‏نمایش پست‌ها با برچسب ولایت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ولایت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲, جمعه

ایران:‌ قتل ناموسی – پدری با دسته بیل دختر نوعروسش را به قتل می رساند

ازدواج اجباری دختران زیر سن قانونی در ایران رو به افزایش است
ازدواج اجباری دختران زیر سن قانونی در ایران رو به افزایش است
پدری وقتی متوجه شد دختر نوعروس ۱۵ساله اش قصد دارد از همسرش جدا شود، به قصد تنبیه و منصرف کردن وی، او را با دسته بیل آن قدر زد که این کار منجر به مرگ دختر شد.
آمار ازدواج اجباری دختران زیر سن قانونی در ایران رو به افزایش است چرا که قانون آنرا مجاز می داند.
چرا آزادی‌ها و حقوقِ ابتدایی‌ زنان لگد کوب آخوندهای زن ستیز شده است؟
چرا تمام زندگی‌شان با خشونت و تحقیر درهم‌ کوبیده می‌شود؟
چرا در قوانین و سیاستها، موجودِ درجه دوم محسوب می‌شوند؟
این همه ممنوعیت، این همه محرومیت و این همه نابرابری چرا؟
حجاب اجباری، زندگی اجباری و ولایت اجباری تا کی؟ و تاکجا؟
آری، این وضعِ حقارت بار باید به کلی دگرگون شود. و ما بی‌تردید آن را دگرگون خواهیم کرد و جامعه ایران شایسته و نیازمندِ آزادی و دمکراسی و برابری زن و مرد است و چنین خواهد شد.
بر این اساس، به سرانِ این ولایتِ زن ستیز می‌گوییم:
گمان نکنید که بیش از این خواهید توانست زنان ایران را به زنجیر بکشید! نیروی عظیمِ خواهان آزادی و برابری در پشت سد اختناق، بی‌تابی می‌کند. این سد شکسته خواهد شد، این دیوار فرو خواهد ریخت. و همین زنان آگاه و مقاوم‌اند که بر ویرانه‌های نظامِ آخوندهای زن ستیز، یک جامعه آزاد و دمکراتیک بنا خواهند کرد.
بله، سرکوب شدگان پیروز می‌شوند
رژیم ولایت فقیه سرنگون می‌شود.
و سپیده دم آزادی، در سراسر ایران خواهد دمید.

۱۳۹۴ آذر ۲۵, چهارشنبه

ایران - جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه

سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
سیرک انتخابان  رزیم  زهواردررفته ولایت
موشكاف: سلام به همگي!….آقا اين همه ما گفتيم انتخابات، تو اين رژيمِ زهوار در رفتة ولايت، يه نمايش و بازي بيشتر نيست….حالا ببينيد كار به كجا رسيده كه خودِ آخوندها هم همينو ميگن…خودشون هم از بازيِ انتخابات حرف مي زنن:
روزنامه حكومتي وطن امروز-3آذر94: وقتي يك جريان سياسي به انتخابات به مثابه بازي مرگ و زندگي نگاه كرده، … نخستين چيزي كه بايد توقع آن را داشت اين است كه هم در مبارزه انتخاباتي و هم در گفتمان‌سازي اجتماعي تا بيشترين مقدار ممكن راديكال عمل كند. چنين جرياني آماده خواهد بود كه بازي انتخابات را از تعادل خارج كرده و فضاي كشور را بي‌ثبات كند.
موشكاف: طرف حساب اين ورق پارة باندِ خامنه، كسي نيست جز اكبر كوسه. حرفِ اين جماعت به كوسه اينه كه اينقدر با احساساتِ ولي فقيه بازي نكن….بازي كردن همانا و دراز شدنِ جمعيِ ما همان….حالا حرفِ اكبر كوسه چيه؟ بفرماييد. از زبونِ خودش بشنويد:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :رفسنجاني: همه کارهای کشور زیرنظر رهبری است و ما نباید از آنها غافل باشیم. رهبری قدرت مطلق کشور هستند، لذا ما باید لااقل نهادهایی را که زیرنظر رهبری هستند، و هر عیبی دارند، با رهبری مطرح و پیگیری کنیم که آن عیب برطرف شود…
موشكاف: شيخ اكبر ميگه انتخابات، بازيه…..هيچ بحثي هم تو بازي بودنش نيست. بحث اينه كه بايد قواعد بازي رو ر عايت كرد. حالا قواعدِ بازي چيه؟!…همين كه گفت….ميگه بابا اين خامنه خيلي تكخور شده…لا اقل نهادهاي زير دستش رو بده ما…هاهاها..حالا جوابِ خامنه رو از زبونِ رأسِ سومِ لاريجانيا بشنويد:
تلويزيون رژيم – 23 آذر 94 :گاهي ديده ميشه كه يه سخنهاي بي پايه اي گفته ميشه نسبت به نظارت بر رهبري و اخيرا من ديدم بحث نظارت بر نهادهاي زير مجموعه رهبري و منصوبين رهبري او رو هم اضافه كردن واقعيت اين است كه اينها يك آرزوهايي است كه داره مي كنن و ربطي به قانون اساسي نداره اينها توقعاتي خودشون دارن ميخوان توسعه بدن اختياراتي را و اين نحوه فضاسازي هاي نادرست و غير منطقي توجيه نداره. در قانون اساسي ما نداريم نظارت بررهبري .
موشكاف: هاهاها….قانون اساسي چيه بابا؟….مثل اينكه حواست به زهرخوريِ ولي فقيهت نيستا!….تازه نظارت بر ولي فقيه كه چيزي نيست….بيا ببين همين اكبر كوسه چه حرفاي ديگه اي زده:
سايت حكومتي آنا-22آذر94 :در قانون اساسی، رهبری را از اول شورایی نوشتند. وقتی که امام رحلت کردند و ما می‌خواستیم رهبری را انتخاب کنیم، قانون اساسی ما شورایی بود… رهبری مال همه٬ و پدر کل جامعه، یعنی مسلمان، غیرمسلمان، چپ و راست است و باید مرجعی که ایشان را تعیین می‌کند، متعلق به همه باشد و هر چه پیکره خبرگان، تنوع بیشتری داشته باشد، اعتبار رهبری بالاتر می‌رود…
موشكاف: به اين ميگن خر كردنِ ولي فقيه به شيوة اكبر كوسه….ميگه اگه ميخواي ميخِ ولايتت رو محكم كني، درِ خبرگانو باز بذار كه من هركي خواستم رو بيارم توش…..خامنه هم كه دستِ اين شريكِ 50 ساله شو خونده حرفش اينه كه اكبر!…..خودتي!..اگه من در خبرگان رو باز بذارم….تو دو روزه عمامة منو از كله م مي قاپي، از ريشمم واسه صورت كوسهات ريش مصنوعي درست مي كني….هاهاها…..و اينجوريه كه جنگِ باندي تو رأسِ نظام، روز به روز خفن تر ميشه.

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

ایران - تا كسب آزادي ايستاده ايم، پس هستيم

آزادی
آزادی 
بي شك قيامهاي دانشجويي و اعتراضات مردمي، عرصه فوران انرژيها و آزاد شدن نيروها است. دستهاي به ظاهر خالي،در پيوند با هم سلاحي كارآ در برابر گلوله هاميشوند.همبستگي همه چيز راتغيير ميدهدو همه ناتواناييها را به توانايي ونتوانستن هارا به توانستن ها تبديل ميكند. اما سوال اين هست كه براستي اين همبستگي چگونه ميسر ميشود؟
چطور ميشودقطره ها رابه هم پيوند داد؟
براي پاسخ به اين سؤالها بايدبدنبال عامل و نيروي محركه اي دربيرون ازخودمان بگرديم.حتما كه بايدپيكاني باشدكه راه را نشان بدهد و انرژيهاي بر آمده از خشم و اعتراض مردمي را سمت و سو بدهدو تبديل به نيرويي كارآمد براي ضربه زدن به دشمن مردم و ميهن كند.
نقطه امروز مااتكا به آن عامل و نيروي محرك است كه در بطن جامعه ما و در اعماق قلبهاي مردم وجود دارد آن چيزي جز عطش آزادي و ايستادگي براي آن نيست.اعتراضات و خیزشهای  جوانان در كوچه ها و خيابانهاي ميهن بعنوان نيروهاي اصلي شركت كننده در تغييرات نيز همين بوده و هست.
سه دهه است كه ضحاك ولايت از مغز و خون جوانان اين آب و خاك ارتزاق ميكند و بيشمار آنان را به خاك و خون كشيده و يا در تنور جنگ سوزانده و يا آواره ديار غربت كرده است،آرزوها را كشته و بسياري را اسير چنگال اعتياد و فساد و فحشا كرده است.اما هيهات كه نتوانسته اميد براي تغيیر را بگيرد .
 حاكميت مستبد ولايي از همان ابتداي سرِ كار آمدنش چنگ در آسمان ميهن انداخت و براي تضمينِ حكومت ننگينش شروع به شكارِ ستاره هاي ما كرد. ميخواست با خالي كردن آسمان ايران از ستاره هاي آزادي راه رو براي استيلايِ ابديِ شب باز كنه ولي ديديم كه نه تنها آسمان ميهن ما تسليمِ شب نشد بلكه جوانان ما با پايداري خود ميهن رو غرقِ ستاره ها كردند.
تظاهرات دانشجويان دانشگاههاواعتراضات  پرستاران شریف  وزحمتکش  وکارگران بیدار وآگاه میهنمان ......وچنين فضاي ملتهب اجتماعي دانشگاه ها و مدارس  وکارخانجات  وبیمارستانها همه مبین همین است
درپايان بايد به اين باور كنيم وايمان داشته باشيم كه اين حاكميت مانند هر حاكميت مستبد هيچگاه خود بخود سرنگوني نميشود فراموش نكنيد فضاي مساعد براي سرنگوني لازم است اما عزم و اراده تك تكمان شرط آن است بنابرايي باز هم هزار باره تكرار ميكنيم « كه آزادي را در سيني طلا نميدهند وبايد قيمت داد». بايد به شرايط فروريختن كاخ سلطنت ولايت فقيه و به درآمدن غول خشم مردم از شيشه اشراف و باور داشت و با همبستگي باهم با هر عقيده و مرامي و بدون كوچكترين شكاف از فرصتهاي اين مرحله بهره جست و عليه اين نظام پلید و ضدبشر تا تغيير آن باهمه توان قيام كرد.