‏نمایش پست‌ها با برچسب ملل متحد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ملل متحد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
این است نشانه اعتدال و میانه روی در ولایت یزیدی آخوندها که می خواهندباشکنجه  وارعاب وفشار برروی زندانیان سیاسی و با کشتار مجاهدین در لیبرتی و اوین و گوهردشت و دیگر زندانها، رژیم زهر خورده و درهم شکسته را بر سرپا نگهدارند. اما نمی دانند که این خونهای به ناحق ریخته، شعله های مقاومت پایدار مردم ایران را فروزانتر و روز سرنگونی رژیم یزیدی آنها را هر چه نزدیکتر می کند.
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج چهارشنبه 9دیماه 94 در نامه‌ای به احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق‌بشر ملل ‌متحد نگرانی خود را از وضعیت زندانیان سیاسی بند 2 زندان گوهردشت ابراز کردند و نوشتند:
”از آنجاییکه در زندانهای ایران هیچ عنصری از پاسخگویی وجود ندارد، چه مأموران زندان و چه سازمان زندانها، حتی بر خلاف قوانین و مصوبه‌های خود به‌طور آزادانه و دلبخواهی، هر بلایی را بر سر زندانیان می‌آورند، بدون کمترین بازخواست و مواخذه‌ای... به همین دلیل یکی از متداولترین روشهای فشار و ارعاب زندانیان علاوه بر انتقال به سلول انفرادی و 'بازرسیهای وحشیانه به‌منظور ارعاب' ، انتقال زندانیان به بندهای دیگر (برخلاف اصل تفکیک جرایم) است، تا از طریق زندانیان اجیر شده خود اقدام به تهدید، ضرب‌وشتم و حتی کشتن زندانیان سیاسی و معترض کنند. اخیراً هم از انتقال برخی زندانیان سیاسی بند 2 (بند همجوار) و ضرب‌وشتم آنها مطلع شدیم“.
زندانیان سیاسی گوهردشت در ادامه نوشتند که ما زندانیان سیاسی بند4 زندان گوهردشت به‌شدت نگران وضعیت زندانیان سیاسی دیگر در بند 2 زندان گوهردشت هستیم و ضمن حمایت از خواسته‌های آنها، توجه همه نهادهای حقوق‌بشری و به‌طور خاص گزارشگر ویژه حقوق‌بشر جناب آقای احمد شهید را به این مهم جلب می‌کنیم و پیشاپیش مسئول هر حادثه‌ای را متوجه زندان و سازمان زندانها می‌دانیم.
زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهردشت کرج -9دی 1394.

۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

ایران - به مناسبت سالروز تصويب اعلاميه حقوق بشر،کتیبه منشور حقوق بشر کورش را بخوانیم

کتیبه  کوروش کبیر نخستین منشور حقوق بشر
کتیبه  کوروش کبیر نخستین منشور حقوق بشر
خورشید بر فراز آسمان.
تیغه آهنین شمشیرها، سر برنده نیزه‌ها، پهنای براق سپرها!
آنگاه که فرمانروای پیروز، «سارد» این بزرگ شهر لیدیا را تسخیر کرد، خورشید به افق نزدیک گشته بود!
فرمانروای پیروز می‌دانست سارد نهایت لیدیا نیست. چرخ ارابه‌های لشکر او، باز هم به سوی غرب چرخید. تا اینکه:
خورشید را دید که در حال فرو رفتن در دریایی تیره و گل‌ آلود است!
آنگاه که فروانروای کبیر، در ساحل غربی لیدیا، از حرکت باز ایستاد، او رفت تا باقی جهان را تسخیر کند! فرمانروایی دادگستر، فرمانروایی آگاه به دانش زمان، برپا دارنده سدی سدید، فرمانروایی مقتدر!
كتيبه كورش کبیر نخستین منشورحقوق بشر
منشور حقوق‌بشردرموزه ملی بریتانیا قطعه‌ای سفالین، با دقت، حفظ و نگهداری می‌شود. این قطعه، نخستین منشوری است که بر روی حقوق‌بشر انگشت می‌گذارد. این قطعه، «منشور حقوق‌بشر کوروش» است.
در سال 1878 میلادی، استوانه حقوق‌بشر کوروش، در پی کاوش باستان‌شناسان در بابل کشف شد.
در سال 1971، سازمان ملل متحد، این سند را به‌عنوان نخستین منشور حقوق‌بشر، به بسیاری از زبانهای رسمی منتشر کرد.
«منم کوروش، شاه دادگر... ارتش بزرگ من به آرامی به بابل درآمد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین برسد... من همه شهرهای ویران شده را از نو ساختم»
کوروش، فرمانروایی که شرق تا غرب جهان زنده آن روزگار را در نوردیده بود، اینک برای سامان دادن به سرزمینی دیگر، رهسپار شد.
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه ي جهان ، پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ ، شاه انشان از دودماني که هميشه شاه بوده اند و فرامانروائي اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامي مي دارند و با دل خوش پادشاهي او را خواهانند .
من بدون جنگ و پيکار وارد بابل شدم وهمه ي مردم مقدم مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم . مردوک خداي بزرگ، دل هاي مردم بابل را به سوي من گردانيد زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم . او بر من ، کوروش که ستايشگر او هستم و بر کمبوجيه پسرم ، و همچنين بر کَس و کار و همه سپاهيان من ، برکت و مهرباني ارزاني داشت .
ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر تخت پادشاهي نشسته اند.همه پادشاهان ازدرياي بالاتادرياي پائين همه مردم سرزمينهاي دوردست،از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموري » و همه چادرنشينان مرا خراج دادند و در بابل به پاي من افتادند.
من شهرهاي آگاده، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دير ، سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آنسوي دجله که ويران شده بود را از نو ساختم . فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته شده بود، بگشايند. من همه ي خدايان اين پرستش گاه ها را به محل خود بازگرداندم . همه مردماني را که پراکنده و آواره شده بودند، به موطن خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد کردم . همچنين پيکره ي خدايان سومر و اکد را که « نبونيد » ، بدون هراس از خداي بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودي مردوک «خداي بزرگ» و به شادي و خرمي به نيايشگاه هاي خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد
بشود که خداياني که آنان را به جايگاههاي نخستين شان بازگرداندم هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگي بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نيکخواهانه برايم بيابند ، و به خداي من بگويند: کوروش شاه ،پادشاهي است که تو را گرامي مي دارد و پسرش کمبوجيه نيز
اينک که به ياري «مزدا» تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهاي چهارگوشه جهان را بر سرگذاشته ام اعلام مي کنم تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آئين و رسوم ملت هائي را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمردونخواهم گذاشت که حکام وزيردستان من دين وآئين و رسوم ملتهائي که من پادشاه آنها هستم يا ملت هاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزي که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتي تحميل نخواهم کرد و هر ملتي آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزي که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسي به ديگري ظلم کند و اگر شخصي مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزي که پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا بدون پرداخت قيمت آن و رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد.
من تاروزيکه زنده هستم نخواهم گذاشت که كسي ،كسي را به بيگاري بگيردو بدون پرداخت مزد اورا به کار وا دارد.
من امروز اعلام مي کنم که هر کسي آزاد است هر ديني را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه که ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسي را غصب ننمايد و هر شغلي را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند. هيچ کس را نبايد به خاطر تقصيري که يکي از خويشاوندانش داشته است مجازات کرد .
من برده داري را برانداختم. به بدبختي هاي آنان پايان دادم .
من تا روزي که به ياري مزدا زنده هستم و سلطنت مي کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگي بايد به کلي از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجراي تعهّداتي که نسبت به ملت هاي ايران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند."

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد اعدامها در ایران هشدار داداحمد


احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد
احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد
بشر در ایران، در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران تحت حاکمیت آخوندها را به هفتادمین مجمع عمومی ملل متحد ارائه کرد.
در این گزارش از جمله نسبت به شمار فزاینده اعدام‌ها در ایران، ادامه محدودیت‌ها برای آزادی بیان، و فشار بر اقلیت‌های مذهبی و قومی و تبعیض علیه زنان انتقاد شده‌ است.

۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

نه به حضور آخوند شیادروحانی در نیویورک

نامه اعتراضی زندانیان سیاسی زندان گوهردشت به دبیرکل ملل متحد، علیه سفر آخوند روحانی

آنچه این نماینده تحمیلی و دروغین مثل همیشه عنوان می‌کنند، از قبیل دوستی، محبت، عدالت، و صلح طلبی، گفتگوی بین دولتها و ادیان و... جز فریب و نیرنگ هیچ چیز نیست و قطعا شما و اغلب اعضای ملل‌متحد به‌وضوح بر این امر واقفید... . ولی عجب آنجاست که شما این مجسمه دروغین veritas (حقیقت) را که خداوندگاران فریب، توطئه و نیرنگ ’دولوس (dolos) ’ هر ساله میسازند، باور می‌کنید. ! آیا واقعاً اعضای ملل‌متحد نمی‌دانند که این همه قتل و کشتار و آوارگی در ایران، سوریه، عراق و یمن و... همه و همه به‌خاطر وجود منحوس این رژیم ولایت فقیه در این منطقه از جهان است که به سردمداران جنایت و کشتار، در سازمان ملل هم حق سخنرانی و فرافکنی می‌دهند.
خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی کلیه زندانیانی است که تحت هر عنوانی زیر فشار و شکنجه‌های وحشیانه قرار دارند. خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی معلمان دربند و کارگران و نان آوران خانواده‌هایی است که شبانه روز برای به‌دست آوردن لقمه نانی برای فرزندان و خانواده خویش از هیچ کوششی فروگذار نکرده و هم‌اکنون در کنج زندانها برای شرف و آزادی مردم خویش در اسارت به‌سر می‌برند.

راه مطلوب ما زندانیان سیاسی و مردم تحت ستم ایران به‌رسمیت نشناختن این رژیم و اخراج این رژیم از سازمان ملل و سپردن کرسی ایران به نماینده واقعی مردم و مقاومت مردمی آن است. از همه هموطنان ایرانی در خارج از کشور درخواست داریم که با صدای رسا، صدای اعتراض ما زندانیان سیاسی و صدای ملت دربند ایران را به ملل‌متحد و به گوش جهانیان برسانید. 

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

جمعی از پرستاران تهران: پذیرش روحانی رئیس‌جمهور دروغین ایران را به ملل‌متحد محکوم می‌کنیم

تجمع اعتراضی پرستاران
تجمع اعتراضی پرستاران  

ایران - بیانیه جمعی از پرستاران استان تهران

ما جمعی ازپرستاران استان تهران،

پذیرش روحانی رئیس‌جمهور دروغین ایران را به ملل‌متحد محکوم می‌کنیم دولت وی رکورد‌دار اعدام در جهان است، ما پرستاران به‌دلیل وضعیت شغلی که داریم خیلی تحت فشار هستیم و به ما توهین می‌شود، حقوق شهروندی ما زیر پا گذاشته می‌شود. سرمایه‌های ملت ما را به نام بمب اتم بر باد دادند ما را به گرسنگی و فقر و بدبختی کشاندند و از سفره‌های مردم برای صدور تروریسم به کشورهای همسایه دزدیدند،

۱۳۹۴ مرداد ۱۴, چهارشنبه

ایران - موج فزاینده اعدامها توسط خامنه ای وروحانی ضدبشری

فراخوان کمیسرعالی حقوق بشر ملل متحد به توقف اعدام ها در ایران

زید  رعد الحسین کمیسر عالی حقوق بشر
زید  رعد الحسین کمیسر عالی حقوق بشر

زيد رعد الحسين كميسر عالي حقوق بشر ملل متحد با صدور اطلاعيه‌يي نگراني خود را از صدور حكم اعدام براي زنداني سياسي محمد علي طاهري ابراز كرد و گفت: صدور اين حكم به‌كارگيري فزاينده از حكم اعدام  را توسط رژيم ايران برجسته مي‌كند.
زيد رعد الحسين، مقام‌هاي رژيم ايران را فرا خواند كه بلادرنگ همة اتهامات عليه طاهري را پس بگيرند و آزادي بي‌قيد و شرط وي را تضمين كنند.
در اطلاعية كميسر عالي حقوق بشر ملل متحد همچنين آمده است: «به‌كارگيري مجازات مرگ توسط رژيم ايران مشكلي ديرينه است... كه با اعدام تعداد بسياري از افراد كه هنگام وقوع جرم (انتسابي) زير 18 سال سن داشته‌اند و نيز موارد ديگري كه طي آن اتهامات كلي و مبهم به اعمال مجازات اعدام منجر شده است، نشان داده مي شود».