‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خشونت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۲۸, شنبه

ایران- پاریس -کتاب :رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام - به‌قلم مریم رجوی رئيس جمهور برگزیده مقاومت ایران - ورلد پاليسي ۲۵ آذر ۱۳۹۴

مریم رجوی رئيس جمهور برگزیده مقاومت ایران
مریم رجوی رئيس جمهور برگزیده مقاومت ایران  
خانم مريم رجوي در سال 1373 نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبي و بنيادگرايي اسلامي كه قلبش در تهران ميتپد، هشدار داد.
در آن زمان ـ چهار سال قبل از حمله يازده سپتامبر ـ در حالي كه غرب نسبت به اين تهديد رو به رشد غافل بود و نقش واضح رژيم ايران در حملات تروريستي مختلف از جمله در برجهاي خوبر عربستان مورد اغماض قرار ميگرفت، رجوي گفت:« بنيادگرايي به نخستين تهديد صلح در منطقه و جهان تبديل شده است». و « آخوندهاي حاكم بر ايران با سوء‌استفاده از باورهاي مذهبيِ بيش از يك‌ميليارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبي و صدور بحران و تنش مي‌پردازند.
دخالت در كشورهاي اسلامي، صدور فتواي قتل اَتباع خارجي، عمليات تروريستي در كشورهاي مختلف جهان، اختصاص دادنِ بودجه‌هايِ سرسام آور براي تهيهٌ انواع سلاحها، از جمله سلاحهاي كشتارجمعي (ميكروبي و شيميايي) و بالاخص، تلاش براي دستيابي به سلاح اتمي،  بخشي از  مواضع و عملكردهاي‌ ملايان در صحنهٌ بين‌المللي است كه با ذات و موجوديتِ مرتجعان  پيوند خورده است».
به‌نظر می‌رسد به‌رغم همه پیشرفتهای ما در زمینه اجتماعی و انسانی، با هرنسل جدید، جناحهای افراطي ظهور می‌کنند که جهان را با تواناییشان برای متقاعد‌کردن مردم عادی به ارتکاب جنایات بی‌سابقه، به لرزه درمی‌آورند.
در قبال حملات اخیری که با استناد به خدا و مذهب در پاریس و سن برناردینو انجام گرفت، با همان سردرگمی واکنش نشان داده مي‌شود که ما در برخورد با بیرحمیهای بی‌هدف قرن بیست و یکم دچارش شده بوديم. ما تلاش می‌کنیم این مساله را درک کنیم که چگونه چنین خشونت بیرحمانه‌یی، در ذهن انسان شکل می‌گیرد و مانند آتش گسترش پیدا می‌کند و البته خودمان را آماده می‌کنیم که آن را تصحیح کنیم، و از خود می‌پرسیم که چگونه می‌توانیم با  این اشکال جدید افراطی‌گری که جهان را در بر گرفته، مبارزه كنیم.
این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی  از بربریت قرون وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است  که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازاتهای  فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچگونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد.
 با این حال اين یک جهان بینی است که نمونه آن را در عصر حاضر مشاهده نموده‌ایم. از زمانی‌که روح‌الله خمینی در سال ۱۳۵۷ به قدرت رسید، رژیم ایران خودش را به‌عنوان یک مدل موفق ارائه کرد که  بنیادگرایان اسلامی با آن می‌توانند ابهت، قدرت، و مشروعیت حاکمیت را به‌دست بیاورند.  این یک پیام تحریک‌آمیز را به سنی‌های افراطی نظیر داعش ارائه می‌کند که در حالی که بنیادگرایان شیعه «حکومت اسلامی» خودشان را دارند، چرا آنها نتوانند «حکومت اسلامی» خودشان را داشته باشند؟
به‌رغم این که منشاء تئوریک این ایدئولوژی افراطی در سالهای اولیه ظهور اسلام شکل گرفته بود، اما تنها پس از آن که بنیادگرایی  بعد از  انقلاب سال ۱۳۵۷ در ايران حاكم شد، به  یک نیروی جهانی قدرتمند تبدیل گردید.
رژیمی که جایگزین رژیم شاه شد، که آن هم منفور و غیر دموکراتیک بود، تقریبا یک شبه و از همان ابتدا شروع به صدور بنیادگرایی اسلامی در ابعاد بی‌سابقه‌یی نمود. در حالی‌که ملاهای تهران شروع به  ساختن یک نظام دین‌سالاری مدل خودشان کردند،  گروگانگیری پر سرو صدا، بمب گذاری، حملات انتحاری و ترور، هنجارهای عادی شدند.
در آن مراحل اولیه، فرقه‌های مختلف تروریستی تحت عنوان شیعه مانند شبه‌نظامیان عراق، حزب الله لبنان و حوثیهای یمن به طور مستقیم توسط رژیم ایران تشکیل گردیدند. بدون حمایت دولتی از سوی ایران، قدرت و نفوذ آنها به سرعت از بین رفته و از هم می‌پاشیدند. این ایدئولوژی شرور و مدل تکثیر شده آن با  دستیابی حامیان آن  به مخازن نظامی، دیپلوماتیک و تبلیغاتی در کشورهای همسایه ایران به‌طرز فزاینده‌یی  مرگبارتر شد.
 بدین سان، اولین خلافت، سالها قبل از آن که اولین حمله القاعده یمن را به آتش بکشد، و سه دهه کامل قبل از سربرداشتن داعش شکل گرفت. بسیاری بر این پندارند که بنیادگرایی سنی یک پدیده منحصر به‌فرد و به طور کامل جدا از افکار تبلیغ شده توسط ملایان شیعه در تهران است، اما واقعیت امر این است که تفاوت آنها بسیار فرعی است. در واقع، بنیادگرایان سنی زیر چتر سیاسی و معنوی حکومت مذهبی ایران، به قدرت فوق‌العاده‌یی دست یافتند. هردوی آنها از یک پایه ایدئولوژیک برخوردارند و هر دوی آنها خواهان ایجاد یک دولت مذهبی برای ترویج قانون شریعت با زور می‌باشند.
شواهد قابل توجهی موجود است که نشان می‌دهد رژیم تهران در زمانها و مکانهای مختلف، بنیادگرایان سنی را تامین مالی و تسلیحاتی نموده است. همانطوری‌که وزیر امور خارجه آمریکا، جان کری گفت «داعش با آزاد کردن ۱۵۰۰ زندانی توسط اسد و  ۱۰۰۰ زندانی دیگر توسط نوری‌المالکی تشکیل گردید».  رژیم ایران، هدایت‌کننده شناخته‌شده هر دو آلت دست می‌باشد.
قتل عام صدها هزار سنی توسط رژیم ایران و عواملش در عراق و سوریه در سالهای اخیر، منبع  و سرچشمه سیاسی اجتماعی بی‌پایانی را برای داعش به‌وجود آورد. رژیم ایران، کماکان از همه جوانب، به این  پدیده افراطی‌گری کمک می‌کند و راههای جدیدی برای زنده کردن این حیوان پیدا می‌کند. اگر ایران، یکی از مراکزی است که افراطی‌گری جهانی اسلامی را مشروع می‌کند، راه حل چیست؟ 
تاریخ به ما می‌گوید که برای بنیادگرایی و افرطی‌گری هیچ چیز خطرناکتر از آرمانهای دموکراتیک و مدره  نیست. این به‌خوبی در تاکتیکهای سرکوبگرانه‌ آنها علیه هدف اصلیشان، که جناحهای مدره مسلمان از جمله مجاهدین خلق هستند، مشخص است.
برای دستیابی به موفقیت واقعی، کمپین نظامی و عملیات اطلاعاتی موجود در منطقه، باید با تقویت تفسیر اسلام واقعی که دموکراتیک و بردبار است، تکمیل شود.  تنها توسط یک استراتژی متفاوت و روشن که پشتیبانی اخلاقی و فیزیکی پایدار از مردم ایران و منطقه در  تلاش آنها برای دستيابي به آزادی و رهبری مدره بکند، از تکرار تاریکترین دوران تاریخ، اجتناب خواهد شد.
مریم رجوی، رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران است که خواهان استقرار یک ایران دموکراتیک، براساس جدایی دین و دولت و غیر اتمی است.

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

روز 25 نوامبر، روز حذف خشونت عليه زنان

مقاومت  زنان درمقابل دیکتاتورها
در تاريخ، ‏زنان و ‏دختران زيادي عليه ظلم برخاستن اما 25 نوامبر بعد از قتل فجيع خواهران ‏ميرابال که به وجود اومد. سه خواهري كه عليه ديكتاتوري دومينيكَن به اعتراض برخاستن و سرآغاز يك مقاومت شدن. امروز نام اونها براي تمام دختران آمريكاي لاتين يادآورِ از خود گذشتن براي مبارزه عليه خشونته.
در سرزمين ما ايران اما، زشت ترين نماد قانونمند و سيستماتيك تبعيض و دشمني با زنان به چشم مي خوره.حاكميتي نامشروع كه ‏سركوب زنان رو اهرمي براي سركوب تمامي مردم ايران كرده.با اين همه، هم زمان با اين هم ظلم و ستم روا شده، ايستادن ها و فرياد هاي اعتراضي هست كه عليه اين خشونت ها، جنايت ها و شقاوت ها بلند ميشن. بله، شكي نيست كه اون ديو تاريکی و پليدی که حياتش رو از نابرابری مي گيره روزي به دست همين دختران ‏ايران زمين از پا بيفته.

۱۳۹۴ آبان ۲۸, پنجشنبه

نامه سرگشاده آنتونی ایریس روزنامه نگاری که همسرش هلن را در فاجعه تروریستی پاریس از دست داد:

آنتونی ایریس روزنامه نگاری که همسرش هلن را در فاجعه تروریستی پاریس کشته شد
آنتونی ایریس روزنامه نگاری که همسرش هلن را در فاجعه تروریستی پاریس کشته شد
هر گلوله شما زخمي است بر قلب خدا - يك فرانسوى كه همسرش در حمله تروريستي تبهكاران داعشي در جمعه شب گلوله خورده و كشته شده نوشته اي را براي روزنامه هاي فرانسوي فرستاده و اين نوشته امروز چاپ شده است . اين مرد داغدار فرانسوي مي نويسد:
شما حتي نفرت من را هم بدست نخواهيد آورد.
شما زندگي يك فرد استثنايى، عشق من، مادر تنها فرزندم را گرفتيد، ولى من كينه خود را از شما دريغ مى دارم تا شما حتي اون رو هم نتونيد بدست بياريد .
من نمى دانم شما چه كسانى هستيد و مايل هم نيستم بدانم،
چون شما وجود نداريد !
اگر آن خدايى كه شما برايش كوركورانه مى كُشيد ما را از روح خود آفريده، هر گلوله شما زخميست بر قلب او.
خير ! من كينه خود را به شما ارمغان نمى دهم.
چون شما در جستجوى آن بوده ايد، ولى پاسخ دادن به كينه شما با كينه و خشونت، تسليم شدن است در مقابل جهلى كه شما را تبديل كرده به آنچه كه هستيد .
شما مى خواهيد كه من در ترس زندگى كنم !
به هموطنان [مسلمان] م مظنونانه بنگرم، كه بدينوسيله آزادى را فداى امنيت كنم !!
ما دو نفر بيش نيستيم (من و پسرم)، ولى از تمام ارتشهاى دنيا نيرومند تريم. وقت زيادى ندارم كه به شما اختصاص دهم، چون بايد براى ملويل پسر ١٧ ماهه ام كه تا دقايقى ديگر از خواب بر خواهد خواست مثل هر روز عصرانه درست كنم و سپس با او مثل هر روز براى بازى به پارك بروم. در تمام طول عمرش، اين پسر كوچك، با شاد بودن و آزاد بودن خويش شما و امثال شما را خواهد آزرد در حاليكه شما حتي كينه او را هم به ارمغان نخواهيد برد!

۱۳۹۴ آبان ۲۷, چهارشنبه

ایران - آخرین وصیت نامه مبارزراه حق شیرکو معارفی

شيركو معارفي
شيركو معارفي

مرگ ما مردن نیست
شور این خون روان را
سرخشکیدن و افسردن نیست
مرگ ما پروازی است
شرف بودن ما
در شرف جانبازی است.

شیرکو معارفی زنداني سياسي كرد در يكي از ملاقاتهايش به يكي از اعضاي خانواده اش مي نويسد: اين نامه را در غروبی ترین شبهای می نویسم، که همزمان نسیم طلوعش سلامی اجتناب ناپذیر می دهد و اکنون آشنا ترین صدا نزدیک ترین چهره مادرم است. در بخشی دیگری از نامه آمده که من نه از برای سقط حقیقت، عدل و انسانیت گام برداشتم، بلکه گام در رکاب هر فرسنگ راه که نهادم، به جولانگاه حقیقت قریب تر، به منزلگاه عدل فزونی و در پیشگاه انسانیت پیشمرگ تر شدم. آری من پیشمرگ جاودانگی، دوری جستن از بربریت و هم آغوش شدن با آزادی هستم و در مسلخ جباران و جور ورزان،که به خیالشان از جولان کردن در جنگل سروسانان جدایم می سازنند، بی هیچ واهمه و اضطرابی، با قامتی استوار و دلی سرشار از امید و استقامت حظور می یابم و به جمع ستارگان این آسمان غمگسار می پیوندم.
متن کامل نامه به شرح زیر میباشد:
از سوسوی تلالو طلوع و از ناله مادر ترانه آزادی می سرآیم
دیر زمانیست که شب هنگام طعمه گاه شکارچیان حریص است و سوسوی شب نوید صیدهای نادر و دست نایافتنی است. آری شکار و طعمه در این بلاد نه برای تفریح و اوقات شاد به سر بردن، که از سر زیاده خواهی و کج فهمی و تمایلات نا لازم و کشنده است. برای صیادی بدور از منطق و بری از احساس تعادل و انصاف هر صیدی می تواند جذاب و فریبنده باشد. حال اگر این صید در جولانگاه دست نیافتنی و صعب العبور باشد و ذاتا سنتهای وجدان مدار بر دوش داشته باشد، هم موجه صید و هم دائم الصید خواهد بود. جوانی که خود را مبارز، برحق و خواهان شعائر انسان دوستی می داند چه بسا آن آهوی زیبا اندام است، اندر چشم شغالهای زشت پسند و زشت بین. سلاحی که بر دوش جوان حافظ عدل و انسانیت است،کم پیش می آید،که ماشه چکانش تمرین تیر نواختن را به درستی و دقت سپری کرده باشد.
آری من شیرکو معارفی همان تروریست متهم مخالفت با خدایم، که جدا از حب انسانها و نوازش کودکان، دلسوز طبیعت و رویای آشتی،اندیشه ای بمب آسا در سر و خیالی نهیفی در دل دارم. صید من برای شغالهای شب پرست و دشمنان طلوع و مهر مادری، همان اندازه نوید پیروزی برای آنهاست،که در ازای ظلمانی ترین شبها هم نخواهد توانست جلودار طلوع و طالع افق باشد. من تروریست ترین فرزند "آربابا"حتی به هنگام به اسارت درآمدنم میل به شلیک و نواختن تفنگی را نداشتم و هر آنچه از پیشینه و آن روزش با من بود، ترور و ارعاب و خشونت نبود و تنها کوله باری مملو از عشق به انسانیت و نوازش آزادی بر دوش داشتم.
این نامه را در غروبی ترین شبهای می نویسم،که همزمان نسیم طلوعش سلامی اجتناب ناپذیر می دهد و اکنون آشنا ترین صدا نزدیک ترین چهره مادرم است. که در نبردی فرسایشی تمنای آغوشش را برای یک بار هم که شده، در دل می پرورانم،اما دریغا مهر به مادر و مام میهن در این ندامتگاه هیچ مجالی برای ابراز وجود ندارد. پُر پرتو ترین خورشید،درخشان ترین ستاره،بیکران ترین دریا و سر به فلک سایده ترین کوه طبیعت، که جبروار بر سرنوشت من سایه افکنده و نه از خورشید جنبشم، نه از ستاره امیدهایم، نه از دریای مادرم و نه از کوه استفامتم نتوانستم و نخواهم توانست دست بکشم،بلکه با تمام وجود هر آنچه این صید، تروریست، مخوف برای صیادان آزادی ساخته، این دنیای بکر و انسانیست. با تمنای آغوش مادر،عشق به آزادی و تعهد به انسانیت،صدها شب و روز دیگر را قلم خواهم زد و همچنان من یک جوان کُرد زحمتکش،انقلابی و از دیار شب زنده داران خواهم بود.
و اینک نیز باید بگویم: گاه آنکه ما را به حقیقت می رساند خود از آن عاریست!
زیرا تنها حقیقت است که رهایی می بخشد.
من نه از برای سقط حقیقت،عدل و انسانیت گام برداشتم، بلکه گام در رکاب هر فرسنگ راه که نهادم،به جولانگاه حقیقت قریب تر، به منزلگاه عدل فزونی و در پیشگاه انسانیت پیشمرگ تر شدم. آری من پیشمرگ جاودانگی، دوری جستن از بربریت و هم آغوش شدن با آزادی هستم و در مسلخ جباران و جور ورزان، که به خیالشان از جولان کردن در جنگل سروسانان جدایم می سازنند، بی هیچ واهمه و اضطرابی، با قامتی استوار و دلی سرشار از امید و استقامت حظور می یابم و به جمع ستارگان این آسمان غمگسار می پیوندم.
شیرکو معارفی
زندان سقز

15.7.1392