‏نمایش پست‌ها با برچسب ضدبشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ضدبشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱۱, سه‌شنبه

#ایران - اجاره و فروش کودکان توسط زنان کارتن خواب

کرایه کودکان روزی 15هزار تومان در تهران
کرایه کودکان روزی 15هزار تومان در تهران

اینجا ایران است.

 آنچه ارزان است حراج انسان است.

فروش کودکان  در تهران  وسایر شهرهای میهنمان  به عنوان  یک پدیده شوم  وضد انسانی، از آغاز حاکمیت آخوندهای خمینی صفت  به کارنامه ننگین رژیم ضدبشر اضافه شد.
گزارشهای رسانه های رژیم حاکی ازخرید وفروش کودکان  در حاکمیت پلید آخوندی است .
  فروش كودكان نتيجه بلافصل بيكاري، فقر و اعتياد و فحشا است كه تمامي آنها آثار 35سال حاكميت ملايان بر مردم ايران هستند. وضعیت فاجعه بار کودکان  که دررژیم  ملایان هر روز ابعادش گسترده تر می شود تنها با ریشه کن شدن تمامیت  این نظام فاسد وقرون وسطایی از ایران برچیده خواهد شد.
در یک خبر تکان‌دهنده، فرحناز رافع از کارگزاران رژیم در هلال احمر اطلاعات تازه‌یی درباره کرایه و فروش کودکان در تهران ارائه داد.
وی روز دهم اسفند ۹۴ به خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ـ تسنیم گفت: برخی زنان کارتن‌خواب بچه‌هایشان رابرای گدایی کرایه می‌دهند یا می‌فروشند.
او نرخ کرایه را روزانه ۱۵ هزار تومان و نرخ فروش را دو میلیون تومان اعلام کرده است.
فرحناز رافع افزود: در مناطق اطراف بهشت زهرا، محلهایی وجود دارد که اطفال برای گدایی کرایه داده می‌شوند یا به فروش می‌رسند

۱۳۹۴ بهمن ۲۲, پنجشنبه

ایران – اعدام - جوانان میهنم ایران ودالانهای انتظار مرگ

ایران  -  اعدام جوانان ونوجوانان
ایران  -  اعدام جوانان ونوجوانان 
در میهن  من  بیشترین  اشتیاق   وعطش   به حقوق بشر  وآزادی  وجود دارد.
زیرا در جهان کنونی بیشتر ازهمه جا سرکوب شده  ودار وداغ  ودرفش  وتازیانه هرلحظه برپیکرش فرود آمده ومیآید .
زیرا آزادیش به اسارت گرفته شده است .
زیراهرروزجوانانش  ونوجوانانش برتیرکهای تیرباران وچوبه های دار وتختهای شکنجه  بوسه زده اند.
زیرا مردمانش بیشتر از  هرجا برای آزادی جنگیدند ومیجنگند.در میهن من ،اعدامها ودار زدنها هر چند ساعت یک بار تکرار وتکرار میشود.
باهمه اینها مردم ایران این زیباترین وطن،هرگز به این همه ستم  وبربریت تن نداده اند وتسلیم نشده اند وسلب آزادی ونقض  حقوق انسانی شان را نپذیرفتند،
وبرای آن میجنگندتااین نظام پلید وخبیث خامنه ای ضدبشروروحانی شاه اعدام را سرنگون نمایند وآزادی و دمکراسی  را جایگزین آن سازند.
براساس گزارشات رسیده ،رژیم ضدبشری آخوندی قصد اعدام پنج زندانی هموطن عرب اهوازی را در ملأ عام دارد.
اتهام این زندانیان هلاکت یکی از پاسداران عنوان شده است.

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران «بوسه بر الیاف»

بدون شک در سینه تاریخ ایران حک شده و هرگز فراموش نخواهد شد. زنان ومردانی که در مقابل  خمینی  وخامنه ای ضدبشر وروحانی شیاد وقاتل 2000 نفر از مردم ایران سینه سپر کردند وتا به آخر ایستادند وبرطناب داربوسه زدند. آری این  صحنه های پرافتخار وغرور آفرین از یک‌سو یادآور برگ زرّینی از فداکاری و وفاداری به آرمان آزادی و پای‌بندی به اصول و از سوی دیگر افشاگر اوج شقاوت و بی‌رحمی خمینی و دار و دسته جنایتکار حاکمش بوده و خواهد بود.
با ایستادگی  ومقاومت جوانان  مجاهد ومبارزبود که  نقاب از چهره «دیو جماران» که خود را نماینده خدا بر روی زمین وانمود می‌کرد برداشته  شد  واورا ازماه به قعر چاه افکندند.
آری  جوانان میهن ایران برطنابهای دار بوسه زدند
وآوازهایشان گذشت از دیوارهای سیمانی
با دهانی از عطر و میخک سرخ
خواندند آخرین ترانه‌هایشان را
در برگ برگ خاطرات کودکان خیابانی.
خونشان زلال است
و می‌جوشد هم‌چنان سرخ سرخ
در رگهای آسمان
و ما در جستجوی شما
فراموش نخواهیم کرد چهره‌های قاتلان را.
نمی‌دانم چرا من را به پیشانی خودت چسباندی، چرا از من تشکر می‌کنی و بر من بوسه می‌زنی. آخر من فقط الیاف بهم پیچیده هستم. وقتی لنگر کشتی را با آن‌همه عظمت، در دریا نگه می‌دارم، کسی بر من بوسه نمی‌زند. وقتی کوهنورد را تا بالای قله رساندم، او مرا کناری انداخت و از من تشکر نکرد. کودکان که در هنگام بازی با من تاب می‌خورند، هیچ نمی‌دانند که من کیستم. ولی تو به من بوسه زدی، چرا؟ شاید به‌خاطر حلقه‌ای باشد که با خود درست کرده‌ام. سایر انسانها از این حالتم وحشت دارند. ولی تو به من می‌خندی و خدا را شکر می‌کنی. چرا؟! چرا؟!
سوال تو بر حق است. روزی که تصمیم گرفتم درمقابل ظلم بایستم و مقاومت کنم، می‌دانستم که در تقدیر، با تو دیداری خواهم داشت. در این انتخاب و تا این نقطه آمدن است که فرصت تاب خوردن و خندیدن کودکان آینده را با تو می‌بینم.
آ

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

ایران - اوین - خاطرات زندان – قسمت ششم ـــ رضا شميراني روزهاي آغاز قتل عام

شهدای قتل عام سال67
شهدای قتل عام سال67

مسعود رجوی: «اصلا بحث این نیست که خمینی چند نفر را اعدام کرده، بحث این است که باید دید چه کسانی را باقی گذاشته است؟ مگر جنایتکاری خمینی حد و مرز می‌شناسد!؟ نه، اصلاً این طور نیست. با ددمنشی کامل، با رذالت و هرزگی غیرقابل تصور، بی‌محابا خون می‌ریزد. هیچ قاعده و قانون، هیچ نظم و نظام و هیچ حساب و کتابی را هم نمی‌فهمد. اگر کسی این را باور نکند اصلاً خمینی و رژیم خمینی و مزدوران و دژخیمان خمینی را نشناخته است».(23آذر67)
مرداد ماه سال67 در تاریخ زندان و زندانی در رژیم خمینی از یاد نارفتنی است. از نخستین روزهای این ماه خمینی به یکی از فجیع‌ترین جنایات ضد‌بشری خود یعنی قتل‌عام زندانیان سیاسی دست زد. زمینه‌های این کشتار بی‌رحمانه که یک توطئه سیاه برای یک نسل‌کشی آشکار بود و به دستور خمینی انجام گرفت، از سالها قبل فراهم شده بود. از روزهای نخستین مرداد ماه یک قتل‌عام سراسری از زندانیان سیاسی به راه افتاد و تا چند ماه بعد ادامه یافت. هدف اصلی این کشتار از بین بردن زندانیان مجاهدی بود که طی سالیان با مقاومت قهرمانانه خود و تحمل سرفرازانه تمامی سختیها و شکنجه‌های قرون‌وسطایی دژخیمان برگی زرین از مقاومت و فدا در تاریخ انقلاب نوین میهنمان را رقم زده بودند. در این ایام سیاه هیأتهای مرگ خمینی مرکب از سرسپرده‌ترین عناصر وزارت اطلاعات، دادستانی رژیم و مسئولان زندانها با تمهیدات و تدابیر شدید امنیتی، اجرای طرحی را که از سالها پیش در نظر داشتند و از چند ماه قبل از مرداد67 تدارکش را دیده و مقدماتش را آماده کرده بودند، به‌طور متمرکز آغاز کردند. آنان در به‌اصطلاح محاکمه‌یی که چند دقیقه بیشتر به درازا نمی‌کشید حکم بدار آویختن مجاهدین اسیر را صادر می‌کردند.
۵ مرداد ۶۷ ساعت سه بعد از ظهر یکی از پاسداران آمد و امیر را از سلول ما و محمدرضا سرادار را از سلول دو بعد از ما صدا کرد و گفت: لباس بپوشید و بیایید بیرون.
ما از قدیمیهای زندان بودیم با تجربه های زیاد، اما حس عجیبی داشتیم.  احساس میکردیم اوضاع خوب نیست و خبرهایی شده که ما از آن بی اطلاع هستیم.
در این چند روز که به انفرادی آمده بودیم، روزنامه قطع شده بود. آخرین خبری که داشتیم همان پذیرش آتش بس بود. 
 من و مسعود ابویی تمام مدت را با هم و با بچه های سلول بغلی حرف میزدیم و در پی آن بودیم تا خبری به دست بیاوریم.  سؤالمان بودامر و محمدرضا را به کجا بردندو چرا بردند؟دست آخر به این نتیجه میرسیدیم که باید صبر کرد تا آنها برگردند.  البته فکر میکنم محمدرضا سرادار دو ساعت بعد  به سلول برگشت.
    ساعت از ۱۲ شب گذشته بود که امیر به همراه پاسدار جواد به سلول برگشت.  پاسدار دم درب سلول ایستاده بود تا امیر وسایلش را جمع کند. امیر کاملاً بر افروخته بود. حالتش کاملاً عوض شده بود  و در لابلای جمع کردن وسایل سعی می کرد به من و مسعود حالی کند که او را به دادگاه برده اند و الآن هم دارند او را برای اعدام می برند.  خوب، درک این خبر برای ما مفهوم نبود...
 گیج شده بودیم و از او پی در پی  می پرسیدیم می خواهند تو را کابل بزنند؟ او می گفت نه، می خواهند دار بزنند. و ما باز هم سؤال خودمان را تکرار می کردیم و او هم می گفت: 7،8 نفر رفتیم به دادگاه و همه به اعدام محکوم شدیم. و الآن هم داریم برای اعدام می رویم.
    تمایلی نداشت که برخی از وسایل، از جمله، مواد غذایی و پتویش را ببرد. پاسدار جواد، که میان درب سلول در انتظار ایستاده بود، با خنده یی شیطانی که بر لب داشت به امیر گفت: وسایل را با خودت بیار. چون امشب هستی و به آنها نیاز داری.
   امیر در خبردهی آدم فوق العاده دقیق و وسواسی بود. برای من که از نزدیک او را می شناختم نمی توانستم به خبرهایی که او داده بود، شک کنم. اما از طرف دیگر خبرهایی که داده بود چیزی نبود که به سادگی قابل  باور باشند. با جمع آوری وسایلش  پاسدار جواد او را با خودش از نزد ما برد و این آخرین دیداری بود که با او داشتم.
با رفتن امیر، من و مسعود ابویی با یک دنیا سؤال  تنها ماندیم. از شدت بهت و مات زدگی حتی  نمی توانستیم با یکدیگر صحبت کنیم. انگاری خودم را برای اعدام می بردند. خبر آن قدر جدّی و بزرگ بود که باور آن سخت به نظر می رسید. درنگ نکرده و بلا فاصله با مورس خبر را به سلول بغلی، که مجید، برادر امیر هم آنجا بود، منتقل کردیم.
    آن شب نتوانستیم حتی برای لحظه یی استراحت کنیم و تا خودِ صبح توی سلول قدم می زدیم و روی این موضوع، من و مسعود با هم صحبت می کردیم. تمام تحوّلات چند روز گذشته را مرتّب مرور می کردیم. پرسشنامه یی که داده بودند، جابجایی به سلول انفرادی، لحن و برخورد مجتبی حلوایی و سایر موارد، اما باز آنچه که امیر گفته بود قابل درک نبود. حتماً باید اتفاق بسیار مهمی در خارج از زندان اتفاق افتاده باشد که رژیم اینچنین سراسیمه به کشتار بچه های زندانی دست زده است. اما چه اتفاقی می توانست آن قدر مهم و کیفی باشد. سؤالی که به جواب آن  چند روز بعد پی بردیم.   با اعدام امیر، برادر او  مجید عبدالّلهی را نیز، آن چنان که محمد خدابنده او را دیده بود چند روز بعد، چندین بار  به دادگاه می برند. در اتاق مرگ آخوند نیّری به او می گوید برادرت را اعدام کردیم اما نمی خواهیم نسل پدرت را منقطع کنیم با ما همکاری کن تا تو را اعدام نکنیم.
مجید که از اعدام برادرش مطلع شده بود با  انگیزه یی صد برابر به خواستۀ نیّری تن نمی دهد و می گوید من هم همان راه را می روم که برادرم رفت. مرا هم اعدام کنید. چندين بار در فواصل گوناگون او را به دادگاه بردند و خواستند با محکوم کردن سازمان را او را زنده نگه دارند و او همچنان بر مواضع خود قرص و محکم ایستادگی می کند و زیر بار حرفهای نیّری نمی رود و در نهایت، جانانه، به عهد خود وفاکرد و  به راه برادرش امیر ملحق گردید و جاودانه شد.

۱۳۹۴ مهر ۷, سه‌شنبه

پيام مريم رجوي به شركت كنندگان در تظاهرات ايرانيان در مقابل مقرملل متحد در نيويورك

خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران
خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران 
آخوند روحاني نمايندة مردم ايران نيست. او و رژيمش، قاتل مردم ايران و عامل اصلي بحران در منطقه هستند
اين رژيم، غاصب حق حاكميت مردم ايران است و هيچيك از نمايندگانش، مشروعيت ندارند و بايد از مجامع بين‌المللي اخراج شوند

۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

ایران - اشک تمساح برای پناهندگان سوری

پناهجویان سوری
پناهجویان سوری

نظام جلادوضدبشر خامنه ای وروحانی که عامل اصلی بحران سوریه است، و با حمایت از نظام جنایتکاربشار اسد مردم سوریه و به ویژه آوارگان و پناهندگان این کشور را با مصیبت و بحران روبرو کرده است، در یک فرار به جلوی دجالگرانه بحران پناهندگان سوری را ناشی از دخالتهای خارجی !

و شرط برکناری بشاراسد جلاد را علت آوارگی مردم سوریه میداند.
در این بازی رسوا همچنین مهره ها و رسانه های هر دو باند یقه می درانند و برای مرگ دلخراش کودک سه ساله سوری اشک تمساح میریزند و اندر باب رفتار درست با پناهندگان از دنیا طلبکاری میکنند. !!!!
اماعلیرغم این بازی شیادانه رژیم ضدبشری بر سر حقوق پناهندگان، بر کسی پوشیده نیست و کشورهای بسیاری در منطقه و در سایر نقاط جهان، به رغم همه دود و دمهای رژیم در این رابطه، بر نقش جنایتکارانه رژیم در این زمینه تأکید دارند و به ادعاهای این رژیم وقعی نمی نهند.

۱۳۹۴ تیر ۳۱, چهارشنبه

ایران - تشدید سرکوب درمرحله (پسا زهرخوران خامنه ای جنایتکار)

پیامدهای جام زهر برای خامنه ای وروحانی شیاد گران تمام خواهد شد. لذا تلاش دارند با سرکوب ونیزه وداروتیرباران  تا آنجا که می‌توانند از آثار و پیامدهای این عقب‌نشینی کم کنند غافل ازاینکه دیگر سرکوب ونیزه ودار ودرفش ...کارآیی خود را در کنترل جـامعه ملتهب و جوشان از دست داده است.

از این‌رو تلاش برای تشدید سرکوب و انقباض راباید از ویژگیهای مرحله زهرخوران اتمی دانست.
اقدامات شنیع و ضدبشری رژیم آخوندی در هفته‌های اخیر در زمینه اعدام و سرکوب را باید در همین راستا ارزیابی کرد.
تشدید سرکوب  زنان ایران بعد از زهرخوران خامنه ای جنایتکار
تشدید سرکوب  زنان ایران بعد از زهرخوران خامنه ای جنایتکار