‏نمایش پست‌ها با برچسب ریحانه جباری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ریحانه جباری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

ایران - زنان - اعدام ريحانه جباری «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام


      اعدام ريحانه جباری  «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام
      اعدام ريحانه جباری  «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام

ریحانه جباری  قهرمان ایستاد وچهره واقعی دختر ایرانی را به تصویر کشید.
ریحانه قهرمان ،یک راه را انتخاب کردوآن ،نه گفتن به هرچه زور وتسلیم .
در ماه آبان93، ریحانه جباری 26ساله، پس از هفت سال زندان به‌خاطر دفاع از خود علیه تجاوز، اعدام شد. به‌رغم مخالفت گسترده در ایران و فراخوان بسیاری نهادهای مدافع حقوق‌بشر برای آزادی وی، دولت روحانی پادشاه اعدام از طریق وزارت بدنام اطلاعات ،خود فعالانه برای اجرای حکم اعدام او تلاش کرد.
این است معنای اعتدال و میانه‌روی روحانی که برخی دولتهای غربی به‌عنوان توجیهی برای روابط نامشروع خود با دیکتاتوری مذهبی، از آن استفاده می‌کنند.
دولتهای غربی حقوق‌بشر ایران را قربانی روابط خود با دیکتاتوری مذهبی کرده‌اند. به نتائج تلخ سفرهای هیأتهای پارلمانی اروپا به تهران در همین یک ساله نگاه کنید. ملاها از هر کدام از این سفرها به‌صورت فرصتی برای افزایش اعدامها استفاده کرده‌اند.
نوشته زیر به قلم نویسنده دردمند مقاومت ایران کاظم مصطفوی گذری است کوتاه و موشکافانه بر خاطرات ریحانه جباری، دختر قهرمانی که تک و تنها و به قیمت جان در مقابل خواست دستگاه وزارتی و قضاوتی رژیم آخوندی برای همکاری ایستاد و به جرم دفاع از خود، بیگناه و معصوم به پای چوبه دار رفت.
 اما خون او گواهی شد جاودانه بر شگردهای کثیف و قساوت رژیمی که همواره قربانی را به جای دژخیم به مسلخ می برد. این نوشته در چند قسمت در سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران منتشر می شود. قسمت اول:

۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

ایران - کمپین نه به اعدام شهرام احمدی - پیام شعله پاکروان

شعله پاکروان  وگوهر عشقی  ومادران  زندانیان سیاسی
شعله پاکروان  وگوهر عشقی  ومادران  زندانیان سیاسی 
شکنجه و اعدام به اندازه داعش خطرناک و نفرت انگیز است
خانم شعله پاکروان مادر ریحانه جباری که بخاطر دفاع از شرافت و حقانیت و سرخم نکردن در بیدادگاه رژیم آخوندی با افشای چهره کریه عامل اطلاعاتی رژیم که قصد تجاوز به وی را داشت سرانجام سربدار شد، در نوشته ای که بتازگی در کمپین نه به اعدام "شهرام محمدی" در فیسبوک خود منتشر نموده، نسبت به شکنجه و اعدام توسط دژخیمان رژیم آخوندی هشدار می دهد و این جنایتها را به همان اندازه وحشیگری های تروریستهای داعش خطرناک و نفرت انگیز توصیف مینماید.
شعله پاکروان می نویسد:
در هیاهوی داعش و هواپیمای سوخو و صدها خبر دیگر ، حواسمان از زندانیان پرت نشود . یادمان باشد هزاران نفر در زندانها با حکم اعدام روبرویند . این لشگر ذخیره اعدام ، متشکل از فرزندان ملت ایران است.
نکند یادمان برود هاشم زینالی زندانی شده برای پرسش هفده ساله ی سعید من کجاست . نکند یادمان برود سیمین عیوض زاده برای آزادی امیدش دست اعتراض بالا برد . تا امیدش دفن نشود زیر حکم ده سال زندان برای هیچ.
نکند یادمان برود که سکوت ما در قبال ظلمی که به دیگران میشود باعث بیشتر شدن ظلم خواهد شد، و روزی ظالم جفاکار که گستاخ تر هم شده گلوی آحاد ملت را خواهد گرفت . نکند یادمان برود طاهری زیر تیغ است و شاگردانش یکی پس از دیگری دستگیر و روانه زندان میشوند.
داعش ، نکبتی است که گریبان خاورمیانه و جهان را گرفته . ولی تنها نکبت و سیاهی موجود در دنیا نیست . شکنجه و اعدام به اندازه داعش خطرناک و نفرت انگیزند .راهی نمانده جز یکدلی و همصدایی . با صدای بلند بگوییم : نه به اعدام.

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

در يادمان خون ستار به خونخواهي صد هزار ستاره برخيز

ستار بهشتی شهید راه آزادی
ستار بهشتی شهید راه آزادی 

‫در سالگرد شهادت ستار بهشتي، گوهر عشقي مادر ستار به شرکت در مراسم بزرگداشت فرزند دلاورش فراخوان داد.

این مراسم قرار است روز پنجشنبه 7آبان 94 بر مزار ستار بهشتی در رباط کریم برگزار شود.
اخيرا در بزرگداشت ياد ريحانه جباري كه گلوي معصومش را جلادان به دار شقاوت آويختند، مادر ستار بهشتی نیز در حالی که عکس پسر شهیدش را در دست داشت شركت كرده بود و گفت: ”من سه ساله ساعت 5 صبح میرم سر خاک ستار و 8 شب برمیگردم ، من صدای ستار هستم ، ستار سرپرستم بود ، پرستارم بود ، بچه ی منو زیر شکنجه کشتن ، من از هیچی و هیچکسی نمیترسم ، آقای ماموری که الان اینجا هستی ، از بازوی خودت نون بخور نه از کشتن جوونای ما ، من دو سال افتخاری مرده ها رو شستم به امید اینکه یه روز جنازه ی بچه ام رو خودم بشورم ....
من آرام نخواهم نشست، او همه چیز من بود.
تازمانی که زنده باشم، کنار ستارم با این‌که ناراحتی قلبی دارم افتخارمی‌کنم که مادر ستارم، ترس هم ندارم، ستار عشق منه... .
فکرنکنید، که مادر ستار از کسی میترسه، نون از بازوی خودتان بخورید، نه از خون اینها.“..
سه سال پيش در چنين روزهائى در وبلاگي به اسم شهاب آزادي كلماتي نقش بست
من سكوت نميكنم حتي اگر قرار به رسيدن لحظه مرگ من باشد
اين آخرين كلام وآخرين انتخاب ستاربهشتي بود انتخاب وجمله اي كه در دل تاريخ ميهن جاودانه شد و مشعلي فرا راه آيندگان.
بعداز آن بود كه پليس فتا او را باخود برد جسم ستار را برد، ستار با بدني كوفته وزخمي وارد بند 350شد و با فروتني و هيجان به شهيدغلامرضا خسروي هوادار سازمان مجاهدين كه درتاريخ 11خرداد93اعدام شد) گفت: ”فقط يک روز اين‌جا هستم، فردا مي‌برندم، قاضي برايم ۱۰ روز ديگر بازجويي دراختيار پليس فتا نوشته“، ستار ادامه ميده:
”دروبلاگم اززندانيان سياسي اوين و گوهردشت (رجايي شهر) دفاع کرده‌ام به ويژه از محکومين به اعدام بسيار ياد کرده‌ام، چه خوب شد که چهره‌هاي آشناي شما را از نزديک ديدم، کاش گوهر دشتي‌ها را هم مي‌ديدم، همه‌تان را دوست دارم“.
ستار ادامه ميده:
خيلي شکنجه شدم، آويزانم کردند، به‌سر و شکمم مي‌کوبيدند، فحش و توهين و ضرب‌وشتم بود که مي‌باريد درحالى که دستبند قپانى به من زده بوده و روى زمين‌‌ رهايم کرده بودند بازجو پا روى سرم گذاشته و به مادر و خواهرم فحاشى مى کرد. دست و پايم را به صندلى بسته بودند و بازجو با مشت و لگد به جانم افتاده بود بازجو صراحتا بهم گفت: مى کشمت ونمیگذارم زنده از اينجا بيرون بروى، حتى نمى گذارم جنازه‌ات به دست مادرت برسد، تنها راهى که مى توانى از اينجا بيرون بروى و دوباره مادرت را ببينى همکارى با من است و اينکه آن چيزى را که من مى خواهم بگويى و بنويسى.
ستار به زخم روى گردن‌اش اشاره ميكنه و ميگه به دليل استفاده از شوک الکتريکى اينطور شده ،تمام بدنم درد مي کند و ادرارم هم خوني شده.
قراره فردا به پليس فتا ببرنم، بگيد چکار کنم که زير شکنجه طاقت بياورم، به مادرم گفته‌ام که اگر من شهيد شدم، غصه‌دار نباشيد و افتخارکنيد“
اندکی بعد ستار را صدا میزنند و دیگر او برنگشت لبخند بر لب زیر شکنجه شهابی شدجاودان
همانطور که نوشته بود کشتن او در زیر شکنجه باعث شد بزودي بساط ظلم شما بر سرتان فرو خواهيد ريخت
او خودش نوشته بود بدانيم يكبار بدنيا ميائيم و يكبار ميرويم ولي چه خوب است در اين يكبار با شرف زندگي كنيم و با عزت بميريم. اینچنین بود که ستار بهشتی شهابی شد برای آزادی و تا تحقق آزادی میهن و برچیده شدن بساط ظلم حاکمان کنونی پرتوش روشنای راه مبارزان و ازادیخواهان است.
در سالگرد شهادتش به خونخواهي او و صد هزار ستاره برخيزيم و فرياد بر آوريم :

”چرا زندانيان سياسي در ايران، زجركش يا حلق‌آويز مي‌شوند و جهان خاموش است؟ چرا نوجوانان در ايران اعدام مي‌شوند و جهان نسبت به آن ساكت است؟ امروز در در زندانهاي سراسر كشور، تعداد زيادي از هموطنان بيدفاع ‌ما مخفيانه اعدام مي‌شوند. و چند هزار نفر زير حكم اعدام‌ قرار دارند. به مادران و پدرانشان فكر كنيم و به همسران‌ و بچه‌هايشان كه روز و شب در چه اضطرابي زندگي مي‌كنند. به زناني فكر كنيم كه براي پرداخت ديه و نجات همسرانشان از اعدام، كليه‌هاي خود را مي‌فروشند... كساني كه بر اين همه نقض حقوق بشر ايران چشم‌ مي‌‌پوشند، شرم كنند. شكنجه و اعدام بايد متوقف شود. اين خواست همة مردم ايران است. ”اين خواست عمومي را فرياد بزنيم و به دولتهاي غرب بگوئيم ” سكوت و بي‌عملي نسبت به اعدامها و جنايتهاي فاشيسم ديني را كنار بگذاريد و مقاومت مردم ايران براي آزادي را محترم بشماريد.”

۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه

ایران - ریحانه شعله ای که خاموش نمیشود

رندی نوبل نویسنده مسیحی و فعال حقوق بشر در امور ایران
رندی نوبل نویسنده مسیحی و فعال حقوق بشر در امور ایران
رندی نوبل نویسنده مسیحی و فعال حقوق بشر در امور ایران اخیرا کتابی منتشر کرده است به نام صلیب در بیابان که این کتاب را به ریحانه جباری تقدیم کرده است و در بخشهایی از این کتاب به موضوع ریحانه اشاره شده است .
وی در مورد کتاب دیگر خود که مربوط به ریحانه است و در دست انتشار به نام "ریحانه : رایحه ای دلپذیر " در فیسبوک خود می نویسد :
یکی از قسمتهای خاص کتاب من به نام "ریحانه : رایحه ای دلپذیر " اختصاص دارد به بازتاب تاثیری که ریحانه در زندگی دوستان عزیز ایرانیم داشته است
اینجا فقط یک نمونه از چیزهایی که ایرانیان در مورد ریحانه میگویند آورده شده:
" آرامگاه یک فرشته .فقط بدن او اینجا به خاک سپرده شده .روح ریحانه و میراث اش زنده است و به ما کمک میکند که شرایط غیر انسانی در ایران راتغییر بدهیم. قتل او یک جنایت بود اما ریحانه در ما زنده است "
" گلی شکوفا هستی در خاک که هیچگاه تسلیم نخواهد شد .
هزاران زن همچون تودر این سرزمین حیوانات وجود دارند که اسیر هستند. من تا زمانی که زنده هستم نجابت و پاکدامنی ترا فریاد خواهم زد.
آرزو دارم که بتوانم دستهای مادرت را دردستانم بگیرم و ببوسم اشکهایش را ...

اما تو الان در سرای آخرت در کنار خدا در امان و محفوظ هستی . آرامگاه ندا ، آرامگاه فرشته ها و آرامگاه ریحانه "