‏نمایش پست‌ها با برچسب عشق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عشق. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲۹, پنجشنبه

ایران - «اگر مرا بزنند…» ـ دکتر غلامحسین ساعدی


دکتر غلامحسین ساعدی
دکتر غلامحسین ساعدی 
شادروان غلامحسین ساعدی برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویس معاصر میهنمان، در سال 1314 در شهر تبریز متولد شد. او نویسنده بزرگی بود كه سالها با عشق به‌مردم و در دفاع از آزادی و بهروزی خلق قلم زد. ادبیات معاصر در طی بیش از 3دهه از 1330 تا 1364، آثار فراموش‌ناشدنی در زمینه داستان، نمایشنامه و فیلمنامه را با نام 'گوهر مراد' در سینه خود ثبت كرده است. در تمامی آثار ساعدی، از اولین نمایشنامه‌اش، 'كاربافكها در سنگر'، تا آخرین مقاله منتشرشده‌اش در شورا، ماهنامه شورای ملی مقاومت، تحت عنوان 'پناهنده سیاسی كیست؟'، عشق به‌آزادی، وفاداری به‌مردم ستمزده و كینه نسبت به‌دیكتاتور و ستمگرو دجال، موج می‌زند. آخرین نمایشنامه شادروان ساعدی 'اتّللو در سرزمین عجایب' سرنوشت هنر تحت حاكمیت ارتجاع را بخوبی به‌تصویر كشیده ‌است.ساعدی همچنین مقالات متعددی در دوران مبارزه با رژیم و در دوران تبعید نوشته است. زنده‌یاد ساعدی با فروتنی و صفای خاص خود می‌گفت:
من مخلص كسی هستم كه با خمینی می‌جنگد. هر چه به‌من فشار وارد می‌آورند، دقیقا از این موضع است و من از این موضع كوتاه نمی‌آیم.

۱۳۹۴ دی ۵, شنبه

4دي سالگرد درگذشت نابغه سينما چارلي چاپلين

چارلز اسپنسر چاپلین، نابغه سینما
چارلز اسپنسر چاپلین، نابغه سینما
‏چارلي چاپلين از ‏كمدين هاي نادري بود كه خودش علاوه بر كارگرداني، تهيه كننده آثارش و هم چنين سناريست، آهنگساز و نقش اول اونها بود. او با يك عمر فعاليت ‏هنري و ‏سياسي تاثير بسزايي در زندگي و نگرش همه افراد قرن بيستم و نگرش اونها به زندگي و جامعه داشت.
«نفرت انسانها گذراست و ديكتاتور ها مي ميرند.قدرتي كه از مردم گرفته شده، دوباره به آنها بازخواهد گشت و تا وقتي كه انسان جانش را فدا مي كند، آزادي هيچ گاه نمي ميرد.»
قسمتی از نامه چارلز چاپلین به دخترش جرالد:
«… دخترم، الآن ساعت 2 نیمه‌شب کریسمس است… وقتی چشمانم سنگین می‌شوند و خواب به سراغم می‌آید، می‌گویمش برو و از جلوی چشمانم دور شو… می‌دانی که من آخرین سالهای زندگی خود را سپری می‌کنم. اما هم‌چون همیشه معتقدم که با سخت‌کوشی و کار مستمر می‌توان به خواسته‌ها و آرزوهای بزرگ رسید و شادی را برای مردم به ارمغان آورد…
… من درد و رنج خیلی زیادی در زندگی کشیدم…، اما در تمام طول عمرم به مردم و به تماشاگران در سراسر دنیا عشق ورزیدم و آنها را بیش از هر چیز دیگری در دنیا دوست داشتم و این عشق بود که مرا در تحمل آن درد و رنج‌ها استوار نگه داشت».
چارلز اسپنسرچاپلین، نابغه سینما در سال 1889 در خانواده‌یی هنرمند در لندن به دنیا آمد. چارلی چاپلین نام هنری چارلز چاپلین است که بعدها لقب ”سر ”گرفت و سر چارلز چاپلین شد. اما دوستدارانش ترجیح می‌دادند او را با نام هنریش یعنی چارلی چاپلین مطرح کنند. این ترجیح که به عادت تبدیل شده است گاه تشخیص این‌که سخن در مورد «نقش» است یا «نقش باز» را مشکل می‌کند.
چارلز چاپلین پسر خواننده آواز، چارلس چاپلین و همسر شهانا هیل خواننده و بازیگر تئاتر بود. به همین دلیل او از همان ابتدای زندگی به هنر علاقه‌مند شد. در چنین خانواده‌یی، چارلی چاپلین شعر خواندن را قبل از حرف زدن و رقص را قبل از راه رفتن آموخت.
چارلی چاپلین 12سال بیشتر نداشت که پدرش در سن37سالگی درگذشت. مادرش که از بیماریهای زیادی رنج می‌برد، دیگر توان نگهداری کودکانش را نداشت. به همین خاطر چارلی چاپلین همراه برادرش سیدنی به یک یتیم‌خانه منتقل شدند.
او با وجود همه مشکلات در یتیم‌خانه، به اجرای چند نقش کمیک پرداخت و استعداد خود را در این زمینه به مدیران یتیم‌خانه نشان داد. از این پس او وارد صحنه تئاتر می‌شود.

۱۳۹۴ دی ۴, جمعه

پیام مریم رجوی به مناسبت میلاد مسیح و آغاز سال ۲۰۱۶میلادی

پیام مریم رجوی به مناسبت میلاد مسیح و آغاز سال ۲۰۱۶میلادی
پیام مریم رجوی به مناسبت میلاد مسیح و آغاز سال ۲۰۱۶میلادی
مسیحیان ارجمند! 
پیروان عيسي مسيح و حاميان مقاومت ایران در سراسر جهان!
سالروز ميلاد پیامبر بزرگ خدا، عيسي مسيح(ع) را تهنيت مي‌گويم. همان پیامبر يگانگی و برابری و محبت كه به يارانش گفت: حال دستوری تازه به شما می‌دهم: يكديگر را دوست بداريد همان‌گونه كه من شما را دوست می‌دارم. و سلام بر مریم عذرا كه سمبل جاودان همين عشق و پرداخت است و در انجيل «مورد لطف خدا» توصيف شده است.
و اين ايثار و عشق بيكران و بي‌چشمداشت، پيام مشترک همه انبيا و فرستادگان خداست.
هم چنان كه قرآن رسالت حضرت محمد پیامبر سلام  را «رحمت براي جهانيان» توصيف كرده  است. يعني بشارت رحمت و  برادري براي ابناي بشر. همان گمشده‌ بزرگ جهان امروز كه جاي آن را افراطی‌گری تحت نام اسلام و چپاول و سركوب و استبداد گرفته است. پس خوشا مردمی كه گوهر دین عيسي و دین محمد را در نبرد براي آزادی نوع آدمی يافته‌اند. به قول عيسي بن مريم «هيچ عشقي بزرگتر از اين نيست كه براي ديگران زندگي خود را بپردازيم».( انجیل متي، فصل۹، آیه ۱۷)
ميلاد هر پیامبر و برانگيخته شدن او، آغاز دوباره‌يي براي حيات اجتماعي انسان در مداري بسا متكامل‌تر بوده است. شادي و جشن ما براي اين ميلادها به همين دليل است. وقتي كه تاريكي تعصب و ترور و افراطی‌گری به جهان ما هجوم مي‌آورد، ما در اين ميلادها، نويد آغاز‌هاي دوباره و روشنايي آزادی و بردباري را مي‌بينيم.
اميد و نويد محتوم براي نجات ملت سوريه از چنگال خامنه‌اي و بشار اسد و داعش، اميد و نويد براي مسيحيان بي‌خانمان‌شده موصل و رهايي تمام ملت عراق و اميد و نوید براي خلاصي نوكيشان مسيحي ایران از ترس و ناامني و آزادی تمام ملت ایران از ستم و استبداد مذهبي.
مريدي به عيسي گفت: اگر مي‌تواني براي ما كاري بكن. و عيسي گفت: «اگر مي‌تواني»، يعني «باور كن و  ايمان داشته باش كه تحقق همه‌چیز به دست آن كه باور دارد‌، امكان پذير است». (انجيل مرقس، فصل ۹ ، آيه ۲۲ )
با همين ايمان، مجاهدان آزادی در ليبرتي پايداري مي‌كنند و زنان و جوانان ایران را به قيام براي آزادی فرا مي‌خوانند.
بله، مي‌توان و بايد به فاشيسم دیني حاكم بر ایران یعنی رژیم حامی دیکتاتوری بشار اسد پايان داد.
باشد كه جهان بشري با رهايي از استبداد و بنيادگرايي، به آغازي تازه و تولدي دوباره دست يابد. باشد كه پيام رحمت و آزادی و بردباري اين منطقه را فرا بگيرد.
پيشاپيش سال نو ميلادي را شادباش مي‌گويم. اميدوارم كه سال ۲۰۱۶، سال اتحاد و پيروزي عليه فاشيسم دیني حاكم بر ایران و قواي اهريمني همدست آن در خاورمیانه باشد و سال صلح و آزادی و پيشرفت براي تمام جهان.
سلام بر عيسي مسيح

۱۳۹۴ آبان ۲۸, پنجشنبه

نامه سرگشاده آنتونی ایریس روزنامه نگاری که همسرش هلن را در فاجعه تروریستی پاریس از دست داد:

آنتونی ایریس روزنامه نگاری که همسرش هلن را در فاجعه تروریستی پاریس کشته شد
آنتونی ایریس روزنامه نگاری که همسرش هلن را در فاجعه تروریستی پاریس کشته شد
هر گلوله شما زخمي است بر قلب خدا - يك فرانسوى كه همسرش در حمله تروريستي تبهكاران داعشي در جمعه شب گلوله خورده و كشته شده نوشته اي را براي روزنامه هاي فرانسوي فرستاده و اين نوشته امروز چاپ شده است . اين مرد داغدار فرانسوي مي نويسد:
شما حتي نفرت من را هم بدست نخواهيد آورد.
شما زندگي يك فرد استثنايى، عشق من، مادر تنها فرزندم را گرفتيد، ولى من كينه خود را از شما دريغ مى دارم تا شما حتي اون رو هم نتونيد بدست بياريد .
من نمى دانم شما چه كسانى هستيد و مايل هم نيستم بدانم،
چون شما وجود نداريد !
اگر آن خدايى كه شما برايش كوركورانه مى كُشيد ما را از روح خود آفريده، هر گلوله شما زخميست بر قلب او.
خير ! من كينه خود را به شما ارمغان نمى دهم.
چون شما در جستجوى آن بوده ايد، ولى پاسخ دادن به كينه شما با كينه و خشونت، تسليم شدن است در مقابل جهلى كه شما را تبديل كرده به آنچه كه هستيد .
شما مى خواهيد كه من در ترس زندگى كنم !
به هموطنان [مسلمان] م مظنونانه بنگرم، كه بدينوسيله آزادى را فداى امنيت كنم !!
ما دو نفر بيش نيستيم (من و پسرم)، ولى از تمام ارتشهاى دنيا نيرومند تريم. وقت زيادى ندارم كه به شما اختصاص دهم، چون بايد براى ملويل پسر ١٧ ماهه ام كه تا دقايقى ديگر از خواب بر خواهد خواست مثل هر روز عصرانه درست كنم و سپس با او مثل هر روز براى بازى به پارك بروم. در تمام طول عمرش، اين پسر كوچك، با شاد بودن و آزاد بودن خويش شما و امثال شما را خواهد آزرد در حاليكه شما حتي كينه او را هم به ارمغان نخواهيد برد!

۱۳۹۴ آبان ۲۷, چهارشنبه

ایران - آخرین وصیت نامه مبارزراه حق شیرکو معارفی

شيركو معارفي
شيركو معارفي

مرگ ما مردن نیست
شور این خون روان را
سرخشکیدن و افسردن نیست
مرگ ما پروازی است
شرف بودن ما
در شرف جانبازی است.

شیرکو معارفی زنداني سياسي كرد در يكي از ملاقاتهايش به يكي از اعضاي خانواده اش مي نويسد: اين نامه را در غروبی ترین شبهای می نویسم، که همزمان نسیم طلوعش سلامی اجتناب ناپذیر می دهد و اکنون آشنا ترین صدا نزدیک ترین چهره مادرم است. در بخشی دیگری از نامه آمده که من نه از برای سقط حقیقت، عدل و انسانیت گام برداشتم، بلکه گام در رکاب هر فرسنگ راه که نهادم، به جولانگاه حقیقت قریب تر، به منزلگاه عدل فزونی و در پیشگاه انسانیت پیشمرگ تر شدم. آری من پیشمرگ جاودانگی، دوری جستن از بربریت و هم آغوش شدن با آزادی هستم و در مسلخ جباران و جور ورزان،که به خیالشان از جولان کردن در جنگل سروسانان جدایم می سازنند، بی هیچ واهمه و اضطرابی، با قامتی استوار و دلی سرشار از امید و استقامت حظور می یابم و به جمع ستارگان این آسمان غمگسار می پیوندم.
متن کامل نامه به شرح زیر میباشد:
از سوسوی تلالو طلوع و از ناله مادر ترانه آزادی می سرآیم
دیر زمانیست که شب هنگام طعمه گاه شکارچیان حریص است و سوسوی شب نوید صیدهای نادر و دست نایافتنی است. آری شکار و طعمه در این بلاد نه برای تفریح و اوقات شاد به سر بردن، که از سر زیاده خواهی و کج فهمی و تمایلات نا لازم و کشنده است. برای صیادی بدور از منطق و بری از احساس تعادل و انصاف هر صیدی می تواند جذاب و فریبنده باشد. حال اگر این صید در جولانگاه دست نیافتنی و صعب العبور باشد و ذاتا سنتهای وجدان مدار بر دوش داشته باشد، هم موجه صید و هم دائم الصید خواهد بود. جوانی که خود را مبارز، برحق و خواهان شعائر انسان دوستی می داند چه بسا آن آهوی زیبا اندام است، اندر چشم شغالهای زشت پسند و زشت بین. سلاحی که بر دوش جوان حافظ عدل و انسانیت است،کم پیش می آید،که ماشه چکانش تمرین تیر نواختن را به درستی و دقت سپری کرده باشد.
آری من شیرکو معارفی همان تروریست متهم مخالفت با خدایم، که جدا از حب انسانها و نوازش کودکان، دلسوز طبیعت و رویای آشتی،اندیشه ای بمب آسا در سر و خیالی نهیفی در دل دارم. صید من برای شغالهای شب پرست و دشمنان طلوع و مهر مادری، همان اندازه نوید پیروزی برای آنهاست،که در ازای ظلمانی ترین شبها هم نخواهد توانست جلودار طلوع و طالع افق باشد. من تروریست ترین فرزند "آربابا"حتی به هنگام به اسارت درآمدنم میل به شلیک و نواختن تفنگی را نداشتم و هر آنچه از پیشینه و آن روزش با من بود، ترور و ارعاب و خشونت نبود و تنها کوله باری مملو از عشق به انسانیت و نوازش آزادی بر دوش داشتم.
این نامه را در غروبی ترین شبهای می نویسم،که همزمان نسیم طلوعش سلامی اجتناب ناپذیر می دهد و اکنون آشنا ترین صدا نزدیک ترین چهره مادرم است. که در نبردی فرسایشی تمنای آغوشش را برای یک بار هم که شده، در دل می پرورانم،اما دریغا مهر به مادر و مام میهن در این ندامتگاه هیچ مجالی برای ابراز وجود ندارد. پُر پرتو ترین خورشید،درخشان ترین ستاره،بیکران ترین دریا و سر به فلک سایده ترین کوه طبیعت، که جبروار بر سرنوشت من سایه افکنده و نه از خورشید جنبشم، نه از ستاره امیدهایم، نه از دریای مادرم و نه از کوه استفامتم نتوانستم و نخواهم توانست دست بکشم،بلکه با تمام وجود هر آنچه این صید، تروریست، مخوف برای صیادان آزادی ساخته، این دنیای بکر و انسانیست. با تمنای آغوش مادر،عشق به آزادی و تعهد به انسانیت،صدها شب و روز دیگر را قلم خواهم زد و همچنان من یک جوان کُرد زحمتکش،انقلابی و از دیار شب زنده داران خواهم بود.
و اینک نیز باید بگویم: گاه آنکه ما را به حقیقت می رساند خود از آن عاریست!
زیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد.
من نه از برای سقط حقیقت،عدل و انسانیت گام برداشتم، بلکه گام در رکاب هر فرسنگ راه که نهادم،به جولانگاه حقیقت قریب تر، به منزلگاه عدل فزونی و در پیشگاه انسانیت پیشمرگ تر شدم. آری من پیشمرگ جاودانگی، دوری جستن از بربریت و هم آغوش شدن با آزادی هستم و در مسلخ جباران و جور ورزان، که به خیالشان از جولان کردن در جنگل سروسانان جدایم می سازنند، بی هیچ واهمه و اضطرابی، با قامتی استوار و دلی سرشار از امید و استقامت حظور می یابم و به جمع ستارگان این آسمان غمگسار می پیوندم.
شیرکو معارفی
زندان سقز

15.7.1392

۱۳۹۴ مهر ۱۵, چهارشنبه

غوغاي پائیز

مرغ جهان پریده ـ فکرم گرفته پرواز ـ     
یادم رسد به فریاد: پاییز می‌رسد باز
این باغ پیرهن‌زرد از کیست یادگاری؟
با کیست پچ‌پچ ابر؟ در دامن صحاری
طعم ترنّم برگ زیبای رنگ و سایه
شوق تکاندن یاد از شاخه‌ها دوباره
با نم‌نم گل سرخ از ابـرها چکیدن
با شعر «باز باران» از کودکی دویدن
بوی کتاب تازه گل‌فرش کوچه‌ساران
انشای عشق کردن با خاطرات یاران
بید خموش با سرو دیدار خاطرانگیز
مهتاب می‌چکد باز از شاخه‌های پاییز
زیر پر کبوتر رود است رام و آرام
سایه‌نشین ابر است این دشت لاله اندام
چشمان ابر، خیس است در زیر پلک پاییز
خوابم نمی‌برد، هان! خاتون قصه برخیز!
خوابم نمی‌برد، بس چشمم نشسته بر در
پوشیده باغ ایران خون‌جامه، پای تا سر
مرضیه و بنان باز افکنده شور «دشتی»
ـ سرو سهی‌قدان شورافکنان مستی ـ
گلبانگ مهر ریزد با نغمه‌های گلگون
از پنجه‌های پرویز (1) در پرده‌ی «همایون»
مرغ جهان پریده ـ یادم گرفته پرواز ـ
در مهرگان چه رازی‌ست؟ ـ این جنبش غزل‌سازـ
«دل می‌رود ز دستم» (2) از هر طرف که رفتم
یادی رسید یادم یاری گرفت دستم...
4مهر 1394
س.ع.نسیم
نشانی‌ها ـــــــــــــــــ
زنده‌یاد استاد پرویز مشکاتیان

از حافظ.

۱۳۹۴ شهریور ۲۵, چهارشنبه

گوهر ناب انسانی و به اوج رسیدن عشق و عواطف

                                               

 عواطف انسانی حد و مرزی نمی شناسد، قلبها را بهم نزدیک می کند، ایثار و فدا آشکار می شود
چقدر زیبا و پسندیده است، که قلبها، بی ریا برای دیگران بطپد و ناقوس دوست داشتن را بنوازد، آنگاه است که همه شریک درد و رنج یکدیگر می شوند .
عشق و عاطفه و بارز شدن جوهر انسانی از همه سیم خاردار ها، مرزها، دیوارها و موانع عبور می کند و پیامش را به انسانهای دیگر می رساند. گویی نسیم و باد و همه چیزها و احساسات بشری در این راستا به کمک انسانیت می شتابند.
عاطفه و انسانیت از صفات والای انسانی ست. در اینجاست که دیگر تبعیضات قومی، رنگ پوست، ملیت، دین و مرام، با سواد و بیسواد، پولدار و ندار، پیر و جوان همه از این صفت نیک انسانی برخوردارند، فقط باید قصد کنند که پرواز کنند و با زبان دل و دوست داشتن همدیگر شروع کنند.
دقت شود همه دیکتاتور ها، شکنجه گران، فاسدان و قداره بندان لات و لمپن، فاقد عواطف انسانیند.
 یا از طریق زر و زور و تطمیع، ترس و… از بیرون عواطف و ارزشهای انسانیش را فروخته و به حراج گذاشته است، و به جایش کینه و انتقام جایگزین کرده است.
همان چیزی که رژیم آخوندی  خامنه ای وروحانی جلاد بر روی آن سوار است و آن را تبلیغ میکند و از آن ارتزاق برای سرکوب و کشتار می کنند و ایدئولوژی فردیت را می پراکند.
در ایدئولوژی متحجر و قرون وسطایی آخوندی بخشش و عفو معنی ندارد.
هر آنچه هست انتقام و کینه ورزیست، رحم و مروت در ادبیات رژیم عملی ممنوعه است.
این گفته جدیست. مگر نه اینکه بارها بودند خانواده هایی که محکوم به اعدام را عفو کرده اند، اما رژیم  جنایتکار با هزار ترفند، دروغ و دجالیت و سوار بر مذهب و به بهانه قیامت! و عذاب دنیا و آخرت! کاری کردند که خانواده ها حرفشان را پس گرفتند. و آن محکوم، اعدام شده است
صمیمیت به معنای، قدرت ورود به دنیای درونی انسانی دیگر است، به صورتی که حس کند او را درک میکنید و رشته ای قوی شما را به هم مرتبط میکند.
یعنی اینکه بتوانید از نقشه ای که خود از جهان دارید به نقشه ای که او از جهان دارد حرکت کنید و این کلید یک ارتباط موفق است

ایران - نامه‌یی از زنده یاد شاهرخ زمانی به دخترش

زنده یاد شاهرخ زمانی
زنده یاد شاهرخ زمانی

شاهرخ زمانی طی نامه‌ایبه دخترش بعد از ممانعت دژخیمان از حضور او در مراسم ازدواج دخترش نوشت:

بشنو از پدرت که در چنین جامعه‌ی طبقاتی کشتارگاه عاطفی انسانها خداوند زر و زور و تزویر با تزریق سم فردگرایی بر محور منافع شخصی و مصرف گرایی آدمی را تا سطح حیوان تنزل می‌دهد. فقط کسانی می‌توانند در این لجن‌زار هویت انسانی خود را حفظ کنند که... (با) افکار فردگرایانه حیوانی مبارزه مستمر کرده و کمک و همیاری و عشق به هم‌نوع را در جریان مبارزه سرلوحه خود قرار دهند.