‏نمایش پست‌ها با برچسب سرنگونی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سرنگونی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

سوریه - بشار اسد راه حل نظامی برای سرنگونی اش را پیش پای مخالفانش گذاشت

داعش باحمايت بشاراسد فرصت رشدو گسترش پيدا كرده وبدون سرنگوني بشاراسد از بين نمي‌رود
داعش باحمايت بشاراسد فرصت رشدو گسترش پيدا كرده وبدون سرنگوني بشاراسد از بين نمي‌رود
بدنبال اجلاس مخالفان رژیم بشار اسد دیکتاتور سوریه و تاکید و توافق بر حفظ تمامیت ارضی سوریه خروج نیروهای خارجی،پایان حالت نظامی ؛ استقرار یک جانشین سیاسی و برکناری اسد از طریق مسالمت آمیز یا نظامی ، بشار اسد در اولین واکنش نسبت به توافق مخالفان سوری در کنفرانس ریاض، گفت که مذاکره با هیئتی که قرار است برای گفت وگو با رژیم وی از میان مخالفان تشکیل شود، نمی پذیرد و گروههای مخالف را «تروریست» نامید.
بشار اسد در این گفت‌وگو که از تلویزیون دولتی سوریه نیز پخش شد،گفت تنها در یک حالت تماس با گروه‌های مسلح راخواهدپذیرفت:برای رسیدن به وضعیتی که سلاح خودراتسلیم کنند یا به دولت بپیوندند و یا به سر زندگی معمولی‌شان برگردند.» او گفت: «این تنها راه برخورد با شبه‌نظامیان در سوریه است.»
واکنش اسد تنها یک روز پس از توافق مخالف جهت تشکیل هیيتی برای مذاکرات احتمالی با رژیم سوریه، صورت می گیرد و او راه حل نظامی برای سرنگونی اش را پیش پای مخالفان می گذارد. راه حلی که با توجه به جنایات وی و شرایط این کشور تنها راه ممکن و متصور است.
به گزارش العربیه؛مخالفان سوری در کنفرانس ریاض، هیئتی را از میان خود از جمله گروههای مسلح (به جز دو گروه جیش الاسلام و احرار الشام) تشکیل دادند تا در مذاکرات آینده با رژیم سوریه شرکت کنند. هیأت نمایندگی اپوزیسیونسوریه با ۲۳ عضو در اجلاس ریاض شرکت داشت.
استقبال کردند.امادر نقطه مقابل  نگرانی رژیم ایران از اجلاس اپوزیسیون سوریه در ریاض  قابل توجه میباشد.حسین امیر عبداللهیان معاون وزیر خارجه رژیم بار دیگر اجلاس اپوزیسیون سوریه در ریاض را مورد حمله قرار داد.روز پنجشنبه 19آذر 94 گفت: «ایران اجلاس ریاض را مغایر با مفاد توافق وین 2 می‌داند».
در اجلاس اپوزیسیون سوریه در ریاض، شرکت کنندگان بر پایان اشغالگری رژیم ایران و روسیه و خارج ساختن نیروهای آنها از سوریه تأکید کردند.
وزیران خارجه کشورهای مخالف رژیم اسد قرار است روز دوشنبه در پاریس دیدار کنند تا برای نشست با روسیه و کشورهای خاورمیانه در نیویورک که قرار است پنج‌شنبه آینده برگزار شود آماده شوند. هدف نشست نیویورک تشکیل یک هیات نمایندگی از اپوزیسیون سوریه اعلام شده است.

مبارزه با داعش تنها و تنها از مسیر سرنگونی رژیم اسد و استقرار یک نظام سیاسی که مردم سوریه را نمایندگی کند ممکن است. جز این هر راه دیگری سراب و به گسترش تروریسم و بنیادگرایی یاری می رساند.

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

آزادي را با بانگي بلند و پر طنين بايد فرياد كرد.

آزادی  ،خجسته آزاری
آزادی  ، خجسته آزاری
آزادي  گوهري گرانبها ست. خواستي حقيقي و واقعيتي كه خواست مردم ميهن ما و همه ملل استبداد زده دنياست. خواست و واقعيتي كه  در تضاد  واقعي  و نه صوري و تصنعي  با ديكتاتوري و استبداد و اختناق است.   آن را نمي توان يواشكي و در پستوهاي پنهان و بدون پرداخت بهاء بدست آورد.  بلكه  مي توان با چنين ترفندي خام خيالانه يا خوش خيالانه  و بسيار ابلهانه، تلاش كرد كه  خواست آزاديخواهي  مردم  را  كه ضرورتي غير قابل انكار و مهار ناشدني است از محتوا  تهي و به كجراهه و به انحراف برد و به ابتذال كشاند تا بتوان آن را ولو براي مدتي مهار كرد .
آزاديخواهي حركتي است كه در جامعه استبداد زده  در زير پوست شب وجود دارد و خود را به اشكال مختلف نشان ميدهد و بيان مي كند.  به همين خاطر جريانهاي ضد آزادي به مقابله و سركوب آن روي مي آورند. زيرا اين حركت وجود دارد و  بنابه سنت و قوانين حاكم بر پديده ها  اين حركت به تدريج  تغيير مي يابد و بالغ مي شود  و در نقطه رشد و بلوغ خود پوسته و مانعي كه استبداد است و سد راهش شده را مي شكند و  شرايط را دگرگون مي كند. 
همه اشكال اعتراضي و آزاديخواهانه خوب و مثبت و مفيد است. اما همواره يك شكل اصلي و  واقعي وجود دارد كه ساير اشكال از آن تاثير مي پذيرند.
اصلي ترين شكل مبارزه در ميهن استبداد زده ما كه رژيمي قرون وسطايي  و تاريك انديش بر آن حاكم است، مبارزه براي تغيير و سرنگوني اين رژيم است. اين اصلي ترين و واقعي ترين شكل ممكن در مبارزه براي آزادي است كه در مقاومتي سازمانيافته تجلي يافته است. .
براي آزادي بايد حركت كرد و جنبش داشت و حركت اصل اول در قانون تغيير و  تحول و تكامل پديده هاست.   يك جامعه زنده و در حال  حركت  كه در آن تغييرات تدريجي صورت مي گيرد و تاثير ميگذارد و تاثير مي پذيرد، به تضاد و مانع بر ميخورد و در نقطه بلوغ خود پوسته شكني و جهش مي كند و تحول و تكامل مي يابد. جامعه اي است پويا و رو به جلو ، به سمت رهايي نه اسارت  و قهقرا، دليل اصلي اختناق و سركوب مطلق و زندان و شكنجه و اعدام مقابله با همين حركت و پويايي است كه وجود دارد وبارها  در قيامها و اعتراضات اجتماعي و كارگري و دانشجويي خود را نشان داده است. بارزترين نمونه آن قيام 88 بود كه ترك خوردن پوست شب همانا و فوران آزاديخواهي همان  پس چگونه مي توان براي دست يابي به آزادي آن را به پستويي برد و قايم كرد؟!
نه، نمي توان و نبايد چنين كاري كرد. اين لوث كردن آزادي و به سخره گرفتن آزادي  كه مقدس ترين چيز براي هر انساني است مي باشد.  به سخره گرفتن مطالبات برحق و آزاديخواهانه و عدالت جويانه مردم بويژه زناني كه در يك رژيم زن ستيز و بنيادگرا تحت ستم و سركوب مضاعف در همه زمينه ها خصوصا در زمينه پوشش اجباري هستند مي باشد.  طبيعي است زنان ميهن ما به اين اجبار تن ندهند و به آن اعتراض بكنند و اين اعتراض را مي توان ديد اما خواست مردم ميهن ما و زنان ميهن ما ،نه گفتن به اين رژيم شکنجه  وجنایت  وترور است و مخالفت با سركوب و اختناق و دفاع از آزادي است. به اين دليل  آزادي را بايد با بانگ بلند و پر طنين در همه جا فرياد كرد. 
در هر شهر و هر روستا. در هر مدرسه و دانشگاه. در هر كوچه و خيابان. در هر كارخانه و كارگاه .  در اعتصاب و اعتراض و خيزش و قيام  عليه استبداد است كه آزادي طنين انداز مي شود و  با فرو ريختن ديوارهاي قطور اختناق است كه محقق مي گردد.
آزادي هزينه دارد كم يا زيادش را شرايطي كه حركت آزاديخواهانه در آن وجود دارد تعيين مي كند. اگر زمين استبداد سخت و لم يزرع باشد، هزينه آزادي هم كار وتلاش و مبارزه اي سنگين و طاقت فرسا خواهد بود و  براي تحقق آن بايد جنگيد و  جان داد. اي كاش نرخ و قيمت آزادي ارزان بود، اي كاش! امّا وقتي مي گوئيم «آزادي  گوهري گرانبهاست» پس نرخ و قيمت و بدست آوردنش هم بسيار بالاست.   آزادي بدون برخورداري از رهبري تحققش دشوار و چه بسا محال است.  اين رهبري البته گاه بدليل سركوب  و خفقان و ديكتاتوري و خيانت  مي تواند راهزني چون خميني باشد و يا كسي چون مصدق و گاندي و ... هر چه يك جنبش آزاديخواهانه اصيل  و مردمي و با گذشته و سابقه اي روشن باشد ، هر چه مبارزه آزاديخواهانه عميق و داراي هدف و برنامه و محتواي انقلابي و مردمي   باشد، رهبري آن قابل اتكا و اعتماد خواهد بود و در سر فصلهاي تاريخي  با سياست و استراتژي و تاكتيك درست  محك مي خورد و درجه اعتماد و شايستگي و اصالت خود را بالا مي برد.  براي اينكه يك جنبش آزاديخواهانه در يك سرزمين به سرمنزل مقصود برسد، رهبري جنبش است كه نقش اصلي را در حفظ ، هدايت و سلامت و تضمين سلامتي آن و محقق كردن  اهداف آزاديخواهانه اي  كه دارد بازي مي كند. پس  دست يابي به چنين گوهري كه سهل و  آسان نيست و خواب و خيال و رويا هم نيست و واقعي است ، جديت و تعهد  ومسئوليت پذيري  مي خواهد ،نمي توان آن  را در خفا و در پستويي برگزار كرد، يا دنبال هر بي سروپايي كه به دروغ مدعي آزاديخواهي است افتاد و خود و جريان آزاديخواهي را مسخره و مضحكه كرد!
آن هم در شرايطي كه زندانيان اسير و در چنگال جلادان به دژخيمان بيا بيا مي گويند و با قامتي استوار و  خلل ناپذير پاي چوبه دار مي روند و فرياد پر طنين آزادي يك خلق را در سراسر جهان طنین انراز میکنند.

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

ایران - بركودكان ميهنم چه ميگذرد؟!

کودکان کارتن خواب درحاکمیت خامنه ای ضدبشر وروجانی شیاد
کودکان کارتن خواب درحاکمیت خامنه ای ضدبشر وروجانی شیاد
نیش عقرب نه از ره كين است
 اقتضاي طبيعتش اين است
شرایط نونهالان این مرز و بوم تحت حاکمیت شوم آخوندها
 در جامعة خميني زده كه قانون جنگل و بربريت در آن حكمفرماست، معيارهاي ارزشگذاري را افرادي تعيين ميكنند، كه در وحشيگري،ظلم و قساوت بر مردم هيج حد و مرزي نمي شناسند. به راستي در قاموس ايدئولوژي متحجّر و ارتجاعي آخوندي، انسان،چگونه تفسير ميشود؟ جوهره وجودي انسان چيست؟
در نظرگاه آخوندهاي ضدفرهنگ،انسان موجودي است گناهكار، بدون اراده و اختيار، كه تابع شرايط موجود، يعني شرايط تحميل شده از جانب آخوندهاي پست و فرومايه هستند، بدون داشتن نقشي در تغيير و اجبارات ضدانساني موجود. شرايطي كه بر كودكان ميهن ما تحميل شده، تا حدي در رديف ستمي است كه زنان جامعه ما به آن گرفتارند. متأسفانه وضعيت مصيبت باري كه بر روح، جسم و زندگي كودكان ميهنمان چون بختكي سنگيني ميكند، نه تنها به فراموشي سپرده شده بلكه چشم انداز روشني هم تا اين رژيم ضد انساني هست، وجود ندارد و روزبه روز بر ابعاد فاجعه افزوده ميشود.
 مگر كودكان حقوقي دارند!؟
 در ايران، وضعيت كودكان فاجعه بار است. بسياري از آنان قرباني اختلافات خانوادگي،ازدواج و كار اجباري، اعتياد و فقر، فحشا و… ميگردند. زندگي بسياري از كودكان در حكومت ضد انساني آخوندي بيش از هر چيز به كابوس شباهت دارد.
«ابتدايي ترين حقوق ايرانيان، اعم از بزرگسالان يا كودكان به طور سيستماتيك در ديكتاتوري مذهبي كه بيش از 25سال است، بر ايران حكومت ميكند، پايمال ميشود. ايران در سال1993 به كنوانسيون بين المللي حقوق كودك پيوست. با اين شرط كه ”مفاد كنوانسيون حاضر قابل اجراست مشروط بر آن كه با حقوق اسلامي و قوانين داخلي مغايرت نداشته باشد”.
 تحفيظ مزبور با كنوانسيون در تضاد آشكار است, چرا كه كنوانسيون تصريح ميكند: ”هيج گونه تحفيظ كه با موضوع و هدف كنوانسيون حاضر مغايرت داشته باشد مجاز نخواهد بود”.
 كودكان قربانيان بهره كشي و استثمار
بنا به گزارش يونيسف: وضعيت اقتصادي مردم ايران فاجعه بار وکودكان نخستين قربانيان اين وضع هستند. برخي خانواده ها كودكان خود را ميفروشند، سوءتغذيه و فقدان بهداشت و مراقبتهاي پزشكي بيداد ميكند. شمار كودكاني كه ميتوانند به كودكستان بروند از 15درصد كمتر است.
هزاران كودك خياباني و فراري هستند كه در اطراف ايستگاههاي قطار، اتوبوسهاي شهرهاي بزرگ پرسه ميزنند. سركردگان رژيم از حضور روزافزون دختر بچگان10، 12ساله در بين كودكان خياباني سخن ميگويند. كودكان مزبور كه با انواع مخاطرات روبرو هستند، طعمه شكارچيان كودك و قاچاقچيان مواد مخدر و … محسوب مي شوند.
 كودك آزاري
 زير فشار خردكننده مشكلات اقتصادي و معيشتي،كمبودها، بيكاري و نداري از يكطرف و سركوب وحشيانه از طرف ديگر،كه بر گُرده مردم محروم ايران سنگيني ميكند، فجايع اجتماعي در ابعاد وسيع و به اشكال مختلف در حاكميت قرون وسطايي آخوندي نمايان ميشود كه هركدام از آنها مصيبت هاي جانسوز و غم ا نگيزي دارد. كودك آزاري مقولة هولناكي است كه بعضي از خانواده ها روي كودكان خود اعمال ميكنند. فشار زندگي باعث به وجود آوردن استرس، عصبانيت هاي مستمر و بيماريهاي رواني و روحي ميشود. طبق گفته هاي سر دمداران رژيم: «بيش از 10ميليون بيمار روحي و رواني در ايران وجود دارد».
 روزنامه آفتاب يزد رژيم
 «در هر دو روز يك كودك آزاري حاد، 180مورد كودك آزاري حاد در سال گذشته وجود داشته 
پدر و مادري كه كودك خود را شكنجه ميكنند يا او را به قتل ميرسانند يا مي فروشند، به چه مي انديشند؟ آخوندهاي رذل،كينه ورزي و انتقامجويي را ترويج ميكنند و فشارهاي ناشي از فقر اقتصادي و گرسنگي را بر خانواده های  محروم تحميل ميكنند. حتماً مردم محروم ميدانند، كه ريشه به وجود آمدن اين بلاها را فقط در اين حاكميت ضدانساني و ضعيف كش بايد جستجو كرد. براي اين رژيم تبهكار و جاني تفاوتي بين كودك، نوجوان،جوان و سالخورده نيست. همه تحت فشار و سركوب مستمر قرار دارند. اما خيانت و جنايتي كه اين آخوندهاي كثيف, بر كودكان ايران رواميدارند و آينده سازان كشور را در چنبره فجايع و ناهنجاريهاي اجتماعي فرو ميبرند, در هيچ كجاي تاريخ سراغ نداريم. پرواضح است تا اين رژيم سفاك بر اريكه قدرت تكيه زده،هيج بهبودي
در جهت از بين رفتن اين بلاها متصور نيست و تنها راه براي خلاصي از اين مشكلات همانا سرنگوني اين آخوندهاي شياد و جنايتكار است.