‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانیان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۳, دوشنبه

اخبار - ايران - سركوب و اعدام

زندان مرکزی شهر زاهدان
زندان مرکزی شهر زاهدان 

اوراق شعر ما را بگذار تا بسوزند
لبهای باز ما را بگذار تا بدوزند
بگذار دستها را بر دستها ببندند
بگذار تا بگرییم بگذار تا بخندند
بگذار تا خدایان دیوار شب بسازند
بگذار اسب ظلمت برلاشه ها بتازند
بگذار تا بریزند خونها زسینه ما
شاید شکفته گردد گلهای کینه ما

حکم اعدام ده زندانی بلوچ در زندان مرکزی زاهدان توسط بیدادگاه تجدیدنظر رژیم تأیید شد و برای اجرا ابلاغ گردید.
این حکم در خردادماه امسال صادر شده بود.
این زندانیان از 4سال پیش در زندان محبوس هستند.
منابع مطلع گفتند: ”در حالی به این افراد حکم اعدام داده‌اند که حتی یک مثقال مواد در دست این ده نفر کشف نشده و در دادگاه این اتهامها را پوچ و بی‌اساس خوانده و رد کرده‌اند “.

۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

ایران - شهدای سرفراز خلق

مجاهد شهيد شهلا شهدوست قهرمان تيم ملي تنيس روي ميز زنان ايران
مجاهد شهيد شهلا شهدوست قهرمان تيم ملي تنيس روي ميز زنان ايران 
مجاهد شهيد شهلا شهدوست قهرمان تيم ملي تنيس روي ميز زنان ايران
مجاهد شهيد شهلا شهدوست قهرمان تيم ملي تنيس روي ميز زنان ايران 
پس از 30خرداد برای بقای حکومت ننگین رژیم سفیانی خمینی، اعدام در هر ابعاد و ارقام، شکنجه و مثله زندانیان، به هر شکل ممکن، و تمام‌کش کردن نیم‌کشته‌ها و… (‌به قول موسوی تبریزی دادستان جنایتکار خمینی) نه‌تنها جایز بلکه واجب گردید! مزدوران رسمی و غیررسمی ارتجاع، حکام ضدشرع، دادستانهای ضدانقلاب، از خمینی و دیگر سردمداران ارتجاع فتوا گرفتند که حتی یک مجاهد را زنده و سالم و یا آزاد نگذارند! و در همین رابطه شکنجه مستمر دستگیر ‌شدگان  مباح و جایز اعلام گردید. خمینی و آخوندهای جنایتکارش که تا آخرین لحظه از صدور اجازه مبارزه مسلحانه علیه شاه خائن خودداری نمودند؛ علناً و با دست باز و هلهله‌کنان، برای حفظ چند صباحی حاکمیت پوسیده و لرزان خود، به رگبار بستن خلق و اعدام و تیرباران مجاهدین خلق و دیگر مبارزین را جزو عادی‌ترین و ضروری‌ترین کارهای روزمره مزدوران و محاکم ضد‌ شرع خود درآوردند و پیوسته نیز آنان را به این جنایتها تشویق و ترغیب می‌نمودند. بدیهی است که موج اعدام و شکنجه از این پس شتاب بیشتری گرفت و در کلیه شهرهای کشور حکم تیرباران مجاهدین ومبارزین  میهن ساری و جاری گشت.
یکی از این جاودانه فروغها
قهرمان تيم ملي تنيس روي ميز زنان ايران هست.
شهلا شهدوست، 26 ساله ،عضو تيم ملي تنيس روي ميز زنان ايران و دانشجوي رشته حقوق دانشگاه تهران، در سال 1360 تنها به دليل آزادیخواهی و ايمان به آرمانهاي سازمان مجاهدين خلق ايران به دست دژخيمان رژيم ولایت فقیه به جوخه اعدام سپرده شد .
او كه از اعضاي تيم پينگ پنگ اصفهان و باشگاه ايراناي تهران بود، يكي ديگر از ستارگان زن ورزش ايران بشمار میرفت كه به دست رژيم ولایت فقیه پرپر شد.
از این قهرمان سرفراز ايران زمين تنها چند عكس براي ما به يادگار مانده است. قطعا روزي كه شب تيره آخوندها در كشور عزيزمان به پايان برسد، نام شهلاي قهرمان با کهکشان زنان آزاده ایران زمین در زمره جاودانه فروغها خواهد درخشید.

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
این است نشانه اعتدال و میانه روی در ولایت یزیدی آخوندها که می خواهندباشکنجه  وارعاب وفشار برروی زندانیان سیاسی و با کشتار مجاهدین در لیبرتی و اوین و گوهردشت و دیگر زندانها، رژیم زهر خورده و درهم شکسته را بر سرپا نگهدارند. اما نمی دانند که این خونهای به ناحق ریخته، شعله های مقاومت پایدار مردم ایران را فروزانتر و روز سرنگونی رژیم یزیدی آنها را هر چه نزدیکتر می کند.
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج چهارشنبه 9دیماه 94 در نامه‌ای به احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق‌بشر ملل ‌متحد نگرانی خود را از وضعیت زندانیان سیاسی بند 2 زندان گوهردشت ابراز کردند و نوشتند:
”از آنجاییکه در زندانهای ایران هیچ عنصری از پاسخگویی وجود ندارد، چه مأموران زندان و چه سازمان زندانها، حتی بر خلاف قوانین و مصوبه‌های خود به‌طور آزادانه و دلبخواهی، هر بلایی را بر سر زندانیان می‌آورند، بدون کمترین بازخواست و مواخذه‌ای... به همین دلیل یکی از متداولترین روشهای فشار و ارعاب زندانیان علاوه بر انتقال به سلول انفرادی و 'بازرسیهای وحشیانه به‌منظور ارعاب' ، انتقال زندانیان به بندهای دیگر (برخلاف اصل تفکیک جرایم) است، تا از طریق زندانیان اجیر شده خود اقدام به تهدید، ضرب‌وشتم و حتی کشتن زندانیان سیاسی و معترض کنند. اخیراً هم از انتقال برخی زندانیان سیاسی بند 2 (بند همجوار) و ضرب‌وشتم آنها مطلع شدیم“.
زندانیان سیاسی گوهردشت در ادامه نوشتند که ما زندانیان سیاسی بند4 زندان گوهردشت به‌شدت نگران وضعیت زندانیان سیاسی دیگر در بند 2 زندان گوهردشت هستیم و ضمن حمایت از خواسته‌های آنها، توجه همه نهادهای حقوق‌بشری و به‌طور خاص گزارشگر ویژه حقوق‌بشر جناب آقای احمد شهید را به این مهم جلب می‌کنیم و پیشاپیش مسئول هر حادثه‌ای را متوجه زندان و سازمان زندانها می‌دانیم.
زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهردشت کرج -9دی 1394.

۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

ایران - زندان گوهر دشت - ضرب و شتم زندانیان سیاسی با تهدید به قتل

زندان گوهر دشت
زندان گوهر دشت
زندان گوهردشت کرج - روز7 دی ماه، توسط مردانی سردژخیم زندان، بعد از انتقال ایرج حاتمی و فرید آزموده به بند زندانیان عادی به این دو زندانی سیاسی ابلاغ شد که اعتصاب‌غذای خود را بشکنید و سپس هر دو را تهدید به پرونده‌سازی جدید و نهایتاً حذف فیزیکی کرد.
ایرج حاتمی بعد از این تهدید ها، به‌محض ورود به اندرزگاه ۶ با اشاره دژخیمان مورد توهین زندانیان عادی قرار می‌گیرد.
زندانیان تحریک شده توسط مردانی به زندانی سیاسی ایرج حاتمی می‌گویند که حاجی (مردانی رئیس زندان) گفته است که پوست از سرت بکنیم و سپس به سمت او حمله می‌کنند و چاقو روی گلویش می‌گذارند و با ضرب و شتم با چاقو بدنش خط می‌اندازند و روی سر و بدنش سیگار خاموش می‌کنند.
در همین درگیری به گفته زندانیان یکی از دندانهای او را شکسته‌اند.
زندانی سیاسی ایرج حاتمی با زور و زحمت خود را از دست آنها رهانده و به بیرون از سالن می‌دود.
وی متوجه می‌شود که قرار است همین اتفاقات را بر سر فرید آزموده بیاورند و تهدیدهای دژخیم زندان گوهردشت مردانی مبنی بر از بین بردن و حذف فیزیکی را عملی کنند.
شیفت شب زندان سعی می‌کند ایرج حاتمی را آرام کرده و خون بدنش را پاک کند اما ایرج مانع می‌شود.
سپس حاتمی را به انفرادی منتقل کرده و کمی بعد او را در همان حال به سالن ۲ باز می‌گردانند.
بعد از بازگشت ایرج حاتمی به سالن ۲، سایر زندانیان سیاسی سالن ۲، متوجه می‌شوند که جان فرید آزموده در خطر است.
افشین بایمانی، علی مشهدی کاظم و تنی چند از زندانیان به زیر هشت رفته یک صدا فریاد می‌زنند که دارید ایرج را می‌کشید و فرید باید هر چه سریعتر به این سالن بازگردد.
مردانی سردژخیم زندان با دیدن این وضعیت به آنها می‌گوید که هر چه قدر دوست دارید همین جا بنشینید و فریاد بزنید.
زندانیان سیاسی هم در آنجا تحصن کرده و شعار سر می‌دهند و سپس به‌دلیل عدم رسیدگی مسئولان سایر زندانیان سیاسی و زندانیان عادی سالن ۲ زندان گوهردشت به جمع تحصن کنندگان پیوسته و شروع به شعار دادن می‌کنند و در شعارهای خود می‌گفتند:” فرید را برگردانید.“
نهایتا رئیس زندان مجبور می‌شود با گذشت مدت زمانی از سردادن شعار زندانیان و مصمم بودن آنها در این تحصن فرید آزموده را نیز به سالن ۲ بازگرداند.
آزموده نیز در اندرزگاه ۱ مورد تهدید زندانیان عادی قرار گرفته و زندانیان عادی به او گفته بودند که امشب وصیت نامه‌ات را بنویس.
وی تصور می‌کرده که زندانیان عادی برای ترساندن او این جملات را بیان می‌کنند اما بعد از این موضوع زندانیان عادی به او گفته‌اند حاجی دستور داده پوستت را بکنیم و امشب تو را بکشیم پس وصیتت را بنویس البته الآن نه بعد از آن که خاموشی را اعلام کرده‌اند تو را خواهیم کشت.
در این تحصن افشین بایمانی در حالی که بیست و سومین روز اعتصاب‌غذای خود را پشت سر می‌گذاشت و با وجود آن که وضعیت جسمانی مساعدی نداشت پس از شعار دادن به‌دلیل ضعف و وخامت وضعیت جسمانی از هوش می‌رود و در حال حاضر نیز وضعیت جسمانی مساعدی ندارد.

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

ایران - تقدیر جمعی از ‫‏زندانیان سیاسی گوهردشت کرج از دکتر ‫محمد ملکی

دکتر محمد ملکی ریئس دانشگاه تهران بعد از انقلاب
دکتر محمد ملکی ریئس دانشگاه تهران بعد از انقلاب
شما به کمتر از آزادی و اصرار و ابرام عملی بر آن به هیچ چیز دیگر قانع نمی‌شوی و تازه شنیده‌ایم که از مبارزان و قهرمانان لیبرتی گفته‌ای! ما مست و تو دیوانه.. ما را که برد خانه؟ ؟ ؟ درود بر شما و بر عزم و اراده راسختان که بقول سعدی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست، و بقول فردوسی: یک مرد جنگی (مثل شما) به از صد هزار و چه خوب تصریح کرده‌اید که اصلی‌ترین درد کدام است و در دسترس‌ترین راه‌حل در کجا؟ و چه خوب و مثال زدنی نشان می‌دهید که اصلی‌ترین آسیب و بیماری مبارزه در بی‌عملی است که ناشی از عدم تقبل بها و هزینه مبارزه است و هیچگاه مشکل در آگاهی و فقدان راه‌حل و تئوری مبارزه و قس الهذا نبوده بلکه پیوسته مشکل در فقدان اراده و پذیرش بها و هزینه ایستادگی و مقاومت بوده که مانع هجوم به قلب مسأله و مشکل شده است با آرزوی سلامتی و طول عمر
جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت ـ کرج.

۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

ایران - کمپین نه به اعدام شهرام احمدی - پیام شعله پاکروان

شعله پاکروان  وگوهر عشقی  ومادران  زندانیان سیاسی
شعله پاکروان  وگوهر عشقی  ومادران  زندانیان سیاسی 
شکنجه و اعدام به اندازه داعش خطرناک و نفرت انگیز است
خانم شعله پاکروان مادر ریحانه جباری که بخاطر دفاع از شرافت و حقانیت و سرخم نکردن در بیدادگاه رژیم آخوندی با افشای چهره کریه عامل اطلاعاتی رژیم که قصد تجاوز به وی را داشت سرانجام سربدار شد، در نوشته ای که بتازگی در کمپین نه به اعدام "شهرام محمدی" در فیسبوک خود منتشر نموده، نسبت به شکنجه و اعدام توسط دژخیمان رژیم آخوندی هشدار می دهد و این جنایتها را به همان اندازه وحشیگری های تروریستهای داعش خطرناک و نفرت انگیز توصیف مینماید.
شعله پاکروان می نویسد:
در هیاهوی داعش و هواپیمای سوخو و صدها خبر دیگر ، حواسمان از زندانیان پرت نشود . یادمان باشد هزاران نفر در زندانها با حکم اعدام روبرویند . این لشگر ذخیره اعدام ، متشکل از فرزندان ملت ایران است.
نکند یادمان برود هاشم زینالی زندانی شده برای پرسش هفده ساله ی سعید من کجاست . نکند یادمان برود سیمین عیوض زاده برای آزادی امیدش دست اعتراض بالا برد . تا امیدش دفن نشود زیر حکم ده سال زندان برای هیچ.
نکند یادمان برود که سکوت ما در قبال ظلمی که به دیگران میشود باعث بیشتر شدن ظلم خواهد شد، و روزی ظالم جفاکار که گستاخ تر هم شده گلوی آحاد ملت را خواهد گرفت . نکند یادمان برود طاهری زیر تیغ است و شاگردانش یکی پس از دیگری دستگیر و روانه زندان میشوند.
داعش ، نکبتی است که گریبان خاورمیانه و جهان را گرفته . ولی تنها نکبت و سیاهی موجود در دنیا نیست . شکنجه و اعدام به اندازه داعش خطرناک و نفرت انگیزند .راهی نمانده جز یکدلی و همصدایی . با صدای بلند بگوییم : نه به اعدام.

ایران - اعتصاب غذای زندانیان سیاسی دژخیمان خامنه ای را وادار به عقب نشینی کرد

عقب‌نشینی دژخیمان خامنه‌ای در قبال اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی و دستگیر ‌شدگان اخیر
عقب‌نشینی دژخیمان خامنه‌ای در قبال اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی و دستگیر ‌شدگان اخیر
تاریخ مبارزاتی مردم کشورهای مختلف و از جمله ایران همواره نشان داده شده است که هرگاه ملتی در برابر خواسته های به حق خود مقاومت کرده و در برابر ظلم تسلیم نشده اند در نهایت حاکمان مستبد را وادار به تسلیم و عقب نشینی کرده اند. در همین راستا بر اساس گزارشهای منتشر شده اعتصاب‌غذای خانواده‌های دستگیر شده و زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین و در میدان ونک تهران، سرانجام رژیم آخوندی را وادار به عقب‌نشینی کرد و تعدادی از خانواده‌های دستگیر شده آزاد شدند.
غروب روز یکشنبه ۸ آذرماه سیمین عیوض‌زاده مادر زندانی سیاسی امید علی شناس و شرمین یمنی از زندان قرچک ورامین آزاد شدند.
البته همچنان تعدادی از دستگیر ‌شدگان در زندان بسر می‌برند از جمله علی بابایی که به وی اعلام کرده‌اند که باید مورد بازجویی قرار گیرد و آزاد نخواهد شد، زرتشت احمدی، داود نعمتی و هاشم زینالی همچنان در زندان اوین می‌باشد. فرزند وی سعید زینالی توسط سپاه پاسداران بیش از ۱۶ سال پیش ربوده شد و از آن زمان تا کنون از وضعیت و شرایط وی هیچ خبری در دست نیست و پاسداران رباینده نه تنها حاضر به توضیح در این باره به خانواده‌اش نیستند بلکه خانواده وی دائماً مورد اذیت و آزار بازجویان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران هستند بطوریکه خانم اکرم نقابی مادر سعید زینالی بدلیل پیگیری وضعیت فرزندش بارها دستگیر و در سلولهای انفرادی مورد شکنجه‌های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات رژیم قرار گرفته است.
وجود این عزیزان در زندانهای خامنه ای بیانگر این حقیقت روشن است که تا روز وصول تمامی خواسته هایمان همچنان باید مقاومت و ایستادگی کرد و دست از اعتراض و مبارزه تا روز آزادی همه زندانیان سیاسی از سیاهچال های مخوف خامنه ای نکشید.

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

ایران - اوین - خاطرات زندان – قسمت ششم ـــ رضا شميراني روزهاي آغاز قتل عام

شهدای قتل عام سال67
شهدای قتل عام سال67

مسعود رجوی: «اصلا بحث این نیست که خمینی چند نفر را اعدام کرده، بحث این است که باید دید چه کسانی را باقی گذاشته است؟ مگر جنایتکاری خمینی حد و مرز می‌شناسد!؟ نه، اصلاً این طور نیست. با ددمنشی کامل، با رذالت و هرزگی غیرقابل تصور، بی‌محابا خون می‌ریزد. هیچ قاعده و قانون، هیچ نظم و نظام و هیچ حساب و کتابی را هم نمی‌فهمد. اگر کسی این را باور نکند اصلاً خمینی و رژیم خمینی و مزدوران و دژخیمان خمینی را نشناخته است».(23آذر67)
مرداد ماه سال67 در تاریخ زندان و زندانی در رژیم خمینی از یاد نارفتنی است. از نخستین روزهای این ماه خمینی به یکی از فجیع‌ترین جنایات ضد‌بشری خود یعنی قتل‌عام زندانیان سیاسی دست زد. زمینه‌های این کشتار بی‌رحمانه که یک توطئه سیاه برای یک نسل‌کشی آشکار بود و به دستور خمینی انجام گرفت، از سالها قبل فراهم شده بود. از روزهای نخستین مرداد ماه یک قتل‌عام سراسری از زندانیان سیاسی به راه افتاد و تا چند ماه بعد ادامه یافت. هدف اصلی این کشتار از بین بردن زندانیان مجاهدی بود که طی سالیان با مقاومت قهرمانانه خود و تحمل سرفرازانه تمامی سختیها و شکنجه‌های قرون‌وسطایی دژخیمان برگی زرین از مقاومت و فدا در تاریخ انقلاب نوین میهنمان را رقم زده بودند. در این ایام سیاه هیأتهای مرگ خمینی مرکب از سرسپرده‌ترین عناصر وزارت اطلاعات، دادستانی رژیم و مسئولان زندانها با تمهیدات و تدابیر شدید امنیتی، اجرای طرحی را که از سالها پیش در نظر داشتند و از چند ماه قبل از مرداد67 تدارکش را دیده و مقدماتش را آماده کرده بودند، به‌طور متمرکز آغاز کردند. آنان در به‌اصطلاح محاکمه‌یی که چند دقیقه بیشتر به درازا نمی‌کشید حکم بدار آویختن مجاهدین اسیر را صادر می‌کردند.
۵ مرداد ۶۷ ساعت سه بعد از ظهر یکی از پاسداران آمد و امیر را از سلول ما و محمدرضا سرادار را از سلول دو بعد از ما صدا کرد و گفت: لباس بپوشید و بیایید بیرون.
ما از قدیمیهای زندان بودیم با تجربه های زیاد، اما حس عجیبی داشتیم.  احساس میکردیم اوضاع خوب نیست و خبرهایی شده که ما از آن بی اطلاع هستیم.
در این چند روز که به انفرادی آمده بودیم، روزنامه قطع شده بود. آخرین خبری که داشتیم همان پذیرش آتش بس بود. 
 من و مسعود ابویی تمام مدت را با هم و با بچه های سلول بغلی حرف میزدیم و در پی آن بودیم تا خبری به دست بیاوریم.  سؤالمان بودامر و محمدرضا را به کجا بردندو چرا بردند؟دست آخر به این نتیجه میرسیدیم که باید صبر کرد تا آنها برگردند.  البته فکر میکنم محمدرضا سرادار دو ساعت بعد  به سلول برگشت.
    ساعت از ۱۲ شب گذشته بود که امیر به همراه پاسدار جواد به سلول برگشت.  پاسدار دم درب سلول ایستاده بود تا امیر وسایلش را جمع کند. امیر کاملاً بر افروخته بود. حالتش کاملاً عوض شده بود  و در لابلای جمع کردن وسایل سعی می کرد به من و مسعود حالی کند که او را به دادگاه برده اند و الآن هم دارند او را برای اعدام می برند.  خوب، درک این خبر برای ما مفهوم نبود...
 گیج شده بودیم و از او پی در پی  می پرسیدیم می خواهند تو را کابل بزنند؟ او می گفت نه، می خواهند دار بزنند. و ما باز هم سؤال خودمان را تکرار می کردیم و او هم می گفت: 7،8 نفر رفتیم به دادگاه و همه به اعدام محکوم شدیم. و الآن هم داریم برای اعدام می رویم.
    تمایلی نداشت که برخی از وسایل، از جمله، مواد غذایی و پتویش را ببرد. پاسدار جواد، که میان درب سلول در انتظار ایستاده بود، با خنده یی شیطانی که بر لب داشت به امیر گفت: وسایل را با خودت بیار. چون امشب هستی و به آنها نیاز داری.
   امیر در خبردهی آدم فوق العاده دقیق و وسواسی بود. برای من که از نزدیک او را می شناختم نمی توانستم به خبرهایی که او داده بود، شک کنم. اما از طرف دیگر خبرهایی که داده بود چیزی نبود که به سادگی قابل  باور باشند. با جمع آوری وسایلش  پاسدار جواد او را با خودش از نزد ما برد و این آخرین دیداری بود که با او داشتم.
با رفتن امیر، من و مسعود ابویی با یک دنیا سؤال  تنها ماندیم. از شدت بهت و مات زدگی حتی  نمی توانستیم با یکدیگر صحبت کنیم. انگاری خودم را برای اعدام می بردند. خبر آن قدر جدّی و بزرگ بود که باور آن سخت به نظر می رسید. درنگ نکرده و بلا فاصله با مورس خبر را به سلول بغلی، که مجید، برادر امیر هم آنجا بود، منتقل کردیم.
    آن شب نتوانستیم حتی برای لحظه یی استراحت کنیم و تا خودِ صبح توی سلول قدم می زدیم و روی این موضوع، من و مسعود با هم صحبت می کردیم. تمام تحوّلات چند روز گذشته را مرتّب مرور می کردیم. پرسشنامه یی که داده بودند، جابجایی به سلول انفرادی، لحن و برخورد مجتبی حلوایی و سایر موارد، اما باز آنچه که امیر گفته بود قابل درک نبود. حتماً باید اتفاق بسیار مهمی در خارج از زندان اتفاق افتاده باشد که رژیم اینچنین سراسیمه به کشتار بچه های زندانی دست زده است. اما چه اتفاقی می توانست آن قدر مهم و کیفی باشد. سؤالی که به جواب آن  چند روز بعد پی بردیم.   با اعدام امیر، برادر او  مجید عبدالّلهی را نیز، آن چنان که محمد خدابنده او را دیده بود چند روز بعد، چندین بار  به دادگاه می برند. در اتاق مرگ آخوند نیّری به او می گوید برادرت را اعدام کردیم اما نمی خواهیم نسل پدرت را منقطع کنیم با ما همکاری کن تا تو را اعدام نکنیم.
مجید که از اعدام برادرش مطلع شده بود با  انگیزه یی صد برابر به خواستۀ نیّری تن نمی دهد و می گوید من هم همان راه را می روم که برادرم رفت. مرا هم اعدام کنید. چندين بار در فواصل گوناگون او را به دادگاه بردند و خواستند با محکوم کردن سازمان را او را زنده نگه دارند و او همچنان بر مواضع خود قرص و محکم ایستادگی می کند و زیر بار حرفهای نیّری نمی رود و در نهایت، جانانه، به عهد خود وفاکرد و  به راه برادرش امیر ملحق گردید و جاودانه شد.

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

دکتر محمد ملکی خواهان آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچال های خامنه ای وروحانی ضد بشر شد

دکتر محمد ملکی
دکتر محمد ملکی
درخواست دکتر محمد ملکی برای آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچالهای یزیدیان زمان  خامنه ای وروحانی  جلاد
 با فرا رسیدن ایام محرم ، مردم ستمدیده ایران از ظلم و جور یزید زمان با متوسل شدن به این ایام سعی در بیان خواسته های بحق و انسانی خود دارند.
دکتر محمد ملکی با در دست گرفتن پلاگاردی در مقابل دفتر کارخانه لاستیک سازی دنا ضمن خواستار شدن آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچالهای خامنه ای، خشم و اعتراض خود را از بی عدالتی و ستمگریهای یزیدیان زمان اینگونه به معرض نمایش می گذارد.
خدایا این دعا را همراه با حمایت و همبستگی اقشار مختلف مردم که از فقر و ظلم و اختلاس و اعدام ... بیزارند مستجاب کن که ندای دل همه مردم در زنجیر است آن را بشنو و به گوش و دل بسته و مهر گرفته دنیا و تاجران پول و خون مردم ایران و غربیان مماشاتگر که هم اکنون هم بر سر سفره قاتلان مردم ایران می نشینند برسان ...


۱۳۹۴ مهر ۲۴, جمعه

حکم اعدام، مجازاتی ضدبشری و نقض کننده اولیه‌ترین حقوق انسان، یعنی حق زندگی است

زینت میرهاشمی
زینت میرهاشمی
در بسیاری از کشورها حکم غیرانسانی اعدام لغو شده و اجرای آن در هر کجا مایه شرم و سکوت و چشم بستن در برابر آن ننگ جامعه بشریت در قرن بیست و یکم است.
رژیم ولایت فقیه مجازات اعدام را در مورد فعالان سیاسی، مخالفان، دگراندیشان، فروشندگان مواد مخدر و مجرمان به قتل و... . تا کنون انجام داده است. هدف رژیم در اجرای مجازات اعدام ایجاد ترس در جامعه است و البته تا جایی که به مواد مخدر و قتل بر می‌گردد، اجرای حکم غیرانسانی اعدام نتیجه معکوس داشته است.
دانه درشتها که شریانهای تجارت مواد مخدر را به عهده ‌دارند به‌دلیل ارتباط تنگاتنگ با دستگاه حکومتی از مجازات اعدام معاف می‌شوند و خرده فروشها و مصرف‌کنندگان قربانی می‌شوند.
دیکتاتوری ولایت فقیه برای بیمه کردن عمر حکومت خود مجازات اعدام را در مورد زندانیان سیاسی همواره به کار برده است. کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی، اعدامهای گروهی و فردی نتوانسته فلسفه وجودی زندانی سیاسی را از بین ببرد. هزاران اعدام که هنوز جریان دارد نتوانست تا کنون امنیت رژیم را تضمین کند. در دوره حسن روحانی، اعدامها افزایش داشته و نهادهای حقوق‌بشری دولت روحانی را رکورد دار اعدام می‌دانند.

۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه

پیام تویتری مارتین شولتز رئیس پارلمان اروپا مبنی بر به تعویق انداختن سفرش به تهران پس از موج اعتراضات به این سفر

پس از انتشار نامه های اعتراضی از سوی زندانیان سیاسی دربند در سیاهچالهای خامنه ای و نیز اعتراض بیش از صد نفر از نمایندگان پارلمان اروپا به سفر مارتین شولتز، رییس پارلمان اروپا که قرار بود روز سه‌شنبه به منظور ارتقای سطح روابط رژیم ایران و اتحادیه اروپا پس از حصول توافق هسته‌ای رژیم و گروه ۱+۵ به تهران برود وی روز دوشنبه در پیامی در صفحه توییتر خود نوشت: به دلیل برنامه کاری، سفرم به ایران که قرار بود روز سه‌شنبه انجام شود به یک روز دیگر موکول می‌شود.
این در حالی است که نمایندگان اروپا از مارتین شولتز خواسته بودند وی برای توقف اعدام در ایران اقدام کند.

همچنین زندانیان سیاسی از ایران نیز طی نامه هائی از شولتز خواستار توقف سفر خود به ایران شده بودند.

۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه

وقتي ‫‏زندان زير پاي ديكتاتور به لرزه درمي آيد...

بیش از 200 معترض به دستگيری هواداران ‏حقوق کودکان، به محوطه بزرگ زندان اوين هجوم بردند و خواستار ‏آزادي زندانيان شدند. كارگزاران وحشت زده ي رژيم مزدوران سركوبگر را وارد كردند و تلاش كردند باپرتاب نارنجك صوتي جمعيت را متفرق كنند اما معترضان در برابر آنها ايستادندو مقابله كردند.       
اعتراض و قیام
اعتراض و قیام  

۱۳۹۴ مهر ۱۴, سه‌شنبه

ایران - خطر اعدام قریب‌الوقوع ۹زندانی در زندان گوهردشت کرج

خطر اعدام 9  زندانی
خطر اعدام 9  زندانی


اعدام ها ي روزانه در دولت آخوند روحاني همچنان سير تصاعدي را طي مي كند و به رغم ابراز نگراني و انزجار سازمانهاي حقوق بشري و گزارشهايي كه وخامت روز افزون حقوق بشر در ايران را نشان ميدهند، رژیم آخوندی روز دوشنبه ۱۳ مهر, ۱۳۹۴، نه زندانی محکوم به اعدام را جهت اجرای حکم به سلولهای انفرادی زندان گوهردشت کرج منتقل کرده است.
بنابه اين خبر،زندانیان محكوم به اعدام محمد بیک محمدی، مجید جوان خلیل پور، مرتضی بیات، محمد میکاییل زاده، حمیدرضا اژدری، علیرضا رحیمی، داریوش شیرازی، محمد عزیزآبادی و محمد بیگی نام دارند.
گفته می‌شود قرار است حکم اعدام این زندانیان سحرگاه روز چهارشنبه در محوطه زندان گوهردشت اجرا شود.
افزايش روزانه اعدام بويژه پس از نوشيدن جام زهر اتمي توسط رژيم نشانه ترس و نگراني رژيم از وضعيت انفجاري جامعه است. رژيم با اين اعدامها ميخواهد مردم را از تجمع و اعتراض براي مطالبه حقوق پايمال شده خود كه بدون ترديد گسترش و پيوستن اين تجمعات به يكديگر رژيم غرقه در بن بست و بحران ولايت فقيه را تضعيف و ناتوان مي سازد و تداوم آن به شكستن فضاي اختناق و تغيير و تحولي بنيادين كه همانا فروريختن
پايه هاي نظام پوسيده اي كه جز زندان و شكنجه و اعدام و غارت و چپاول و ويرانگري و صدور تروريسم به بيرون از مرزهاي ايران مانند سوريه و يمن و لبنان و عراق و بحرين و عربستان و ... هيچ هنر ديگري ندارد راه مي برد.
رژيم ميخواهد با اين اعدامها مردم را از اعتراض و قيام بترساند! نترسيم، نترسيم ما همه با هم هستيم. ماهي سياه كوچولو گفت: همه اش كه نبايد ترسيد. راه كه بيفتيم ترسمان مي ريزد.

ترس و وحشت رژيم از راه افتادن چشمه ها و جويبارهايي است كه به رودهاي خروشان و دريايي خشمگين و پرتلاطم و طغيان تبديل مي شوند. همان درياي خروشاني كه در قيام هشتاد و هشت شاهدش بوديم و مي تواند به سرتاسر ايران گسترش يابد و بي ترديد چنين خواهد شد. بپاخيزيم.

۱۳۹۴ مهر ۱۳, دوشنبه

ایران - زندان اوین - بی‌آبی در بندهای زندان و مشکلات بهداشتی زندانیان

زندان اوین
زندان اوین 
بر اساس گفته خانواده‌های زندانیان، به‌طور خاص از اواخر شهریور1394 تا کنون، مدتی است که در اکثر مواقع آب بندهای 7 و 8 اوین و به‌طور خاص آب گرم جهت استحمام در مواقع صبح و یا شب، کاملا’ قطع می‌شود و این مشکل باعث بیماریهای استخوانی و سرمازدگی زندانیان شده است.

به‌طور خاص زندانیان بیمار و مسن در معرض خطرات بیشتری به‌لحاظ جسمی و بیماریهای مختلف قرار دارند و هیچکس نیز پاسخگوی این شرایط در زندان اوین نیست.

۱۳۹۴ مهر ۱۱, شنبه

بیانیه جمعی زندانیان سیاسی در زندانهای کرج و تهران درحمایت از تجمعهای اعتراضی معلمان در 13مهرـ روز جهانی معلم

زندان  کرج
زندان  کرج 
بدین وسیله ما زندانیان سیاسی ایران حمایت خود را از تجمعهای اعتراضی معلمان به جان آمده جلوی ساختمان آموزش و پرورش در سیزدهم مهر اعلام میداریم، باشد که با پیوستن اساتید دانشگاه، دانشجویان و دانش‌آموزان آزاده به این اعتراضات و نرفتن آنان به کلاس درس مدرسه و دانشگاه حرکت جدید و زدن مهر بطلان دیگری به تمامیت نظام حاکم از جانب معلمان، اساتید، دانشجویان و دانش‌آموزان و شعله‌ورتر شدن هر چه بیشتر مبارزات دموکراتیک - آزادیبخش مردمی باشد.

کرج - دستگاههای پخش پارازیت در زندان گوهردشت وضعیت زندانیان را بحرانی کرده است

زندان کرج
زندان کرج
استمرار شبانه‌روزی کار دستگاههای پارازیت نصب شده در زندان گوهردشت، زندانیان به‌خصوص زندانیان بیمار از جمله زندانیان ریوی، کلیوی و تنفسی را تحت فشارهای جدی قرار داده است.
زندانیان دچار اختلالات خاص روحی و جسمی می‌شوند. رژیم جنایتکار آخوندی اهمیتی برای سلامتی زندانیان قائل نیست و 24ساعت دستگاهها را روشن می‌گذارد.

۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

نه به حضور آخوند شیادروحانی در نیویورک

نامه اعتراضی زندانیان سیاسی زندان گوهردشت به دبیرکل ملل متحد، علیه سفر آخوند روحانی

آنچه این نماینده تحمیلی و دروغین مثل همیشه عنوان می‌کنند، از قبیل دوستی، محبت، عدالت، و صلح طلبی، گفتگوی بین دولتها و ادیان و... جز فریب و نیرنگ هیچ چیز نیست و قطعا شما و اغلب اعضای ملل‌متحد به‌وضوح بر این امر واقفید... . ولی عجب آنجاست که شما این مجسمه دروغین veritas (حقیقت) را که خداوندگاران فریب، توطئه و نیرنگ ’دولوس (dolos) ’ هر ساله میسازند، باور می‌کنید. ! آیا واقعاً اعضای ملل‌متحد نمی‌دانند که این همه قتل و کشتار و آوارگی در ایران، سوریه، عراق و یمن و... همه و همه به‌خاطر وجود منحوس این رژیم ولایت فقیه در این منطقه از جهان است که به سردمداران جنایت و کشتار، در سازمان ملل هم حق سخنرانی و فرافکنی می‌دهند.
خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی کلیه زندانیانی است که تحت هر عنوانی زیر فشار و شکنجه‌های وحشیانه قرار دارند. خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی معلمان دربند و کارگران و نان آوران خانواده‌هایی است که شبانه روز برای به‌دست آوردن لقمه نانی برای فرزندان و خانواده خویش از هیچ کوششی فروگذار نکرده و هم‌اکنون در کنج زندانها برای شرف و آزادی مردم خویش در اسارت به‌سر می‌برند.

راه مطلوب ما زندانیان سیاسی و مردم تحت ستم ایران به‌رسمیت نشناختن این رژیم و اخراج این رژیم از سازمان ملل و سپردن کرسی ایران به نماینده واقعی مردم و مقاومت مردمی آن است. از همه هموطنان ایرانی در خارج از کشور درخواست داریم که با صدای رسا، صدای اعتراض ما زندانیان سیاسی و صدای ملت دربند ایران را به ملل‌متحد و به گوش جهانیان برسانید. 

۱۳۹۴ شهریور ۲۶, پنجشنبه

ایران -بیانیه زندانی سیاسی علی معزی در رابطه با مرگ مشکوک زنده یاد شاهرخ زمانی

                          
زندانی سیاسی دهه ۶۰ علی معزی پدر دو مجاهد اشرفی به‌مناسبت جان باختن زندانی سیاسی شاهرخ زمانی بیانیه‌یی صادر کرد
در این بیانیه آمده است
اعدام، کشتار، ترور، تهدید و قتل مخالفان نظام جور و جنایت به‌طور رسمی و غیررسمی آشکار و مخفیانه ادامه دارد
علاوه بر فوت‌هایی که در اثر عدم رسیدگی پزشکی در زندانها علیه زندانیان سیاسی در مواردی هم‌چون محسن دگمه‌چی، هدی صابر پیش آمده در سالهای اخیر به‌خصوص در بند سیاسی زندان گوهردشت کرج با مرگهای مشکوکی هم‌چون امیر حسین حشمت ساران، منصور رادپور و افشین اسانلو روبه‌رو شدیم.
مورد جدید مرگ ناگهانی و مشکوک فعال کارگری و زندانی سیاسی شاهرخ زمانی در روز یکشنبه ۲۲ شهریور در بند سیاسی زندان گوهردشت کرج واقع شده است
از آنجا که گفته شده نامبرده قبلاً مورد تهدید واقع شده، موارد مذکور نگرانی مردم و بستگان زندانیان سیاسی را از بابت عدم امنیت جانی این زندانیان فراهم ساخته است
اینجانب ضمن اعلام تأسف عمیق و همدرد با بستگان ایشان خواهان پیگیری فوری و تشکیل کمیته حقیقت‌یاب بین‌المللی جهت رسیدگی و جلوگیری از وقایع مشابه احتمالی می‌باشم
زندانی سیاسی علی معزی
زندان مرکزی کرج
شهریور ۱۳۹۴

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ایران - نامه زندانیان سیاسی زندانهای اوین، گوهردشت و مرکزی کرج دررابطه با جان باختن " شاهرخ زمانی " در زندان

زندان مرکزی کرج زندان اوین زندان گوهر دشت
زندان مرکزی کرج زندان اوین زندان گوهر دشت

زندانیان سیاسی زندانهای اوین، گوهردشت و مرکزی کرج در نامه‌یی خطاب به مردم ایران به مرگ مشکوک زندانی سیاسی مقاوم، فعال کارگری شاهرخ زمانی اعتراض کردند. 

خطاب به هم میهنان عزیز و همه وجدانهای بیدار:
باز هم فقدان یکی دیگر از یاران هم بندیمان را در حسرت و ناباوری به سوگ نشسته‌ایم... ... گزاره‌هایی ماند 'مرگ بر اثر سکته قلبی' ... ' مرگ بر اثر سکته مغزی' و مرگ بر اثر... . به گزاره‌های عادی و رسمی تبدیل شده... و هیچ‌گاه پاسخی برای چرایی آنها داده نمی‌شود... . چرا که کسی مسئول و پاسخگو نیست... ! 
در شرایطی که انبوه انسانها را در فضایی محدود و ﻣﺤﻴﻂﻲ کاملاً بسته نگهداری می‌کنند، در شرایطی که زندانیان سیاسی - عقیدتی را به‌طور خاص و ویژه حتی از امکان تماس تلفنی با خانواده‌هایشان محروم کرده و کمترین امکان ارتباط عاطفی را هم از آنها سلب کرده‌اند، به‌طوری‌که در مورد زنده یاد شاهرخ زمانی حتی در فوت مادر محترمه‌اش اجازه یک تسلیت تلفنی به خانواده را هم ندادند و یا در جشن ازدواج دختر جگر گوشه‌اش اجازه یک تبریک تلفنی را هم به او ندادند، در شرایطی که امکانات بهداشتی و پزشکی در چند قرص مسکّن و خواب‌آور خلاصه می‌شوند و برای یک 'اعزام اورژانس' به بیمارستان... . درصدها نمونه انبوه تحقیرها، ﺗﺒﻌﻴﺾ‌ﻫﺎ، مانع‌تراشیها و کارشکنیها صورت می‌گیرد که یا اعزام صورت نمی‌گیرد و یا زندانی بیمار خودش مجبور به صرفنظر می‌شود... . علت مرگ باز هم سکته مغزی و قلبی و... ... است؟ ؟ ؟ و یا خود این سکته‌ها معلول چیز دیگرند... ؟ ؟! در شرایطی که زندانیان سیاسی نه فقط هواخوری متعارف و معمولی را ندارند بلکه پنجره سلولهای آنها را هم با صفحات آهنی پلمب کرده‌اند تا هیچ هوای سالمی برای استنشاق وارد بند نشود و انبوه زندانیان مبتلا به انواع بیماریهای تنفسی، قلبی، عروقی... . تنها هوای بازدم یکدیگر را تنفس می‌کنند... و این موارد تهدید و خطر بارها و بارها گزارش شده و به‌خاطر آن اعتصابها و اعتراضهاﻳﻲ صورت گرفته... راستی زنده ماندن امری تصادفی است یا مردن؟ ؟ ؟! و باز علت مرگ سکته است؟ ؟ 

مراسم یابود شاهرخ زمانی توسط زندانیان سیاسی زندان گوهردشت

شهید راه آزادی شاهرخ زمانی

مراسم یابود شاهرخ زمانی توسط زندانیان سیاسی زندان گوهردشت
به دنبال جان باختن زندانی سیاسی شاهرخ زمانی، زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج با تجمع در سالن ۱۲ مراسمی برگزار کردند و یاد او را گرامی داشتند
مراسم یادبود شاهرخ زمانی در زندان گوهردشت با ۱ دقیقه سکوت به نام آزادی و به نام شهدای زندانی و به نام شاهرخ زمانی آغاز شد
در ادامه مراسم تعدادی از زندانیان سیاسی در وصف تاریخ مبارزه با استبداد سخنانی ایراد کردند. سپس دانشجوی زندانی میثاق یزدان نژاد خاطرات شاهرخ را در دل زندانیان زنده کرد
پس از آن زندانی سیاسی زانیار مرادی ترانه کردی اجرا کرد. در ادامه برنامه صالح کهندل و حسنی ترانه‌ای آذری سرودند
در انتهای مراسم، شعر معروف مرغ سحر تقدیم به روان جان باخته راه آزادی شاهرخ زمانی گردید
بنا‌ به خبر دیگری جمعی از زندانیان سیاسی زندانیان گوهردشت کرج جان باختن شاهرخ زمانی را به خانواده و دوستداران او تسلیت گفتند