‏نمایش پست‌ها با برچسب جنایت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جنایت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

روز 25 نوامبر، روز حذف خشونت عليه زنان

مقاومت  زنان درمقابل دیکتاتورها
در تاريخ، ‫‏زنان و ‏دختران زيادي عليه ظلم برخاستن اما 25 نوامبر بعد از قتل فجيع خواهران ‫‏ميرابال که به وجود اومد. سه خواهري كه عليه ديكتاتوري دومينيكَن به اعتراض برخاستن و سرآغاز يك مقاومت شدن. امروز نام اونها براي تمام دختران آمريكاي لاتين يادآورِ از خود گذشتن براي مبارزه عليه خشونته.
در سرزمين ما ايران اما، زشت ترين نماد قانونمند و سيستماتيك تبعيض و دشمني با زنان به چشم مي خوره.حاكميتي نامشروع كه ‫‏سركوب زنان رو اهرمي براي سركوب تمامي مردم ايران كرده.با اين همه، هم زمان با اين هم ظلم و ستم روا شده، ايستادن ها و فرياد هاي اعتراضي هست كه عليه اين خشونت ها، جنايت ها و شقاوت ها بلند ميشن. بله، شكي نيست كه اون ديو تاريکی و پليدی که حياتش رو از نابرابری مي گيره روزي به دست همين دختران ‫‏ايران زمين از پا بيفته.

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

ایران - به کودکان کارتن خواب

کودکان  کارتن خواب  قربانیان نظام پلید خامنه ای  ضدبشر وروحانی جلاد
کودکان  کارتن خواب  قربانیان نظام پلید خامنه ای  ضدبشر وروحانی جلاد
به نونهالان  عزیزم  که در نظام پلید خامنه ای وروحانی جنایتکار نشکفته  پر پر می شوند.
سلام!
نازنین! روز‌هاست از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رشته‌های ردّی شده‌یی که مثل رگه‌ی خونی دنبال فکرا و روزای من میاد. میون این فلات گربه‌نشون که دمش توی عمّانه و سرش توی خـزر، تو باید توی کارتن بخوابی و ماشین از روت رد شه و لـه شی!  میون این همه خونه، تو «تـو فکر یه سقفی»!
روی این توپ خاکی ـآبی درندشت که همه‌ی دنیا روی اون جامیشه،گم‌شده‌ی کدوم سیاره‌یی؟توآدرس کدوم نشونه‌یی؟غارت‌شده‌ی کدوم فرعونی؟تولـه‌شده‌ی کدوم سیاستی؟ تو منظومه‌ی تلخ کدوم تاریخی؟
از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رو باید وقت وحشت کردن از شمردن قلک عید می‌دیدم. تو رو باید در حیرت شوق‌آور تماشای کفش واکس خورده و جفت شده‌ی توی گنجه می‌دیدم. تو رو باید در عطر گل محمدی لباس عیدت حس می‌کردم. تو رو باید از گل خشک شده‌ی لای کتابت می‌شناختم. تو رو باید در همه‌ی اون چیزاییکه به‌خاطرعید، «با اونا زمستونو سر می‌کردی و خستگی‌ت رو در می‌کردی» می‌دیدم.
عزیزم! از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رو باید در ضیافت گاز زدن سیب باغ همسایه پیدا می‌کردم. تو رو باید در آب‌بازی توی جوی آب تیر و مرداد، با پوست سوخته‌ات می‌دیدم. تو رو باید در لای شاخه‌های انگور عصر پاییز حیاط خانه پیدا می‌کردم. باید کتاب و دفترت رو از گوشه‌ی حیاط جمع می‌کردم و خودت رو در سینمای بلوار، پارک لاله و استادیوم امجدیه پیدا می‌کردم. پردیس خواب ناز و نوشین دم صبحت رو باید گل آفتابگردون پاره می‌کرد. تو رو باید... تو رو باید... تو رو باید...
از فکر تو خلاص نمی‌شم. کدوم فرعون‌ عمامه‌پیچ، تموم باغ‌ها، جوی‌ها، آبشارها، کوه‌ها، سینماها، پارک‌ها، استادیوم‌ها، مدرسه‌ها، کتاب‌ها، مشق‌ها، نمره‌ها، رؤیاها و معصومانه‌های تو رو غارت کرده؟ تو تباه شده‌ی کدوم تقدسی؟ امان از آدم‌های مقدس! امان از نظام پلید ستمگر!امان از آخوندهای ضدبشر وجنایتکار  ودزد وغارتگر...امان از خامنه ای جلاد وروحانی  این روباه شیاد ومکاروجنایتکار...
از رشته‌های فکرتو نمیتونم بیرون بیام. میون این همه رشته‌های به هم تنیده‌ی این دنیا، رشته و ردی شده‌یی مثل رگه‌ی خونی به‌دنبال من. می‌دونم هرگز به آخر این رشته و این رد نمی‌رسم. می‌دونم به راحت و آرامی که این فکر رو از من بگیره و رشته و رد تو رو گم کنم، نمی‌رسم. نفرین به اونها که تو و هزاران دوستت رو از آینده‌ی سرزمین من گرفتن. نفرین به اونها که همکلاسیهات، معلم‌هات، مدرسه‌ت، شهرت، خیابونها، کوچه‌ها، خونه‌ها و همه‌ی جلوه‌های قشنگ زندگی رو ازتودزدیدن. تو قربونی کدوم دزدی بزرگی؟این‌همه زندگی متلاشی شده دراین دیارگربه‌نشون،قربونی خیانت کدوم فرعون عمامه‌پیچن؟
از فکر من بیرون نمی‌ری. چه منظومه‌ی تلخی! این همه وعده‌های بد و سیاه، توی هیچ کتاب مقدسی نبود. من و تو در اونها وعده‌های امید و سعادت خوندیم. اما امان از آدم‌های مقدس! امان از کتاب‌های سفیدی که فرعون‌ها در اونها قانون می‌نویسن! امان از حاکم بی‌عار! امان از حاکم بد!
از فکر من بیرون نرو! روبه‌روی من باش! اسمت برام مهم نیس. می‌خوای پرویز باش یا پروانه، می‌خوای دارا باش یا سارا، می‌خوای خدیجه باش یا خلیل، می‌خوای الناز باش یا ابراهیم، می‌خوای شاهین باش یا شقایق؛ می‌خوای بلقیس باش یا برات، می‌خوای فاطمه باش یا فتح‌الله، می‌خوام اعتراف کنم که دارین با هم برابر و مساوی می‌شین. به این ارمغانها و افتخارها در ترازوی عدالت و قانون فرعون فقیه نگاه کن:
ـ اعدام پرویزها = اعدام پروانه‌ها
ـ ساراهای فراری = داراهای فراری
ـ آینده‌ی تباه شده‌ی الناز= آینده‌ی تباه‌شده‌ی ابراهیم
ـ دار زدن هر روز و هفته‌ی فریدون = دار زدن هر روز و هفته‌ی فریبا
ـ دورنمای پنجره‌ی طلوع مهناز = بازوی بلند جرثقال «دار» / دورنمای پنجره‌ی طلوع مهرداد = بازوی بلند جرثقال «دار»
ـ اسید پاشیدن به‌صورت خدیجه و نابینا کردن او تا آخر عمر = درآوردن چشم خلیل و نابینا کردن او تا آخر عمر
ـ له شدن شخصیت مینا زیر بار هیولای فقر = له شدن شخصیت مهران زیر بار هیولای فقر
ـ سکته کردن مامان از خبر اعدام بچه‌هاش = سکته کردن بابا از خبر اعدام بچه‌هاش
ـ تجارت با دخترای معصوم = تجارت با پسرای معصوم
ـ نداشتن پول خرید دفتر و کتاب واسه زری = نداشتن پول خرید دفتر و کتاب واسه زهیر
ـ ترک تحصیل صدتا صدتای فرشته‌ها و نسرین‌ها = ترک تحصیل صدتا صدتای فرهادها و نادرها
 ـ کلاس درس دخترای بلوچستانی توی اتوبوس اسقاطی سوراخ سوراخ = کلاس درس پسرای بلوچستانی توی اتوبوس اسقاطی سوراخ سوراخ
ـ فروش «کلیه  فاطمه‌ها واسه یه لقمه نون و یه سرپناه = فروش «کلیه» فتح‌الله‌ها واسه یه لقمه نون و یه سرپناه
ـ ندادن ماه‌ها حقوق به زنهای سرپرست خونواده = ندادن ماه‌ها حقوق به مردهای سرپرست خونواده
ـ زیاد شدن بی‌کاری و بی‌سوادی زن‌ها = زیاد شدن بی‌کاری و بی‌سوادی مردها
ـ سرکیسه کردن دارایی ملی زنهای ایران واسه‌ی رسیدن به بمب = سرکیسه کردن دارایی ملی مردهای ایران واسه‌ی رسیدن به بمب
زنهای زیر خط مرگ = مردای زیر خط مرگ
این‌طوریه که تو خونه و سقف و پناهی نداری. با این عدالته که تو بی‌آینده شدی. این‌طوریه که از خـزر تا عمان، در ولایت فرعون فقیه ـ که اهرامشون رو با جمجمه‌ی خواهرا و برادرا و مادرا و پدرای تو به آسمون رسوندن ـ تو جایی واسه زندگی نداشتی و به منظومه‌های زنبوری کارتن‌خوابی پناه بردی! اف بر خامنه ای ضدبشروروحانی جنایتکار ونظام دجال شان 
آهووکی که همه‌ی دشتها و افق‌ها و جنگل‌های تو رو کفتارهای عمامه‌دار به توبره کشیدن! از روزهای دنیای من بیرون نیستی. از هر طرف که می‌رم، باز به تو می‌رسم. به تو و همناما و همسالای تو. این زندگی‌های متلاشی‌شده، این آرزوهای غارت‌شده، این رؤیاهای تیربارون‌شده، این اعتماد و امید تجاوز‌شده و این آینده‌ی خیانت شده، در همه‌ی خبرهای ایران من و تو هست. با اسم‌های مختلف، با عنوانهای گوناگون، با انشاهای کوتاه و بلند و با عکسهای رنگارنگ.
کودکان کار وکودکان خیابانی  وکارتن خواب،کودکی نمی‌کنندبجای درس خواندن، به‌خاطر لقمه نانی برای خودیا خانواده‌شان ازصبح درخیابانهاسرگردانند.یابه‌وسیله باندهای مرتبط بارژیم درکشورهای همسایه به فروش می‌رسند.
اما برای این همه درد و رنج و فقر و تنگدستی، پاسخی وجود دارد. در این جامعه ملتهب و به جان آمده،
میتوانیم فضای رعب و اختناق را در هم بشکنیم.ازهرفرصتی برای دامن زدن به اعتراض اجتماعی استفاده کنیم.به اعترضات کارگران و زحمتکشان و زنان مقاوم میهنمان بپیوندیم ،با اهانتها و تعرضهای پاسدران و گشتیهاوچماقداران سرکوبگرمقابله کنیم.صحنه‌های جنایت باراعدام وشلاق‌ زدن درملأعام رادرهم بریزیم.
آری،هم‌چنان که مسعود رجوی رهبر مقاومت گفت، راه و رسم مقاومت به هرقیمت،ارتجاع و ستم را قطعاً مغلوب می‌کند. مطمئن باشید پیروزی وآینده، ازآن نسلی است که آماده است بهای آزادی را بپردازد.

۱۳۹۴ مهر ۱۱, شنبه

ایران - سپاه پاسداران، تعدادی از کولبران زحمتکش کرد را به زندان افکنده است

کولبران زحمتکش
کولبران زحمتکش
جنایت  سپاه  پاسداران  خامنه ای  علیه کولبران زحمتکش کرد .
سپاه پاسداران حدود 15تن از کولبران زحمتکش کرد را دستگیر کرده است
آنها در مناطق مرزی استان کرمانشاه و در حالی که مشغول تأمین معاش خود و خانواده‌هایشان بودند، دستگیر شدند.

کولبران که از شهرهای نوسود و پاوه و روستاهای اطراف هستند، پس از بازجویی در اداره حفاظت اطلاعات سپاه به زندان مرکزی پاوه منتقل شدهاند.

۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه

ایران - ریحانه شعله ای که خاموش نمیشود

رندی نوبل نویسنده مسیحی و فعال حقوق بشر در امور ایران
رندی نوبل نویسنده مسیحی و فعال حقوق بشر در امور ایران
رندی نوبل نویسنده مسیحی و فعال حقوق بشر در امور ایران اخیرا کتابی منتشر کرده است به نام صلیب در بیابان که این کتاب را به ریحانه جباری تقدیم کرده است و در بخشهایی از این کتاب به موضوع ریحانه اشاره شده است .
وی در مورد کتاب دیگر خود که مربوط به ریحانه است و در دست انتشار به نام "ریحانه : رایحه ای دلپذیر " در فیسبوک خود می نویسد :
یکی از قسمتهای خاص کتاب من به نام "ریحانه : رایحه ای دلپذیر " اختصاص دارد به بازتاب تاثیری که ریحانه در زندگی دوستان عزیز ایرانیم داشته است
اینجا فقط یک نمونه از چیزهایی که ایرانیان در مورد ریحانه میگویند آورده شده:
" آرامگاه یک فرشته .فقط بدن او اینجا به خاک سپرده شده .روح ریحانه و میراث اش زنده است و به ما کمک میکند که شرایط غیر انسانی در ایران راتغییر بدهیم. قتل او یک جنایت بود اما ریحانه در ما زنده است "
" گلی شکوفا هستی در خاک که هیچگاه تسلیم نخواهد شد .
هزاران زن همچون تودر این سرزمین حیوانات وجود دارند که اسیر هستند. من تا زمانی که زنده هستم نجابت و پاکدامنی ترا فریاد خواهم زد.
آرزو دارم که بتوانم دستهای مادرت را دردستانم بگیرم و ببوسم اشکهایش را ...

اما تو الان در سرای آخرت در کنار خدا در امان و محفوظ هستی . آرامگاه ندا ، آرامگاه فرشته ها و آرامگاه ریحانه "

۱۳۹۴ شهریور ۲۶, پنجشنبه

ایران -بیانیه زندانی سیاسی علی معزی در رابطه با مرگ مشکوک زنده یاد شاهرخ زمانی

                          
زندانی سیاسی دهه ۶۰ علی معزی پدر دو مجاهد اشرفی به‌مناسبت جان باختن زندانی سیاسی شاهرخ زمانی بیانیه‌یی صادر کرد
در این بیانیه آمده است
اعدام، کشتار، ترور، تهدید و قتل مخالفان نظام جور و جنایت به‌طور رسمی و غیررسمی آشکار و مخفیانه ادامه دارد
علاوه بر فوت‌هایی که در اثر عدم رسیدگی پزشکی در زندانها علیه زندانیان سیاسی در مواردی هم‌چون محسن دگمه‌چی، هدی صابر پیش آمده در سالهای اخیر به‌خصوص در بند سیاسی زندان گوهردشت کرج با مرگهای مشکوکی هم‌چون امیر حسین حشمت ساران، منصور رادپور و افشین اسانلو روبه‌رو شدیم.
مورد جدید مرگ ناگهانی و مشکوک فعال کارگری و زندانی سیاسی شاهرخ زمانی در روز یکشنبه ۲۲ شهریور در بند سیاسی زندان گوهردشت کرج واقع شده است
از آنجا که گفته شده نامبرده قبلاً مورد تهدید واقع شده، موارد مذکور نگرانی مردم و بستگان زندانیان سیاسی را از بابت عدم امنیت جانی این زندانیان فراهم ساخته است
اینجانب ضمن اعلام تأسف عمیق و همدرد با بستگان ایشان خواهان پیگیری فوری و تشکیل کمیته حقیقت‌یاب بین‌المللی جهت رسیدگی و جلوگیری از وقایع مشابه احتمالی می‌باشم
زندانی سیاسی علی معزی
زندان مرکزی کرج
شهریور ۱۳۹۴

۱۳۹۴ شهریور ۱۳, جمعه

ایران - مریم رجوی:‌ درود به همبستگي مردم اروپا با پناهجويان سوري

خانم مریم رجوی رئیس جمهور مقاومت  مردم ایران
خانم مریم رجوی رئیس جمهور مقاومت  مردم ایران

سیل زنان و مردان و كودكان بي‌پناه و پريشان سوريه براي پناه جستن دركشورهاي اروپايي و آوارگي و بلاتكليفي آنها در مجارستان، مقدونيه، ايتاليا، آلمان، و اتريش وجدان مردم جهان را تكان داده  است. مرگ دلخراش ۷۱ پناهجو در كاميوني در اتريش، غرق شدن شمار ديگري از آن‌ها به هنگام سفر از تركيه به يونان و غرق شدن آن‌ها در آبهاي مديترانه ادامه جنايت‌هاي فجيعي است كه ديكتاتوري بشار اسد در پناه حمايت‌هاي رژيم ايران به ملت سوريه تحميل كرده است.

به جوانان، روشنفكران، مدافعان حقوق بشر و همه مردم انسان‌دوست و ترقيخواهي كه در كشورهاي اروپايي خواستار پذيرش پناهجويان سوري شده و دولت‌هاي خود را براي تغيير سياست‌هاي خود در اين زمينه تحت فشار گذاشته‌اند، درود مي‌فرستم.

۱۳۹۴ شهریور ۶, جمعه

ایران - پایداری وایستادگی تاپیروزی

عزم واراده شکست ناپذیر بهروز نماد عزم جوانان ایران است. درود بر غیرت وشرف او

مادر بهروز آلخانی
مادر بهروز آلخانی 
شهادت بهروز اگر چه جگر سوز است، اما بذر خشم وکینه وشوریدن برعلیه ظلم وجنایت نظام پلید خامنه ای وروحانی جنایتکار را در درون هر جوان ایرانی جاری میکند.
بهروزآلخانی در آخرین دیدارباخانواده اش در زندان مرکزی ارومیه با روحیه سرشار گفته است اصلا نگران نباشید، من راهم درست است، نبایستی در مقابل زور و استبداد کوتاه آمد.