‏نمایش پست‌ها با برچسب دار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دار. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

ایران - زنان - اعدام ريحانه جباری «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام


      اعدام ريحانه جباری  «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام
      اعدام ريحانه جباری  «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام

ریحانه جباری  قهرمان ایستاد وچهره واقعی دختر ایرانی را به تصویر کشید.
ریحانه قهرمان ،یک راه را انتخاب کردوآن ،نه گفتن به هرچه زور وتسلیم .
در ماه آبان93، ریحانه جباری 26ساله، پس از هفت سال زندان به‌خاطر دفاع از خود علیه تجاوز، اعدام شد. به‌رغم مخالفت گسترده در ایران و فراخوان بسیاری نهادهای مدافع حقوق‌بشر برای آزادی وی، دولت روحانی پادشاه اعدام از طریق وزارت بدنام اطلاعات ،خود فعالانه برای اجرای حکم اعدام او تلاش کرد.
این است معنای اعتدال و میانه‌روی روحانی که برخی دولتهای غربی به‌عنوان توجیهی برای روابط نامشروع خود با دیکتاتوری مذهبی، از آن استفاده می‌کنند.
دولتهای غربی حقوق‌بشر ایران را قربانی روابط خود با دیکتاتوری مذهبی کرده‌اند. به نتائج تلخ سفرهای هیأتهای پارلمانی اروپا به تهران در همین یک ساله نگاه کنید. ملاها از هر کدام از این سفرها به‌صورت فرصتی برای افزایش اعدامها استفاده کرده‌اند.
نوشته زیر به قلم نویسنده دردمند مقاومت ایران کاظم مصطفوی گذری است کوتاه و موشکافانه بر خاطرات ریحانه جباری، دختر قهرمانی که تک و تنها و به قیمت جان در مقابل خواست دستگاه وزارتی و قضاوتی رژیم آخوندی برای همکاری ایستاد و به جرم دفاع از خود، بیگناه و معصوم به پای چوبه دار رفت.
 اما خون او گواهی شد جاودانه بر شگردهای کثیف و قساوت رژیمی که همواره قربانی را به جای دژخیم به مسلخ می برد. این نوشته در چند قسمت در سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران منتشر می شود. قسمت اول:

۱۳۹۴ بهمن ۳, شنبه

ایران - سفرشاه اعدام به پاریس

 پادشاه اعدام آخوند حسین روحانی
 پادشاه اعدام آخوند حسین روحانی 
روحانی رئیس جمهور هیولایی به نام ولی فقیه می خواهدبا سفربه کشورهای اروپایی، شاید بتواند رژیم فلاکت زده آخوندها را از تنگناها و منجلابی که در آن گرفتار آمده، نجات دهد.او پنجشنبه آینده یعنی 28 ژانویه در پاریس خواهد بود تا در فضایی آکنده از بوی نفت دولتمردان فرانسوی را راضی به حمایتهای سیاسی و اقتصادی از حکومت ورشکسته ارتجاع نماید.
اگر تمامی دولتها خود قوانین سفت و سخت دستگیری مجرمین و جنایتکاران مخصوصا از نوع حکومتی شان را جدی می گرفتند و به آنها عمل می کردند، این شیّاد جنایتکارواین روباه بنفش باید بلافاصله در بدو ورود به فرودگاه دستگیر شده راهی دادگاه «لاهه» می شد.
دریغ و افسوس که دیکتاتورها با به حراج گذاشتن منابع و منافع ملی و میهنی سرزمینهایی که بر آنها حکومت می کنند، برای خود مشروعیت و زمان می خرند. لاجرم تقاص تمامی زد و بندهای پشت پرده را هم این مردم هستند که باید پس داده و بار سنگین رنجها و دردها را بر دوش کشند.
جوانان میهنمان به جوخه های تیرباران وچوبه دار سپرده شوندوهزاران  بلا ومصیبت دیگر....
این وظیفه ماست که سیاست به غلط نام گذاری شده، اعتدال و تعاملی که روحانی سلطان اعدام  با بیش از۲۰۰۰ اعدام نماینده آن است رسوا کنیم. هیچ صحنه ای و هیچ زمانی بهتر از روز ۲۸ ژانویه در پاریس نیست که به دنیا چهره واقعی رژیم سرکوبگر ولی فقیه را نشان دهیم. به دنیا بگوئیم کلید دست روحانی کلید فروش و به حراج گذاشتن منابع ملی ایران است. کلید مرگ و اعدام است. کلید زندانهای ایران است که بهترین فرزندان ما در آن به اسارت گرفته شده اند.
در تظاهرات پاریس خواست مردم را ایران را پژواک دهیم. صدای آزادیخواهی باشیم. صدای نه به اعدام.
برای افشای هر چه بیشتر مقاصد این روباه حیله گر، برای برهم زدن میزاین جنایتکار به وظیفه ملی و میهنی و انسانی خویش عمل نمائیم. ودر تظاهرات روز ۲۸ ژانویه در پاریس پوزه این جانی را به خاک بمالیم.

۱۳۹۴ دی ۱۶, چهارشنبه

ایران «بوسه بر الیاف»

بدون شک در سینه تاریخ ایران حک شده و هرگز فراموش نخواهد شد. زنان ومردانی که در مقابل  خمینی  وخامنه ای ضدبشر وروحانی شیاد وقاتل 2000 نفر از مردم ایران سینه سپر کردند وتا به آخر ایستادند وبرطناب داربوسه زدند. آری این  صحنه های پرافتخار وغرور آفرین از یک‌سو یادآور برگ زرّینی از فداکاری و وفاداری به آرمان آزادی و پای‌بندی به اصول و از سوی دیگر افشاگر اوج شقاوت و بی‌رحمی خمینی و دار و دسته جنایتکار حاکمش بوده و خواهد بود.
با ایستادگی  ومقاومت جوانان  مجاهد ومبارزبود که  نقاب از چهره «دیو جماران» که خود را نماینده خدا بر روی زمین وانمود می‌کرد برداشته  شد  واورا ازماه به قعر چاه افکندند.
آری  جوانان میهن ایران برطنابهای دار بوسه زدند
وآوازهایشان گذشت از دیوارهای سیمانی
با دهانی از عطر و میخک سرخ
خواندند آخرین ترانه‌هایشان را
در برگ برگ خاطرات کودکان خیابانی.
خونشان زلال است
و می‌جوشد هم‌چنان سرخ سرخ
در رگهای آسمان
و ما در جستجوی شما
فراموش نخواهیم کرد چهره‌های قاتلان را.
نمی‌دانم چرا من را به پیشانی خودت چسباندی، چرا از من تشکر می‌کنی و بر من بوسه می‌زنی. آخر من فقط الیاف بهم پیچیده هستم. وقتی لنگر کشتی را با آن‌همه عظمت، در دریا نگه می‌دارم، کسی بر من بوسه نمی‌زند. وقتی کوهنورد را تا بالای قله رساندم، او مرا کناری انداخت و از من تشکر نکرد. کودکان که در هنگام بازی با من تاب می‌خورند، هیچ نمی‌دانند که من کیستم. ولی تو به من بوسه زدی، چرا؟ شاید به‌خاطر حلقه‌ای باشد که با خود درست کرده‌ام. سایر انسانها از این حالتم وحشت دارند. ولی تو به من می‌خندی و خدا را شکر می‌کنی. چرا؟! چرا؟!
سوال تو بر حق است. روزی که تصمیم گرفتم درمقابل ظلم بایستم و مقاومت کنم، می‌دانستم که در تقدیر، با تو دیداری خواهم داشت. در این انتخاب و تا این نقطه آمدن است که فرصت تاب خوردن و خندیدن کودکان آینده را با تو می‌بینم.
آ

۱۳۹۴ دی ۱, سه‌شنبه

ایران: اعدام زندانی سیاسی عبدالغنی گنگوزه‌ای ریگی در زندان زاهدان

حقوق‌بشر مردم مظلوم  ایران، تیرباران وسنگسار و در سطح بین‌المللی حراج شده است  ؛حراج حقوق‌بشر در برابر معامله اتمی،حراج حقوق بشردر برابر شرارت و تروریسم رژیم در منطقه،حراج جقوق بشر به‌خاطر ضعف و جبونی برخی سیاستهای بین‌المللی.
شکنجه و اعدام باید متوقف شود. این خواست همه مردم ایران است.
شورای ملی مقاومت ایران
شورای ملی مقاومت ایران 
فراخوان به شورای امنیت برای اتخاذ تصمیمات لازم‌الاجرا علیه فاشیسم دینی خونریز حاکم
فاشیسم دینی حاکم بر ایران صبح روز شنبه 28آذر زندانی سیاسی عبدالغنی گنگوزه‌ای ریگی 29ساله، از جوانان غیور بلوچستان را در زندان مرکزی زاهدان بدار آویخت.
او که به اتهام آخوند‌ساخته محاربه از 8سال پیش زندانی و متحمل شدیدترین شکنجه‌ها شده بود، در حالی به‌شهادت رسید که بیدادگاه رژیم در زاهدان دو ماه پیش به او و خانواده‌اش اطلاع داده بود که حکم اعدام توسط دیوان عالی آخوندها لغو شده است. اما رژیم آخوندی که تلاشهایش برای در هم شکستن مقاومت عبدالغنی به جایی نرسیده بود، نسبت به او کینه شدیدی داشت، دو روز پس از قطعنامه مجمع عمومی ملل‌متحد در محکومیت نقض وحشیانه حقوق‌بشر در ایران او را بدار آویختند.
مقاومت ایران ضمن تسلیت به خانواده و دوستان عبدالغنی به‌ویژه هموطنان بلوچ، عموم مردم را به حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها و اعتراض علیه اعدام آنها فرامی‌خواند و خواستار ارجاع پرونده رژیم آخوندی به شورای امنیت به‌خاطر اعدامهای گسترده به‌ویژه زندانیان سیاسی و اتخاذ تصمیمات لازم‌الاجرا علیه فاشیسم دینی خونریز است.
عبد الغنی که به همراه سایر زندانیان سیاسی زاهدان ماه گذشته حمله موشکی به لیبرتی را محکوم کرده بود چند روز قبل از شهادت با شمار دیگری از زندانیان سیاسی در پیامی به‌مناسبت روز جهانی حقوق‌بشر خطاب به نهادهای حقوق‌بشری نوشته بود:«در بلوچستان به‌خصوص در شهر زاهدان... بازجویان وزارت اطلاعات و سپاه قدس مردم بلوچ را با اتهامات مختلف گرفته و مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار داده‌اند و در تک سلولهای این ارگانها، ماهها و سالهای زیادی بدون ملاقات با خانواده نگه می‌دارند... در زندان نیز بدترین رفتارها را با این عزیزان دارند... ناخنهای دست و پا را می‌کشند، کلاه آهنی بر سر می‌گذارند و به برق وصل می‌کنند که انسان دچار برق گرفتگی می‌شود، به تختی به نام معجزه می‌بندند و لخت می‌کنند و با زدن ضربات سنگین به کف پا طوریکه ستون فقرات دچار آسیب می‌شود... اعدامهای جمعی در زندان زاهدان هم‌چنان ادامه دارد».
آنها در نامه دیگری سفر مقامات اروپایی به ایران را موجب مشروعیت بخشیدن به این جنایات خواندند و از آنها خواستند در این سفرها با زندانیان سیاسی و کسانی که تحت سرکوب رژیم هستند ملاقات کنند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
29آذر 1394 (20دسامبر 2015)

۱۳۹۴ آذر ۱۲, پنجشنبه

ایران - روز دانشجو - 16آذر می آییم

به خاطر همه قلم هاي شكسته، 

به خاطر همه لب هاي بسته
به خاطر همه ياران در بند، 
به خاطر همه سر هاي بر دار
به خاطر همه چيزهايي كه نيست ولي بايد باشد...
16آذر مي آييم...

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

ایران - به کودکان کارتن خواب

کودکان  کارتن خواب  قربانیان نظام پلید خامنه ای  ضدبشر وروحانی جلاد
کودکان  کارتن خواب  قربانیان نظام پلید خامنه ای  ضدبشر وروحانی جلاد
به نونهالان  عزیزم  که در نظام پلید خامنه ای وروحانی جنایتکار نشکفته  پر پر می شوند.
سلام!
نازنین! روز‌هاست از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رشته‌های ردّی شده‌یی که مثل رگه‌ی خونی دنبال فکرا و روزای من میاد. میون این فلات گربه‌نشون که دمش توی عمّانه و سرش توی خـزر، تو باید توی کارتن بخوابی و ماشین از روت رد شه و لـه شی!  میون این همه خونه، تو «تـو فکر یه سقفی»!
روی این توپ خاکی ـآبی درندشت که همه‌ی دنیا روی اون جامیشه،گم‌شده‌ی کدوم سیاره‌یی؟توآدرس کدوم نشونه‌یی؟غارت‌شده‌ی کدوم فرعونی؟تولـه‌شده‌ی کدوم سیاستی؟ تو منظومه‌ی تلخ کدوم تاریخی؟
از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رو باید وقت وحشت کردن از شمردن قلک عید می‌دیدم. تو رو باید در حیرت شوق‌آور تماشای کفش واکس خورده و جفت شده‌ی توی گنجه می‌دیدم. تو رو باید در عطر گل محمدی لباس عیدت حس می‌کردم. تو رو باید از گل خشک شده‌ی لای کتابت می‌شناختم. تو رو باید در همه‌ی اون چیزاییکه به‌خاطرعید، «با اونا زمستونو سر می‌کردی و خستگی‌ت رو در می‌کردی» می‌دیدم.
عزیزم! از فکر تو خلاص نمی‌شم. تو رو باید در ضیافت گاز زدن سیب باغ همسایه پیدا می‌کردم. تو رو باید در آب‌بازی توی جوی آب تیر و مرداد، با پوست سوخته‌ات می‌دیدم. تو رو باید در لای شاخه‌های انگور عصر پاییز حیاط خانه پیدا می‌کردم. باید کتاب و دفترت رو از گوشه‌ی حیاط جمع می‌کردم و خودت رو در سینمای بلوار، پارک لاله و استادیوم امجدیه پیدا می‌کردم. پردیس خواب ناز و نوشین دم صبحت رو باید گل آفتابگردون پاره می‌کرد. تو رو باید... تو رو باید... تو رو باید...
از فکر تو خلاص نمی‌شم. کدوم فرعون‌ عمامه‌پیچ، تموم باغ‌ها، جوی‌ها، آبشارها، کوه‌ها، سینماها، پارک‌ها، استادیوم‌ها، مدرسه‌ها، کتاب‌ها، مشق‌ها، نمره‌ها، رؤیاها و معصومانه‌های تو رو غارت کرده؟ تو تباه شده‌ی کدوم تقدسی؟ امان از آدم‌های مقدس! امان از نظام پلید ستمگر!امان از آخوندهای ضدبشر وجنایتکار  ودزد وغارتگر...امان از خامنه ای جلاد وروحانی  این روباه شیاد ومکاروجنایتکار...
از رشته‌های فکرتو نمیتونم بیرون بیام. میون این همه رشته‌های به هم تنیده‌ی این دنیا، رشته و ردی شده‌یی مثل رگه‌ی خونی به‌دنبال من. می‌دونم هرگز به آخر این رشته و این رد نمی‌رسم. می‌دونم به راحت و آرامی که این فکر رو از من بگیره و رشته و رد تو رو گم کنم، نمی‌رسم. نفرین به اونها که تو و هزاران دوستت رو از آینده‌ی سرزمین من گرفتن. نفرین به اونها که همکلاسیهات، معلم‌هات، مدرسه‌ت، شهرت، خیابونها، کوچه‌ها، خونه‌ها و همه‌ی جلوه‌های قشنگ زندگی رو ازتودزدیدن. تو قربونی کدوم دزدی بزرگی؟این‌همه زندگی متلاشی شده دراین دیارگربه‌نشون،قربونی خیانت کدوم فرعون عمامه‌پیچن؟
از فکر من بیرون نمی‌ری. چه منظومه‌ی تلخی! این همه وعده‌های بد و سیاه، توی هیچ کتاب مقدسی نبود. من و تو در اونها وعده‌های امید و سعادت خوندیم. اما امان از آدم‌های مقدس! امان از کتاب‌های سفیدی که فرعون‌ها در اونها قانون می‌نویسن! امان از حاکم بی‌عار! امان از حاکم بد!
از فکر من بیرون نرو! روبه‌روی من باش! اسمت برام مهم نیس. می‌خوای پرویز باش یا پروانه، می‌خوای دارا باش یا سارا، می‌خوای خدیجه باش یا خلیل، می‌خوای الناز باش یا ابراهیم، می‌خوای شاهین باش یا شقایق؛ می‌خوای بلقیس باش یا برات، می‌خوای فاطمه باش یا فتح‌الله، می‌خوام اعتراف کنم که دارین با هم برابر و مساوی می‌شین. به این ارمغانها و افتخارها در ترازوی عدالت و قانون فرعون فقیه نگاه کن:
ـ اعدام پرویزها = اعدام پروانه‌ها
ـ ساراهای فراری = داراهای فراری
ـ آینده‌ی تباه شده‌ی الناز= آینده‌ی تباه‌شده‌ی ابراهیم
ـ دار زدن هر روز و هفته‌ی فریدون = دار زدن هر روز و هفته‌ی فریبا
ـ دورنمای پنجره‌ی طلوع مهناز = بازوی بلند جرثقال «دار» / دورنمای پنجره‌ی طلوع مهرداد = بازوی بلند جرثقال «دار»
ـ اسید پاشیدن به‌صورت خدیجه و نابینا کردن او تا آخر عمر = درآوردن چشم خلیل و نابینا کردن او تا آخر عمر
ـ له شدن شخصیت مینا زیر بار هیولای فقر = له شدن شخصیت مهران زیر بار هیولای فقر
ـ سکته کردن مامان از خبر اعدام بچه‌هاش = سکته کردن بابا از خبر اعدام بچه‌هاش
ـ تجارت با دخترای معصوم = تجارت با پسرای معصوم
ـ نداشتن پول خرید دفتر و کتاب واسه زری = نداشتن پول خرید دفتر و کتاب واسه زهیر
ـ ترک تحصیل صدتا صدتای فرشته‌ها و نسرین‌ها = ترک تحصیل صدتا صدتای فرهادها و نادرها
 ـ کلاس درس دخترای بلوچستانی توی اتوبوس اسقاطی سوراخ سوراخ = کلاس درس پسرای بلوچستانی توی اتوبوس اسقاطی سوراخ سوراخ
ـ فروش «کلیه  فاطمه‌ها واسه یه لقمه نون و یه سرپناه = فروش «کلیه» فتح‌الله‌ها واسه یه لقمه نون و یه سرپناه
ـ ندادن ماه‌ها حقوق به زنهای سرپرست خونواده = ندادن ماه‌ها حقوق به مردهای سرپرست خونواده
ـ زیاد شدن بی‌کاری و بی‌سوادی زن‌ها = زیاد شدن بی‌کاری و بی‌سوادی مردها
ـ سرکیسه کردن دارایی ملی زنهای ایران واسه‌ی رسیدن به بمب = سرکیسه کردن دارایی ملی مردهای ایران واسه‌ی رسیدن به بمب
زنهای زیر خط مرگ = مردای زیر خط مرگ
این‌طوریه که تو خونه و سقف و پناهی نداری. با این عدالته که تو بی‌آینده شدی. این‌طوریه که از خـزر تا عمان، در ولایت فرعون فقیه ـ که اهرامشون رو با جمجمه‌ی خواهرا و برادرا و مادرا و پدرای تو به آسمون رسوندن ـ تو جایی واسه زندگی نداشتی و به منظومه‌های زنبوری کارتن‌خوابی پناه بردی! اف بر خامنه ای ضدبشروروحانی جنایتکار ونظام دجال شان 
آهووکی که همه‌ی دشتها و افق‌ها و جنگل‌های تو رو کفتارهای عمامه‌دار به توبره کشیدن! از روزهای دنیای من بیرون نیستی. از هر طرف که می‌رم، باز به تو می‌رسم. به تو و همناما و همسالای تو. این زندگی‌های متلاشی‌شده، این آرزوهای غارت‌شده، این رؤیاهای تیربارون‌شده، این اعتماد و امید تجاوز‌شده و این آینده‌ی خیانت شده، در همه‌ی خبرهای ایران من و تو هست. با اسم‌های مختلف، با عنوانهای گوناگون، با انشاهای کوتاه و بلند و با عکسهای رنگارنگ.
کودکان کار وکودکان خیابانی  وکارتن خواب،کودکی نمی‌کنندبجای درس خواندن، به‌خاطر لقمه نانی برای خودیا خانواده‌شان ازصبح درخیابانهاسرگردانند.یابه‌وسیله باندهای مرتبط بارژیم درکشورهای همسایه به فروش می‌رسند.
اما برای این همه درد و رنج و فقر و تنگدستی، پاسخی وجود دارد. در این جامعه ملتهب و به جان آمده،
میتوانیم فضای رعب و اختناق را در هم بشکنیم.ازهرفرصتی برای دامن زدن به اعتراض اجتماعی استفاده کنیم.به اعترضات کارگران و زحمتکشان و زنان مقاوم میهنمان بپیوندیم ،با اهانتها و تعرضهای پاسدران و گشتیهاوچماقداران سرکوبگرمقابله کنیم.صحنه‌های جنایت باراعدام وشلاق‌ زدن درملأعام رادرهم بریزیم.
آری،هم‌چنان که مسعود رجوی رهبر مقاومت گفت، راه و رسم مقاومت به هرقیمت،ارتجاع و ستم را قطعاً مغلوب می‌کند. مطمئن باشید پیروزی وآینده، ازآن نسلی است که آماده است بهای آزادی را بپردازد.

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

در يادمان خون ستار به خونخواهي صد هزار ستاره برخيز

ستار بهشتی شهید راه آزادی
ستار بهشتی شهید راه آزادی 

در سالگرد شهادت ستار بهشتي، گوهر عشقي مادر ستار به شرکت در مراسم بزرگداشت فرزند دلاورش فراخوان داد.

این مراسم قرار است روز پنجشنبه 7آبان 94 بر مزار ستار بهشتی در رباط کریم برگزار شود.
اخيرا در بزرگداشت ياد ريحانه جباري كه گلوي معصومش را جلادان به دار شقاوت آويختند، مادر ستار بهشتی نیز در حالی که عکس پسر شهیدش را در دست داشت شركت كرده بود و گفت: ”من سه ساله ساعت 5 صبح میرم سر خاک ستار و 8 شب برمیگردم ، من صدای ستار هستم ، ستار سرپرستم بود ، پرستارم بود ، بچه ی منو زیر شکنجه کشتن ، من از هیچی و هیچکسی نمیترسم ، آقای ماموری که الان اینجا هستی ، از بازوی خودت نون بخور نه از کشتن جوونای ما ، من دو سال افتخاری مرده ها رو شستم به امید اینکه یه روز جنازه ی بچه ام رو خودم بشورم ....
من آرام نخواهم نشست، او همه چیز من بود.
تازمانی که زنده باشم، کنار ستارم با این‌که ناراحتی قلبی دارم افتخارمی‌کنم که مادر ستارم، ترس هم ندارم، ستار عشق منه... .
فکرنکنید، که مادر ستار از کسی میترسه، نون از بازوی خودتان بخورید، نه از خون اینها.“..
سه سال پيش در چنين روزهائى در وبلاگي به اسم شهاب آزادي كلماتي نقش بست
من سكوت نميكنم حتي اگر قرار به رسيدن لحظه مرگ من باشد
اين آخرين كلام وآخرين انتخاب ستاربهشتي بود انتخاب وجمله اي كه در دل تاريخ ميهن جاودانه شد و مشعلي فرا راه آيندگان.
بعداز آن بود كه پليس فتا او را باخود برد جسم ستار را برد، ستار با بدني كوفته وزخمي وارد بند 350شد و با فروتني و هيجان به شهيدغلامرضا خسروي هوادار سازمان مجاهدين كه درتاريخ 11خرداد93اعدام شد) گفت: ”فقط يک روز اين‌جا هستم، فردا مي‌برندم، قاضي برايم ۱۰ روز ديگر بازجويي دراختيار پليس فتا نوشته“، ستار ادامه ميده:
”دروبلاگم اززندانيان سياسي اوين و گوهردشت (رجايي شهر) دفاع کرده‌ام به ويژه از محکومين به اعدام بسيار ياد کرده‌ام، چه خوب شد که چهره‌هاي آشناي شما را از نزديک ديدم، کاش گوهر دشتي‌ها را هم مي‌ديدم، همه‌تان را دوست دارم“.
ستار ادامه ميده:
خيلي شکنجه شدم، آويزانم کردند، به‌سر و شکمم مي‌کوبيدند، فحش و توهين و ضرب‌وشتم بود که مي‌باريد درحالى که دستبند قپانى به من زده بوده و روى زمين‌‌ رهايم کرده بودند بازجو پا روى سرم گذاشته و به مادر و خواهرم فحاشى مى کرد. دست و پايم را به صندلى بسته بودند و بازجو با مشت و لگد به جانم افتاده بود بازجو صراحتا بهم گفت: مى کشمت ونمیگذارم زنده از اينجا بيرون بروى، حتى نمى گذارم جنازه‌ات به دست مادرت برسد، تنها راهى که مى توانى از اينجا بيرون بروى و دوباره مادرت را ببينى همکارى با من است و اينکه آن چيزى را که من مى خواهم بگويى و بنويسى.
ستار به زخم روى گردن‌اش اشاره ميكنه و ميگه به دليل استفاده از شوک الکتريکى اينطور شده ،تمام بدنم درد مي کند و ادرارم هم خوني شده.
قراره فردا به پليس فتا ببرنم، بگيد چکار کنم که زير شکنجه طاقت بياورم، به مادرم گفته‌ام که اگر من شهيد شدم، غصه‌دار نباشيد و افتخارکنيد“
اندکی بعد ستار را صدا میزنند و دیگر او برنگشت لبخند بر لب زیر شکنجه شهابی شدجاودان
همانطور که نوشته بود کشتن او در زیر شکنجه باعث شد بزودي بساط ظلم شما بر سرتان فرو خواهيد ريخت
او خودش نوشته بود بدانيم يكبار بدنيا ميائيم و يكبار ميرويم ولي چه خوب است در اين يكبار با شرف زندگي كنيم و با عزت بميريم. اینچنین بود که ستار بهشتی شهابی شد برای آزادی و تا تحقق آزادی میهن و برچیده شدن بساط ظلم حاکمان کنونی پرتوش روشنای راه مبارزان و ازادیخواهان است.
در سالگرد شهادتش به خونخواهي او و صد هزار ستاره برخيزيم و فرياد بر آوريم :

”چرا زندانيان سياسي در ايران، زجركش يا حلق‌آويز مي‌شوند و جهان خاموش است؟ چرا نوجوانان در ايران اعدام مي‌شوند و جهان نسبت به آن ساكت است؟ امروز در در زندانهاي سراسر كشور، تعداد زيادي از هموطنان بيدفاع ‌ما مخفيانه اعدام مي‌شوند. و چند هزار نفر زير حكم اعدام‌ قرار دارند. به مادران و پدرانشان فكر كنيم و به همسران‌ و بچه‌هايشان كه روز و شب در چه اضطرابي زندگي مي‌كنند. به زناني فكر كنيم كه براي پرداخت ديه و نجات همسرانشان از اعدام، كليه‌هاي خود را مي‌فروشند... كساني كه بر اين همه نقض حقوق بشر ايران چشم‌ مي‌‌پوشند، شرم كنند. شكنجه و اعدام بايد متوقف شود. اين خواست همة مردم ايران است. ”اين خواست عمومي را فرياد بزنيم و به دولتهاي غرب بگوئيم ” سكوت و بي‌عملي نسبت به اعدامها و جنايتهاي فاشيسم ديني را كنار بگذاريد و مقاومت مردم ايران براي آزادي را محترم بشماريد.”

۱۳۹۴ شهریور ۳, سه‌شنبه

ايران - سركوب و تیرباران ودار در ملائ عام

زندانی سیاسی کرد، بهروز آلخانی
زندانی سیاسی کرد، بهروز آلخانی


بهروز آلخانی سه شنبه سوم شهریور 94 برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی زندان ارومیه منتقل شد و خانواده وی نیز جهت انجام آخرین ملاقات فراخوانده شدند.
هموطن کرد بهروز آلخانی در 7 بهمن ماه 1388 توسط نیروهای امنیتی در شهر سلماس بازداشت شد، پس از چند ماه با اتهام جدید مشارکت در قتل دادستان خوی روبرو شد و در بیدادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی دژخیم چابک به اعدام محکوم شد.

۱۳۹۴ مرداد ۲۳, جمعه

ايران - مقاومت نسل درخشان انقلاب در حاکمیت دار ودرفش وتازیانه وشقاوت خمینی ضدبشر

خورشيد را بهخاطر آورد

به ستارهها سلام كرد
پولاد شد
و به جاودانهها پيوست
آریقهرمانان قتل‌عام سال 67 اززندانها وطوفانها گذشتند ودرواپسین دم با خواندن سرود آزادی برطنابهای دار بوسه زدند.وخواندند ای آزادی  نور خود را بر خاک گور ما بعد از ما  می افشان .
پرنده  آزادی
پرنده  آزادی
مجاهد شهيد قاسم بستاكي 29ساله، و از چهرههاي محبوب ورزشي اراك بود. او هنگام دستگيري مربي كشتي نوجوانان استان مركزي و مربي كشتي كارخانة آلومنيمسازي بود. قاسم در سالهاي مختلف در وزنهاي 57، 62، 68 و 74كيلوگرم كشتي فرنگي مقام قهرماني استان مركزي را داشت. پساز انقلاب ضدسلطنتي با مجاهدين آشنا شد و در راستاي اين آشنايي با انجمن محلات اراك ارتباط برقرار كرد و بهفعاليت پرداخت. در مهر60 دستگير و بهپنجسال زندان محكوم شد. وي در دوران اسارتش توانست با خارج از زندان تماس گرفته و ارتباط پايدار و مستمري را برقرار كند. پساز لورفتن اين جريان، مدت حبس او به 10سال افزايش يافت و سرانجام در مرداد سال67 بهجوخة تيرباران سپرده شد.

۱۳۹۴ مرداد ۷, چهارشنبه

ایران - قتل علم زندانیان سیاسی در سال67یک نسل کشی شقاوت آمیز


ازفاجعه تاحماسه ،یک آزمون بزرگ آرمانی وسیاسی


سال 67تابلوی سپید وروشن وگرم  ونورانی  از پایداری ومقاومت نسل بیشماران،نسل خجسته  مسعود،نسلی که با نام مسعود  رجوی بر طنابهای دار بوسه زدند.

آنان شراره های شکیبای  عشق بودند،در برابر تندر ایستادند،خانه را روشن  کردند  وبر خاک افتادند بدون شک در پرونده سال67 یک واقعیت  مانند الماس می درخشد ،خروش وخیزش و رویش جوانه ها. 
قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 جنایت علیه بشریت
قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 جنایت علیه بشریت 


اعضای هیئت مرگ -قتل عام سال های60 و67
اعضای هیئت مرگ -قتل عام سال های60 و67
اینک من پرواز را آموخته‌ام

مادرم را گفتم
آشیانم بادها و توفانهاست 
تا بیابم راز پرواز را
خطی سرخ که ادامه پرستوهاست
به مادرم بگویید، شبها که به آسمان می‌نگرد
من یک فانوسم و در تکرار فصلها
بهاری که در تفنگ می‌شکفد




۱۳۹۴ تیر ۳۱, چهارشنبه

ایران - تشدید سرکوب درمرحله (پسا زهرخوران خامنه ای جنایتکار)

پیامدهای جام زهر برای خامنه ای وروحانی شیاد گران تمام خواهد شد. لذا تلاش دارند با سرکوب ونیزه وداروتیرباران  تا آنجا که می‌توانند از آثار و پیامدهای این عقب‌نشینی کم کنند غافل ازاینکه دیگر سرکوب ونیزه ودار ودرفش ...کارآیی خود را در کنترل جـامعه ملتهب و جوشان از دست داده است.

از این‌رو تلاش برای تشدید سرکوب و انقباض راباید از ویژگیهای مرحله زهرخوران اتمی دانست.
اقدامات شنیع و ضدبشری رژیم آخوندی در هفته‌های اخیر در زمینه اعدام و سرکوب را باید در همین راستا ارزیابی کرد.
تشدید سرکوب  زنان ایران بعد از زهرخوران خامنه ای جنایتکار
تشدید سرکوب  زنان ایران بعد از زهرخوران خامنه ای جنایتکار