‏نمایش پست‌ها با برچسب معلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب معلم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۱, جمعه

لاوین اسکندر،جانش را از دست داد تا جان دانش آموزان را نجات دهد

لاوین اسکندر
لاوین اسکندر
لاوین اسکندر،۲۰ سال سن داشت. اسمش لاوین اسکندر. او در مدرسه کرونا در ترول هتتان به عنوان دستیار مشغول به کار بود. وقتی دیروز جوانی ۲۱ ساله با شمشیر وارد مدرسه شد و تلاش کرد به دانش آموزان حمله کند «لاوین» تلاش کرد از آنها در مقابل فرد مهاجم محافظت کند.
 شاهدان عینی به روزنامه اکسپرسسن گفته اند که «لاوین» زمانی که متوجه شد مردی نقاب دار با شمشیری به دست از ورودی مدرسه عبور کرد و به دانش آموزان حمله کرد، به سرعت به طرف فرد مهاجم رفت و تلاش کرد او را مهار کند. اما در نهایت خودش به ضرب شمشیر کشته شد.
اکنون در شبکه های اجتماعی و رسانه های سوئد از «لاوین اسکندر» به عنوان یک «قهرمان» یاد می شود. فردی که جان خود را فدا کرد تا بتواند جان دیگران را نجات دهد.
پلیس اعلام کردی، قاتل ۲۱ ساله، انگیزه راسیستی داشته است. مهاجم در جریان مداخله پلیس کشته شد. در جریان این رویداد دو نفر از جمله «لاوین اسکندر» و همچنین یک دانش آموز ۱۵ ساله جانشان را از دست دادند و شماری دیگر زخمی شدند.
  پليس سوئد، انگيزه فرد حمله كننده به مدرسه اى در سوئد را بدليل گرايش هاى نژادپرستانه و اسلام ستيزانه عنوان نموده است. روز گذشته، پنج شنبه۲۲ اکتبر ۳۰ مهر، مرد نقابدارى با یک شمشیر مدرسه‌ای در جنوب غربى سوئد را مورد تهاجم قرار داد. در اين حادثه دست‌کم سه نفر کشته شدند.
خبرگزاری فرانسه ساعتی پس از این حادثه گزارش داد: فرد ضارب که هدف گلوله پلیس قرار گرفته بود، در بیمارستان درگذشت.
يك معلم و يك دانش آموز هم در اين حادثه كشته شدند.
فرد مهاجم نقابدار در حالى كه شمشيرى در دست داشته است وارد نهارخورى مدرسه مى شود اما به گفته شاهدان عينى، شاگردان در ابتدا تصور كرده بودند كه اين فرد براى شوخى و به مناسبت جشن هالووين لباس غيرعادى و تزيينى فيلم سينمايى "جنگ ستارگان" را پوشيده است.
تحقيقات پليس پس از بازرسى از محل مسكونى فرد ضارب نشان مى دهد كه وى داراى گرايش‌هاى نژادپرستانه و راستگراى افراطى بوده است.
يك مقام پليس هم در تلويزيون دولتى سوئد مدعى شده است فرد ضارب پس از حمله به اين مدرسه، قربانيان خود را بر اساس هويت نژادى آنان انتخاب نموده است.
رادیو فرانسه

۱۳۹۴ مهر ۲۴, جمعه

ژینت لوفوردیگردرمیان ما نیست.کسی که این زن خستگی‌ناپذیررابشناسد،او که هرجا بی‌عدالتی وجودداشت، سربه‌شورش می‌گذاشت؛ به‌سختی می‌تواند مرگ او را باورکند.

ژینت لوفور فعال فداکار حقوق بشر
ژینت لوفور فعال فداکار حقوق بشر
ژینت لوفور، معلم دلسوز مدرسه، فعال فداکار حقوق‌بشر، مدافع برابری و حقوق زنان، شاعر و نویسنده‌یی پراحساس و زنی آزاده و معتقد به ارزشهای فرانسه در دموکراسی و حقوق‌بشر بود. وقتی یورش ننگین دولت وقت فرانسه در 17ژوئن به جانش آتش زد، او عصیانگر و شعله‌ور نماد برشوریدن مردم اورسوراواز و فرانسه شد، در برابر بهتان و برچسب و در برابر بربریت پنهان. او از روز کودتای 17ژوئن سال 2003 به مقر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران شتافت و با تمام وجودش از مریم رجوی و مقاومت ایران به دفاع برخاست. سپس در دهها کنفرانس، اکسیون، ملاقات و سخنرانی شرکت کرد تا حقانیت مقاومت ایران را اثبات کند.
ژینت لوفور در دیداری از شهر اشرف احساسات خود را در همبستگی با مقاومت ایران به اوج رساند و مشتی از خاک اشرف را برای هدیه به فرانسه نزد مریم رجوی برد. او در این سفر حمایتهای پرشورش را نثار رزمندگان آزادی ایران کرد و در بازگشت در همه جا می‌گفت: «آنها یک سرزمین خشک و بی‌آب و علف را با درایت و همبستگی به‌ یک شهر تبدیل کرده‌اند.
او، که تمام وقت خود را وقف مبارزه برای مقاومت مردم ایران کرد، گفته بود: «آرمان آزادی مرز نمی‌شناسد» ؛ و سپس چنین سرود: «آزادی کلامی است که تا بی‌نهایت در انعکاس خود تکرار می‌شود».
زنی باصلابت و درعین حال بلوری از مهر و محبت، که چون پروانه‌یی عاشق از کوچه‌های اور و مری تا آنسوی اقیانوسها در آمریکا و تا سرزمین توفان‌زده عراق و شهر اشرف، همه‌جا را با شور و شیدایی و در حمایت از رزمندگان آزادی، درنوردید. انگار که در 2سال و چند ماه پایان حیاتش به مأموریتی خطیر مبادرت کرده باشد. برای انجام آن آرام و قرار نداشت، در پوست خود نمی‌گنجید و سر از پای نمی‌شناخت. هم‌چون پیکی امین و وفادار از دیاری به دیار دیگر سفر می‌کرد و در همه جا از ایران و آزادی و از ستمی که بر مقاومت ایران رفته بود، سخن می‌گفت.
بی‌شک نام ژینت یادآور انسانهای والایی است که در تاریخ معاصر ایران در گمنامی ولی در منتهای شرافت انسانی، حماسه شور‌انگیز همبستگی انسانی را رقم زدند. از باسکرویل، معلم دلسوز و شجاع آمریکایی، که در کنار مجاهدان صدر مشروطه جنگید و جان باخت؛ تا یار وفادار سردار جنگل، «گائوک» آلمانی، که در برفهای کوههای شمال ایران در کنار سردار جان سپرد؛ و تا پرستار انسان‌دوست فرانسوی، آنی ازبر، که در کنار مجاهدان و رزم‌آوران ارتش آزادی جان فدا کرد. تاریخ آینده گواهی خواهد داد که ژینت و مردم اور و سراسر فرانسه، که همه زندگی و عشق خود را نثار حمایت از مقاومت ایران کردند، چه صفحات زرینی را در دفاع از آزادی و حقوق‌بشر نوشتند. 

۱۳۹۴ مهر ۱۳, دوشنبه

ایران - اعتصاب غذای خشک معلم زندانی محمود بهشتی لنگرودی

معلم زندانی محمود بهشتی لنگرودی
معلم زندانی محمود بهشتی لنگرودی
کانون صنفی معلمان ایران (تهران) روز 12مهر 94 طی بیانیه‌یی ضمن اعتراض به بازداشت و حکم صادره برای محمود بهشتی لنگرودی، از اعتصاب‌غذایخشک این معلم زندانی خبر داده، و خواستار رسیدگی پزشکی و آزادی او شده است.
در این بیانیه از جمله آمده است:
به دنبال ادامه یافتن بازداشت محمود بهشتی سخنگوی کانون صنفی معلمان و اعلام اجرایی شدن احکام معلق مانده پیشین، با خبر شدیم این فعال صنفی به‌منظور اعتراض به اجرایی نمودن این احکام ناعادلانه، از چهارشنبه هشتم مهر ماه اقدام به اعتصاب‌غذای خشک ”نخوردن آب و غذا به‌طور مطلق “نموده است.
خانواده محترم بهشتی به توصیه خود ایشان و به‌منظور جلوگیری از ملتهب شدن فضا در مدارس، از اعلام این خبر خودداری کردند... . متأسفانه پس از گذشت چهار روز و در حالی‌که سلامتی آقای بهشتی به‌شدت در خطر می‌باشد، هیچ‌گونه اقدام مثبتی صورت نداده‌اند و خانواده‌ی نگران ایشان را بدون پاسخی روشن، تنها تهدید به ممنوع الملاقات شدن کرده‌اند، از این‌روست که کانون صنفی معلمان، به‌رغم میل خانواده محترم بهشتی، تأخیر بیش از این را جایز ندانسته تصمیم به انتشار این خبر گرفت.

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه

یران - معلم زندانی رسول بداقی به سه سال حبس دیگر محکوم شد

زندانی سیاسی رسول بداقی
زندانی سیاسی رسول بداقی

رسول بداقی معلم زندانی روز 25شهریور با محکومیت جدیدی مواجه شد. این حکم، سه سال حبس تعزیری است، با صدور این حکم جدید، وی با وجود پایان دوران محکومیتش باید هم‌چنان در زندان بماند.
در تاریخ ۱۳ مرداد ماه، شش سال حبس بدون مرخصی رسول بداقی به پایان رسید اما رژیم آخوندی از آزاد کردن وی خودداری می‌کند
رسول بداقی معلم زندانی و پدر سه فرزند شهریورماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و به شش سال حبس محکوم شد، در پی زندانی شدن، حبس او توسط رژیم آخوندی غیبت غیرموجه تلقی و از آموزش و پرورش اخراج شده و حقوق وی نیز قطع شد.

۱۳۹۴ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

ایران - در مورد شاهرخ زماني بيشتر بدانيم

شهید مبارز خلق شاهرخ زمانی

شاهرخ زمانی کارگر نقاش که در ۱۸ خرداد ۱۳۹۰ در تبریز دستگیر شده بود، اخیراً به زندان قزلحصار کرج منتقل شد، وی در ۱۵ شهریور ۱۳۴۳ در یکی از روستاهای منطقه قره داغ، شهرستان کلیبر بدنیا آمده است ولی در تبریز بزرگ شده است. 

او در یک خانواده و محیطی با اطرافیان آگاه و فعال و مبارز رشد کرده است و از همان نوجوانی به فعالیتهای کارگری روی آورد. پدرش بهمن زمانی شاعر و معلم باز نشسته است که از همدوره‌ها و دوستان نزدیک صمد بهرنگی بوده و به‌خاطر شعر هایش بیش از چهار سال در جمهوری اسلامی زندانی شده است. پدر و عموی شاهرخ در زمان شاه نیز زندانی بودند که با تداوم مبارزات مردم و باز شدن درهای زندانها در سال ۱۳۵۷ آزاد شدند. شاهرخ زمانی دوره راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه هشترودی تبریز به اتمام رساند. با توجه به این‌که اهالی قره داغ اکثراً نقاش ساختمانی هستند شاهرخ نیز نقاشی ساختمان را به‌عنوان شغل انتخاب کرد.
در سال ۱۳۷۲ شاهرخ را همراه ۱۶ نفر که همگی نقاش ساختمان بودند به اتهام فعالیت غیرعلنی در سندیکای نقاشان دستگیر کردند. او ۱۸ ماه زندانی شد و پس از آزادی هم‌چنان در پاتوقهای مختلف نقاشان مانند میدان امام حسین، منوچهری و با دیگر کارگران و دوستانش ارتباط کاری بسیار صمیمانه‌ای داشت. آنها تلاش داشتند از طریق این ارتباطات و با اقناع بقیه نقاشان سندیکای نقاشان را احیا کنند.
در سال ۱۳۸۴ موفق شدند هیأت مؤسس سندیکای نقاشان را تشکیل بدهند هر چند سرکوبهای مداوم و شدید اجازه تشکیل سندیکا را نداد ولی آنها با فعالیت مستمر و گروهی تحت نام هیأت مؤسس کارهای بسیاری انجام دادند. از جمله در جهت جمع‌آوری امضا و فعالیت برای کسب بیمه تأمین اجتماعی و بیمه بیکاری برای نقاشان و حمایت و همکاری با دیگر تشکلهای کارگری. شاهرخ در سال ۱۳۸۵ همزمان با فعالیت خود در هیأت مؤسس سندیکای نقاشان، همکاری با کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری را شروع کرد. همچنین در شورای همکاری تشکلها و فعالان کارگری نیز فعال بود.
وی در ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۰ در تبریز دستگیر شده و در اعتراض به دستگیری غیرقانونی خود ۳۰ روز از ۳۶ روز مدت نگه‌داری در سلول انفرادی را در اعتصاب‌غذا به‌سر برد. وی در حالی‌که حتی یک برگ بازجویی هم ننوشته و به سؤالات پاسخ نداده بود، بدون دلیل و مدرک از سوی شعبه‌ی یک بیدادگاه ضدانقلاب تبریز به‌ریاست قاضی حملبر به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت کشور به ۱۱ سال زندان محکوم شد. این حکم سپس در شعبه‌ی ۶ تجدیدنظر تبریز عیناً تأیید شد. وی در تاریخ ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۰ با قرار وثیقه‌ی سنگین ۲۰۲ میلیون تومانی از زندان مرکزی تبریز آزاد و پس از مدت کوتاهی در تاریخ ۲۴ دی ماه همراه با محمد جراحی در محل کارش دستگیر و برای اجرای حکم به زندان مرکزی تبریز منتقل شد.
در ابتدای ورود به زندان تبریز به‌طور غیرقانونی وی را بیش از یک ماه در بند قرنطینه‌ی زندان نگه‌داشتند، وی در اعتراض به این عمل مجدداً دست به اعتصاب‌غذا زد و پس از مدتی به بند مالی زندان تبریز منتقل شد. وی در طول مدت حبس خود در این زندان بارها از بندی به بند دیگر منتقل شده و تحت آزار و اذیت قرار گرفت. در نهایت وی را به بند ۱۵ متادون که مخصوص معتادین بوده و به‌لحاظ بهداشتی در وضعیت اسفباری به‌سر می‌برد منتقل کردند. گفتنی است در این بند انواع بیماریهای خطرناک مانند ایدز و هپاتیت شیوع گسترده‌یی دارد. در تاریخ ۷ خرداد ماه ۱۳۹۱ وی را به‌طور غیرقانونی و بدون حکم قاضی با دست‌بند و پابند از زندان تبریز خارج کرده و به زندان یزد منتقل کردند. پس از مدتی با فراگیر شدن جو مقاومت در زندان یزد مسئولان این زندان با اعلام عجز از نگه‌داری این زندانی وی را در تاریخ ۱۷ مرداد ماه به زندان تبریز بازگرداندند. در نهایت در تاریخ ۲۲ مهر ماه مجدداً وی را به‌طور غیرقانونی به زندان گوهردشت کرج منتقل کردند.
شاهرخ زمانی بار دیگر در تاریخ ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۲ از زندان گوهردشت کرج به تبریز منتقل شده و در شعبه‌ی ۲ دادگاه انقلاب تبریز به اتهام توهین به خامنه‌ای محاکمه و متعاقباً به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد.
این کارگر زندانی در روز ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۲ به زندان قزلحصار کرج منتقل شده و در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب‌غذا زد. بر اثر این اعتصاب‌غذا مسئولان وی را مجدداً در تاریخ ۲۵ فروردین‌ماه ۱۳۹۳ به زندان گوهردشت کرج و این بار به بند ۳ منتقل کردند.
شاهرخ زمانی که با رسول بداقی هم بند بوده است در تاریخ 13مرداد 94 همزمان با پایان قانونی دوران حبس رسول در نامه‌ای سرگشاده با معرفی رسول به‌عنوان سمبل آزادی خواهان آزادی او شده بود.
زندانی سیاسی مقاوم شاهرخ زمانی، فرزند دلیر مردم آذربایجان بعدازظهر روز یکشنبه ۲۲شهریورماه به نحو مشکوکی در زندان گوهردشت جان باخت. همبندان او در سالن12 بند4ساعت5 بعدازظهر جسد او را با دهانی پرخون و سری کبود در تختش در زندان یافتند. وی تا ساعت 10صبح امروز در کنار هم بندانش بوده و مانند همیشه سرحال و با نشاط بوده است. وی به‌طور ثابت ورزش می‌کرده است. 
دژخیمان و مأموران اطلاعات کینه و خشم عمیقی از او به دل داشتند و از هیچ اذیت و آزاری در حق او فروگذار نمی‌کردند و بارها او را به مرگ تهدید کرده بودند. وی قبل از مرگش در یادداشتی نوشته بود: در اداره اطلاعات به‌صورت مستقیم و یا غیرمستقیم تهدید به مرگ شده‌ام از جمله مسمومیت، قرار دادن در کنار افراد عادی مبتلا به ایدز، وادار کردن افراد نامتعادل روانی، جانی و خطرناک به درگیری با من، قرار دادن افراد اطلاعاتی در پوشش زندانی در کنار من که مرا تشویق به فرار می‌کردند تا حین فرار با تیر کشته شوم که با شناسایی و افشای این افراد از آنها دور شده‌ام. ... . در مورد هر گونه عواقب از این قبیل من به همه هشدار می‌دهم. مرگ من در زندان به هر دلیل متوجه مسئولان می‌باشد.                               

۱۳۹۴ شهریور ۲۰, جمعه

ایران - به یاد معلمی که خود را به آتش کشید

معلمی که خود را به آتش کشید
معلمی که خود را به آتش کشید

معلم: ایکاش میتوانستم از تو برای گرم کردن خانه و پختن غذا برای خانوادهی گرسنه ام استفاده کنم!
شعله: میدانم که از فقر، شرمنده چشمان فرزندت بودی، ولی حالا شراره هایم از تو شرمسارند.
معلم: ایکاش میتوانستم از زبان دیگری برای صحبت استفاده کنم! صدایم به جایی نرسید. زبانی برای بینا کردن چشمها را در تو یافتم.
شعله: با زبانه های آتشم، زبان گویای توخواهم شد.
معلم: ایکاش میتوانستم به جای شعله های تو، امروز فرزندم را نوازش کنم.
شعله: شعله های وجودتو به فرزندت نشان داد که نمیخواستی تن به ذلت این حاکمان غاصب بدهی.
معلم: ایکاش میتوانستی آنهاییکه مرا مجبور به سوزاندن خودم کردند آتش بزنی!

شعله: این یکی دیگر ایکاش ندارد، به تو قول میدهم که حتما این کار را میکنم و این دیر نیست.

۱۳۹۴ مرداد ۱۴, چهارشنبه

ایران - تهران - زندان اوین - آ زادنکردن رسول بداغی- زندانی سیاسی

آزاد نکردن رسول بداغی به‌رغم اتمام محکومیت.

اوین - معلم زندانی -رسول بداغی - عضو هیآت مدیره کانون  صنفی معلمان
اوین - معلم زندانی -رسول بداغی - عضو هیآت مدیره کانون  صنفی معلمان
دژخیمان دادستانی  خامنه ای  از آزادی معلم زندانی رسول بداغی به‌رغم پایان یافتن محکومیتش خودداری میکنند. بداغی سه‌شنبه شب به خانواده‌اش از نیت مزدوران اطلاع داده و گفته بود برایم پرونده جدیدی درست کرده‌اند. وی از سال 1385 در اسارت رژیم در زندان به‌سر می‌برد. 
روز 31تیرماه امسال در تجمع اعتراضی، هزاران معلم آزاده خواستار آزادی او شده بودند. 

۱۳۹۴ تیر ۲۷, شنبه

ایران - در آیینه رسانه ها

مریم رجوی:ما خواهان پایان استبداد مذهبی درایران هستیم.

من بعنوان یک زن ایرانی ویک  معلم به این می اندیشم که  پاسخ مسأله ایران و راه‌حل معضلات آن دموکراسی است. دموکراسی یا حاکمیت مردم که ازنظر خانم رجوی  یک اصل آرمانی است وبه آن معتقد است 

من  مصاحبه  خانم مریم رجوی با روزنامه الوطن الجزایرراخواندم بسیار تحت 
 تاثیرقرار گرفتم وبه خانم رجوی افتخار کردم پیشنهاد دارم  آنرابخوانید. 
رئيس جمهوربرگزیده مقاومت ایران  خانم مریم رچوی
رئيس جمهوربرگزیده مقاومت ایران  خانم مریم رچوی