۱۳۹۴ بهمن ۲۹, پنجشنبه

ایران - «اگر مرا بزنند…» ـ دکتر غلامحسین ساعدی


دکتر غلامحسین ساعدی
دکتر غلامحسین ساعدی 
شادروان غلامحسین ساعدی برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویس معاصر میهنمان، در سال 1314 در شهر تبریز متولد شد. او نویسنده بزرگی بود كه سالها با عشق به‌مردم و در دفاع از آزادی و بهروزی خلق قلم زد. ادبیات معاصر در طی بیش از 3دهه از 1330 تا 1364، آثار فراموش‌ناشدنی در زمینه داستان، نمایشنامه و فیلمنامه را با نام 'گوهر مراد' در سینه خود ثبت كرده است. در تمامی آثار ساعدی، از اولین نمایشنامه‌اش، 'كاربافكها در سنگر'، تا آخرین مقاله منتشرشده‌اش در شورا، ماهنامه شورای ملی مقاومت، تحت عنوان 'پناهنده سیاسی كیست؟'، عشق به‌آزادی، وفاداری به‌مردم ستمزده و كینه نسبت به‌دیكتاتور و ستمگرو دجال، موج می‌زند. آخرین نمایشنامه شادروان ساعدی 'اتّللو در سرزمین عجایب' سرنوشت هنر تحت حاكمیت ارتجاع را بخوبی به‌تصویر كشیده ‌است.ساعدی همچنین مقالات متعددی در دوران مبارزه با رژیم و در دوران تبعید نوشته است. زنده‌یاد ساعدی با فروتنی و صفای خاص خود می‌گفت:
من مخلص كسی هستم كه با خمینی می‌جنگد. هر چه به‌من فشار وارد می‌آورند، دقیقا از این موضع است و من از این موضع كوتاه نمی‌آیم.

۱۳۹۴ بهمن ۲۲, پنجشنبه

ایران – اعدام - جوانان میهنم ایران ودالانهای انتظار مرگ

ایران  -  اعدام جوانان ونوجوانان
ایران  -  اعدام جوانان ونوجوانان 
در میهن  من  بیشترین  اشتیاق   وعطش   به حقوق بشر  وآزادی  وجود دارد.
زیرا در جهان کنونی بیشتر ازهمه جا سرکوب شده  ودار وداغ  ودرفش  وتازیانه هرلحظه برپیکرش فرود آمده ومیآید .
زیرا آزادیش به اسارت گرفته شده است .
زیراهرروزجوانانش  ونوجوانانش برتیرکهای تیرباران وچوبه های دار وتختهای شکنجه  بوسه زده اند.
زیرا مردمانش بیشتر از  هرجا برای آزادی جنگیدند ومیجنگند.در میهن من ،اعدامها ودار زدنها هر چند ساعت یک بار تکرار وتکرار میشود.
باهمه اینها مردم ایران این زیباترین وطن،هرگز به این همه ستم  وبربریت تن نداده اند وتسلیم نشده اند وسلب آزادی ونقض  حقوق انسانی شان را نپذیرفتند،
وبرای آن میجنگندتااین نظام پلید وخبیث خامنه ای ضدبشروروحانی شاه اعدام را سرنگون نمایند وآزادی و دمکراسی  را جایگزین آن سازند.
براساس گزارشات رسیده ،رژیم ضدبشری آخوندی قصد اعدام پنج زندانی هموطن عرب اهوازی را در ملأ عام دارد.
اتهام این زندانیان هلاکت یکی از پاسداران عنوان شده است.

۱۳۹۴ بهمن ۱۹, دوشنبه

ایران-یاد گرد هفت چشمه مجاهد شهیدحجت زمانی که در شب عاشورا وعاشورای مجاهدین سربدار شد

مجاهد شهید حجت زمانی
مجاهد شهید حجت زمانی
روز 18بهمن سال ۱۳۸۴ در آستانه عاشورای حسینی و در شب عاشورای مجاهدین رژیم آخوندی در یک اقدام وحشیانه، مجاهد خلق حجت زمانی را که از سال ۱۳۸۰ نزدیک به 5سال در زندان رژیم، تحت شکنجه‌های جسمی و روانی قرار داشت اعدام کرد.

بیقرار
فواره‌وار
چشمه شهامت بود
او که نه در هفت‌چشمه،
اینک در هفتادمیلیون چشمه
تکثیر گشته است.
بنگرش بربال سپید رشادت!
چگونه اعماق کینه غول مرداب را،
دگرباره عریان کرده است؟!
بنگرش تقدیر خویش را خود،
با خطی خوانا نوشته است!
بی‌هیچ اعتراضی
-از آن‌گونه اعتراض! -
اگرچه عمر را در اعتراض زیسته است.
واژه‌یی می‌خواهم
تا او را بنامم
باشد که چشمه‌سار سرشار شرف!
گوهری که او را برانگیخته است.

فرازهائي از زندگی نامه مجاهد قهرمان حجت زمانی
مجاهد شهید حجت زمانی   در هفت چشمه‌ی ایلام به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان برد و با پایان دوره دانشسرای تربیت معلم، مدتی به شغل معلمی در مدارس ایلام پرداخت. حجت، همزمان با وقوع عملیات فروغ جاویدان در حالی که ۱۴ساله بود با نام سازمان مجاهدین آشنا شد. در همان سال، دو عامل باعث نزدیک‌تر شدن حجت نوجوان به مجاهدین شد. عامل اول، پیوستن برادر بزرگترش پهلوان خزعل زمانی بود که در همین سال به مجاهدین پیوست و عامل دیگر، اعدام یکی از خویشاوندانش توسط پاسداران رژیم، که او را بیشتر به جنایتهای رژیم و حقانیت مبارزات مجاهدین آگاه نمود.
 تلاشهای حجت از سنین نوجوانی و مشخصاً از ۱۵سالگی آغاز شد، خلال این سالها او مطالعه کتابهای مجاهدین را آغاز کرد و همراه با گوش دادن به صدای مجاهد از مواضع سازمان در زمینه‌های مختلف آگاه گردید. مجاهد شهید حجت زمانی در سنین نوجوانی عزم خود را بر ادامه راه مجاهدین جزم کرد و از ۱۷سالگی در تکاپوی پیوستن به مجاهدین بود. تا سرانجام در سال۱۳۷۶، دوران جدید زندگیش را با وصل به سازمان مجاهدین و زندگی مبارزاتی آغاز کرد. عمل انقلابی را توأم با دانش مبارزاتی در راه پیشبرد اهداف مجاهدین علیه رژیم ضدبشری به کار گرفت و به‌زودی به عنصری کارآمد تبدیل شد.
 در همان زمان طی نامه‌یی نوشته بود:
 احساس کردم اولین جوانه‌ها از عشقی وافر به رهبری در درونم سر برمی‌آورد، این عشق، راهگشا و حلال بسیاری از مسائلی بود که فکر می‌کردم هرگز قادر به حل آن نخواهم بود. با درک جدیدی که به دست آورده‌ام، می‌فهمم که خیلی از آن‌چه که بن‌بست می‌پنداشتم، ساخته‌های ذهنی‌ام بود.
اما حرفها و نوشته‌های حجت قهرمان تنها برخاسته از شور و شعار نبود، به‌زودی، او با ابتلائات و آزمونهای صعب و سنگینی مواجه گردید. در دی ماه۷۸ برادرش پهلوان خزعل قهرمان، در هفت چشمه در مقابل تهاجم پاسداران، پس از مقاومتی جانانه به‌شهادت می‌رسد. از دست دادن یک برادر مجاهد، عزم او را صیقل می‌زند. در سال بعد او در ابتلائات بیشتری به آزمایش کشیده می‌شود. دومین مجاهد از خانواده زمانی، برادر دیگرش فلاح نیز در مصاف با دژخیمان آخوندی شهید می‌شود. و سرانجام آزمون اصلی به حجت روی می‌نماید. در تیرماه، حجت به هنگام تردد در میدان ونک تهران مورد شناسایی قرار گرفت و به اسارت پاسداران جنایتکار رژیم آخوندی درآمد. بلافاصله دوران بازجویی و شکنجه‌های فوق طاقت علیه او در اوین آغاز شد. حجت با مقاومتی در خور یک مجاهد، دژخیمان آخوندها را به عجز واداشت. به‌طوری که مدت بازجویی او به‌طور غیرعادی، چهارسال به درازا کشید. طی این مدت، دژخیمان در زندانهای مختلف، هر رذالتی را به کار گرفتند تا زیر انواع شکنجه‌های جسمی و روحی، در عزم مجاهدوار او خللی وارد آورند.
 سرانجام، سلسله‌یی از تهدیدها علیه حجت آغاز شد و در تیر۱۳۸۳ حجت قهرمان را در یک محاکمه فرمایشی به چهار بار اعدام محکوم کردند. او را از بند زندانیان سیاسی به بند مجرمان عادی منتقل ساختند تا در میان معتادان، قاتلان و زندانیان دارای بیماری مسری، مقاومتش را درهم بشکنند. اما حجت با اعلام اعتصاب غذا در زندان، امواج سیاسی کوبنده‌یی در سطح داخلی و بین‌المللی علیه رژیم به‌پا کرد. ماههای پاییز و زمستان سال۸۳، دوران طولانی اعتصاب‌غذای قهرمانانه مجاهد قهرمان، حجت زمانی بود که با گذشت هرماه، تعداد بیشتری از زندانیان سیاسی به آن می‌پیوستند. آخوندها حجت را مسبب شکل‌گیری مقاومت زندانیان تشخیص داده و آخوند محسنی اژه‌ای، وزیر جنایتکار اطلاعات به همراه شخص دیگری به نام نبی راجی تحت عنوان شعبه دیوان کشور، حکم اعدام او را تأیید کرد. حکمی که نقطه کمال زندگی مبارزاتی حجت بود. او با سرفرازی مجاهدیش در حالی که دادگاه و کل حاکمیت پوسیده و فاسد آخوندی را به زیر سؤال می‌برد حکم اعدام را به سخره گرفت و با شهامت در زیر حکم نوشت: اعتراضی ندارم!
بار دیگر هم‌چون ۳۰هزارزندانی مجاهد و مبارز قتل‌عام شده تأکید کرد که که هیچ بیم و باکی از سرنوشتی که در راه رهایی مردمش پذیرفته است ندارد.
 ماههای بعد، جلادان زندان که گمان می‌بردند با حکم نهایی اعدام می‌توان مجاهد را از پای درآورد یا در ایمان او خللی وارد کرد، بر فشارهای خود افزودند و به ضرب‌وشتم او در زندان روی آوردند. حجت بار دیگر مقاومت خود را با دست زدن به اعتصاب غذا از روز ۱۷شهریور آغاز کرد. این اعتصاب‌غذای قهرمانانه، روحیه مقاومت را در سایر زندانیان سیاسی بالا برد و آنان نیز به اعتصاب غذا پیوستند. موج اعتراضهای داخلی و حمایتهای بین‌المللی، این بار نیز به رژیمی که افسارگسیخته به تاخت و تاز در عرصه داخلی و بین‌المللی روی آورده بود نشان داد که فشار و تهدید و شکنجه بر مقاومت عنصر مجاهد خواهد افزود.
 سرانجام، دژخیمان، حجت قهرمان را برای فشار بیشتر به بند زندانیان خطرناک و از آن‌جا به سلول انفرادی منتقل کردند تا تماس او با سایر زندانیان قطع شود. در دهه اول ماه محرم سال ۸۴، رژیم باوحشت بسیار از بازتابهای داخلی و بین‌المللی، در صبحگاه روز ۱۸بهمن، جنایت خود مبنی بر اعدام مجاهد خلق حجت زمانی را به اجرا درآورد. آخوندها نه تنها از زندگی، بلکه از شهادت این مجاهد قهرمان آن‌چنان در هراس بودند که تا ده روز از اعلام رسمی خبر واهمه داشتند.
بر پایداری این قهرمان درود

نوزدهم بهمن سالروز حماسه سیاهکال و عاشورای مجاهدین

۱۳۹۴ بهمن ۱۶, جمعه

ایران - باز هم خودکشی دوزن جوان در حاکمیت ولایت فقیه درشهرهای اشنویە و پیرانشهر در کردستان

خودکشی زنان جوان درایران
خودکشی زنان جوان درایران
رژیم زن ستیز آخوندی رتبه اول در پدیده خودکشی زنان در جهان را دارد
هر کشوری از بابت بهداشت و درمان، هنر و موسیقی،‌ ادبیات،‌ ورزش ، و ... در جهان رتبه اول را می گیرد و همواره سرش بلند است که مردمش اگر در همه چیز رفاه و آسایش ندارند حداقل در برخی موارد دارند.
در ایران آخوند زده که همواره مردمش از هر بابت تحت فشار هستند. در زمنیه وضعیت زنان هم بدتر از بقیه موارد است. و .... همه این ها حاصل فشار و گرفتن آزادی از زنها است که به آنها ستم مضاعف می شود.
رژیم زن ستیزآخوندی ولایت فقیه مثل بقیه موارد رتبه اول در پدیده ناهنجاری خودکشی زنان در خاورمیانه را نیز گرفته است. یعنی رتبه اول فشار بر زنها را گرفته. که این فشار و خودکشی در دوره حاکمیت آخوند روحانی چند برابر شده است.
خانم مریم رجوی در پیام خود به مناسبت روز جهانی کارگر در اردیبهشت ۱۳۹۴ گفتند:
 «دستکم ۹۳ درصد کارگران با قراردادهای موقت یک ماهه تا یک ساله مشغول به کارند»  در نتيجه از حق بيمة درماني و سوانح و حقوق بازنشستگي محرومند و دستمزد‌شان در پايين‌ترين سطح ممكن است. قربانيان اصلي اين قرارداد‌هاي ستمكارانه‌ زنان كارگرند. آنها، هم ناچار به پذيرش مشاغل كم درآمد و پرزحمت با ساعات كار طولاني مي‌شوند و هم در صف اول اخراجها قرار دارند. به نحوي كه با بروز کوچکترین مشكلي در وضعيت مالي هر كارخانه‌يي، زنان کارگر اخراج می‌شوند. در ۹ سال گذشته سالانه بیش ازصدهزار زن از بازار کار ایران کنار رفته‌اند. نرخ بيكاري زنان از شروع كار آخوند روحاني هم‌چنان در حال افزايش است و اكنون سه چهارم زنان تحصيلكرده قادر به يافتن شغل نمي‌شوند.

#ایران #خودکشی #ولایت_فقیه #روحانی #مریم_رجوی

ایران - فرانسه - به یاد آبه پیر، مردی که به وجدان فرانسه معروف بود.


  کشیش  آبه پیر درجوانی
کشیش  آبه پیر درجوانی
آبه پير : جانمايه كلام ويقيني را كه به آن دست يافته ام اين است زندگي يعني آموختن عشق،
 من كاره اي نبوده ام تنهاهنرم شانه خالي نكردن اززيربارمسئوليت بود .
آبه پیر،دوست وفادار مقاومت ايران و به خصوص حامي غمخوار مجاهدين اشرف بود.
مقاومت ايران هميشه افتخار ميكندكه از محبت و حمايت چنين انسان بزرگي برخوردار بوده است.
براستي كه او يك شورشي خدا و يك عصيانگر به جبر زمانه و يك خدمتگذار فقرا بود.
او طي 50 سال كار بي وقفه و ذره به ذره و با پرداخت قيمت از خود به همه مي آموخت كه از خود بگذرند و خوبيها و توانمنديهاي خود را در اختيار ديگران بگذارند و تا آخرين نفس و حتي تا سن 94 سالگي خود سمبل آن بود.
او يك رزمنده آزادي و مبارزه عليه فاشيسم بود.
پيام او پيام پايداري در راه خير و نيك تا آخرين لحظه براي آنچه كه بايد باشد و نه آنچه كه هست بود.
مرد ميدان عدالتخواهي و مبارزه با هر نوع بي عدالتي بود. روح و روانش شاد. آرمان و راهش پر رهرو و زندگي او الگويي براي هر انسان آزاديخواه.
آبه‌پيرمحبوب ترين شخصيت فرانسه، از مبارزان نامدار مقاومت ضد فاشیستی فرانسه و بنيانگذار جنبش خيرية‌ امائوس است.‌
پنجمین کودک از یک خانواده سرشناس، در سال 1912 در حالی به دنیا آمد که نامش را « هانری گروئس» نهادند، اما او ترجیح داد با نام دیگری قلبها را فتح کند. 
اودر يك خانوداه مرفه در ليون به‌دنيا آمد.‌ از دوران جواني به خيرخواهي و انساندوستي شناخته شد و در سال1931 ارثية خانوادگي خود را بين مستمندان توزيع كرد.‌
آبه‌پير كه در 1938 به مقام كشيشي رسيد با شروع جنگ جهاني دوم و اشغال فرانسه توسط قواي هيتلر، در مقاومت ضد فاشيستي فعالانه شركت كرد و از 1942 به زندگي مخفي روي آورد.‌
آبه‌پير در 1943 توسط قواي نازي دستگير شد ولي موفق به فرار گرديد و به الجزاير رفت و در آن جا با ژنرال دوگل رهبر مقاومت ضد فاشيستي فرانسه، ديدار كرد.‌
آبه‌پير در سالهاي سخت مبارزه با رژيم ضدبشری آخوندها،همواره يكي ازحاميان برجستة مقاومت ايران بوده است.
او در ديداري با خانم مريم رجوي در مردادماه73 كه در‌ اقامتگاه رئيس‌جمهور برگزيدة مقاومت، در پاريس صورت گرفت، دربارة حكومت سركوبگر‌ آخوندها در ايران اعلام كرد: «اين حكومت برخلاف نص صريح همان قرآني كه ادعاي پيروي از آن را دارند، به‌وسيلة ترور و كشتار، سكوت را به ملت بزرگي تحميل كرده كه اعتقادهاي عميق مذهبي را در يكتاپرستي متحد كرده است».

۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

ایران - زنان - اعدام ريحانه جباری «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام


      اعدام ريحانه جباری  «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام
      اعدام ريحانه جباری  «ننگ خونين» آخوند روحانی پادشاه اعدام

ریحانه جباری  قهرمان ایستاد وچهره واقعی دختر ایرانی را به تصویر کشید.
ریحانه قهرمان ،یک راه را انتخاب کردوآن ،نه گفتن به هرچه زور وتسلیم .
در ماه آبان93، ریحانه جباری 26ساله، پس از هفت سال زندان به‌خاطر دفاع از خود علیه تجاوز، اعدام شد. به‌رغم مخالفت گسترده در ایران و فراخوان بسیاری نهادهای مدافع حقوق‌بشر برای آزادی وی، دولت روحانی پادشاه اعدام از طریق وزارت بدنام اطلاعات ،خود فعالانه برای اجرای حکم اعدام او تلاش کرد.
این است معنای اعتدال و میانه‌روی روحانی که برخی دولتهای غربی به‌عنوان توجیهی برای روابط نامشروع خود با دیکتاتوری مذهبی، از آن استفاده می‌کنند.
دولتهای غربی حقوق‌بشر ایران را قربانی روابط خود با دیکتاتوری مذهبی کرده‌اند. به نتائج تلخ سفرهای هیأتهای پارلمانی اروپا به تهران در همین یک ساله نگاه کنید. ملاها از هر کدام از این سفرها به‌صورت فرصتی برای افزایش اعدامها استفاده کرده‌اند.
نوشته زیر به قلم نویسنده دردمند مقاومت ایران کاظم مصطفوی گذری است کوتاه و موشکافانه بر خاطرات ریحانه جباری، دختر قهرمانی که تک و تنها و به قیمت جان در مقابل خواست دستگاه وزارتی و قضاوتی رژیم آخوندی برای همکاری ایستاد و به جرم دفاع از خود، بیگناه و معصوم به پای چوبه دار رفت.
 اما خون او گواهی شد جاودانه بر شگردهای کثیف و قساوت رژیمی که همواره قربانی را به جای دژخیم به مسلخ می برد. این نوشته در چند قسمت در سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران منتشر می شود. قسمت اول: