‏نمایش پست‌ها با برچسب فدا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فدا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ دی ۵, شنبه

4دي سالگرد درگذشت نابغه سينما چارلي چاپلين

چارلز اسپنسر چاپلین، نابغه سینما
چارلز اسپنسر چاپلین، نابغه سینما
‏چارلي چاپلين از ‏كمدين هاي نادري بود كه خودش علاوه بر كارگرداني، تهيه كننده آثارش و هم چنين سناريست، آهنگساز و نقش اول اونها بود. او با يك عمر فعاليت ‏هنري و ‏سياسي تاثير بسزايي در زندگي و نگرش همه افراد قرن بيستم و نگرش اونها به زندگي و جامعه داشت.
«نفرت انسانها گذراست و ديكتاتور ها مي ميرند.قدرتي كه از مردم گرفته شده، دوباره به آنها بازخواهد گشت و تا وقتي كه انسان جانش را فدا مي كند، آزادي هيچ گاه نمي ميرد.»
قسمتی از نامه چارلز چاپلین به دخترش جرالد:
«… دخترم، الآن ساعت 2 نیمه‌شب کریسمس است… وقتی چشمانم سنگین می‌شوند و خواب به سراغم می‌آید، می‌گویمش برو و از جلوی چشمانم دور شو… می‌دانی که من آخرین سالهای زندگی خود را سپری می‌کنم. اما هم‌چون همیشه معتقدم که با سخت‌کوشی و کار مستمر می‌توان به خواسته‌ها و آرزوهای بزرگ رسید و شادی را برای مردم به ارمغان آورد…
… من درد و رنج خیلی زیادی در زندگی کشیدم…، اما در تمام طول عمرم به مردم و به تماشاگران در سراسر دنیا عشق ورزیدم و آنها را بیش از هر چیز دیگری در دنیا دوست داشتم و این عشق بود که مرا در تحمل آن درد و رنج‌ها استوار نگه داشت».
چارلز اسپنسرچاپلین، نابغه سینما در سال 1889 در خانواده‌یی هنرمند در لندن به دنیا آمد. چارلی چاپلین نام هنری چارلز چاپلین است که بعدها لقب ”سر ”گرفت و سر چارلز چاپلین شد. اما دوستدارانش ترجیح می‌دادند او را با نام هنریش یعنی چارلی چاپلین مطرح کنند. این ترجیح که به عادت تبدیل شده است گاه تشخیص این‌که سخن در مورد «نقش» است یا «نقش باز» را مشکل می‌کند.
چارلز چاپلین پسر خواننده آواز، چارلس چاپلین و همسر شهانا هیل خواننده و بازیگر تئاتر بود. به همین دلیل او از همان ابتدای زندگی به هنر علاقه‌مند شد. در چنین خانواده‌یی، چارلی چاپلین شعر خواندن را قبل از حرف زدن و رقص را قبل از راه رفتن آموخت.
چارلی چاپلین 12سال بیشتر نداشت که پدرش در سن37سالگی درگذشت. مادرش که از بیماریهای زیادی رنج می‌برد، دیگر توان نگهداری کودکانش را نداشت. به همین خاطر چارلی چاپلین همراه برادرش سیدنی به یک یتیم‌خانه منتقل شدند.
او با وجود همه مشکلات در یتیم‌خانه، به اجرای چند نقش کمیک پرداخت و استعداد خود را در این زمینه به مدیران یتیم‌خانه نشان داد. از این پس او وارد صحنه تئاتر می‌شود.

۱۳۹۴ آبان ۲۷, چهارشنبه

ماجرای ۱۱ نفر از قربانیان در پاریس که در جشن تولد دوست‌شان به گلوله بسته شدند!!!

قربانیان حملات وحشیانه درپاریس
قربانیان حملات وحشیانه درپاریس
خبرگزاری قاصدان آزادی: وب‌سایت “دیلی‌میل” در گزارشی نوشته، جوانانی بودند که برای شرکت در جشن تولد ۳۵ سالگی دوست و هم‌کارشان، “هُدا سعدی” به “کافه لا بِل اکیپ” آمده بودند. این زن با اصلیت تونسی در کافه‌ی دیگری در همان نزدیکی به نام “کافه دِزانژ” (به معنی کافه فرشتگان)کار می‌کرد و در جشن تولد او، خواهر ۳۶ساله‌اش “حلیمه” و دو برادرش، “خالِد” و “بشیر” نیز حضور داشتند.
یکی از مکان‌هایی که مورد حمله‌ی تروریست‌های بنیادگرا قرار گرفت، کافه “لا بِل اِکیپ” در مرکز پاریس بود. جایی که دو فرد مسلح وابسته به گروه “داعش”، حاضران در کافه را به گلوله بستند و جان ۱۹ نفر را به طرز وحشیانه‌ای گرفتند.
 “هدی” و “حلیمه”، هر دو اثر تیراندازی کشته شدند اما دو برادر به شکل معجزه‌آسایی، بدون این‌که آسیبی ببینند، جان سالم به در بردند.
در این میان، خالد که هم‌چون هدی در “کافه دِزانژ” کار می‌کرد سعی کرد به یکی از دو خواهرش تنفس مصنوعی بدهد که تلاش‌هایش بی‌نتیجه ماند و او بر روی زمین آغشته به خون کافه جان سپرد در حالی که خواهر دیگر که گلوله به سرش خورده بود، در بیمارستان از دنیا رفت.
یک شاهد عینی در گفتگو با “دیلی‌میل” صحنه‌ی حادثه را وحشتناک توصیف کرده و گفته باقی قربانیان نیز جوان و خوش‌لباس بودند.
یکی از آن‌ها، “میچِلی گیل جِیمِز”، زن ۲۷ ساله‌ی مکزیکی بود که از سه سال قبل در پاریس زندگی می‌کرد. او که خود کارمند “کافه لا بِل اکیپ” بود، تنها سه روز قبل از حادثه با یک جوان ایتالیایی نامزد کرده بود.
خوان، دوست ۳۴ ساله‌ی میچِلی، با چشمانی اشک‌بار او را این‌گونه توصیف می‌کند: «میچلی خورشید رستوران بود حتی در روزهایی که باران می‌بارید.»
دیگر کسانی که آخرین لحظات زندگی‌شان را در کنار “هُدی” سپری کردند این افراد بودند: “لودویک بومباز” که قهرمانانه خودش را قربانی کرد تا جان دوستش “کلوئه کلومون” را نجات دهد؛ یک زن رومانیایی به نام “لاکری پاپ” و پارتنرش “سیپرین کالسیو”، “یاسنت کُما”، “جمیلا اود”، “گیوم لودرامپ”، “رومَن فویاد”، و “رِنه بیشون”.
در این میان، “کلوئه کلومون” که دوره‌ی نقاهت را در بیمارستان سپری می‌کند، گفته می‌شود که دچار شوک روحی شده دائما نجات‌دهنده‌اش را تکرار می‌کند. “ویرژیل گرونبرگ”، مدیر ۲۷ ساله‌ی “کافه دزانژ” که به دیدن “کلوئه” در بیمارستان رفته می‌گوید: «به وی مُرفین تزریق شده بود و او به ندرت حرف می‌زد. او از این‌که لودویک به خاطرش جان خود را فدا کرده، احساس گناه می‌کند و نامش را پشت سر هم صدا می‌زند.»
گِرِگ لیما، ۳۷ ساله، که دوست چند نفر از قربانیان و به ویژه “یاسِنت کُما” بود نیز می‌گوید روز حادثه، سه ساعت با وی بوده است: «یاسنت نمی‌خواست به تولد برود و قصد داشت دختری را ملاقات کند. اما بقیه اصرار کردند و سرانجام با آن‌ها رفت.»

 “کافه دزانژ” در فاصله‌ی کوتاهی از “کافه لا بِل اکیپ” قرار دارد و گفته می‌شود هر دو کافه به دو شریک تعلق دارد که یکی از آن‌ها در یونان زندگی می‌کند. این کافه عصر روز دوشنبه (۱۶ نوامبر-۲۵ آبان) بعد از سه روز تعطیلی، در فضایی غم‌بار فعالیت خود را از سر گرفت.

۱۳۹۴ آبان ۱, جمعه

لاوین اسکندر،جانش را از دست داد تا جان دانش آموزان را نجات دهد

لاوین اسکندر
لاوین اسکندر
لاوین اسکندر،۲۰ سال سن داشت. اسمش لاوین اسکندر. او در مدرسه کرونا در ترول هتتان به عنوان دستیار مشغول به کار بود. وقتی دیروز جوانی ۲۱ ساله با شمشیر وارد مدرسه شد و تلاش کرد به دانش آموزان حمله کند «لاوین» تلاش کرد از آنها در مقابل فرد مهاجم محافظت کند.
 شاهدان عینی به روزنامه اکسپرسسن گفته اند که «لاوین» زمانی که متوجه شد مردی نقاب دار با شمشیری به دست از ورودی مدرسه عبور کرد و به دانش آموزان حمله کرد، به سرعت به طرف فرد مهاجم رفت و تلاش کرد او را مهار کند. اما در نهایت خودش به ضرب شمشیر کشته شد.
اکنون در شبکه های اجتماعی و رسانه های سوئد از «لاوین اسکندر» به عنوان یک «قهرمان» یاد می شود. فردی که جان خود را فدا کرد تا بتواند جان دیگران را نجات دهد.
پلیس اعلام کردی، قاتل ۲۱ ساله، انگیزه راسیستی داشته است. مهاجم در جریان مداخله پلیس کشته شد. در جریان این رویداد دو نفر از جمله «لاوین اسکندر» و همچنین یک دانش آموز ۱۵ ساله جانشان را از دست دادند و شماری دیگر زخمی شدند.
  پليس سوئد، انگيزه فرد حمله كننده به مدرسه اى در سوئد را بدليل گرايش هاى نژادپرستانه و اسلام ستيزانه عنوان نموده است. روز گذشته، پنج شنبه۲۲ اکتبر ۳۰ مهر، مرد نقابدارى با یک شمشیر مدرسه‌ای در جنوب غربى سوئد را مورد تهاجم قرار داد. در اين حادثه دست‌کم سه نفر کشته شدند.
خبرگزاری فرانسه ساعتی پس از این حادثه گزارش داد: فرد ضارب که هدف گلوله پلیس قرار گرفته بود، در بیمارستان درگذشت.
يك معلم و يك دانش آموز هم در اين حادثه كشته شدند.
فرد مهاجم نقابدار در حالى كه شمشيرى در دست داشته است وارد نهارخورى مدرسه مى شود اما به گفته شاهدان عينى، شاگردان در ابتدا تصور كرده بودند كه اين فرد براى شوخى و به مناسبت جشن هالووين لباس غيرعادى و تزيينى فيلم سينمايى "جنگ ستارگان" را پوشيده است.
تحقيقات پليس پس از بازرسى از محل مسكونى فرد ضارب نشان مى دهد كه وى داراى گرايش‌هاى نژادپرستانه و راستگراى افراطى بوده است.
يك مقام پليس هم در تلويزيون دولتى سوئد مدعى شده است فرد ضارب پس از حمله به اين مدرسه، قربانيان خود را بر اساس هويت نژادى آنان انتخاب نموده است.
رادیو فرانسه

۱۳۹۴ شهریور ۲۵, چهارشنبه

گوهر ناب انسانی و به اوج رسیدن عشق و عواطف

                                               

 عواطف انسانی حد و مرزی نمی شناسد، قلبها را بهم نزدیک می کند، ایثار و فدا آشکار می شود
چقدر زیبا و پسندیده است، که قلبها، بی ریا برای دیگران بطپد و ناقوس دوست داشتن را بنوازد، آنگاه است که همه شریک درد و رنج یکدیگر می شوند .
عشق و عاطفه و بارز شدن جوهر انسانی از همه سیم خاردار ها، مرزها، دیوارها و موانع عبور می کند و پیامش را به انسانهای دیگر می رساند. گویی نسیم و باد و همه چیزها و احساسات بشری در این راستا به کمک انسانیت می شتابند.
عاطفه و انسانیت از صفات والای انسانی ست. در اینجاست که دیگر تبعیضات قومی، رنگ پوست، ملیت، دین و مرام، با سواد و بیسواد، پولدار و ندار، پیر و جوان همه از این صفت نیک انسانی برخوردارند، فقط باید قصد کنند که پرواز کنند و با زبان دل و دوست داشتن همدیگر شروع کنند.
دقت شود همه دیکتاتور ها، شکنجه گران، فاسدان و قداره بندان لات و لمپن، فاقد عواطف انسانیند.
 یا از طریق زر و زور و تطمیع، ترس و… از بیرون عواطف و ارزشهای انسانیش را فروخته و به حراج گذاشته است، و به جایش کینه و انتقام جایگزین کرده است.
همان چیزی که رژیم آخوندی  خامنه ای وروحانی جلاد بر روی آن سوار است و آن را تبلیغ میکند و از آن ارتزاق برای سرکوب و کشتار می کنند و ایدئولوژی فردیت را می پراکند.
در ایدئولوژی متحجر و قرون وسطایی آخوندی بخشش و عفو معنی ندارد.
هر آنچه هست انتقام و کینه ورزیست، رحم و مروت در ادبیات رژیم عملی ممنوعه است.
این گفته جدیست. مگر نه اینکه بارها بودند خانواده هایی که محکوم به اعدام را عفو کرده اند، اما رژیم  جنایتکار با هزار ترفند، دروغ و دجالیت و سوار بر مذهب و به بهانه قیامت! و عذاب دنیا و آخرت! کاری کردند که خانواده ها حرفشان را پس گرفتند. و آن محکوم، اعدام شده است
صمیمیت به معنای، قدرت ورود به دنیای درونی انسانی دیگر است، به صورتی که حس کند او را درک میکنید و رشته ای قوی شما را به هم مرتبط میکند.
یعنی اینکه بتوانید از نقشه ای که خود از جهان دارید به نقشه ای که او از جهان دارد حرکت کنید و این کلید یک ارتباط موفق است

۱۳۹۴ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

ایران - محمد حنیف نژاد - سعید محسن و اصغر بدیع زادگان ، الگوهای نخستین فدا وصداقت وپایداری

بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین خلق ایران
بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین خلق ایران

 درآغاز سه جوان بودند، سه دانشجو...

‫#‏محمد‬ حنيف نژاد فارغ التحصيل از ‫#‏دانشكده‬ كشاورزي كرج، ‫#‏سعيد‬ محسن، فارغ التحصيل رشته مهندسي تاسيسات از #دانشكده فني دانشگاه تهران و‫#‏اصغر‬ بديع زادگان فارغ التحصيل دررشته ي مهندسي شيمي از دانشكده فني دانشگاه تهران .
همه بنيانگذاران در آغاز بنيانگذاري سازمان زير 30 سال بودن. ميدونم اين روزها هم خيليا اين حس رو تجربه كردن و از خودشون پرسيدن چي كاربايد كرد؟ اما ....
فكرش رو بكنيد سه تا جوون تو اون دوران تيره و تاريك همت كردن و اين طوري پشت يه موضوع رفتن تا رسيدن به تشكيل يك سازمان انقلابي. اون هم براي مبارزه با كي؟يك ديكتاتوري مثل شاه كه ادعا داشت ژاندارم منطقه است. راستي چطور ممكنه؟
شايد بايد اسمش رو گذاشت احساس مسئوليت. اون 3 تا جووني كه توي اون سوت و كورِ جامعه، پله هاي اراده رو تا تغيير سرنوشت يك ملت طي كردن قبل از هر چيز خودشون رو خيلي جدي گرفتن. احساس كردن در برابر اين واقعيتها مسئولن. يعني نشستن اونجايي كه جاشونه.
Three students, three were young draghaz ... # m # race set graduated from Faculty of agriculture # Karaj, s. m., graduate engineering degree from Tehran University, Faculty of technical installations # and # a. graduate of Badi zadegan fields of chemical engineering, Faculty of engineering, University of Tehran.
All the founders of the Organization at the beginning of the following 30 years of being a bniangozari. These days I know. also this growing sense of experience and khilia of ask themselves what happened karbide? But ....
Fkersh you do this now growing three to joon's dark era and voted against efforts to go back to the topic, and so to reach the formation of a revolutionary organization. It's time to fight a dictatorship like that of the Shah? k claims the gendarm found area. How it's possible for reconciliation?
Maybe we should call got * responsibility. That's 3 to the South and كورِ in those jooni, stepping in to change the destiny of a nation will face during and before anything else, they've got very serious. To feel in the face of this vaqaitha مسئولن. That means sit avengaiy jashonh.