‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱۰, دوشنبه

ایران - بعد از جنگ داغ نمایش انتخابات واقعیت صحنه نظام پلید آخوندی چیست؟

 مختصات نظام جهل وجنایت در سراشیبی  پس از نمایش انتخابات
 مختصات نظام جهل وجنایت در سراشیبی  پس از نمایش انتخابات 
نقطه مختصات نظام  نظام  خبیث  خامنه ای وروحانی شیاد  بعد ازنمایش انتخابات چیست؟
پاسخ :
جو سازي يا شور و شيپور پيروزي !! هر دو باند (البته باند رفسنجاني- روحاني بيشتر)، نميتواند روي شكست بزرگ رژيم در اين نمايش سايه بيندازد. رژيم براي اعلام شركت بيش از 70درصد خيز برداشته بود، چون به شدت به اين كه رقمي بيش از انتخابات قبلي اعلام بكنند نياز داشتند و وزير كشور روحاني هم يك روز قبل از انتخابات اعلام كرد. اما در عمل و به خاطر سوت و كوري اغلب حوزه ها ناچار شدند حداقل به ۶۰ درصد شركت كننده در سطح سراسري و ۴۵ درصد در تهران رضايت بدهند. البته كه اين 60درصد و 45درصد هم ساختگي است و چند برابر بزرگنمايي شده است ؛ اما تحريم انتخابات از جانب اكثريت قاطع مردم ايران اجازه نداد عدد و رقم دلخواه خود را اعلام كنند. كما اين كه رسانه هاي هر دو باند رژيم از اين مساله ابراز نگراني كردند .
2-اين جنگ انتخابات در عمق خودش جنگ هژموني بين خامنه اي و رفسنجاني است . خامنه اي مي خواست رفسنجاني را بكلي حذف كند، اما نتوانست، ولي تا جايي كه امكان داشت ، تلاش كرد كه بال و پر او را بچيند و اورامفتضح كند، اما با همان حساب و كتابهاي خودشان، رفسنجاني رأي اول را در تهران آورده است ؛ يعني دو سرگي در نظام مهر خورد. همان چيزي كه خامنه اي بشدت ازآن وحشت داردو به زبان خودش هم هشدار داده بود كه اين توطئه دشمن است ، و طبعا رفسنجاني و روحاني سهم خودشان را از قدرت و از هژموني مطالبه ميكنند.

3-جنگ شديدتر و عميق تر از پيش خواهد شد، چون اگر يك طرف ميتوانست يك پيروزي قطعي به دست بيارود، مثلاً خامنه اي ميتوانست رفسنجاني را حذف كند، يا رفسنجاني ميتوانست اكثريت خبرگان و مجلس را به دست بيارود، جنگ به نفع يكي فيصله پيدا ميكرد، اما در اين وضعيت جديد، جنگي سخت تر و شديدتر در پيش است . 

۱۳۹۴ اسفند ۶, پنجشنبه

اخبار - ایران -مریم رجوی: نتیجه نمایش انتخابات رزیم هرچه باشد تمامیت رزیم را تضعیف وخشم عمومی از نظام را دوجندان می کند.

مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
رژیم  آخوندی  حق حاکمیت  مردم وانتخابات آزادانه آنهارا به طور کامل نفی میکند .
بازیهای انتخاباتی ابزاری برای قالب کردن  این خلافت قرون وسطایی  به قرن بیست ویکم ووسیله ایی برای حذف  رقبا از صحنه  است.
با اینکه  همه کاندیداها از وفاداران  به ولایت فقیه هستند وسالها در جنایتهای رژیم  دست داشته اند ،بخش اعظم  انها به خاطر کمترین فاصله با خامنه ای  حذف شدند .عکس العمل  روحانی در قبال این تصفیه  گسترده باردیگر نشان داد او نه اراده ای برای تغییروضعیت داردونه چنین توانی. هدف او در ورای کلمات فریبنده حفظ تمامیت رژیم وموقعیت خودش است.
بحران در این رژيم كه پس از عقب‌نشيني ناگزير از بمب اتمي تشديد شده، امروز به رأس حاكميت رسيده است.

۱۳۹۴ بهمن ۱, پنجشنبه

ایران - زندان اوین - تحت فشار قرار دادن زنداني سياسي علیرضا گلی پور برای اعترافات اجباری

زنداني سياسي علیرضا گلی پور
زنداني سياسي علیرضا گلی پور
طی روزهای گذشته زندان سیاسی علی رضا گلی پور ،بعد از آنکه به دلیل بیماری وخامت وضعیت ریوی و قلبی خود بعد از۲ سال مخالفت مسولین قضایی و امنیتی رژیم ، تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، توسط ماموران امنیتی تحت باز جویی شدید قرار گرفته واين در حاليست كه او هنوز تحت شيمى درماني قرار دارد .
ماموران امنیتی در این بازجویی هاي طولانی خواستار این شده اند که علی رضا گلی پور اعترافات تلويزيوني در مورد اقدام علیه امنیت ملی و عضویت در سازمان های مخالف رژیم جمهوری اسلامی، بکند.
زندانی سیاسی علیرضا گلی‌پور که در زندان اوین محبوس می باشد،کماکان ممنوع الملاقات است.
علی رضا گلی پور قرار است پس از سالها بلاتکلیفی در۳۰ فروردین۱۳۹۵، در بیدادگاه رژیم محاکمه شود.
‌علیرضا گلی‌پور دانشجوی مخابرات، کارمند وزارت ارتباطات و فناوری و زندانی سیاسی بند ۷ زندان اوین از جمله زندانیانی است که دوران طولانی بازجویی و شکنجه در سلول‌های انفرادی داشته است و تا سه سال از ملاقات با خانواده‌اش محروم بوده است.
‌علیرضا گلی‌پور به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم شده است. این زندانی سیاسی از بیماری قلبی و مشکلات ریوی رنج می‌برد و دژخیمان خامنه‌ای به‌منظور زجرکش کردن وی، از اعزامش به مراکز درمانی خارج از زندان ممانعت به‌عمل می‌آورند.
#‏ایران #‏زندان_اوین #‏زندانی_سیاسی

۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

ایران - اجرای برجام و تشدید بحرانهای درونی رژیم در آستانه نمایش انتخابات

شورای ملی مقاومت ایران
شورای ملی مقاومت ایران 
پولهای آزاد شده در خدمت خامنه‌ای و پاسداران قرار می‌گیرد و هیچ مشکلی از مردم ایران حل نمی‌کند
پذیرش برجام از سوی رژیم آخوندی و اجرای شتابزده آن با نقض خط قرمزها و دستورالعملهای اعلام شده خامنه‌ای، قبل از هر چیز از وضعیت انفجاری جامعه ایران به‌ویژه در آستانه نمایش انتخابات مجلس ارتجاع و خبرگان آخوندی، آثار فرساینده تحریمها، نگرانی از اعمال تحریمهای بیشتر از سوی کنگره آمریکا خبر می‌دهد.
هم‌چنانکه مقاومت ایران در تابستان گذشته اعلام کرده بود، شش ماه پس از پذیرش برجام از سوی رژیم جنگ قدرت در رأس رژیم در آستانه انتخابات تمامی رژیم را در برگرفته و به تضعیف ولی‌فقیه راه برده و تمامیت نظام آخوندی را بیش از پیش شکننده و آسیب‌پذیر کرده است. به‌خصوص که شکستهای پی‌درپی رژیم در سوریه بحران درونی رژیم را عمیق‌تر کرده است. بی‌جهت نیست که همزمان با اجرای برجام رژیم آخوندی برای تشدیدجورعب ووحشت روند اعدامهای جنایتکارانه راتشدید کرده تنهادردو هفته اول سال میلادی 53 زندانی را اعدام کرده است.
رفع بخشی از تحریمها و اموال مردم ایران که در اختیار رژیم نامشروع و غاصب حاکم بر ایران قرار می‌گیرد، به‌هیچ‌وجه به بهبود وضعیت اقتصادی مردم ایران نمی‌انجامد، بلکه در اساس در خدمت سیاستهای سرکوبگرانه وصدور بنیادگرایی و تروریسم و جنگ‌افروزی و به‌خصوص کشتار مردم سوریه قرار می‌گیرد. لذاهم‌چنانکه خانم مریم رجوی رئیس‌جمهوربرگزیده مقاومت ایران در 14ژوییه 2015 اعلام کرد برای این‌که این اموال به عراق و سوریه و یمن و لبنان سرازیر نشود و جیب پاسداران را پرتر نکند، باید تحت کنترل شدید سازمان ملل صرف نیازمندیهای مبرم مردم ایران به‌ویژه حقوق اندک و پرداخت نشده کارگران و معلمان و پرستاران و تأمین غذا و دارو برای توده مردم شود.
قابل ذکر است که بخش عمده اقتصاد ایران (شامل بیش از ۵۰درصد از تولید ناخالص ‏داخلی، ‏GDP) در 14 قطب اقتصادی بزرگ متمرکز است که همه وابسته به نهادهای نظامی و ‏انتظامی و بنیادهای تحت کنترل خامنه‌ای است و اغلب تجارت خارجی رژیم به این 14 قطب اقتصادی مرتبط می‌شود. بخش زیادی از هزینه سپاه پاسداران، کمکهای مالی ماهانه به دیکتاتور ‏سوریه از سودهای همین نهادها پرداخت می‌شود.‏ بخش اعظم پولهای آزاد شده به این قطبهای اقتصادی خواهد رسید یعنی در خدمت خامنه‌ای و پاسداران قرار خواهد گرفت.
درعین‌حال، با توجه به ساختار اقتصادی رژیم که فساد و چپاول سراپای آن را گرفته و با توجه به بحرانهای گوناگونی که رژیم را احاطه کرده است، پولهایی که در اختیار رژیم ایران قرار می‌گیرد، هیچ مسأله استراتژیکی از آن حل نمی‌کند، بلکه تنها خشم و نفرت مردم را از رژیم آخوندی و همه باندها و جناحهای آن که هیچ ارمغانی جز فقر و بیکاری برای مردم ایران نیاورده‌اند، تشدید می‌کند.
مشکل مردم ایران با فاشیسم دینی حاکم نه فقط مسأله اتمی بلکه قبل از آن نقض وحشیانه حقوق‌بشر و از بین بردن همه آزادیها و سرکوب عمومی به‌ویژه علیه زنان و جوانان و پیروان ادیان و مذاهب مختلف و همچنین اقوام و ملیتهای گوناگون جامعه ایران است. هر گونه چشم پوشیدن بر جنایتهای این رژیم در داخل ایران و صدور تروریسم و بنیادگرایی به خارج به بهانه توافق اتمی صلح و امنیت در منطقه و جهان را به‌طور مضاعف به خطر می‌اندازد و حتی این رژیم را در ادامه پروژه‌های اتمی و نقض همین توافقنامه نیز تشجیع می‌کند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران

۲۷دی ۱۳۹۴ ـ۱۷ژانویه ۲۰۱۶)

۱۳۹۴ دی ۲۷, یکشنبه

ایران - سال جدید میلادی و افزایش شمار اعدامها در سراسر ایران

ایران:‌۵۳ اعدام در دو هفته اول ژانویه
ایران:‌۵۳ اعدام در دو هفته اول ژانویه
خامنه ای ضدبشر وآخوند روحانی شیاد وقاتل 2000ایرانی،همزمان با اجرای توافق اتمی و در آستانه نمایش انتخابات بر شمار اعدامها می‌افزایند.
رژیم ضدبشری آخوندی که سال ۲۰۱۵ را با کارنامه سیاه بیش از ۱۰۰۰ اعدام پشت سر گذاشت، سال جدید میلادی را با افزایش شمار اعدامها در سراسر کشور آغاز کرده است .
از زمان بروی کار آمدن آخوند روحانی قریب ۲۰۰۰ نفر در ایران اعدام شده اند که با یک حساب سرانگشتی به معنای یک اعدام در هر هشت ساعت می باشد. آزار و اذیت و دستگیری های گسترده هموطنانمسیحی، بهایی، اهل سنت و یا دراویش گنا بادی، دستگیری نویسندگان، دانشجویان وهمچنین هنرمندان و زنان شجاع میهنمان ، تنها نمونه هائی از این بساط ستم و سرکوب وبیعدالتی است که ولی فقیه براه انداخته است.
خامنه ای ضدبشر در تلاش است تا با افزایش سرکوب واعدام  ودستگیری و بالابردن فشاربر مردم از تبعات جام زهر اتمی شانه خالی نماید. این آخوند جنایتکاردریافته است که تنها راه کار برای خروج از بحران و جلوگیری از روان شدن خواسته های بحق مردم برای عدالت و حقوق بشر، همان توسل به اعدم های وحشیانه  در ملائ  عام ودر درون زندانهاست،تا بدین سان جامعه فعال و جوان ایران برای دستیابی به دمکراسی و حاکمیت مردمی را در وسط راه متوقف نمایدودول غرب نیز با سیاست  مماشات،میدان را برای دیکتاتوری مذهبی در سرکوب خونین و راه اندازی جوخه های ترور و آدم کشی نه تنها در ایران، بلکه فراتر از آن در کل منطقه خاورمیانه و اکنون در قلب اروپا بازگذاشتند.خانم مریم رجوی با تأکید بر اینکه “مماشات با آخوندها تنها موجب تشویق این رژیم در نقض حقوق بشر و صدور تروریسم و جنگ افروزی شده خاطرنشان کرد: توافق اتمی نباید بهانه یی برای نادیده گرفتن جنایات ضد بشری این رژیم باشد و هرگونه مراوده با رژیم باید به بهبود وضعیت حقوق بشر به ویژه توقف مجازات وحشیانه اعدام مشروط شود».

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران «بوسه بر الیاف»

بدون شک در سینه تاریخ ایران حک شده و هرگز فراموش نخواهد شد. زنان ومردانی که در مقابل  خمینی  وخامنه ای ضدبشر وروحانی شیاد وقاتل 2000 نفر از مردم ایران سینه سپر کردند وتا به آخر ایستادند وبرطناب داربوسه زدند. آری این  صحنه های پرافتخار وغرور آفرین از یک‌سو یادآور برگ زرّینی از فداکاری و وفاداری به آرمان آزادی و پای‌بندی به اصول و از سوی دیگر افشاگر اوج شقاوت و بی‌رحمی خمینی و دار و دسته جنایتکار حاکمش بوده و خواهد بود.
با ایستادگی  ومقاومت جوانان  مجاهد ومبارزبود که  نقاب از چهره «دیو جماران» که خود را نماینده خدا بر روی زمین وانمود می‌کرد برداشته  شد  واورا ازماه به قعر چاه افکندند.
آری  جوانان میهن ایران برطنابهای دار بوسه زدند
وآوازهایشان گذشت از دیوارهای سیمانی
با دهانی از عطر و میخک سرخ
خواندند آخرین ترانه‌هایشان را
در برگ برگ خاطرات کودکان خیابانی.
خونشان زلال است
و می‌جوشد هم‌چنان سرخ سرخ
در رگهای آسمان
و ما در جستجوی شما
فراموش نخواهیم کرد چهره‌های قاتلان را.
نمی‌دانم چرا من را به پیشانی خودت چسباندی، چرا از من تشکر می‌کنی و بر من بوسه می‌زنی. آخر من فقط الیاف بهم پیچیده هستم. وقتی لنگر کشتی را با آن‌همه عظمت، در دریا نگه می‌دارم، کسی بر من بوسه نمی‌زند. وقتی کوهنورد را تا بالای قله رساندم، او مرا کناری انداخت و از من تشکر نکرد. کودکان که در هنگام بازی با من تاب می‌خورند، هیچ نمی‌دانند که من کیستم. ولی تو به من بوسه زدی، چرا؟ شاید به‌خاطر حلقه‌ای باشد که با خود درست کرده‌ام. سایر انسانها از این حالتم وحشت دارند. ولی تو به من می‌خندی و خدا را شکر می‌کنی. چرا؟! چرا؟!
سوال تو بر حق است. روزی که تصمیم گرفتم درمقابل ظلم بایستم و مقاومت کنم، می‌دانستم که در تقدیر، با تو دیداری خواهم داشت. در این انتخاب و تا این نقطه آمدن است که فرصت تاب خوردن و خندیدن کودکان آینده را با تو می‌بینم.
آ

۱۳۹۴ دی ۱۰, پنجشنبه

ایران - پاسخ محکم گوهر عشقی در تهدید سحر بهشتی از سوی مزدوران خامنه ای

پاسخ محکم گوهر عشقی در تهدید سحر بهشتی از سوی مزدوران خامنه ای
پاسخ محکم گوهر عشقی در تهدید سحر بهشتی از سوی مزدوران خامنه ای 
در حالیکه مزدوران خامنه ای روز یکشنبه ششم دیماه سال‌ جاری، خودروی «سحر بهشتی» را در حالیکه قصد داشت فرزندش را از مدرسه به منزل ببرد، برای ساعاتی با نشان دادن «اسلحه» متوقف و وی را تهدید به مرگ کردند، گوهر عشقی در شرح اتفاق بازداشت چند ساعته «سحر بهشتی» توسط ماموران امنیتی رژیم، در حالیکه محکم و استوار فریاد می زند من نمی ترسم و سکوت نمی کنم و تا روزی که زنده باشم صدای ستار خواهم بود می‌گوید:
«من گوهر عشقی مادر ستار بهشتی هستم، ستار من کارگری بود که او را بردند و ۴ روزه کشتند. حالا افتاده اند به جان دخترم سحر. سحر را اولین بار نیست که تهدید کرده‌اند، سحر را چند بار تهدید کرده‌اند. سحر می‌رود بچه‌اش را از مدرسه بیاورد یک پژوی نوک مدادی جلویش را می‌گیرد، به سحر می‌گوید که بیا پایین، سحر می‌گوید نمی‌آیم، می‌گوید «عکس ستار» را از پشت ماشینت بردار، سحر می‌گوید بر نمی‌دارم. (مامور) می‌آید داخل ماشین با اسلحه، تهدیدش می‌کند و به او حرف‌های نامربوط می‌زند، به سحر می‌گوید ما تو را می‌بریم و می‌کشیم، همه بدانند من مادر ستار هستم، اگر «سحر» را هم در «راه ستار» بدهم، دست بر نمی‌دارم، اگر مویی از سر سحر کم بشود، من نظام را مقصر می‌دانم و نظام باید جوابگوی من باشد، نه مثل «ستار» که کشتند و من هیچی نگفتم.»
خانم عشقی در بخش دیگری از این گفت‌وگو تصریح می‌کند که از هیچ چیز ترس و هراس ندارد: «من تا زمانی‌که زنده باشم، خودم صدای ستار هستم، بعد از من سحر، صدای ستار است، اگر مویی از سر سحر کم بشود من نظام را مقصر می‌دانم، ستار کارگری بود که او را کشتند و نظام به من پاسخی نداد اما نمی‌گذارم سحر را بکشند، ما از هیچی نمی‌ترسیم، به ما قبر هم نشان داده‌اند، این اسلحه‌ها هم اسباب بازی ‌است و این‌ها را هم جمع کنند، ما از این‌ها نمی‌ترسیم. این اسباب بازی‌ها را جمع کنند.
اینها حتما می‌خواهند من سکوت کنم، من هیچ‌وقت سکوت نمی‌کنم، من تا زمانی‌که زنده باشم سکوت نمی‌کنم، نظام جمهوری اسلامی بداند که من سکوت نمی‌کنم، فرزند من کارگری بود که چهار روزه بی‌گناه کشته شد، گناهش را هم به من نگفتند، یک مادری چهار سال است بر سر قبر بچه‌اش هست، حالا نوبت خواهرشه؟ با خواهرش چکار دارند؟ خواهرش بعد از من «صدای ستار» است، یک مویی از سر «سحر» کم بشود، این بار این‌جا نمی‌نشینم، «کاری می‌کنم کارستان»، این را نظام جمهوری اسلامی بداند که مادر ستار دیگر آن مادر ستار نیست، بدانند که من سر جایم نمی‌نشینم و سکوت نمی‌کنم.»
گوهر عشقی در ادامه سخنانش به نقل از ستار بهشتی می‌گوید:«به ستار گفته بودند دهان گشادت را ببند، ما مادرت را سیاه پوش می‌کنیم، ستار به من می‌گفت مامان! این زندگی نیست که ما می‌کنیم، این زندگی ذلت بار است و مرگ بهتر از این زندگی‌ است که ما می‌کنیم، من هم همین حرف را می‌زنم. این زندگی نیست که ما می‌کنیم، «ذلت و مرگ» است که ما بنام زندگی داریم انجام می‌دهیم. حتما حالا «سحر» را هم می‌خواهند مثل «ستار» کنند. من آن زمان نمی‌فهمیدم، حالا اگو مویی بخواهد از سر سحر کم بشود، دیگه با من طرفند، دنیا را خبر دار می‌کنم، اینبار دیگر هوشیار شدم. ما با عکس و قبر ستار دلخوشی داریم، جنازه ستار را که نشان ما ندادند، صورت بچه‌مان را که نشان ما ندادند ببینیم صورتش چطوری است، ما با قبر و عکسی که پشت ماشین است دلخوشیم . . . »
خانم بهشتی می‌گوید: «من در پایان به نظام اعلام می‌کنم که سحر، ستار نیست که او را چهار روزه بکشند، این «سحر بهشتی» است، پرستار مادرش است، همدم مادرش است، آن پرستارش را که بردید، این را هم که می‌خواهید ببرید، اگر مویی از سرش کم بشود، باید پاسخگوی من باشند.»
سحر بهشتی گرچه در آنروز به بازداشتگاه منتقل نشد اما از سوی مزدوران خامنه ای تهدید شده است که در آینده‌ نزدیک مجددا وی را بازداشت و مانند برادرش خواهند کشت.

۱۳۹۴ دی ۸, سه‌شنبه

جنگ انتخابات وجنگ گرگها در درون رژیم شدت بیشتری می‌گیرد

خامنه ای سرنگونت میکنیم
خامنه ای سرنگونت میکنیم 
«تلخی بی‌پایان» یا «پایان تلخ» ؟                                    
هر روز که می‌گذرد جنگ انتخابات وجنگ گرگها در درون رژیم شدت بیشتری می‌گیرد. اکنون با پایان یافتن مهلت نام نویسی، این جنگ وارد دور تازه‌یی شده است. رفسنجانی که گفته بود «رشته‌های» رقیبش یعنی خامنه‌ای را «پنبه» می‌کند اکنون برگ خود را بازی کرده است. پاسدار شریعتمداری در کیهان خامنه‌ای این برگ را «هجوم فله‌یی»، «ثبت‌نام فله‌یی» و «سونامی ثبت‌نام» توصیف کرده که با دو هدف مشخص انجام شده است: «اول؛ آن که امیدوارند با هجوم فله‌یی، فرصت لازم برای احراز صلاحیتها را از شورای نگهبان سلب کنند… دوم؛ از رد صلاحیتهای گسترده به‌عنوان زمینه‌یی برای هجوم تبلیغاتی علیه نظام بهره‌گیری کنند» (کیهان خامنه‌ای 6دی94). پاسدار شریعتمداری در همین «یادداشت روز» به‌نمایندگی از خامنه‌ای، رفسنجانی را به‌خاطر بازی‌کردن این برگ «به دریوزگی بیگانگان» و «اقدامات دشمن پسند» متهم کرده است. این ابراز غیظ خامنه‌ای علیه رفسنجانی را می‌توان در اظهارات آخوند جنتی در نمایش جمعه 4دی تهران هم دید آنجا که رفسنجانی را به «شیطان» تشبیه می‌کند و می‌گوید: «در خبرگان آمار بالا رفته، در مجلس بالا رفته و بالا می‌رود. نمی‌دانم واقعاً این برای من خیلی ابهام است؟»

۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

ایران - تشکیل هیأتی برای انتخاب جانشین خامنه ای

تشکیل هیيتی  برای انتخاب  جانشینی خامنه ای ضدبشر
تشکیل هیيتی  برای انتخاب  جانشینی خامنه ای ضدبشر
آیا مرگ خامنه ای در را ه است که چنین شتابان  باندهای مختلف نظام در پی یافتن  ولی فقیه جدیدی هستند تا  بتواند سکان کشتی در هم شکسته رژیم آخوندی را بدست گیرد.؟ خمینی جلاد در زمان خود از اتوریته خاصی برخوردار بود و جناح های مختلف توان عرض اندام نداشتند ولی خامنه ای از این توانایی به هیچوجه برخوردار نیست .از طرفی آخوندهایی که از نظر جناح ها که چنین شرایطی را داشته باشند ، وجود خارجی ندارند. هرچند خامنه ای  هم با دار و درفش سعی کرده است که به هیچکدام از آنها امکان عرض اندام ندهد ولی در مجموع نتوانسته است که کاری از پیش ببرد. سخنرانی های متعدد رفسنجانی و تیغ کشی های فروان وی بر علیه خامنه ای دجال خود  نشان از این  ادعاست. .رفسنجانی و سپس آخوند احمد خاتمی ، خامنه ای را مرده فرض کرده و دنبال جانشینی خامنه ای  می گردند. حال بایستی منظر ماند که آیا مرگ خامنه ای قبل از سقوط نظام در راه است و یا جنگ گرگها در همین ایام به اوج خود می رسد.
پس از رفسنجانی، احمد خاتمی نیز از تشکیل کمیته‌یی برای تحقیق درباره افراد واجد شرایط ولی‌فقیه شدن خبر داد و گفت: ”این اسامی فقط به خامنه‌ای داده می‌شود“.
احمد خاتمی پنجشنبه 26آذر 94 به رسانه‌های حکومتی گفت: گروهی از کمیسیون اصل ۱۰۹ و ۱۱۱ انتخاب شدند نه این‌که آنها رهبر تعیین کنند، بلکه کسانی که در مظان رهبری هستند راجع به آنها تحقیق و بررسی شود که این کمیته با رعایت مسأله رازداری این کار را انجام داده است و این اسامی اگر رهبری معظم بخواهند فقط برای ایشان عرضه می‌شود نه دیگران.
پیش از احمد خاتمی، رفسنجانی نیز گفته بود که گروهی برای انتخاب رهبری در صورت پیشآمد حادثه‌ای تعیین شده است.
رفسنجانی بطور علنی گفته است که مجلس خبرگان مساله جانشینی را در دست بررسی دارد: "هر وقتی که بنا شد رهبری عوض شود یا نباشد و کس دیگری بیاید، دوباره باید کار عمده ای انجام دهند. البته دارند آماده می شوند و مطالعه می کنند و گروهی را گذاشتند که دارند افراد را بررسی می کنند تا آن هایی را که صلاحیت دارند اگر بعدا حوادثی پیش آمد بتوانند برای رای گیری مطرح کنند.
انتخابات پیش رو مجلس خبرگان، مساله رهبر بعدی ایران را در کانون تحولات قرار می دهد و نتیجه اش می تواند تصویر روشن تری درباره آینده حمایت ایران از جنگ در سوریه و مداخلات منطقه ای طی دهه های آینده به دست بدهد. مجلس خبرگان، متشکل از ۸۸ نفر، احتمالا طی ده سال آینده مسول انتخاب رهبر جدید و نظارت بر کار او خواهد بود.

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ایران - جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه

سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
موشكاف: سلام به همگي!….آقا اين همه ما گفتيم انتخابات، تو اين رژيمِ زهوار در رفتة ولايت، يه نمايش و بازي بيشتر نيست….حالا ببينيد كار به كجا رسيده كه خودِ آخوندها هم همينو ميگن…خودشون هم از بازيِ انتخابات حرف مي زنن:
روزنامه حكومتي وطن امروز-3آذر94: وقتي يك جريان سياسي به انتخابات به مثابه بازي مرگ و زندگي نگاه كرده، … نخستين چيزي كه بايد توقع آن را داشت اين است كه هم در مبارزه انتخاباتي و هم در گفتمان‌سازي اجتماعي تا بيشترين مقدار ممكن راديكال عمل كند. چنين جرياني آماده خواهد بود كه بازي انتخابات را از تعادل خارج كرده و فضاي كشور را بي‌ثبات كند.
موشكاف: طرف حساب اين ورق پارة باندِ خامنه، كسي نيست جز اكبر كوسه. حرفِ اين جماعت به كوسه اينه كه اينقدر با احساساتِ ولي فقيه بازي نكن….بازي كردن همانا و دراز شدنِ جمعيِ ما همان….حالا حرفِ اكبر كوسه چيه؟ بفرماييد. از زبونِ خودش بشنويد:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :رفسنجاني: همه کارهای کشور زیرنظر رهبری است و ما نباید از آنها غافل باشیم. رهبری قدرت مطلق کشور هستند، لذا ما باید لااقل نهادهایی را که زیرنظر رهبری هستند، و هر عیبی دارند، با رهبری مطرح و پیگیری کنیم که آن عیب برطرف شود…
موشكاف: شيخ اكبر ميگه انتخابات، بازيه…..هيچ بحثي هم تو بازي بودنش نيست. بحث اينه كه بايد قواعد بازي رو ر عايت كرد. حالا قواعدِ بازي چيه؟!…همين كه گفت….ميگه بابا اين خامنه خيلي تكخور شده…لا اقل نهادهاي زير دستش رو بده ما…هاهاها..حالا جوابِ خامنه رو از زبونِ رأسِ سومِ لاريجانيا بشنويد:
تلويزيون رژيم – 23 آذر 94 :گاهي ديده ميشه كه يه سخنهاي بي پايه اي گفته ميشه نسبت به نظارت بر رهبري و اخيرا من ديدم بحث نظارت بر نهادهاي زير مجموعه رهبري و منصوبين رهبري او رو هم اضافه كردن واقعيت اين است كه اينها يك آرزوهايي است كه داره مي كنن و ربطي به قانون اساسي نداره اينها توقعاتي خودشون دارن ميخوان توسعه بدن اختياراتي را و اين نحوه فضاسازي هاي نادرست و غير منطقي توجيه نداره. در قانون اساسي ما نداريم نظارت بررهبري .
موشكاف: هاهاها….قانون اساسي چيه بابا؟….مثل اينكه حواست به زهرخوريِ ولي فقيهت نيستا!….تازه نظارت بر ولي فقيه كه چيزي نيست….بيا ببين همين اكبر كوسه چه حرفاي ديگه اي زده:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :در قانون اساسی، رهبری را از اول شورایی نوشتند. وقتی که امام رحلت کردند و ما می‌خواستیم رهبری را انتخاب کنیم، قانون اساسی ما شورایی بود… رهبری مال همه٬ و پدر کل جامعه، یعنی مسلمان، غیرمسلمان، چپ و راست است و باید مرجعی که ایشان را تعیین می‌کند، متعلق به همه باشد و هر چه پیکره خبرگان، تنوع بیشتری داشته باشد، اعتبار رهبری بالاتر می‌رود…
موشكاف: به اين ميگن خر كردنِ ولي فقيه به شيوة اكبر كوسه….ميگه اگه ميخواي ميخِ ولايتت رو محكم كني، درِ خبرگانو باز بذار كه من هركي خواستم رو بيارم توش…..خامنه هم كه دستِ اين شريكِ 50 ساله شو خونده حرفش اينه كه اكبر!…..خودتي!..اگه من در خبرگان رو باز بذارم….تو دو روزه عمامة منو از كله م مي قاپي، از ريشمم واسه صورت كوسهات ريش مصنوعي درست مي كني….هاهاها…..و اينجوريه كه جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه.

۱۳۹۴ آذر ۲۰, جمعه

ایران - اين دو تا پسموندة دجال یعنی خامنه ای جنایتکار واکبر کوسه افتادن به جونِ هم.

خامنه ای جلاد وهاشمی رفسنجانی شیادوجنایتکار
خامنه ای جلاد وهاشمی رفسنجانی شیادوجنایتکار
سلام به شما و سلام به همة دانشجوهاي محارب و ضد ولايت فقيه كه تو 16 آذر هم ماية تشويش اذهانِ آخوندها شدن و هم عليه امنيتِ عظما اقدام كردن… …بنازم كه هم خامنه روازرو برديد ،هم شيخ فري رو ضايع كرديد….هم كاري كرديد كه پاسدار سليماني رو هم نتونستن بيارن تو صحنه كه رو زخم دل ريزشيها مرهمي بذارن…خلاصه تو يه كلام كولاك بود…كولاك:
دعواي هميشگيِ عظما و كوسه هم روز به روز داره بيخدارتر ميشه. اول از خودِ سيدعلي وافور شروع مي كنيم كه ميخواد هر طور شده با قيچيِ « نفوذ« دُمبِ اكبر كوسه رو بچينه و دستش رو از مجلس و خبرگان كوتاه كنه:
تلويزيون رژيم 4اذر94 : من از چندي پيش مسأله‌ي نفوذ را مطرح كردم؛ نفوذ خيلي مسأله‌ي مهمّي است. نفوذ كه ما مي‌گوييم، حالا بعضي‌ها واكنش نشان مي‌دهند؛ آقا! مسأله‌ي نفوذ جناحي شد، استفاده‌ي جناحي كردند؛ من به اين حرفها كاري ندارم. خب، استفاده‌ي جناحي نكنند، بحث بيهوده درباره‌ي نفوذ نكنند، اسم نفوذ را بدون محتواي لازم مطرح نكنند؛ اينها را ما كاري نداريم ولي هر حرفي زده مي‌شود، هر كار جدّي مي‌شود ، از اصل واقعيّت نفوذ غفلت نشود؛
اكبر كوسه كه يكي از تخصص هاش، فرو كردنِ سيخ تو پك و پهلوي عظماس، خودش رو به نشنيدن زد و قيچيِ « نفوذ» رو گرفت به سمتِ ريشِ خودِ ولي فقيه:
خبرگزاري حكومتي آريا- 15آذر94 : رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تأکيد بر نقش هدايت کننده‌ي رهبري معظم انقلاب … به تعبير تاريخي ايشان درباره «حق الناس بودن رأي مردم»، اشاره کرد و گفت: رسانه‌هايي که داعيه‌ي ملي دارند و با پول بيت‌المال اداره مي‌شوند، از کنار اين راهنمايي و رهنمون تاريخي رهبري به سادگي گذشتند، اما براي يک کلمه «نفوذ» اين همه هياهو و تفرقه‌هاي سياسي به راه انداختند.
آره…بيخود كه بهش نمي گفتن مليجكِ خميني، دست آموزِ همون دجاله ديگه.. از يه طرف چماقِ حق الناسي كه خودِ خامنه تراشيده بود رو ميكوبه تو عمامة عظما، از طرفِ ديگه هم قيچي نفوذ رو مي كنه تو چشمِ ولي فقيه……..حالا پاسخِ خامنه به همين دو برداشتن هاي كوسه رو ملاحظه كنيد:
علیرضا زاکانی عضو مجلس ارتجاع: «باید به درگاه خدا توبه و استغفار کنیم که چرا تا به‌ حال درباره آقای هاشمی با مردم حرف نزده‌ایم و بنده تصمیم دارم از این به بعد با مردم درباره وی حرف بزنم. اظهارات متناقض و نادرست هاشمی مثل بمب اتم بیانگر این است که وی هوش و حواسش را از دست داده است.
ولي فقيه از زبونِ اين نوچه ش داره به اكبر كوسه ميگه خرفت شدي… ببين اگه هيچ بهونه اي هم نداشته باشم به بهونة پيري و نداشتن هوش و حواس دمتو مي چينم….اكبر كوسه هم به جاي اينكه با زاكاني و ماكاني درگير شه…طبق معمول با چهارتا حرفِ نيشدار، جيگرِ خامنه رو ميسوزونه:
خبرگزاري حكومتي آريا- 15آذر94 : هاشمي رفسنجاني با يادآوري 16 آذر گفت که اولاً استبداد و استعمار از حضور آگاهانه دانشجويان در جامعه مي‌ترسند … و ثانياً جوانان دانشجوي ايران در آن مقطع و مقاطع پس از آن نشان داده‌اند و ثابت کرده‌اند که در راه رسيدن به آرمان‌هاي اسلامي و ايراني، از مرگ نمي‌ترسند.. وي گفت: کساني که خود را متولي افکار مردم مي‌دانند و به خود حق مي‌دهند براي سرنوشت مردم تصميم‌گيري ‌کنند، توجه ندارند که انسان‌ها براساس تعاليم قرآني و شيعي، آزاد و آزاده خلق شده‌اند…
بله.... تعجب نكنيد دوستان!…اين حرفاي نمايندة فلان سازمان حقوق بشري نيست….اين حرفاي اكبر كوسه س كه خودش سي و شيش ساله تو كارِ كشت و كشتارِ دانشجوهاس… ميگه ببين سيدعلي اگه منو راه ندي و زهرو تا ته نخوري…دانشجوهايي كه از مرگ نمي ترسن ميان و ميزنن باباي جفتمونو در ميارن…. …. ببينيد كار به كجا كشيده كه اين دو تا پسموندة دجال، اينجوري با سلاحِ زنگ زدة امامشون افتادن به جونِ هم….

۱۳۹۴ آذر ۱۲, پنجشنبه

ایران - فراخوان های دانشجویان برای گرامیداشت ۱۶ آذر نماد خیزش دانشجو در راه آزادی

خیزش دانشجویان در16آذر
خیزش دانشجویان در16آذر


در آستانه فرا رسیدن ۱۶آذر، روز دانشجو، دانشجویان دانشگاه کردستان، دانشجویان دانشگاه دامغان و جمعی از خانواده‌های شهدا در کرمانشاه، با صدور بیانیه های انگیزاننده و دادخواهانه به تجمع و گرامیداشت روز ۱۶ آذر، روز دانشجو فراخوان داده اند.
من فکر می‌کنم هرگز نبوده قلب من اینگونه گرم و سرخ
احساس می‌کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید در دلم
می‌جوشد از یقین...
در روزگارانی که شب‌پرستان با تازیانه و تبر، صنوبرهای این سرزمین سبز را به بند می‌کشند، قلمها را می‌شکنند و بر زمین می‌زنند و سیاهی و تباهی را سایه گستر این خاک کرده‌اند تا هر کورسوی امیدی را به خاکستر بدل کنند، صدایی... آوایی به گوش می‌رسد.. در حنجره هزاران دانشجو تکرار می‌شود:
دانشگاه زنده هست
آری دانشگاه زنده هست تا بر افسون یاس و تسلیم بشورد
دانشگاه زنده هست تا ظلمت و سیاهی را در هم پیچد
دانشگاه زنده هست تا صدای یاران دربندش باشد
دانشگاه زنده هست...
شانزده آذر روزی متفاوت و تاریخی و نماد خیزش دانشجو در برابر ستم و دیکتاتوری است. پس صدای اعتراض ما دانشجویان در این روز باید هر چه رساتر بگوش خلق رسد و باید هرچه بیشتر بر قامت پوسیده این نظام سراسر ظلمت و جنایت لرزه بیفکند. رژیمی که دستش به خون صدها هزار زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و دانش‌آموز آلوده است و سالهاست حقوق ملت ایران را به یغما برده است و در حالیکه فقر و تبعیض طبقاتی بیداد می‌کند، همه روزه نمونه‌هایی تازه از اختلاس و دزدی و غارت میلیون دلاری اموال مردم به دست عوامل رژیم خامنه‌ای رو می‌شود. اما شانزده آذر امسال در شرایطی فرا می‌رسد که رژیم در باتلاقی از مشکلات لاینحل گیر کرده و هرچه دست و پا می‌زند، بیشتر فرو می‌رود.
پروژه بمب‌سازی‌اش پس از صرف مبالغ هنگفت ناشی از چپاول حقوق ملت ایران به بن‌بست رسیده و ولی‌فقیه آخوندی ناچار و درمانده، جام زهر اتمی را سر کشیده است. همه روزه دسته‌دسته پاسداران و سرکردگان جنایت‌کار سپاه قدس خامنه‌ای که به صدور بنیادگرایی و تروریسم و کشتار مردم در سوریه و عراق مشغولند، به هلاکت می‌رسند و ماشین صدور تروریسم و آدم کشی‌اش هر روز بیشتر به گل می‌نشیند. رژیم در فشار ناشی از تحریمها به مرحله فلج اقتصادی رسیده و توان حل مشکلات اقتصادی را از دست داده و ازهمه بدتراینکه رژیم دو شقه شده و جنگ قدرت سختی میان باند رفسنجانی -روحانی با خامنه‌ای و سپاه در گرفته است. رکورد اعدام سالانه در دولت آخوند روحانی به ابزار سرکوب بدل شده است. در چنین شرایطی در راستای نیل به آرمانهای آزادیخواهانه و حقوق پایمال شده ملت ایران و برای رهایی از چنگال ستم آخوندی، پر شورتر و مصمم‌تر از گذشته در گرامیداشت ۱۶ آذر گام بر داریم و دانشگاههای سراسر کشور را به فریاد اعتراض علیه سرتاپای رژیم ولایت فقیه و بانرهای فاسد و جنایتکار و ضد ایرانی اش تبدیل کنیم. فریادی در همبستگی و حمایت از جنبشهای کارگری و معلمان و زنان و سایر قشرهای جامعه، با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه؛ زنده باد آزادی؛

۱۳۹۴ آذر ۹, دوشنبه

ایران - اعتصاب غذای زندانیان سیاسی دژخیمان خامنه ای را وادار به عقب نشینی کرد

عقب‌نشینی دژخیمان خامنه‌ای در قبال اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی و دستگیر ‌شدگان اخیر
عقب‌نشینی دژخیمان خامنه‌ای در قبال اعتصاب‌غذای زندانیان سیاسی و دستگیر ‌شدگان اخیر
تاریخ مبارزاتی مردم کشورهای مختلف و از جمله ایران همواره نشان داده شده است که هرگاه ملتی در برابر خواسته های به حق خود مقاومت کرده و در برابر ظلم تسلیم نشده اند در نهایت حاکمان مستبد را وادار به تسلیم و عقب نشینی کرده اند. در همین راستا بر اساس گزارشهای منتشر شده اعتصاب‌غذای خانواده‌های دستگیر شده و زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین و در میدان ونک تهران، سرانجام رژیم آخوندی را وادار به عقب‌نشینی کرد و تعدادی از خانواده‌های دستگیر شده آزاد شدند.
غروب روز یکشنبه ۸ آذرماه سیمین عیوض‌زاده مادر زندانی سیاسی امید علی شناس و شرمین یمنی از زندان قرچک ورامین آزاد شدند.
البته همچنان تعدادی از دستگیر ‌شدگان در زندان بسر می‌برند از جمله علی بابایی که به وی اعلام کرده‌اند که باید مورد بازجویی قرار گیرد و آزاد نخواهد شد، زرتشت احمدی، داود نعمتی و هاشم زینالی همچنان در زندان اوین می‌باشد. فرزند وی سعید زینالی توسط سپاه پاسداران بیش از ۱۶ سال پیش ربوده شد و از آن زمان تا کنون از وضعیت و شرایط وی هیچ خبری در دست نیست و پاسداران رباینده نه تنها حاضر به توضیح در این باره به خانواده‌اش نیستند بلکه خانواده وی دائماً مورد اذیت و آزار بازجویان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران هستند بطوریکه خانم اکرم نقابی مادر سعید زینالی بدلیل پیگیری وضعیت فرزندش بارها دستگیر و در سلولهای انفرادی مورد شکنجه‌های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات رژیم قرار گرفته است.
وجود این عزیزان در زندانهای خامنه ای بیانگر این حقیقت روشن است که تا روز وصول تمامی خواسته هایمان همچنان باید مقاومت و ایستادگی کرد و دست از اعتراض و مبارزه تا روز آزادی همه زندانیان سیاسی از سیاهچال های مخوف خامنه ای نکشید.

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

ایران - به کودکان کارتن خواب

کودکان  کارتن خواب  قربانیان نظام پلید خامنه ای  ضدبشر وروحانی جلاد
کودکان  کارتن خواب  قربانیان نظام پلید خامنه ای  ضدبشر وروحانی جلاد
به نونهالان  عزیزم  که در نظام پلید خامنه ای وروحانی جنایتکار نشکفته  پر پر می شوند.
سلام!
نازنین! روز‌هاست از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رشته‌های ردّی شده‌یی که مثل رگه‌ی خونی دنبال فکرا و روزای من میاد. میون این فلات گربه‌نشون که دمش توی عمّانه و سرش توی خـزر، تو باید توی کارتن بخوابی و ماشین از روت رد شه و لـه شی!  میون این همه خونه، تو «تـو فکر یه سقفی»!
روی این توپ خاکی ـآبی درندشت که همه‌ی دنیا روی اون جامیشه،گم‌شده‌ی کدوم سیاره‌یی؟توآدرس کدوم نشونه‌یی؟غارت‌شده‌ی کدوم فرعونی؟تولـه‌شده‌ی کدوم سیاستی؟ تو منظومه‌ی تلخ کدوم تاریخی؟
از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رو باید وقت وحشت کردن از شمردن قلک عید می‌دیدم. تو رو باید در حیرت شوق‌آور تماشای کفش واکس خورده و جفت شده‌ی توی گنجه می‌دیدم. تو رو باید در عطر گل محمدی لباس عیدت حس می‌کردم. تو رو باید از گل خشک شده‌ی لای کتابت می‌شناختم. تو رو باید در همه‌ی اون چیزاییکه به‌خاطرعید، «با اونا زمستونو سر می‌کردی و خستگی‌ت رو در می‌کردی» می‌دیدم.
عزیزم! از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رو باید در ضیافت گاز زدن سیب باغ همسایه پیدا می‌کردم. تو رو باید در آب‌بازی توی جوی آب تیر و مرداد، با پوست سوخته‌ات می‌دیدم. تو رو باید در لای شاخه‌های انگور عصر پاییز حیاط خانه پیدا می‌کردم. باید کتاب و دفترت رو از گوشه‌ی حیاط جمع می‌کردم و خودت رو در سینمای بلوار، پارک لاله و استادیوم امجدیه پیدا می‌کردم. پردیس خواب ناز و نوشین دم صبحت رو باید گل آفتابگردون پاره می‌کرد. تو رو باید... تو رو باید... تو رو باید...
از فکر تو خلاص نمی‌شم. کدوم فرعون‌ عمامه‌پیچ، تموم باغ‌ها، جوی‌ها، آبشارها، کوه‌ها، سینماها، پارک‌ها، استادیوم‌ها، مدرسه‌ها، کتاب‌ها، مشق‌ها، نمره‌ها، رؤیاها و معصومانه‌های تو رو غارت کرده؟ تو تباه شده‌ی کدوم تقدسی؟ امان از آدم‌های مقدس! امان از نظام پلید ستمگر!امان از آخوندهای ضدبشر وجنایتکار  ودزد وغارتگر...امان از خامنه ای جلاد وروحانی  این روباه شیاد ومکاروجنایتکار...
از رشته‌های فکرتو نمیتونم بیرون بیام. میون این همه رشته‌های به هم تنیده‌ی این دنیا، رشته و ردی شده‌یی مثل رگه‌ی خونی به‌دنبال من. می‌دونم هرگز به آخر این رشته و این رد نمی‌رسم. می‌دونم به راحت و آرامی که این فکر رو از من بگیره و رشته و رد تو رو گم کنم، نمی‌رسم. نفرین به اونها که تو و هزاران دوستت رو از آینده‌ی سرزمین من گرفتن. نفرین به اونها که همکلاسیهات، معلم‌هات، مدرسه‌ت، شهرت، خیابونها، کوچه‌ها، خونه‌ها و همه‌ی جلوه‌های قشنگ زندگی رو ازتودزدیدن. تو قربونی کدوم دزدی بزرگی؟این‌همه زندگی متلاشی شده دراین دیارگربه‌نشون،قربونی خیانت کدوم فرعون عمامه‌پیچن؟
از فکر من بیرون نمی‌ری. چه منظومه‌ی تلخی! این همه وعده‌های بد و سیاه، توی هیچ کتاب مقدسی نبود. من و تو در اونها وعده‌های امید و سعادت خوندیم. اما امان از آدم‌های مقدس! امان از کتاب‌های سفیدی که فرعون‌ها در اونها قانون می‌نویسن! امان از حاکم بی‌عار! امان از حاکم بد!
از فکر من بیرون نرو! روبه‌روی من باش! اسمت برام مهم نیس. می‌خوای پرویز باش یا پروانه، می‌خوای دارا باش یا سارا، می‌خوای خدیجه باش یا خلیل، می‌خوای الناز باش یا ابراهیم، می‌خوای شاهین باش یا شقایق؛ می‌خوای بلقیس باش یا برات، می‌خوای فاطمه باش یا فتح‌الله، می‌خوام اعتراف کنم که دارین با هم برابر و مساوی می‌شین. به این ارمغانها و افتخارها در ترازوی عدالت و قانون فرعون فقیه نگاه کن:
ـ اعدام پرویزها = اعدام پروانه‌ها
ـ ساراهای فراری = داراهای فراری
ـ آینده‌ی تباه شده‌ی الناز= آینده‌ی تباه‌شده‌ی ابراهیم
ـ دار زدن هر روز و هفته‌ی فریدون = دار زدن هر روز و هفته‌ی فریبا
ـ دورنمای پنجره‌ی طلوع مهناز = بازوی بلند جرثقال «دار» / دورنمای پنجره‌ی طلوع مهرداد = بازوی بلند جرثقال «دار»
ـ اسید پاشیدن به‌صورت خدیجه و نابینا کردن او تا آخر عمر = درآوردن چشم خلیل و نابینا کردن او تا آخر عمر
ـ له شدن شخصیت مینا زیر بار هیولای فقر = له شدن شخصیت مهران زیر بار هیولای فقر
ـ سکته کردن مامان از خبر اعدام بچه‌هاش = سکته کردن بابا از خبر اعدام بچه‌هاش
ـ تجارت با دخترای معصوم = تجارت با پسرای معصوم
ـ نداشتن پول خرید دفتر و کتاب واسه زری = نداشتن پول خرید دفتر و کتاب واسه زهیر
ـ ترک تحصیل صدتا صدتای فرشته‌ها و نسرین‌ها = ترک تحصیل صدتا صدتای فرهادها و نادرها
 ـ کلاس درس دخترای بلوچستانی توی اتوبوس اسقاطی سوراخ سوراخ = کلاس درس پسرای بلوچستانی توی اتوبوس اسقاطی سوراخ سوراخ
ـ فروش «کلیه  فاطمه‌ها واسه یه لقمه نون و یه سرپناه = فروش «کلیه» فتح‌الله‌ها واسه یه لقمه نون و یه سرپناه
ـ ندادن ماه‌ها حقوق به زنهای سرپرست خونواده = ندادن ماه‌ها حقوق به مردهای سرپرست خونواده
ـ زیاد شدن بی‌کاری و بی‌سوادی زن‌ها = زیاد شدن بی‌کاری و بی‌سوادی مردها
ـ سرکیسه کردن دارایی ملی زنهای ایران واسه‌ی رسیدن به بمب = سرکیسه کردن دارایی ملی مردهای ایران واسه‌ی رسیدن به بمب
زنهای زیر خط مرگ = مردای زیر خط مرگ
این‌طوریه که تو خونه و سقف و پناهی نداری. با این عدالته که تو بی‌آینده شدی. این‌طوریه که از خـزر تا عمان، در ولایت فرعون فقیه ـ که اهرامشون رو با جمجمه‌ی خواهرا و برادرا و مادرا و پدرای تو به آسمون رسوندن ـ تو جایی واسه زندگی نداشتی و به منظومه‌های زنبوری کارتن‌خوابی پناه بردی! اف بر خامنه ای ضدبشروروحانی جنایتکار ونظام دجال شان 
آهووکی که همه‌ی دشتها و افق‌ها و جنگل‌های تو رو کفتارهای عمامه‌دار به توبره کشیدن! از روزهای دنیای من بیرون نیستی. از هر طرف که می‌رم، باز به تو می‌رسم. به تو و همناما و همسالای تو. این زندگی‌های متلاشی‌شده، این آرزوهای غارت‌شده، این رؤیاهای تیربارون‌شده، این اعتماد و امید تجاوز‌شده و این آینده‌ی خیانت شده، در همه‌ی خبرهای ایران من و تو هست. با اسم‌های مختلف، با عنوانهای گوناگون، با انشاهای کوتاه و بلند و با عکسهای رنگارنگ.
کودکان کار وکودکان خیابانی  وکارتن خواب،کودکی نمی‌کنندبجای درس خواندن، به‌خاطر لقمه نانی برای خودیا خانواده‌شان ازصبح درخیابانهاسرگردانند.یابه‌وسیله باندهای مرتبط بارژیم درکشورهای همسایه به فروش می‌رسند.
اما برای این همه درد و رنج و فقر و تنگدستی، پاسخی وجود دارد. در این جامعه ملتهب و به جان آمده،
میتوانیم فضای رعب و اختناق را در هم بشکنیم.ازهرفرصتی برای دامن زدن به اعتراض اجتماعی استفاده کنیم.به اعترضات کارگران و زحمتکشان و زنان مقاوم میهنمان بپیوندیم ،با اهانتها و تعرضهای پاسدران و گشتیهاوچماقداران سرکوبگرمقابله کنیم.صحنه‌های جنایت باراعدام وشلاق‌ زدن درملأعام رادرهم بریزیم.
آری،هم‌چنان که مسعود رجوی رهبر مقاومت گفت، راه و رسم مقاومت به هرقیمت،ارتجاع و ستم را قطعاً مغلوب می‌کند. مطمئن باشید پیروزی وآینده، ازآن نسلی است که آماده است بهای آزادی را بپردازد.

۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

دکتر محمد ملکی خواهان آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچال های خامنه ای وروحانی ضد بشر شد

دکتر محمد ملکی
دکتر محمد ملکی
درخواست دکتر محمد ملکی برای آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچالهای یزیدیان زمان  خامنه ای وروحانی  جلاد
 با فرا رسیدن ایام محرم ، مردم ستمدیده ایران از ظلم و جور یزید زمان با متوسل شدن به این ایام سعی در بیان خواسته های بحق و انسانی خود دارند.
دکتر محمد ملکی با در دست گرفتن پلاگاردی در مقابل دفتر کارخانه لاستیک سازی دنا ضمن خواستار شدن آزادی زندانیان سیاسی از سیاهچالهای خامنه ای، خشم و اعتراض خود را از بی عدالتی و ستمگریهای یزیدیان زمان اینگونه به معرض نمایش می گذارد.
خدایا این دعا را همراه با حمایت و همبستگی اقشار مختلف مردم که از فقر و ظلم و اختلاس و اعدام ... بیزارند مستجاب کن که ندای دل همه مردم در زنجیر است آن را بشنو و به گوش و دل بسته و مهر گرفته دنیا و تاجران پول و خون مردم ایران و غربیان مماشاتگر که هم اکنون هم بر سر سفره قاتلان مردم ایران می نشینند برسان ...


۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

همچنان در برابر تندر می ایستیم و خانه را روشن می کنیم و میمیریم -نکیسا بامداد

پریا کهندل وفرزاد مددزاده در دیدار با خانم مریم رجوی
پریا کهندل وفرزاد مددزاده در دیدار با خانم مریم رجوی 
دهم مهرماه برابر بود با روز جهانی مبارزه با اعدام، اما این تاریخ و این مناسبت در ایران، بدلیل حاکمیت رژیمی که رتبه یک اعدام در جهان را نسبت به جمعیت کشور( بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل) داراست، معنای واقعی تر و نگران کننده تری را بخود می گیرد.
پریا کهندل( دختر زندانی سیاسی صالح کهندل) با داشتن 18 سال سن از جمله جوانترین سخنرانانی بود که با شیواترین بیان، از شور و احساسات پاک خود، آنقدر دلنشین سخن گفت که لاجرم بر دل تک تک شنودگان حاضر در آن جمع نشست و اشک چشم همدردان و دلسوختگان همچون خود را از دیده و دل روان ساخت.
شنیدن قصه های پر غصه دختربچه  8 ساله ایی که ماموران خامنه ای پدرش را از او به ستم ستانده بودند و او که در تمام این سالهای سخت دور از پدر بین مسیر خانه و زندان قد کشیده بود و رشد کرده بود و تنها با عموها و خاله هایش در 20 دقیقه های آخر هفته پشت میله های زندان می توانست دیدار داشته باشد، امروز اما در 18 سالگی خود به اندازه دهها هزار ساعت درس و تجربه و آموخته های انسانی از آن 20 دقیقه های کوتاه فراگرفته بود. این مسیر ناموزون و غیر متعارف با دنیای  کودکی هر دختربچه ای، از او شخصیتی شجاع و بی پروا و رها ساخته بود که در نهایت فریاد حاضر حاضرش تا خود بیت خامنه ای هم طنین انداز شد.
دغدغه پریای قصه ما امروز فراتر از خواسته ها و آرزوهای رنگی شخصیش بود. رویای پریای ما لبخند شاد همه کودکانی بود که مجبور نباشند چون او در آینده از آن تونل های وحشت زندان عبور کنند و دستان گرم پدرانشان را نه در رویا و روی صفحه های نقاشی بلکه در دنیای آزاد کودکانه خود بفشارند. کودکانی که بجای حضور در کلاسهای درس، در کنار جاده ها و سرچهار راهها نیایستاده باشند و در میان گرگان درنده خوی دروازه غار در حال خرید و فروش نیستند.
رویای لبخند مادرانی که سالهاست چشمانشان در حسرت دیدار عزیزانشان نمناک مانده است.
رویای آزادی و امنیت و حاکمیت قوانین انسانی در جامعه ای که انسانها را به هر بهانه ای به کام مرگ و نیستی نمی کشاند و چوبه های دار را در میدانهای شهر بجای گلها نمی کارد. رویای ایرانی بدون اعدام.
همانگونه که سخنران تازه از بند رسته، فرزاد مددزاده که 5 سال از بهترین دوران جوانی زندگیش را در سیاهچالهای رژیم آخوندی گذرانده بود تعریف کرد، نباید که هیچ جوانی بجای اجازه پر پرواز دادن به رویاهای زیبای ساختن آینده کشورش، در میان حصارهای سرد و سنگی و سیاه حاکمان مستبد محبوس شود.
و به نقل از پوملا ماکازیوه ماندلا( مبارز حقوق زنان و دختر نلسون ماندلا): هیچ مرگی نمی تواند مانع ایده خوبی شود که زمان آن فرا رسیده باشد و باید با امید به مبارزه خود ادامه داد تا بر شر پیروز شد و در نهایت عزم و اراده ملتی که خواهان آزادی هستند متوقف کردنی نیست.