرکز تحقیقات سرطان ایران، سالانه ٩٠ هزار مورد جدید بیماری سرطان در ایران گزارش می‌شود که این آمار حاکی از شیوع رشد فزاینده بیماری سرطان در کشور است. همچنین دو و نیم درصد از ابتلا به انواع سرطانها در ایران در سنین کمتر از ١١ سالگی رخ می‌دهد.
به گفته وی در مورد زنان سالانه ١٠هزار مورد ابتلا به این بیماری گزارش می‌شود.
خبرگزاری رسمی رژیم ـ ایرناـ 12مهر 94 به‌نقل از رئیس مرکز تحقیقات سرطان می‌نویسد: سرطان معده به‌عنوان یکی از انواع کشنده سرطان در بین زنان و مردان ایرانی است. کشورهای پیشرفته با اقدامات پیشگیرانه در سالهای گذشته توانسته‌اند سیر پیش‌رونده بیماری سرطان را مهار نمایند.

۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه

ایران - استبداد مذهبی در محاصره بحرانها و ایران در موقعیت تغییر

سیل  جمعیت بیکاران در ایران
سیل  جمعیت بیکاران در ایران 

گسترش ارتش بیکاران، کابوس چپاولگران!

رشد اقتصادی کشور، هر سال منفی می‌شود. پول رسمی کشور در سه سال اخیر، هفتاد درصد ارزش خود را از دست داده است. سیستم بانکی ورشکست شده و دو سوم واحدهای صنعتی تعطیل یا راکد شده‌اند. رکود وحشتناکی تمام بازارها را فلج کرده است. شمار بیکاران حداقل 10میلیون نفر است؛ یعنی از هر پنج نفر دو نفر بیکار‌ند.
خانوارهای ایرانی از فقر و ناداری به گرسنگی کشیده شده‌اند. جمعیت گرسنگان 12 میلیون نفر شده‌است. تا دیروز مشکل عمومی فقر بود؛ حالا گرسنگی است. در هیچ زمانی در تاریخ ایران اختلاف طبقاتی به‌اندازه دوران حاکمیت آخوندها چشمگیر نبوده است.
در سال 50، خمینی در سخنرانی ریاکارانه‌اش دیکتاتوری شاه را به‌خاطر آن‌که مردم بلوچستان از فرط ناداری دختران خود را می‌فروشند، سرزنش می‌کرد. حالا بلوچستان که جای خود دارد، در قلب تهران هم، آگهی دردناک فروش بچه‌های کوچک و اعضای بدن به چشم می‌خورد.
در نتیجه، اگر آخوندها پاشیدگی اقتصاد را به‌حال خود بگذارند، ادامه آن فوران اعتراضهای اجتماعی را در پی دارد و اگر بخواهند برای مهار آن قدمی بردارند، ناگزیر از کاهش هزینه‌های سرکوب و صدور تروریسم‌ است  که تمامیت این رژیم را بی‌دفاع می‌کند و راه را برای اعمال اراده مردم ایران باز می‌کند.

اقتصاد ایران آخوندزده هم‌چنان با بیکاری دست و پنجه نرم می‌کند، پیش‌بینیها و تحلیل‌های جدید نشان می‌دهد که در سالهای آینده بیکاری گسترش بیشتری پیدا خواهد کرد. طبق آخرین اعلام مرکز آمار رژیم، در بهار امسال تعداد بیکاران بیش از ۲ میلیون و ۶۴۷ هزار نفر بوده است، البته روشن است که آمار واقعی بیش از اینهاست. یکی از ویژگیهای بارز این بیکاران این است که تا به‌حال حتی امکان یک ساعت تجربه کار را هم به دست نیاوردند؛ به‌خاطر همین هم این گروه از کارجویان به‌عنوان بیکاران مطلق شناخته می‌شوند. نیمی از این بیکاران فارغ‌التحصیل از دانشگاه هستند و نرخ بیکاری آنها بیش از ۲ برابر نرخ عمومی بیکاری در ایران آخوند زده است. طبعاً به‌خاطر زن‌ستیزی آخوندها اوضاع بیکاری زنان فارغ‌التحصیل دانشگاه از مردان هم بدتراست. جوانهایی که درس خواندند تا بیکار شوند!...

۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه

يك عكس ، جوان ايراني و عشق به آزادي

یه داستانک واقعی و زیبا خواندم که حیف دیدم با شما شریک نشم
هزار اشرف با مریم رجوی
هزار اشرف در خیابان الوند تهران      
بهنام : اووووو نيگا چه عكس بزرگي از مريم رجوي زدن!! عجب جرأتي داشته طرف !! ولي ميگما ااا اين همه ريسك كردن اونم به خاطر ده دقيقه ؟ كه چي بشه ، جون تو ده دقيقه بيشتر اينجا نمي مونه ، الان يه مشت جوجه بسيجي ميريزن و جمعش مي كنن!!!
محمدرضا : حرفت درسته هاااا الان ميريزن جمع ميكنن، ولي خدا وكيلي وقتي اين عكس رو ديدي چه احساسي داشتي؟
بهنام : خب... احساسم... از اينكه يكي پيدا شده چنين ريسكي كرده خوشم اومد، اينكه يك نفري توي همين شهري كه من دارم توش راه ميرم بوده كه دل اين كار رو داشته ،يكي كه مثل من يه طور ديگه فكر ميكنه ، يكي كه اونم مثل من آزادي ميخواد و ميخواد اين آخوندا برن... حس كردم تنها نيستم ، يه همدل ، يه همفكر ... نميدونم ... ولي ببين من هيچوقت از اين بي كله بازيها در نميارم چون ممكنه وقتي بخوام اين عكس رو بزنم دستگير شم.
محمدرضا : ببين بهنام ، به نظرت اون كسي كه اين كار رو كرده به خطر دستگيري و هزارتا چيز ديگه فكرنكرده؟ هزار بار دچار ترديد نشده ....
بهنام : نميدونم والا... حتما كه فكرش رو كرده... ولي خب ....
محمدرضا : ميدوني به نظرم اون كسي كه اين ريسك رو كرده، قبل از اينكه به اين فكر كنه دستگير ميشه يانه، به اين فكر كرده كه اين كارش چه تاثيري ميتونه روي بقيه داشته باشه.... به اين فكر كرده كه بالاخره من يك انسان صاحب اختيار و آگاهي هستم ، كسي هستم كه خودم ميتونم براي زندگي خودم تصميم بگيرم ، من كسي هستم كه به شرايط و جبر موجود ميتونم نه بگم ، و همين تفاوت من با ساير موجوداته... وقتي از در و ديوار بهت ميخوان بگن بشين سر جات هيچ راهي نداري ، بايد جلوي همين حكومت با تمامي كثافت و رذالتش سر خم كني ، ولي تو ميگي نه! من كسي هستم كه حرفم رو ، خواسته ام رو كه نابودي توئه ، فرياد ميزنم . من كسي هستم كه عكس اون كسي كه دوستش دارم رو روي ديوار ميزنم، كسي كه فكر ميكنم و معتقدم اونه كه من رو و ايران من رو نجات ميده...
حالا فكر كن هركسي مثل من و تو الان اين عكس رو مي بينه به اين فكر مي كنه كه در اين اختناق كساني هستند كه حاضرند چنين ريسكي را بكنند و حرفشون رو حتي براي ده دقيقه روي ديوار بذارن. كسانيكه از توي اين خيابون رد ميشن و بعد اينكه اين بنر اينجا بوده رو براي دوستان و خانواده اشون تعريف ميكنند ، كساني كه توي اون ساختمونهاي اطراف زندگي ميكنند و از ديدن اين عكس صفا ميكنن...
ته خط اينه كه اين طلسم ساختگي اختناق رو به سخره ميگيرن و راس نظام رو به چالش مي كشن و در مقابل ولايت فقيه زن ستيزو مشتي دايناسور عمامه به سركه ميگن زن بايد بشينه گوشه خونه، عكس يك زن كه رهبري يك جنبش اپوزسيون رو در دست داره ، بزرگ روي ديوار ميزنن!!
ببين رژيم ادعا ميكنه هيچ مقاومتي وجود نداره پاسخ همه چيز در درون همين رژيمه، خارج از اين اگر حرفي بزني جوابش سركوب و زندانه، اما وقتي در مقابل اين همه سركوب، كسي كه اين كار رو كرده حرفش به من و تو اينه، راه حل ديگه اي هم هست، خارج از اين رژيم وهمه متحدينش ... مقاومتي وجود داره، فقط كافيه ما هم نگاه كنيم و از شيوه هاي درست بتونيم مخالفتمون رو اعلام كنيم، ريسك پذير باشيم، اما حساب شده قدم برداريم كه ضربه بزنيم و ضربه نخوريم
من مطمئنم الان فيلمهاي همين بنري كه اينجا زده شده تو اينترنت پر شده و خواهد شد....
قبول داري؟
اگه قبول داري توهم آستين بالا بزن يك كاري كن، نيازي نيست بريم يك بنر به اين بزرگي بزنيم، ميتونيم با يك ماژيك،يا هر وسيله ديگه اي صدايي باشيم كه حرفمون رو بزنيم و رو در روي رژيم بايستيم و بگيم ما تو رو نميخواهيم و ما اين قدرت و شجاعت رو داريم كه رو در روي تو به هر شيوه اي بايستيم و روي تو رو كم كنيم.

خصوصا الان كه ايام مهرگان و سالگرد 30 مهر، روزي است كه مريم رجوي به عنوان رياست جمهوري مقاومت ايران توسط شوراي ملي مقاومت انتخاب شده ، بهترين موقعيته كه همين مناسبت رو جشن بگيريم و به همه نشون بديم كه ايران ما بي كس و كار نيست ، ايران ما مريمي داره كه داره بخاطرش شبانه روز زحمت ميكشه ، تمامي جهان رو بسيج كرده و ايرانيها رو گرد هم آورده تا با همبستگي خودشون صداي محكمي بشن در برابر اين رژيم ، زني كه در برابر اين رژيم زن ستيز ايستاده و ميخواد كه به تمام زنان و مردان ايران هم شجاعت اين ايستادگي رو بده... ما هم براي زدن يه توپوزي به اين رژيم و دايناسوراش عكسها و اسم مريم رجوي رو هر جايي كه تونستيم بلند ميكنيم و سالروز سي مهر رو گرامي ميداريم.