‏نمایش پست‌ها با برچسب گوهردشت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گوهردشت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۲۷, یکشنبه

ایران - سيماي آزادي، گواه همبستگي و عزم ملي براي آزادي ميهن است

بیستمین گلریزان همیاری بیان  پشتوانه لایزال ایستادگی و استقلال مقاومت مردم ایران
بیستمین گلریزان همیاری بیان  پشتوانه لایزال ایستادگی و استقلال مقاومت مردم ایران
ﺭﺯﻡ وﻣﻘﺎﻭﻣت ﻣﺮﺩﻣﻲﻭﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺗﻴﻚ مجاهدین ﺑﺮﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ»ﻛﺲﻧﺨﺎﺭﺩﭘﺸﺖﻣﻦ،ﺟﺰﻧﺎﺧﻦﺍﻧﮕﺸﺖﻣﻦ« ﺑﻨﺎﺷﺪﻩ ﻭﺑﺎ ﻧﻴﺮﻭﻱﻭﺟﺪﺍﻥﻭ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲﺍﻧﺴﺎﻧﻲﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣ ﻲﺷﻮﺩ.
بیستمین گلریزان همیاری بیان  پشتوانه لایزال ایستادگی و استقلال مقاومت مردم ایران را در برابر چشمان جهانیان بارز و برجسته میکند، بیستمین گلریزان همیاری ، جوشش خون شهیدان و مجاهدین در اشرف و لیبرتی و کوبنده‌ترین پاسخ اجتماعی و سیاسی به ولی‌فقیه ارتجاع و دست‌نشاندگان و مزدوران و هم کیشانش هست که جنایت و توطئه‌های شما بی‌حد و حصر، اما حمایت و شرف و غیرت فرزندان ایران، جوشان و لایزال و نشانه حتمیت پیروزی ارتش آزادی بر سپاه ظلمت و تباهی و آخوندهای ضدبشریست.
نسل امروز نسل دوران مصدق را به خاطر خريد برگه هاي قرضه تحسين ميكند و نسل فردا هم ما را به خاطر همياري با سیمای آزادی ‎ تحسين خواهد كرد.
بی‌شک نقش سیمای آزادی در انعکاس دردها و فریادهای خلق ایران و در بازتاب اخبار زندانهای قرون‌وسطایی رژیم آخوندی و نیز در انعکاس تلاشهای همه اشرف‌نشانان بی‌همتا وبی‌بدیل است.
بی‌شک نقش سیمای آزادی در انعکاس دردها و فریادهای خلق ایران و در بازتاب اخبار زندانهای قرون‌وسطایی رژیم آخوندی و نیز در انعکاس تلاشهای همه اشرف‌نشانان بی‌همتا وبی‌بدیل است.
سیمای آزادی، درد و رنج مردم و مقاومت پیشتازش را در کانونهای نبرد تصویر می‌کند؛ از رزم یکانهای ارتش آزادیبخش در شهرهای مختلف میهن تا مقاومت زندانیان سیاسی در بندهای اوین و گوهردشت و سراسر میهن و تا جنگ صد برابر در قلب تپنده مقاومت-رزمگاه لیبرتی- و تا کارزارهای بین‌المللی و بی‌امان 'مریم رهایی' برای برهم زدن بساط ننگین مماشات!

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
این است نشانه اعتدال و میانه روی در ولایت یزیدی آخوندها که می خواهندباشکنجه  وارعاب وفشار برروی زندانیان سیاسی و با کشتار مجاهدین در لیبرتی و اوین و گوهردشت و دیگر زندانها، رژیم زهر خورده و درهم شکسته را بر سرپا نگهدارند. اما نمی دانند که این خونهای به ناحق ریخته، شعله های مقاومت پایدار مردم ایران را فروزانتر و روز سرنگونی رژیم یزیدی آنها را هر چه نزدیکتر می کند.
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج چهارشنبه 9دیماه 94 در نامه‌ای به احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق‌بشر ملل ‌متحد نگرانی خود را از وضعیت زندانیان سیاسی بند 2 زندان گوهردشت ابراز کردند و نوشتند:
”از آنجاییکه در زندانهای ایران هیچ عنصری از پاسخگویی وجود ندارد، چه مأموران زندان و چه سازمان زندانها، حتی بر خلاف قوانین و مصوبه‌های خود به‌طور آزادانه و دلبخواهی، هر بلایی را بر سر زندانیان می‌آورند، بدون کمترین بازخواست و مواخذه‌ای... به همین دلیل یکی از متداولترین روشهای فشار و ارعاب زندانیان علاوه بر انتقال به سلول انفرادی و 'بازرسیهای وحشیانه به‌منظور ارعاب' ، انتقال زندانیان به بندهای دیگر (برخلاف اصل تفکیک جرایم) است، تا از طریق زندانیان اجیر شده خود اقدام به تهدید، ضرب‌وشتم و حتی کشتن زندانیان سیاسی و معترض کنند. اخیراً هم از انتقال برخی زندانیان سیاسی بند 2 (بند همجوار) و ضرب‌وشتم آنها مطلع شدیم“.
زندانیان سیاسی گوهردشت در ادامه نوشتند که ما زندانیان سیاسی بند4 زندان گوهردشت به‌شدت نگران وضعیت زندانیان سیاسی دیگر در بند 2 زندان گوهردشت هستیم و ضمن حمایت از خواسته‌های آنها، توجه همه نهادهای حقوق‌بشری و به‌طور خاص گزارشگر ویژه حقوق‌بشر جناب آقای احمد شهید را به این مهم جلب می‌کنیم و پیشاپیش مسئول هر حادثه‌ای را متوجه زندان و سازمان زندانها می‌دانیم.
زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهردشت کرج -9دی 1394.

۱۳۹۴ دی ۵, شنبه

وضعیت مسحییان در ایران و تبریک کریسمس ازسوی زندانیان سیاسی

تولد مسیح  (ع)
تولد مسیح  (ع)
میلاد عیسی مسیح‌ (ع)، پیامبر عشق و رهایی مبارک باد
مسیحیان ایران در شرایطی به استقبال کریسمس و سال نو مسیحی رفته اند که فشار و سرکوب بر مسیحیان همانند سایر پیروان مذاهب مختلف در ایران تحت حاکمیت رژیم ضدبشری ادامه دارد.
هر سال یک ‌شب، نور شمعها، صدای دل‌انگیز ناقوسها و طنین زیبای ترانه‌های مذهبی، درهم می‌آمیزند، تا تولد خجسته عیسی مسیح را گرامی بدارند. تولد نوری که در دل تیرگی قرنهای دور، درخشید. ناقوسی که برای عشق و عدالت به‌صدا درآمد و ترانه‌یی که نغمه تکامل و کرامت انسان را در گوش جان بشریتِ سرگشته، طنین‌انداز کرد.
در عید میلاد، دستها به‌یکدیگر فشرده می‌شوند. قلبها به‌هم نزدیکتر می‌شوند، دیدارها تازه می‌گردند و هدیه‌ها به‌نشانه محبت، رد و بدل می‌گردند. چرا که محبت و برادری و رحمت، ارمغان عیسی (ع) برای بشریت بود.
در عید میلاد مسیح، کاجهای سبز را به‌خانه می‌آورند و چراغانی می‌کنند. نشانه‌یی ازپیروزی حیات و سرسبزی در دل زمستان افسرده مرگزای.
مگر عیسی مسیح نبود که با نفسش، زندگی را بر مرگ چیره نمود و با کلامش، زمستان روح انسانها را به‌بهار سرسبزی و شکفتگی گوهر انسانی مبدل کرد؟
پیامبر بزرگی که با تولدش در چنین روزی تاریخ بشریت را ورق زد، پیام مجسم رهایی و یگانگی بود.
«اسلحه تام خدا را بردارید، تا بتوانید در روز شریر مقاومت کنید و همه کار را به‌جا آورده بایستید. پس کمر خود را به راستی بسته و جوشن عدالت را در برکرده بایستید… و بر روی این همه، سپر ایمان بکشید که با‌ آن بتوانید تمامی تیرهای آتشین شریر را خاموش کنید و خودِ نجات، و شمشیر روح را که کلام خداست بردارید…» (از رساله پولس رسول به افسسیان‌ـ باب 6)
پس، ننگ ابدی بر خمینی و خامنه‌ای وروحانی جنایتکار وقاتل و رژیم شریران دینفروشی باد که نقاب اسلام به چهره زده‌اند، اما شقی‌ترین دشمنان مسیح (ع) و محمد (ص) هستند. آنهایی که به نام دین، در ایران به چشم زنان اسید می‌پاشند و جوانان را بدار می‌کشند، نوکیشان مسیحی را زندانی و ابتدایی‌ترین حقوق‌شان را نقض می‌کنند؛ دژخیمانی که به‌خاطر اعتقادات مذهبی و به‌خصوص پیروی از پیامهای واقعی محمد (ص) و مسیح (ع)، اعدام و شکنجه می‌کنند و بدترین تبعیض و شقاوت را روا می‌دارند. استبداد دینی و خون آشامی برپا کرده‌اند که کانون بنیادگرایی و تروریسم تحت نام اسلام و پدرخوانده همه شریرانی است که امروز در خاورمیانه و به‌خصوص در عراق و سوریه، اسیران و گروگانهای بیگناه را می‌کشند و پیروان مسیح و سایر دگراندیشان را به کوچ اجباری و آوارگی می‌کشانند...
آری ٰ در این روز،هم صدا وهم آواز با زندانیان سیاسی پایدارکه چون کوه استوار، در برابر جلادان خامنه ای  در زندان  اوین وگوهر دشت کرج وقزل حصار ودیزل آباد کرمانشاه وزندانهای شهر شیراز واستان سیستان وبلوچستان وزندانهای سراسر ایران .... ایستاده اند   یک بار دیگر با استعانت از مسیح (ع) و مریم عذرا (ع)، برای همه مردم جهان، سالی سرشار از صلح، آزادی و بردباری و سازندگی آرزو می‌کنیم و پیروزی جنبش مقاومت مردم ایران بر بنیادگرایان سفاک حاکم را از خدای بزرگ مسألت داریم.

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

ایران - تقدیر جمعی از ‫‏زندانیان سیاسی گوهردشت کرج از دکتر ‫محمد ملکی

دکتر محمد ملکی ریئس دانشگاه تهران بعد از انقلاب
دکتر محمد ملکی ریئس دانشگاه تهران بعد از انقلاب
شما به کمتر از آزادی و اصرار و ابرام عملی بر آن به هیچ چیز دیگر قانع نمی‌شوی و تازه شنیده‌ایم که از مبارزان و قهرمانان لیبرتی گفته‌ای! ما مست و تو دیوانه.. ما را که برد خانه؟ ؟ ؟ درود بر شما و بر عزم و اراده راسختان که بقول سعدی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست، و بقول فردوسی: یک مرد جنگی (مثل شما) به از صد هزار و چه خوب تصریح کرده‌اید که اصلی‌ترین درد کدام است و در دسترس‌ترین راه‌حل در کجا؟ و چه خوب و مثال زدنی نشان می‌دهید که اصلی‌ترین آسیب و بیماری مبارزه در بی‌عملی است که ناشی از عدم تقبل بها و هزینه مبارزه است و هیچگاه مشکل در آگاهی و فقدان راه‌حل و تئوری مبارزه و قس الهذا نبوده بلکه پیوسته مشکل در فقدان اراده و پذیرش بها و هزینه ایستادگی و مقاومت بوده که مانع هجوم به قلب مسأله و مشکل شده است با آرزوی سلامتی و طول عمر
جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت ـ کرج.

۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

قصه‌ی پریا، یا اسطوره ماندگاری نسل مجاهد خلق

پریا کهندل
پریا کهندل
بوما ماندلا دختر نلسون مبارز بزرگ ضد تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی وقتی می‌خواهد سخنرانی‌اش را در کنفرانس علیه اعدام در پاریس شروع کند، درخواست می‌کند دختر و پسر جوانی که همان صبح ملاقات کرده بود در کنارش بایستند. آن دو نفر کسی نبودند جز فرزاد مددزاده و پریا کهندل، نسل تکثیر شده مجاهدین در زیر استبداد آخوندها. اوسپس سخنرانی‌اش را رو به پریا آغاز می‌کند. گویی مخاطب تنها اوست. البته شأن و وزن بوما ماندلا را به‌عنوان دختر ماندلا و نیز یک فعال حقوق زنان همه می‌دانیم. در روزهای دیکتاتوری ‌نژادپرستانه آفریقای جنوبی، او دست در دست وینی مادرش از این زندان به آن زندان و از این جزیره به آن جزیره می‌دوید تا ردی از پدر بگیرد و یا لحظه‌یی نگاهش را بر او بدوزد، تا این‌که می‌شنود پدر به مرگ محکوم شده است.
بوما ماندلا در پریا خودش را یافته بود که می‌گفت فقط هفته‌یی 20دقیقه زندگی می‌کرد. لحظاتی که بعد از عبور از تونل طولانی ملاقات به پدر می‌رسید، آنجا تازه زمان از صفر آغاز می‌شد.
پریا اما قصه‌اش را چه زیبا آغاز کرد. او از ایران آمده بود؛ سرزمینی که به دست دیوان به اسارت برده شده است. او از همان آغاز با همان لبخند معصومانه‌اش همه را میخکوب کرد و بعد با صمیمیت بی‌مانندش اشکها را جاری کرد. او به درستی گفت: سنگین است. می‌گفت مانند مهدیه شدن سنگین است. با این حال پرچم‌اش را به دوش کشید. او رازهای سر به مهر عمو عبدالرضا و عمو علی و عمو محسن را آورده بود که بدار کشیده شده بودند و عشق بی‌باک خاله مهدیه و دایی اکبر به آزادی را زمزمه می‌کرد.
او معنی پروازش را برای رسیدن به سیمرغ می‌فهمید. او سعی بین صفا و مروه در زندان اوین و گوهردشت و شکنجه‌گاه کهریزک و سوله‌های قرچک را تجربه کرده بود. پریا از شب‌های وحشت گفت واز پاسدارانی که تفتگ بر شق یقه دختر بچه 8ساله می‌گذارند تا پدرش را با خود به شکنجه‌گاه ببرند. پریا سرانجام با همه پرهای سوخته‌اش توانست از چنگ دیوها بگریزد.

۱۳۹۴ مهر ۱۱, شنبه

کرج - دستگاههای پخش پارازیت در زندان گوهردشت وضعیت زندانیان را بحرانی کرده است

زندان کرج
زندان کرج
استمرار شبانه‌روزی کار دستگاههای پارازیت نصب شده در زندان گوهردشت، زندانیان به‌خصوص زندانیان بیمار از جمله زندانیان ریوی، کلیوی و تنفسی را تحت فشارهای جدی قرار داده است.
زندانیان دچار اختلالات خاص روحی و جسمی می‌شوند. رژیم جنایتکار آخوندی اهمیتی برای سلامتی زندانیان قائل نیست و 24ساعت دستگاهها را روشن می‌گذارد.

۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

نه به حضور آخوند شیادروحانی در نیویورک

نامه اعتراضی زندانیان سیاسی زندان گوهردشت به دبیرکل ملل متحد، علیه سفر آخوند روحانی

آنچه این نماینده تحمیلی و دروغین مثل همیشه عنوان می‌کنند، از قبیل دوستی، محبت، عدالت، و صلح طلبی، گفتگوی بین دولتها و ادیان و... جز فریب و نیرنگ هیچ چیز نیست و قطعا شما و اغلب اعضای ملل‌متحد به‌وضوح بر این امر واقفید... . ولی عجب آنجاست که شما این مجسمه دروغین veritas (حقیقت) را که خداوندگاران فریب، توطئه و نیرنگ ’دولوس (dolos) ’ هر ساله میسازند، باور می‌کنید. ! آیا واقعاً اعضای ملل‌متحد نمی‌دانند که این همه قتل و کشتار و آوارگی در ایران، سوریه، عراق و یمن و... همه و همه به‌خاطر وجود منحوس این رژیم ولایت فقیه در این منطقه از جهان است که به سردمداران جنایت و کشتار، در سازمان ملل هم حق سخنرانی و فرافکنی می‌دهند.
خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی کلیه زندانیانی است که تحت هر عنوانی زیر فشار و شکنجه‌های وحشیانه قرار دارند. خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی معلمان دربند و کارگران و نان آوران خانواده‌هایی است که شبانه روز برای به‌دست آوردن لقمه نانی برای فرزندان و خانواده خویش از هیچ کوششی فروگذار نکرده و هم‌اکنون در کنج زندانها برای شرف و آزادی مردم خویش در اسارت به‌سر می‌برند.

راه مطلوب ما زندانیان سیاسی و مردم تحت ستم ایران به‌رسمیت نشناختن این رژیم و اخراج این رژیم از سازمان ملل و سپردن کرسی ایران به نماینده واقعی مردم و مقاومت مردمی آن است. از همه هموطنان ایرانی در خارج از کشور درخواست داریم که با صدای رسا، صدای اعتراض ما زندانیان سیاسی و صدای ملت دربند ایران را به ملل‌متحد و به گوش جهانیان برسانید. 

۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

وقاحت آخوند اژه‌ای در عادی جلوه دادن مرگ زندانی سیاسی شاهرخ زمانی

آخوند  گوشخوار  محسن اژه ای
آخوند  گوشخوار  محسن اژه ای 

آخوند گوشخوار محسنی اژه‌ای سخنگوی قضاییه رژیم پلید آخوندی برای عادی جلوه دادن مرگ زندانی سیاسی شاهرخ زمانی به صحنه آمد و در مورد مرگ مشکوک شاهرخ زمانی در زندان با وقاحت آخوندی گفت: افرادی که متهم هستند و محکوم می‌شوند اگر نگوییم بیش از سایر افراد دچار مشکلات جسمی و روحی می‌شوند به‌اندازه آنها با این مشکلات مواجه خواهند شد٬ به هرحال بیرون از زندان هم مریض می‌شوند و سکته می‌کنند.

شکل ظاهری این مسأله نشان می‌دهد که متهم سکته کرده است٬ اما در مورد این‌که علت سکته او چه بوده در حال بررسی هستیم، در این مورد پزشک باید نظر بدهد قاضی نمی‌تواند نظر شخصی بدهد، ما همه اقدامات قضایی لازم را برای بررسی علت سکته این متهم انجام می‌دهیم٬ اما نتیجه نهایی هنوز اعلام نشده است.

۱۳۹۴ شهریور ۲۶, پنجشنبه

ایران -بیانیه زندانی سیاسی علی معزی در رابطه با مرگ مشکوک زنده یاد شاهرخ زمانی

                          
زندانی سیاسی دهه ۶۰ علی معزی پدر دو مجاهد اشرفی به‌مناسبت جان باختن زندانی سیاسی شاهرخ زمانی بیانیه‌یی صادر کرد
در این بیانیه آمده است
اعدام، کشتار، ترور، تهدید و قتل مخالفان نظام جور و جنایت به‌طور رسمی و غیررسمی آشکار و مخفیانه ادامه دارد
علاوه بر فوت‌هایی که در اثر عدم رسیدگی پزشکی در زندانها علیه زندانیان سیاسی در مواردی هم‌چون محسن دگمه‌چی، هدی صابر پیش آمده در سالهای اخیر به‌خصوص در بند سیاسی زندان گوهردشت کرج با مرگهای مشکوکی هم‌چون امیر حسین حشمت ساران، منصور رادپور و افشین اسانلو روبه‌رو شدیم.
مورد جدید مرگ ناگهانی و مشکوک فعال کارگری و زندانی سیاسی شاهرخ زمانی در روز یکشنبه ۲۲ شهریور در بند سیاسی زندان گوهردشت کرج واقع شده است
از آنجا که گفته شده نامبرده قبلاً مورد تهدید واقع شده، موارد مذکور نگرانی مردم و بستگان زندانیان سیاسی را از بابت عدم امنیت جانی این زندانیان فراهم ساخته است
اینجانب ضمن اعلام تأسف عمیق و همدرد با بستگان ایشان خواهان پیگیری فوری و تشکیل کمیته حقیقت‌یاب بین‌المللی جهت رسیدگی و جلوگیری از وقایع مشابه احتمالی می‌باشم
زندانی سیاسی علی معزی
زندان مرکزی کرج
شهریور ۱۳۹۴

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ایران - در مورد شاهرخ زماني بيشتر بدانيم

شهید مبارز خلق شاهرخ زمانی

شاهرخ زمانی کارگر نقاش که در ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ در تبریز دستگیر شده بود، اخیراً به زندان قزلحصار کرج منتقل شد، وی در ۱۵ شهریور ۱۳۴۳ در یکی از روستاهای منطقه قره داغ، شهرستان کلیبر بدنیا آمده است ولی در تبریز بزرگ شده است. 

او در یک خانواده و محیطی با اطرافیان آگاه و فعال و مبارز رشد کرده است و از همان نوجوانی به فعالیتهای کارگری روی آورد. پدرش بهمن زمانی شاعر و معلم باز نشسته است که از همدوره‌ها و دوستان نزدیک صمد بهرنگی بوده و به‌خاطر شعر هایش بیش از چهار سال در جمهوری اسلامی زندانی شده است. پدر و عموی شاهرخ در زمان شاه نیز زندانی بودند که با تداوم مبارزات مردم و باز شدن درهای زندانها در سال ۱۳۵۷ آزاد شدند. شاهرخ زمانی دوره راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه هشترودی تبریز به اتمام رساند. با توجه به این‌که اهالی قره داغ اکثراً نقاش ساختمانی هستند شاهرخ نیز نقاشی ساختمان را به‌عنوان شغل انتخاب کرد.
در سال ۱۳۷۲ شاهرخ را همراه ۱۶ نفر که همگی نقاش ساختمان بودند به اتهام فعالیت غیرعلنی در سندیکای نقاشان دستگیر کردند. او ۱۸ ماه زندانی شد و پس از آزادی هم‌چنان در پاتوقهای مختلف نقاشان مانند میدان امام حسین، منوچهری و با دیگر کارگران و دوستانش ارتباط کاری بسیار صمیمانه‌ای داشت. آنها تلاش داشتند از طریق این ارتباطات و با اقناع بقیه نقاشان سندیکای نقاشان را احیا کنند.
در سال ۱۳۸۴ موفق شدند هیأت مؤسس سندیکای نقاشان را تشکیل بدهند هر چند سرکوبهای مداوم و شدید اجازه تشکیل سندیکا را نداد ولی آنها با فعالیت مستمر و گروهی تحت نام هیأت مؤسس کارهای بسیاری انجام دادند. از جمله در جهت جمع‌آوری امضا و فعالیت برای کسب بیمه تأمین اجتماعی و بیمه بیکاری برای نقاشان و حمایت و همکاری با دیگر تشکلهای کارگری. شاهرخ در سال ۱۳۸۵ همزمان با فعالیت خود در هیأت مؤسس سندیکای نقاشان، همکاری با کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری را شروع کرد. همچنین در شورای همکاری تشکلها و فعالان کارگری نیز فعال بود.
وی در ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۰ در تبریز دستگیر شده و در اعتراض به دستگیری غیرقانونی خود ۳۰ روز از ۳۶ روز مدت نگه‌داری در سلول انفرادی را در اعتصاب‌غذا به‌سر برد. وی در حالی‌که حتی یک برگ بازجویی هم ننوشته و به سؤالات پاسخ نداده بود، بدون دلیل و مدرک از سوی شعبه‌ی یک بیدادگاه ضدانقلاب تبریز به‌ریاست قاضی حملبر به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت کشور به ۱۱ سال زندان محکوم شد. این حکم سپس در شعبه‌ی ۶ تجدیدنظر تبریز عیناً تأیید شد. وی در تاریخ ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۰ با قرار وثیقه‌ی سنگین ۲۰۲ میلیون تومانی از زندان مرکزی تبریز آزاد و پس از مدت کوتاهی در تاریخ ۲۴ دی ماه همراه با محمد جراحی در محل کارش دستگیر و برای اجرای حکم به زندان مرکزی تبریز منتقل شد.
در ابتدای ورود به زندان تبریز به‌طور غیرقانونی وی را بیش از یک ماه در بند قرنطینه‌ی زندان نگه‌داشتند، وی در اعتراض به این عمل مجدداً دست به اعتصاب‌غذا زد و پس از مدتی به بند مالی زندان تبریز منتقل شد. وی در طول مدت حبس خود در این زندان بارها از بندی به بند دیگر منتقل شده و تحت آزار و اذیت قرار گرفت. در نهایت وی را به بند ۱۵ متادون که مخصوص معتادین بوده و به‌لحاظ بهداشتی در وضعیت اسفباری به‌سر می‌برد منتقل کردند. گفتنی است در این بند انواع بیماریهای خطرناک مانند ایدز و هپاتیت شیوع گسترده‌یی دارد. در تاریخ ۷ خرداد ماه ۱۳۹۱ وی را به‌طور غیرقانونی و بدون حکم قاضی با دست‌بند و پابند از زندان تبریز خارج کرده و به زندان یزد منتقل کردند. پس از مدتی با فراگیر شدن جو مقاومت در زندان یزد مسئولان این زندان با اعلام عجز از نگه‌داری این زندانی وی را در تاریخ ۱۷ مرداد ماه به زندان تبریز بازگرداندند. در نهایت در تاریخ ۲۲ مهر ماه مجدداً وی را به‌طور غیرقانونی به زندان گوهردشت کرج منتقل کردند.
شاهرخ زمانی بار دیگر در تاریخ ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۲ از زندان گوهردشت کرج به تبریز منتقل شده و در شعبه‌ی ۲ دادگاه انقلاب تبریز به اتهام توهین به خامنه‌ای محاکمه و متعاقباً به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد.
این کارگر زندانی در روز ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۲ به زندان قزلحصار کرج منتقل شده و در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب‌غذا زد. بر اثر این اعتصاب‌غذا مسئولان وی را مجدداً در تاریخ ۲۵ فروردین‌ماه ۱۳۹۳ به زندان گوهردشت کرج و این بار به بند ۳ منتقل کردند.
شاهرخ زمانی که با رسول بداقی هم بند بوده است در تاریخ 13مرداد 94 همزمان با پایان قانونی دوران حبس رسول در نامه‌ای سرگشاده با معرفی رسول به‌عنوان سمبل آزادی خواهان آزادی او شده بود.
زندانی سیاسی مقاوم شاهرخ زمانی، فرزند دلیر مردم آذربایجان بعدازظهر روز یکشنبه ۲۲شهریورماه به نحو مشکوکی در زندان گوهردشت جان باخت. همبندان او در سالن12 بند4ساعت5 بعدازظهر جسد او را با دهانی پرخون و سری کبود در تختش در زندان یافتند. وی تا ساعت 10صبح امروز در کنار هم بندانش بوده و مانند همیشه سرحال و با نشاط بوده است. وی به‌طور ثابت ورزش می‌کرده است. 
دژخیمان و مأموران اطلاعات کینه و خشم عمیقی از او به دل داشتند و از هیچ اذیت و آزاری در حق او فروگذار نمی‌کردند و بارها او را به مرگ تهدید کرده بودند. وی قبل از مرگش در یادداشتی نوشته بود: در اداره اطلاعات به‌صورت مستقیم و یا غیرمستقیم تهدید به مرگ شده‌ام از جمله مسمومیت، قرار دادن در کنار افراد عادی مبتلا به ایدز، وادار کردن افراد نامتعادل روانی، جانی و خطرناک به درگیری با من، قرار دادن افراد اطلاعاتی در پوشش زندانی در کنار من که مرا تشویق به فرار می‌کردند تا حین فرار با تیر کشته شوم که با شناسایی و افشای این افراد از آنها دور شده‌ام. ... . در مورد هر گونه عواقب از این قبیل من به همه هشدار می‌دهم. مرگ من در زندان به هر دلیل متوجه مسئولان می‌باشد.                               

۱۳۹۴ شهریور ۲۲, یکشنبه

ایران - نوشته زندانی سیاسی شاهرخ زمانی چند روز قبل از جان باختنش:

 جان باختن ناگهانی ندانی سیاسی شاهرخ زمانی
 جان باختن ناگهانی ندانی سیاسی شاهرخ زمانی
در اداره اطلاعات تهدید به مرگم کردند
زندانی سیاسی کارگر شاهرخ زمانی چند روز قبل از جان زندان باختنش از زندان گوهردشت کرج یادداشتی به بیرون فرستاده و نوشته که از سوی دژخیمان اطلاعات تهدید به مرگ شده است. در این یادداشت آمده است:در اداره اطلاعات به‌صورت مستقیم و یا غیرمستقیم تهدید به مرگ شده‌ام از جمله مسمومیت ٬ قرار دادن در کنار افراد عادی مبتلا به ایدز، وادار کردن افراد نامتعادل روانی ٬ جانی و خطرناک به درگیری با من.....

ایران - جان باختن ناگهانی زندانی سیاسی شاهرخ زمانی، مبازر پیگیر حقوق کارگران در زندان گوهردشت کرج

 جان  باختن  ناگهانی  زندانی سیاسی شاهرخ  زمانی
 جان  باختن  ناگهانی  زندانی سیاسی شاهرخ  زمانی

زندانی سیاسی کارگر شاهرخ زمانی، مبارز پیگیرحقوقکارگران میهنمان روز یکشنبه به‌طور ناگهانی در زندان گوهردشت کرج جان باخت. ساعت 5 روز 22شهریور 94 همبندان شاهرخ برای بیدار کردن او بربالینش حاضر شدند و مشاهده کردند که دهانش پر از خون و یک ناحیه از سر او کبود است.