‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲۹, پنجشنبه

ایران - «اگر مرا بزنند…» ـ دکتر غلامحسین ساعدی


دکتر غلامحسین ساعدی
دکتر غلامحسین ساعدی 
شادروان غلامحسین ساعدی برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویس معاصر میهنمان، در سال 1314 در شهر تبریز متولد شد. او نویسنده بزرگی بود كه سالها با عشق به‌مردم و در دفاع از آزادی و بهروزی خلق قلم زد. ادبیات معاصر در طی بیش از 3دهه از 1330 تا 1364، آثار فراموش‌ناشدنی در زمینه داستان، نمایشنامه و فیلمنامه را با نام 'گوهر مراد' در سینه خود ثبت كرده است. در تمامی آثار ساعدی، از اولین نمایشنامه‌اش، 'كاربافكها در سنگر'، تا آخرین مقاله منتشرشده‌اش در شورا، ماهنامه شورای ملی مقاومت، تحت عنوان 'پناهنده سیاسی كیست؟'، عشق به‌آزادی، وفاداری به‌مردم ستمزده و كینه نسبت به‌دیكتاتور و ستمگرو دجال، موج می‌زند. آخرین نمایشنامه شادروان ساعدی 'اتّللو در سرزمین عجایب' سرنوشت هنر تحت حاكمیت ارتجاع را بخوبی به‌تصویر كشیده ‌است.ساعدی همچنین مقالات متعددی در دوران مبارزه با رژیم و در دوران تبعید نوشته است. زنده‌یاد ساعدی با فروتنی و صفای خاص خود می‌گفت:
من مخلص كسی هستم كه با خمینی می‌جنگد. هر چه به‌من فشار وارد می‌آورند، دقیقا از این موضع است و من از این موضع كوتاه نمی‌آیم.

۱۳۹۴ بهمن ۱, پنجشنبه

ایران - تهدید زندانی سیاسی زانیار مرادی به اجرای حکم اعدام ، توسط معاون قضایی رژیم در زندان گوهردشت کرج

تهدید زندانی سیاسی زانیار مرادی به اجرای حکم اعدام
تهدید زندانی سیاسی زانیار مرادی به اجرای حکم اعدام
“برجام انجام شد و تو اعدام خواهی شد”.
بنا به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، زندانی سیاسی کُرد، زانیار مرادی، از سوی دژخیم میرزایی معاون قضایی رژیم درزندان گوهردشت کرج به اجرای حکم اعدام تهدید شد. گفته شده این مقام قضایی در حضور نماینده دادستان رژیم در تهران به این زندانی گفته: «برجام انجام شد و تو اعدام خواهی شد.»
بنا به این گزارش، نماینده دادستان رژیم درتهران ساعت ۱۲ روز چهارشنبه ۳۰ دی‌ماه ۱۳۹۴، برای پیگیری شکایت «رمضان احمد کمال» زندانی بیمار اهل کوبانی سوریه، که بر اثر ضرب و شتم ماموران زندان رجایی شهر به مدت ۶ روز به کما رفته بود، به این زندان مراجعه کرد.
نماینده دادستان تهران در جریان بررسی این شکایت، از چند نفر از هم‌بندی‌های «رمضان احمد کمال» ماجرا را جویا می‌شود.
«میرزایی» معاون قضایی رژیم در زندان گوهردشت کرج، در حالی که «زانیار مرادی» با دادستان رژیم گفتگو می‌کرد، هرگونه ضرب و شتم زندانی بیمار را انکار کرده و سپس «زانیار مرادی» را تهدید به اجرای حکم اعدام کرد. شاهدان عینی گفته‌اند که «میرزایی» با عصبانیت گفته: «برجام انجام شد و تو هم اعدام خواهی شد.»
#‏ایران #‏زندان_گوهردشت_کرج #‏زندانی_سیاسی

ایران - زندان اوین - تحت فشار قرار دادن زنداني سياسي علیرضا گلی پور برای اعترافات اجباری

زنداني سياسي علیرضا گلی پور
زنداني سياسي علیرضا گلی پور
طی روزهای گذشته زندان سیاسی علی رضا گلی پور ،بعد از آنکه به دلیل بیماری وخامت وضعیت ریوی و قلبی خود بعد از۲ سال مخالفت مسولین قضایی و امنیتی رژیم ، تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، توسط ماموران امنیتی تحت باز جویی شدید قرار گرفته واين در حاليست كه او هنوز تحت شيمى درماني قرار دارد .
ماموران امنیتی در این بازجویی هاي طولانی خواستار این شده اند که علی رضا گلی پور اعترافات تلويزيوني در مورد اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در سازمان های مخالف رژیم جمهوری اسلامی، بکند.
زندانی سیاسی علیرضا گلی‌پور که در زندان اوین محبوس می باشد،کماکان ممنوع الملاقات است.
علی رضا گلی پور قرار است پس از سالها بلاتکلیفی در۳۰ فروردین۱۳۹۵، در بیدادگاه رژیم محاکمه شود.
‌علیرضا گلی‌پور دانشجوی مخابرات، کارمند وزارت ارتباطات و فناوری و زندانی سیاسی بند ۷ زندان اوین از جمله زندانیانی است که دوران طولانی بازجویی و شکنجه در سلول‌های انفرادی داشته است و تا سه سال از ملاقات با خانواده‌اش محروم بوده است.
‌علیرضا گلی‌پور به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم شده است. این زندانی سیاسی از بیماری قلبی و مشکلات ریوی رنج می‌برد و دژخیمان خامنه‌ای به‌منظور زجرکش کردن وی، از اعزامش به مراکز درمانی خارج از زندان ممانعت به‌عمل می‌آورند.
#‏ایران #‏زندان_اوین #‏زندانی_سیاسی

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید

نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
این است نشانه اعتدال و میانه روی در ولایت یزیدی آخوندها که می خواهندباشکنجه  وارعاب وفشار برروی زندانیان سیاسی و با کشتار مجاهدین در لیبرتی و اوین و گوهردشت و دیگر زندانها، رژیم زهر خورده و درهم شکسته را بر سرپا نگهدارند. اما نمی دانند که این خونهای به ناحق ریخته، شعله های مقاومت پایدار مردم ایران را فروزانتر و روز سرنگونی رژیم یزیدی آنها را هر چه نزدیکتر می کند.
نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج خطاب به احمد شهید
زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج چهارشنبه 9دیماه 94 در نامه‌ای به احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق‌بشر ملل ‌متحد نگرانی خود را از وضعیت زندانیان سیاسی بند 2 زندان گوهردشت ابراز کردند و نوشتند:
”از آنجاییکه در زندانهای ایران هیچ عنصری از پاسخگویی وجود ندارد، چه مأموران زندان و چه سازمان زندانها، حتی بر خلاف قوانین و مصوبه‌های خود به‌طور آزادانه و دلبخواهی، هر بلایی را بر سر زندانیان می‌آورند، بدون کمترین بازخواست و مواخذه‌ای... به همین دلیل یکی از متداولترین روشهای فشار و ارعاب زندانیان علاوه بر انتقال به سلول انفرادی و 'بازرسیهای وحشیانه به‌منظور ارعاب' ، انتقال زندانیان به بندهای دیگر (برخلاف اصل تفکیک جرایم) است، تا از طریق زندانیان اجیر شده خود اقدام به تهدید، ضرب‌وشتم و حتی کشتن زندانیان سیاسی و معترض کنند. اخیراً هم از انتقال برخی زندانیان سیاسی بند 2 (بند همجوار) و ضرب‌وشتم آنها مطلع شدیم“.
زندانیان سیاسی گوهردشت در ادامه نوشتند که ما زندانیان سیاسی بند4 زندان گوهردشت به‌شدت نگران وضعیت زندانیان سیاسی دیگر در بند 2 زندان گوهردشت هستیم و ضمن حمایت از خواسته‌های آنها، توجه همه نهادهای حقوق‌بشری و به‌طور خاص گزارشگر ویژه حقوق‌بشر جناب آقای احمد شهید را به این مهم جلب می‌کنیم و پیشاپیش مسئول هر حادثه‌ای را متوجه زندان و سازمان زندانها می‌دانیم.
زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهردشت کرج -9دی 1394.

۱۳۹۴ دی ۹, چهارشنبه

ایران - زندان گوهر دشت - ضرب و شتم زندانیان سیاسی با تهدید به قتل

زندان گوهر دشت
زندان گوهر دشت
زندان گوهردشت کرج - روز7 دی ماه، توسط مردانی سردژخیم زندان، بعد از انتقال ایرج حاتمی و فرید آزموده به بند زندانیان عادی به این دو زندانی سیاسی ابلاغ شد که اعتصاب‌غذای خود را بشکنید و سپس هر دو را تهدید به پرونده‌سازی جدید و نهایتاً حذف فیزیکی کرد.
ایرج حاتمی بعد از این تهدید ها، به‌محض ورود به اندرزگاه ۶ با اشاره دژخیمان مورد توهین زندانیان عادی قرار می‌گیرد.
زندانیان تحریک شده توسط مردانی به زندانی سیاسی ایرج حاتمی می‌گویند که حاجی (مردانی رئیس زندان) گفته است که پوست از سرت بکنیم و سپس به سمت او حمله می‌کنند و چاقو روی گلویش می‌گذارند و با ضرب و شتم با چاقو بدنش خط می‌اندازند و روی سر و بدنش سیگار خاموش می‌کنند.
در همین درگیری به گفته زندانیان یکی از دندانهای او را شکسته‌اند.
زندانی سیاسی ایرج حاتمی با زور و زحمت خود را از دست آنها رهانده و به بیرون از سالن می‌دود.
وی متوجه می‌شود که قرار است همین اتفاقات را بر سر فرید آزموده بیاورند و تهدیدهای دژخیم زندان گوهردشت مردانی مبنی بر از بین بردن و حذف فیزیکی را عملی کنند.
شیفت شب زندان سعی می‌کند ایرج حاتمی را آرام کرده و خون بدنش را پاک کند اما ایرج مانع می‌شود.
سپس حاتمی را به انفرادی منتقل کرده و کمی بعد او را در همان حال به سالن ۲ باز می‌گردانند.
بعد از بازگشت ایرج حاتمی به سالن ۲، سایر زندانیان سیاسی سالن ۲، متوجه می‌شوند که جان فرید آزموده در خطر است.
افشین بایمانی، علی مشهدی کاظم و تنی چند از زندانیان به زیر هشت رفته یک صدا فریاد می‌زنند که دارید ایرج را می‌کشید و فرید باید هر چه سریعتر به این سالن بازگردد.
مردانی سردژخیم زندان با دیدن این وضعیت به آنها می‌گوید که هر چه قدر دوست دارید همین جا بنشینید و فریاد بزنید.
زندانیان سیاسی هم در آنجا تحصن کرده و شعار سر می‌دهند و سپس به‌دلیل عدم رسیدگی مسئولان سایر زندانیان سیاسی و زندانیان عادی سالن ۲ زندان گوهردشت به جمع تحصن کنندگان پیوسته و شروع به شعار دادن می‌کنند و در شعارهای خود می‌گفتند:” فرید را برگردانید.“
نهایتا رئیس زندان مجبور می‌شود با گذشت مدت زمانی از سردادن شعار زندانیان و مصمم بودن آنها در این تحصن فرید آزموده را نیز به سالن ۲ بازگرداند.
آزموده نیز در اندرزگاه ۱ مورد تهدید زندانیان عادی قرار گرفته و زندانیان عادی به او گفته بودند که امشب وصیت نامه‌ات را بنویس.
وی تصور می‌کرده که زندانیان عادی برای ترساندن او این جملات را بیان می‌کنند اما بعد از این موضوع زندانیان عادی به او گفته‌اند حاجی دستور داده پوستت را بکنیم و امشب تو را بکشیم پس وصیتت را بنویس البته الآن نه بعد از آن که خاموشی را اعلام کرده‌اند تو را خواهیم کشت.
در این تحصن افشین بایمانی در حالی که بیست و سومین روز اعتصاب‌غذای خود را پشت سر می‌گذاشت و با وجود آن که وضعیت جسمانی مساعدی نداشت پس از شعار دادن به‌دلیل ضعف و وخامت وضعیت جسمانی از هوش می‌رود و در حال حاضر نیز وضعیت جسمانی مساعدی ندارد.

۱۳۹۴ دی ۵, شنبه

4دي سالگرد درگذشت نابغه سينما چارلي چاپلين

چارلز اسپنسر چاپلین، نابغه سینما
چارلز اسپنسر چاپلین، نابغه سینما
‏چارلي چاپلين از ‏كمدين هاي نادري بود كه خودش علاوه بر كارگرداني، تهيه كننده آثارش و هم چنين سناريست، آهنگساز و نقش اول اونها بود. او با يك عمر فعاليت ‏هنري و ‏سياسي تاثير بسزايي در زندگي و نگرش همه افراد قرن بيستم و نگرش اونها به زندگي و جامعه داشت.
«نفرت انسانها گذراست و ديكتاتور ها مي ميرند.قدرتي كه از مردم گرفته شده، دوباره به آنها بازخواهد گشت و تا وقتي كه انسان جانش را فدا مي كند، آزادي هيچ گاه نمي ميرد.»
قسمتی از نامه چارلز چاپلین به دخترش جرالد:
«… دخترم، الآن ساعت 2 نیمه‌شب کریسمس است… وقتی چشمانم سنگین می‌شوند و خواب به سراغم می‌آید، می‌گویمش برو و از جلوی چشمانم دور شو… می‌دانی که من آخرین سالهای زندگی خود را سپری می‌کنم. اما هم‌چون همیشه معتقدم که با سخت‌کوشی و کار مستمر می‌توان به خواسته‌ها و آرزوهای بزرگ رسید و شادی را برای مردم به ارمغان آورد…
… من درد و رنج خیلی زیادی در زندگی کشیدم…، اما در تمام طول عمرم به مردم و به تماشاگران در سراسر دنیا عشق ورزیدم و آنها را بیش از هر چیز دیگری در دنیا دوست داشتم و این عشق بود که مرا در تحمل آن درد و رنج‌ها استوار نگه داشت».
چارلز اسپنسرچاپلین، نابغه سینما در سال 1889 در خانواده‌یی هنرمند در لندن به دنیا آمد. چارلی چاپلین نام هنری چارلز چاپلین است که بعدها لقب ”سر ”گرفت و سر چارلز چاپلین شد. اما دوستدارانش ترجیح می‌دادند او را با نام هنریش یعنی چارلی چاپلین مطرح کنند. این ترجیح که به عادت تبدیل شده است گاه تشخیص این‌که سخن در مورد «نقش» است یا «نقش باز» را مشکل می‌کند.
چارلز چاپلین پسر خواننده آواز، چارلس چاپلین و همسر شهانا هیل خواننده و بازیگر تئاتر بود. به همین دلیل او از همان ابتدای زندگی به هنر علاقه‌مند شد. در چنین خانواده‌یی، چارلی چاپلین شعر خواندن را قبل از حرف زدن و رقص را قبل از راه رفتن آموخت.
چارلی چاپلین 12سال بیشتر نداشت که پدرش در سن37سالگی درگذشت. مادرش که از بیماریهای زیادی رنج می‌برد، دیگر توان نگهداری کودکانش را نداشت. به همین خاطر چارلی چاپلین همراه برادرش سیدنی به یک یتیم‌خانه منتقل شدند.
او با وجود همه مشکلات در یتیم‌خانه، به اجرای چند نقش کمیک پرداخت و استعداد خود را در این زمینه به مدیران یتیم‌خانه نشان داد. از این پس او وارد صحنه تئاتر می‌شود.

۱۳۹۴ دی ۱, سه‌شنبه

ایران: اعدام زندانی سیاسی عبدالغنی گنگوزه‌ای ریگی در زندان زاهدان

حقوق‌بشر مردم مظلوم  ایران، تیرباران وسنگسار و در سطح بین‌المللی حراج شده است  ؛حراج حقوق‌بشر در برابر معامله اتمی،حراج حقوق بشردر برابر شرارت و تروریسم رژیم در منطقه،حراج جقوق بشر به‌خاطر ضعف و جبونی برخی سیاستهای بین‌المللی.
شکنجه و اعدام باید متوقف شود. این خواست همه مردم ایران است.
شورای ملی مقاومت ایران
شورای ملی مقاومت ایران 
فراخوان به شورای امنیت برای اتخاذ تصمیمات لازم‌الاجرا علیه فاشیسم دینی خونریز حاکم
فاشیسم دینی حاکم بر ایران صبح روز شنبه 28آذر زندانی سیاسی عبدالغنی گنگوزه‌ای ریگی 29ساله، از جوانان غیور بلوچستان را در زندان مرکزی زاهدان بدار آویخت.
او که به اتهام آخوند‌ساخته محاربه از 8سال پیش زندانی و متحمل شدیدترین شکنجه‌ها شده بود، در حالی به‌شهادت رسید که بیدادگاه رژیم در زاهدان دو ماه پیش به او و خانواده‌اش اطلاع داده بود که حکم اعدام توسط دیوان عالی آخوندها لغو شده است. اما رژیم آخوندی که تلاشهایش برای در هم شکستن مقاومت عبدالغنی به جایی نرسیده بود، نسبت به او کینه شدیدی داشت، دو روز پس از قطعنامه مجمع عمومی ملل‌متحد در محکومیت نقض وحشیانه حقوق‌بشر در ایران او را بدار آویختند.
مقاومت ایران ضمن تسلیت به خانواده و دوستان عبدالغنی به‌ویژه هموطنان بلوچ، عموم مردم را به حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها و اعتراض علیه اعدام آنها فرامی‌خواند و خواستار ارجاع پرونده رژیم آخوندی به شورای امنیت به‌خاطر اعدامهای گسترده به‌ویژه زندانیان سیاسی و اتخاذ تصمیمات لازم‌الاجرا علیه فاشیسم دینی خونریز است.
عبد الغنی که به همراه سایر زندانیان سیاسی زاهدان ماه گذشته حمله موشکی به لیبرتی را محکوم کرده بود چند روز قبل از شهادت با شمار دیگری از زندانیان سیاسی در پیامی به‌مناسبت روز جهانی حقوق‌بشر خطاب به نهادهای حقوق‌بشری نوشته بود:«در بلوچستان به‌خصوص در شهر زاهدان... بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه قدس مردم بلوچ را با اتهامات مختلف گرفته و مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار داده‌اند و در تک سلولهای این ارگانها، ماهها و سالهای زیادی بدون ملاقات با خانواده نگه می‌دارند... در زندان نیز بدترین رفتارها را با این عزیزان دارند... ناخنهای دست و پا را می‌کشند، کلاه آهنی بر سر می‌گذارند و به برق وصل می‌کنند که انسان دچار برق گرفتگی می‌شود، به تختی به نام معجزه می‌بندند و لخت می‌کنند و با زدن ضربات سنگین به کف پا طوریکه ستون فقرات دچار آسیب می‌شود... اعدامهای جمعی در زندان زاهدان هم‌چنان ادامه دارد».
آنها در نامه دیگری سفر مقامات اروپایی به ایران را موجب مشروعیت بخشیدن به این جنایات خواندند و از آنها خواستند در این سفرها با زندانیان سیاسی و کسانی که تحت سرکوب رژیم هستند ملاقات کنند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
29آذر 1394 (20دسامبر 2015)

۱۳۹۴ آذر ۲۷, جمعه

ایران - تصویب قطعنامه ای علیه نقض حقوق بشر در ایران در مجمع عمومی ملل متحد پس از توافق هسته‌ای

تصویب قطعنامه ای علیه نقض حقوق بشر در ایران
تصویب قطعنامه ای علیه نقض حقوق بشر در ایران 
به گزارش خبرگزاری فرانسه از مقر سازمان ملل در نیویورک، مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قعطنامه ای که دولت کانادا آن را پیشنهاد کرده بود نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد. در این قعطنامه نسبت به اجرای مجازات اعدام در ایران که از ابتدای سال میلادی تا کنون بالغ بر ۸۰۰ نفر بوده بشدت ابراز نگرانی شده است.
قطعنامه پیشنهادی علیه ایران با حضور ۱۹۳ نماینده از کشورهای جهان پنج‌شنبه (۱۷ دسامبر/۲۶ آذر) به رای گذاشته شد که ۸۱ کشور آن را تایید کردند. ۳۷ کشور به این قطعنامه رای منفی و ۷۶ کشور نیز رای ممتنع دادند.
در این قطعنامه از سرکوب فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران به شدت انتقاد شده است.
چین، کوبا، روسیه، سوریه، آفریقای جنوبی، هند، اندونزی، عراق و لبنان از جمله مخالفان تصویب قطعنامه علیه نقض حقوق بشر در ایران بودند.
همچنین در متنی که از سوی اتحادیه اروپا و ژاپن پیشنهاد شده، مجمع عمومی سازمان ملل نقض "آشکار" حقوق بشر در کره شمالی را محکوم کرده و از شورای امنیت این سازمان خواسته تا از طریق دیوان کیفری بین‌المللی اقدام کند.

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

ایران - تقدیر جمعی از ‫‏زندانیان سیاسی گوهردشت کرج از دکتر ‫محمد ملکی

دکتر محمد ملکی ریئس دانشگاه تهران بعد از انقلاب
دکتر محمد ملکی ریئس دانشگاه تهران بعد از انقلاب
شما به کمتر از آزادی و اصرار و ابرام عملی بر آن به هیچ چیز دیگر قانع نمی‌شوی و تازه شنیده‌ایم که از مبارزان و قهرمانان لیبرتی گفته‌ای! ما مست و تو دیوانه.. ما را که برد خانه؟ ؟ ؟ درود بر شما و بر عزم و اراده راسختان که بقول سعدی: دو صد گفته چون نیم کردار نیست، و بقول فردوسی: یک مرد جنگی (مثل شما) به از صد هزار و چه خوب تصریح کرده‌اید که اصلی‌ترین درد کدام است و در دسترس‌ترین راه‌حل در کجا؟ و چه خوب و مثال زدنی نشان می‌دهید که اصلی‌ترین آسیب و بیماری مبارزه در بی‌عملی است که ناشی از عدم تقبل بها و هزینه مبارزه است و هیچگاه مشکل در آگاهی و فقدان راه‌حل و تئوری مبارزه و قس الهذا نبوده بلکه پیوسته مشکل در فقدان اراده و پذیرش بها و هزینه ایستادگی و مقاومت بوده که مانع هجوم به قلب مسأله و مشکل شده است با آرزوی سلامتی و طول عمر
جمعی از زندانیان سیاسی گوهردشت ـ کرج.

۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

ایران - اعتصاب غذای زندانیان سیاسی دژخیمان خامنه ای را وادار به عقب نشینی کرد

عقب‌نشینی دژخیمان خامنه‌ای در قبال اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی و دستگیر ‌شدگان اخیر
عقب‌نشینی دژخیمان خامنه‌ای در قبال اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی و دستگیر ‌شدگان اخیر
تاریخ مبارزاتی مردم کشورهای مختلف و از جمله ایران همواره نشان داده شده است که هرگاه ملتی در برابر خواسته های به حق خود مقاومت کرده و در برابر ظلم تسلیم نشده اند در نهایت حاکمان مستبد را وادار به تسلیم و عقب نشینی کرده اند. در همین راستا بر اساس گزارشهای منتشر شده اعتصاب‌غذای خانواده‌های دستگیر شده و زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین و در میدان ونک تهران، سرانجام رژیم آخوندی را وادار به عقب‌نشینی کرد و تعدادی از خانواده‌های دستگیر شده آزاد شدند.
غروب روز یکشنبه ۸ آذرماه سیمین عیوض‌زاده مادر زندانی سیاسی امید علی شناس و شرمین یمنی از زندان قرچک ورامین آزاد شدند.
البته همچنان تعدادی از دستگیر ‌شدگان در زندان بسر می‌برند از جمله علی بابایی که به وی اعلام کرده‌اند که باید مورد بازجویی قرار گیرد و آزاد نخواهد شد، زرتشت احمدی، داود نعمتی و هاشم زینالی همچنان در زندان اوین می‌باشد. فرزند وی سعید زینالی توسط سپاه پاسداران بیش از ۱۶ سال پیش ربوده شد و از آن زمان تا کنون از وضعیت و شرایط وی هیچ خبری در دست نیست و پاسداران رباینده نه تنها حاضر به توضیح در این باره به خانواده‌اش نیستند بلکه خانواده وی دائماً مورد اذیت و آزار بازجویان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران هستند بطوریکه خانم اکرم نقابی مادر سعید زینالی بدلیل پیگیری وضعیت فرزندش بارها دستگیر و در سلولهای انفرادی مورد شکنجه‌های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات رژیم قرار گرفته است.
وجود این عزیزان در زندانهای خامنه ای بیانگر این حقیقت روشن است که تا روز وصول تمامی خواسته هایمان همچنان باید مقاومت و ایستادگی کرد و دست از اعتراض و مبارزه تا روز آزادی همه زندانیان سیاسی از سیاهچال های مخوف خامنه ای نکشید.

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

ایران - اوین - خاطرات زندان – قسمت ششم ـــ رضا شميراني روزهاي آغاز قتل عام

شهدای قتل عام سال67
شهدای قتل عام سال67

مسعود رجوی: «اصلا بحث این نیست که خمینی چند نفر را اعدام کرده، بحث این است که باید دید چه کسانی را باقی گذاشته است؟ مگر جنایتکاری خمینی حد و مرز می‌شناسد!؟ نه، اصلاً این طور نیست. با ددمنشی کامل، با رذالت و هرزگی غیرقابل تصور، بی‌محابا خون می‌ریزد. هیچ قاعده و قانون، هیچ نظم و نظام و هیچ حساب و کتابی را هم نمی‌فهمد. اگر کسی این را باور نکند اصلاً خمینی و رژیم خمینی و مزدوران و دژخیمان خمینی را نشناخته است».(23آذر67)
مرداد ماه سال67 در تاریخ زندان و زندانی در رژیم خمینی از یاد نارفتنی است. از نخستین روزهای این ماه خمینی به یکی از فجیع‌ترین جنایات ضد‌بشری خود یعنی قتل‌عام زندانیان سیاسی دست زد. زمینه‌های این کشتار بی‌رحمانه که یک توطئه سیاه برای یک نسل‌کشی آشکار بود و به دستور خمینی انجام گرفت، از سالها قبل فراهم شده بود. از روزهای نخستین مرداد ماه یک قتل‌عام سراسری از زندانیان سیاسی به راه افتاد و تا چند ماه بعد ادامه یافت. هدف اصلی این کشتار از بین بردن زندانیان مجاهدی بود که طی سالیان با مقاومت قهرمانانه خود و تحمل سرفرازانه تمامی سختیها و شکنجه‌های قرون‌وسطایی دژخیمان برگی زرین از مقاومت و فدا در تاریخ انقلاب نوین میهنمان را رقم زده بودند. در این ایام سیاه هیأتهای مرگ خمینی مرکب از سرسپرده‌ترین عناصر وزارت اطلاعات، دادستانی رژیم و مسئولان زندانها با تمهیدات و تدابیر شدید امنیتی، اجرای طرحی را که از سالها پیش در نظر داشتند و از چند ماه قبل از مرداد67 تدارکش را دیده و مقدماتش را آماده کرده بودند، به‌طور متمرکز آغاز کردند. آنان در به‌اصطلاح محاکمه‌یی که چند دقیقه بیشتر به درازا نمی‌کشید حکم بدار آویختن مجاهدین اسیر را صادر می‌کردند.
۵ مرداد ۶۷ ساعت سه بعد از ظهر یکی از پاسداران آمد و امیر را از سلول ما و محمدرضا سرادار را از سلول دو بعد از ما صدا کرد و گفت: لباس بپوشید و بیایید بیرون.
ما از قدیمیهای زندان بودیم با تجربه های زیاد، اما حس عجیبی داشتیم.  احساس میکردیم اوضاع خوب نیست و خبرهایی شده که ما از آن بی اطلاع هستیم.
در این چند روز که به انفرادی آمده بودیم، روزنامه قطع شده بود. آخرین خبری که داشتیم همان پذیرش آتش بس بود. 
 من و مسعود ابویی تمام مدت را با هم و با بچه های سلول بغلی حرف میزدیم و در پی آن بودیم تا خبری به دست بیاوریم.  سؤالمان بودامر و محمدرضا را به کجا بردندو چرا بردند؟دست آخر به این نتیجه میرسیدیم که باید صبر کرد تا آنها برگردند.  البته فکر میکنم محمدرضا سرادار دو ساعت بعد  به سلول برگشت.
    ساعت از ۱۲ شب گذشته بود که امیر به همراه پاسدار جواد به سلول برگشت.  پاسدار دم درب سلول ایستاده بود تا امیر وسایلش را جمع کند. امیر کاملاً بر افروخته بود. حالتش کاملاً عوض شده بود  و در لابلای جمع کردن وسایل سعی می کرد به من و مسعود حالی کند که او را به دادگاه برده اند و الآن هم دارند او را برای اعدام می برند.  خوب، درک این خبر برای ما مفهوم نبود...
 گیج شده بودیم و از او پی در پی  می پرسیدیم می خواهند تو را کابل بزنند؟ او می گفت نه، می خواهند دار بزنند. و ما باز هم سؤال خودمان را تکرار می کردیم و او هم می گفت: 7،8 نفر رفتیم به دادگاه و همه به اعدام محکوم شدیم. و الآن هم داریم برای اعدام می رویم.
    تمایلی نداشت که برخی از وسایل، از جمله، مواد غذایی و پتویش را ببرد. پاسدار جواد، که میان درب سلول در انتظار ایستاده بود، با خنده یی شیطانی که بر لب داشت به امیر گفت: وسایل را با خودت بیار. چون امشب هستی و به آنها نیاز داری.
   امیر در خبردهی آدم فوق العاده دقیق و وسواسی بود. برای من که از نزدیک او را می شناختم نمی توانستم به خبرهایی که او داده بود، شک کنم. اما از طرف دیگر خبرهایی که داده بود چیزی نبود که به سادگی قابل  باور باشند. با جمع آوری وسایلش  پاسدار جواد او را با خودش از نزد ما برد و این آخرین دیداری بود که با او داشتم.
با رفتن امیر، من و مسعود ابویی با یک دنیا سؤال  تنها ماندیم. از شدت بهت و مات زدگی حتی  نمی توانستیم با یکدیگر صحبت کنیم. انگاری خودم را برای اعدام می بردند. خبر آن قدر جدّی و بزرگ بود که باور آن سخت به نظر می رسید. درنگ نکرده و بلا فاصله با مورس خبر را به سلول بغلی، که مجید، برادر امیر هم آنجا بود، منتقل کردیم.
    آن شب نتوانستیم حتی برای لحظه یی استراحت کنیم و تا خودِ صبح توی سلول قدم می زدیم و روی این موضوع، من و مسعود با هم صحبت می کردیم. تمام تحوّلات چند روز گذشته را مرتّب مرور می کردیم. پرسشنامه یی که داده بودند، جابجایی به سلول انفرادی، لحن و برخورد مجتبی حلوایی و سایر موارد، اما باز آنچه که امیر گفته بود قابل درک نبود. حتماً باید اتفاق بسیار مهمی در خارج از زندان اتفاق افتاده باشد که رژیم اینچنین سراسیمه به کشتار بچه های زندانی دست زده است. اما چه اتفاقی می توانست آن قدر مهم و کیفی باشد. سؤالی که به جواب آن  چند روز بعد پی بردیم.   با اعدام امیر، برادر او  مجید عبدالّلهی را نیز، آن چنان که محمد خدابنده او را دیده بود چند روز بعد، چندین بار  به دادگاه می برند. در اتاق مرگ آخوند نیّری به او می گوید برادرت را اعدام کردیم اما نمی خواهیم نسل پدرت را منقطع کنیم با ما همکاری کن تا تو را اعدام نکنیم.
مجید که از اعدام برادرش مطلع شده بود با  انگیزه یی صد برابر به خواستۀ نیّری تن نمی دهد و می گوید من هم همان راه را می روم که برادرم رفت. مرا هم اعدام کنید. چندين بار در فواصل گوناگون او را به دادگاه بردند و خواستند با محکوم کردن سازمان را او را زنده نگه دارند و او همچنان بر مواضع خود قرص و محکم ایستادگی می کند و زیر بار حرفهای نیّری نمی رود و در نهایت، جانانه، به عهد خود وفاکرد و  به راه برادرش امیر ملحق گردید و جاودانه شد.

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

دکتر محمد ملکی خواهان آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچال های خامنه ای وروحانی ضد بشر شد

دکتر محمد ملکی
دکتر محمد ملکی
درخواست دکتر محمد ملکی برای آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچالهای یزیدیان زمان  خامنه ای وروحانی  جلاد
 با فرا رسیدن ایام محرم ، مردم ستمدیده ایران از ظلم و جور یزید زمان با متوسل شدن به این ایام سعی در بیان خواسته های بحق و انسانی خود دارند.
دکتر محمد ملکی با در دست گرفتن پلاگاردی در مقابل دفتر کارخانه لاستیک سازی دنا ضمن خواستار شدن آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچالهای خامنه ای، خشم و اعتراض خود را از بی عدالتی و ستمگریهای یزیدیان زمان اینگونه به معرض نمایش می گذارد.
خدایا این دعا را همراه با حمایت و همبستگی اقشار مختلف مردم که از فقر و ظلم و اختلاس و اعدام ... بیزارند مستجاب کن که ندای دل همه مردم در زنجیر است آن را بشنو و به گوش و دل بسته و مهر گرفته دنیا و تاجران پول و خون مردم ایران و غربیان مماشاتگر که هم اکنون هم بر سر سفره قاتلان مردم ایران می نشینند برسان ...


۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

همچنان در برابر تندر می ایستیم و خانه را روشن می کنیم و میمیریم -نکیسا بامداد

پریا کهندل وفرزاد مددزاده در دیدار با خانم مریم رجوی
پریا کهندل وفرزاد مددزاده در دیدار با خانم مریم رجوی 
دهم مهرماه برابر بود با روز جهانی مبارزه با اعدام، اما این تاریخ و این مناسبت در ایران، بدلیل حاکمیت رژیمی که رتبه یک اعدام در جهان را نسبت به جمعیت کشور( بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل) داراست، معنای واقعی تر و نگران کننده تری را بخود می گیرد.
پریا کهندل( دختر زندانی سیاسی صالح کهندل) با داشتن 18 سال سن از جمله جوانترین سخنرانانی بود که با شیواترین بیان، از شور و احساسات پاک خود، آنقدر دلنشین سخن گفت که لاجرم بر دل تک تک شنودگان حاضر در آن جمع نشست و اشک چشم همدردان و دلسوختگان همچون خود را از دیده و دل روان ساخت.
شنیدن قصه های پر غصه دختربچه  8 ساله ایی که ماموران خامنه ای پدرش را از او به ستم ستانده بودند و او که در تمام این سالهای سخت دور از پدر بین مسیر خانه و زندان قد کشیده بود و رشد کرده بود و تنها با عموها و خاله هایش در 20 دقیقه های آخر هفته پشت میله های زندان می توانست دیدار داشته باشد، امروز اما در 18 سالگی خود به اندازه دهها هزار ساعت درس و تجربه و آموخته های انسانی از آن 20 دقیقه های کوتاه فراگرفته بود. این مسیر ناموزون و غیر متعارف با دنیای  کودکی هر دختربچه ای، از او شخصیتی شجاع و بی پروا و رها ساخته بود که در نهایت فریاد حاضر حاضرش تا خود بیت خامنه ای هم طنین انداز شد.
دغدغه پریای قصه ما امروز فراتر از خواسته ها و آرزوهای رنگی شخصیش بود. رویای پریای ما لبخند شاد همه کودکانی بود که مجبور نباشند چون او در آینده از آن تونل های وحشت زندان عبور کنند و دستان گرم پدرانشان را نه در رویا و روی صفحه های نقاشی بلکه در دنیای آزاد کودکانه خود بفشارند. کودکانی که بجای حضور در کلاسهای درس، در کنار جاده ها و سرچهار راهها نیایستاده باشند و در میان گرگان درنده خوی دروازه غار در حال خرید و فروش نیستند.
رویای لبخند مادرانی که سالهاست چشمانشان در حسرت دیدار عزیزانشان نمناک مانده است.
رویای آزادی و امنیت و حاکمیت قوانین انسانی در جامعه ای که انسانها را به هر بهانه ای به کام مرگ و نیستی نمی کشاند و چوبه های دار را در میدانهای شهر بجای گلها نمی کارد. رویای ایرانی بدون اعدام.
همانگونه که سخنران تازه از بند رسته، فرزاد مددزاده که 5 سال از بهترین دوران جوانی زندگیش را در سیاهچالهای رژیم آخوندی گذرانده بود تعریف کرد، نباید که هیچ جوانی بجای اجازه پر پرواز دادن به رویاهای زیبای ساختن آینده کشورش، در میان حصارهای سرد و سنگی و سیاه حاکمان مستبد محبوس شود.
و به نقل از پوملا ماکازیوه ماندلا( مبارز حقوق زنان و دختر نلسون ماندلا): هیچ مرگی نمی تواند مانع ایده خوبی شود که زمان آن فرا رسیده باشد و باید با امید به مبارزه خود ادامه داد تا بر شر پیروز شد و در نهایت عزم و اراده ملتی که خواهان آزادی هستند متوقف کردنی نیست.

۱۳۹۴ مهر ۲۴, جمعه

حکم اعدام، مجازاتی ضدبشری و نقض کننده اولیه‌ترین حقوق انسان، یعنی حق زندگی است

زینت میرهاشمی
زینت میرهاشمی
در بسیاری از کشورها حکم غیرانسانی اعدام لغو شده و اجرای آن در هر کجا مایه شرم و سکوت و چشم بستن در برابر آن ننگ جامعه بشریت در قرن بیست و یکم است.
رژیم ولایت فقیه مجازات اعدام را در مورد فعالان سیاسی، مخالفان، دگراندیشان، فروشندگان مواد مخدر و مجرمان به قتل و... . تا کنون انجام داده است. هدف رژیم در اجرای مجازات اعدام ایجاد ترس در جامعه است و البته تا جایی که به مواد مخدر و قتل بر می‌گردد، اجرای حکم غیرانسانی اعدام نتیجه معکوس داشته است.
دانه درشتها که شریانهای تجارت مواد مخدر را به عهده ‌دارند به‌دلیل ارتباط تنگاتنگ با دستگاه حکومتی از مجازات اعدام معاف می‌شوند و خرده فروشها و مصرف‌کنندگان قربانی می‌شوند.
دیکتاتوری ولایت فقیه برای بیمه کردن عمر حکومت خود مجازات اعدام را در مورد زندانیان سیاسی همواره به کار برده است. کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی، اعدامهای گروهی و فردی نتوانسته فلسفه وجودی زندانی سیاسی را از بین ببرد. هزاران اعدام که هنوز جریان دارد نتوانست تا کنون امنیت رژیم را تضمین کند. در دوره حسن روحانی، اعدامها افزایش داشته و نهادهای حقوق‌بشری دولت روحانی را رکورد دار اعدام می‌دانند.

۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه

پیام تویتری مارتین شولتز رئیس پارلمان اروپا مبنی بر به تعویق انداختن سفرش به تهران پس از موج اعتراضات به این سفر

پس از انتشار نامه های اعتراضی از سوی زندانیان سیاسی دربند در سیاهچالهای خامنه ای و نیز اعتراض بیش از صد نفر از نمایندگان پارلمان اروپا به سفر مارتین شولتز، رییس پارلمان اروپا که قرار بود روز سه‌شنبه به منظور ارتقای سطح روابط رژیم ایران و اتحادیه اروپا پس از حصول توافق هسته‌ای رژیم و گروه ۱+۵ به تهران برود وی روز دوشنبه در پیامی در صفحه توییتر خود نوشت: به دلیل برنامه کاری، سفرم به ایران که قرار بود روز سه‌شنبه انجام شود به یک روز دیگر موکول می‌شود.
این در حالی است که نمایندگان اروپا از مارتین شولتز خواسته بودند وی برای توقف اعدام در ایران اقدام کند.

همچنین زندانیان سیاسی از ایران نیز طی نامه هائی از شولتز خواستار توقف سفر خود به ایران شده بودند.

۱۳۹۴ مهر ۱۹, یکشنبه

مریم رجوی: طرح ما یک ایران بدون اعدام است

خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
سخنرانی خانم مریم رجوی در کنفرانسی در پاریس به‌مناسبت روز جهانی علیه اعدام
در روزی که از طرف ملل‌متحد روز جهانی علیه اعدام نام گرفته، به 120هزار شهید راه آزادی و به‌خصوص به سی هزار زندانی سیاسی قتل‌عام‌ شده در سال ۶۷، درود می‌فرستم.
در این روز من آمده‌ام جهان را برای توقف اعدامهای روزانه در میهنم، به یاری بطلبم. شکنجه و اعدام باید متوقف شود. این خواست همه مردم ایران است.
حقوق‌بشر حراج شده
حقوق‌بشر هموطنان مظلوم من، در داخل کشور، سنگسار و در سطح بین‌المللی حراج شده است؛ حراج حقوق‌بشر در برابر معامله اتمی، حراج حقوق‌بشر در برابر شرارت و تروریسم رژیم در منطقه و حراج حقوق‌بشر ایران به‌خاطر ضعف و جبونی برخی سیاستهای بین‌المللی.
آیا حقوق‌بشر فقط در کاغذ قطعنامه‌ها و میثاقهای بین‌المللی باید مورد احترام باشد؟ چرا برای کسی که به جرم هدایت ترور و جنایت در سه دهه اخیر، باید تحت محاکمه قرار گیرد، فرش قرمز پهن می‌کنند؟ لااقل مذاکره با او را به توقف اعدام در ایران مشروط کنید.
اشاره من به آخوند روحانی رئیس‌جمهور رژیم است. دو سال پیش که او سر کارآمد، تأکید کردم که بدون‌ آزادی بیان و حقوق‌بشر، بدون آزادی زندانیان‌ سیاسی و آزادی احزاب، و تا وقتی که برنامه اتمی و سیاست تجاوزکارانه رژیم در منطقه ادامه دارد، هیچ چیز عوض نمی‌شود.
مقاومت ایران از سا‌لها پیش اعلام کرده که خواهان لغو حکم اعدام و پایان شکنجه و هر گونه نقض حقوق در ایران است.
طرح ما احیای دوستی و مدارا و بردباری است. طرح ما برای آینده، برچیدن احکام شریعت آخوندی است. ما قانون جزای ضدبشری و سایر قوانین ناقض حقوق‌بشر در این رژیم را رد می‌کنیم. ما قانون قصاص را ضدانسانی می‌دانیم.
ما از قانونی دفاع می‌کنیم که برپایه گذشت و شفقت و انسانیت است. 

۱۳۹۴ مهر ۱۱, شنبه

بیانیه جمعی زندانیان سیاسی در زندانهای کرج و تهران درحمایت از تجمعهای اعتراضی معلمان در 13مهرـ روز جهانی معلم

زندان  کرج
زندان  کرج 
بدین وسیله ما زندانیان سیاسی ایران حمایت خود را از تجمعهای اعتراضی معلمان به جان آمده جلوی ساختمان آموزش و پرورش در سیزدهم مهر اعلام میداریم، باشد که با پیوستن اساتید دانشگاه، دانشجویان و دانش‌آموزان آزاده به این اعتراضات و نرفتن آنان به کلاس درس مدرسه و دانشگاه حرکت جدید و زدن مهر بطلان دیگری به تمامیت نظام حاکم از جانب معلمان، اساتید، دانشجویان و دانش‌آموزان و شعله‌ورتر شدن هر چه بیشتر مبارزات دموکراتیک - آزادیبخش مردمی باشد.

۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه

ایران - زندانی سیاسی زینب جلالیان از ملاقاتهای هفتگی محروم شد

زینب جلالیان زندانی سیاسی
زینب جلالیان زندانی سیاسی
بنابر گزارش رسیده ، دژخیمان رژیم در زندان ،زندانی سیاسی زینب جلالیان را از ملاقاتهای هفتگی محروم کردند.این فشارها در حالی است که وی از بیماری چشم رنج میبرد و در معرض خطر نابینایی قرار دارد. و مأموران مزدور و جنایتکار امنیتی در زندان از عمل چشم او سر باز میزنند.در حالیکه پزشکان گفته اند اگر عمل جراحی انجام نگیرد وی نا بینا میشود
زینب جلالیان به مدت هشت سال است در زندان خوی و محکوم به حبس ابد شده اما هیچ حکمی به او ابلاغ نشده است.
وی بارها در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده است.

۱۳۹۴ مهر ۵, یکشنبه

نامه ۱۰۱ شخصیت علمی ایرانی مقیم آمریکا به اوباما در اعتراض به حضور آخوند روحانی

obama
obama

شخصيت هاي علمي ايراني و آمريکايي در نامهاي به اوباما عملكردهاي روحاني را محكوم كردند. 

در نامه ۱۰۱ شخصیت به اوباما به بيش از 2000 اعدام دردوران روحاني اشاره شده است. مصطفي پورمحمدي، وزير دادگستري کابينه روحاني، کسي است که در گذشته در هيئت سه نفره اي عضويت داشت که حکم قتل عام 30000 زنداني سياسي را صادر کرد. 

نه به حضور آخوند شیادروحانی در نیویورک

نامه اعتراضی زندانیان سیاسی زندان گوهردشت به دبیرکل ملل متحد، علیه سفر آخوند روحانی

آنچه این نماینده تحمیلی و دروغین مثل همیشه عنوان می‌کنند، از قبیل دوستی، محبت، عدالت، و صلح طلبی، گفتگوی بین دولتها و ادیان و... جز فریب و نیرنگ هیچ چیز نیست و قطعا شما و اغلب اعضای ملل‌متحد به‌وضوح بر این امر واقفید... . ولی عجب آنجاست که شما این مجسمه دروغین veritas (حقیقت) را که خداوندگاران فریب، توطئه و نیرنگ ’دولوس (dolos) ’ هر ساله میسازند، باور می‌کنید. ! آیا واقعاً اعضای ملل‌متحد نمی‌دانند که این همه قتل و کشتار و آوارگی در ایران، سوریه، عراق و یمن و... همه و همه به‌خاطر وجود منحوس این رژیم ولایت فقیه در این منطقه از جهان است که به سردمداران جنایت و کشتار، در سازمان ملل هم حق سخنرانی و فرافکنی می‌دهند.
خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی کلیه زندانیانی است که تحت هر عنوانی زیر فشار و شکنجه‌های وحشیانه قرار دارند. خواسته ما زندانیان سیاسی، آزادی معلمان دربند و کارگران و نان آوران خانواده‌هایی است که شبانه روز برای به‌دست آوردن لقمه نانی برای فرزندان و خانواده خویش از هیچ کوششی فروگذار نکرده و هم‌اکنون در کنج زندانها برای شرف و آزادی مردم خویش در اسارت به‌سر می‌برند.

راه مطلوب ما زندانیان سیاسی و مردم تحت ستم ایران به‌رسمیت نشناختن این رژیم و اخراج این رژیم از سازمان ملل و سپردن کرسی ایران به نماینده واقعی مردم و مقاومت مردمی آن است. از همه هموطنان ایرانی در خارج از کشور درخواست داریم که با صدای رسا، صدای اعتراض ما زندانیان سیاسی و صدای ملت دربند ایران را به ملل‌متحد و به گوش جهانیان برسانید.