۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه

مهدی سامع:‌ پنجاه سال پایداری با کدام رویا؟

مهدی سامع
مهدی سامع


مهدی سامع:‌ پنجاه سال پایداری با کدام رویا؟
سازمان مجاهدین خلق ایران پنجاهمین سال تاسیس خود را پشت سر گذاشت. این سازمان از شش سالگی که با اولین تهاجمات ساواک روبرو شد تا اکنون که تحت ضد انسانی ترین و ظالمانه ترین فشارها در کمپ بدتر از زندان لیبرتی محاصره شده، دورانی پر از تلاطم و چالش را گذرانده و در این مسیر پر از فراز و نشیب هزینه های کلانی را آگاهانه پذیرفته و با جانفشانی پرداخت کرده است. مبارزه مداوم و خستگی ناپذیر علیه دشمن اصلی در دو نظام و همزمان رویارویی با پیچیده ترین و بی سابقه ترین توطئه های رذیلانه از جانب قدرتهای استعماری و امپریالیستی، این سازمان را آبدیده کرده است. برای من که طی چهل و چهار سال گذشته از نزدیک با مجاهدین آشنا و با نگاه از بیرون آنان را ارزیابی کرده ام، پایداری، ایثار و ماندگاری این جریان شگفت انگیز است.
مجاهدین خلق به عنوان تشکیلاتی قدرتمند بر محور نیروهایی که برای سرنگونی استبداد مذهبی حاکم بر ایران و تحقق دمکراسی، استقلال، آزادی و جمهوری غیر دینی تلاش می کنند قرار دارد. این جایگاه سیاسی، صرف نظر از میزان موافقت و یا مخالفت با این سازمان، به طور عینی وجود داشته و از نظر سیاسی بیان تضاد اساسی جامعه ما و مبارزه مردم ما برای رهایی است. کتمان این واقعیت، نادیده گرفتن مهمترین قطب بندی در درون جامعه است و هنگامی که این کتمان در سیاستهای راهبردی و کاربردی تبلور پیدا کند، به هَدَر دادن انرژیهای لازم برای رسیدن به هدف مبارزه آزادیبخش منجر می شود.

با شناختی که طی چهل و چهار سال گذشته از مجاهدین خلق دارم، تصور می کنم رویای «انسانی که در تلاش برای بازیافتن انسانیت» خود است، عمیق ترین و در عین حال عملی ترین و قابل حس ترین و بدون تردید زیباترین رویا و نقطه مشترک همه اجزای این سازمان از راس تا قاعده است.

۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه

دوم مهر 1313 – 24 سپتامبر : تأسیس دانشکدة فنی دانشگاه تهران

دانشکده  فنی
دانشکده  فنی 

روز 2 مهرماه سال 1313 دانشکده فنی دانشگاه تهران گشایش یافت. قبل از آن و در خردادماه سال 1313 دانشگاه تهران به عنوان اولین دانشگاه ایران تأسیس شده بود. اما راه اندازی دانشکده های مختلف این دانشگاه تقریبا تا پایان سال 1313 به طول انجامید. دانشکده فنی دانشگاه تهران در دوم مهرماه سال 1313 به ریاست دکتر محمود حسابی دایر شد. در ابتدای تأسیس دانشکده, درسهای دوسال اول در تمام رشته های مختلف عمومی و سالهای سوم و چهارم تخصصی بود اما بتدریج رشته ها از ابتدا تخصصی و همراه با کارهای عملی و آزمایشگاهی شدند. دانشکدة فنی دانشگاه تهران طی سالها یکی از مراکز فعال مبارزات دانشجویان علیه دیکتاتوری سلطنتی بود, به همین دلیل شماری از رهبران سازمانهای انقلابی و مبارز, از جمله سازمان مجاهدین خلق ایرانو سازمان چریکهای فدایی خلق از این دانشکده برخاستهاند و به دانشکدة فنی دانشگاه تهران شهرت خاصی بخشیدهاند. ازجمله سعید محسن و اصغر بدیع زادگان از بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین مجاهد دلاور ابراهیم ذاکری نیز از فارغ التحصیلان این دانشکده بودند.

يك عكس ، جوان ايراني و عشق به آزادي

یه داستانک واقعی و زیبا خواندم که حیف دیدم با شما شریک نشم
هزار اشرف با مریم رجوی
هزار اشرف در خیابان الوند تهران      
بهنام : اووووو نيگا چه عكس بزرگي از مريم رجوي زدن!! عجب جرأتي داشته طرف !! ولي ميگما ااا اين همه ريسك كردن اونم به خاطر ده دقيقه ؟ كه چي بشه ، جون تو ده دقيقه بيشتر اينجا نمي مونه ، الان يه مشت جوجه بسيجي ميريزن و جمعش مي كنن!!!
محمدرضا : حرفت درسته هاااا الان ميريزن جمع ميكنن، ولي خدا وكيلي وقتي اين عكس رو ديدي چه احساسي داشتي؟
بهنام : خب... احساسم... از اينكه يكي پيدا شده چنين ريسكي كرده خوشم اومد، اينكه يك نفري توي همين شهري كه من دارم توش راه ميرم بوده كه دل اين كار رو داشته ،يكي كه مثل من يه طور ديگه فكر ميكنه ، يكي كه اونم مثل من آزادي ميخواد و ميخواد اين آخوندا برن... حس كردم تنها نيستم ، يه همدل ، يه همفكر ... نميدونم ... ولي ببين من هيچوقت از اين بي كله بازيها در نميارم چون ممكنه وقتي بخوام اين عكس رو بزنم دستگير شم.
محمدرضا : ببين بهنام ، به نظرت اون كسي كه اين كار رو كرده به خطر دستگيري و هزارتا چيز ديگه فكرنكرده؟ هزار بار دچار ترديد نشده ....
بهنام : نميدونم والا... حتما كه فكرش رو كرده... ولي خب ....
محمدرضا : ميدوني به نظرم اون كسي كه اين ريسك رو كرده، قبل از اينكه به اين فكر كنه دستگير ميشه يانه، به اين فكر كرده كه اين كارش چه تاثيري ميتونه روي بقيه داشته باشه.... به اين فكر كرده كه بالاخره من يك انسان صاحب اختيار و آگاهي هستم ، كسي هستم كه خودم ميتونم براي زندگي خودم تصميم بگيرم ، من كسي هستم كه به شرايط و جبر موجود ميتونم نه بگم ، و همين تفاوت من با ساير موجوداته... وقتي از در و ديوار بهت ميخوان بگن بشين سر جات هيچ راهي نداري ، بايد جلوي همين حكومت با تمامي كثافت و رذالتش سر خم كني ، ولي تو ميگي نه! من كسي هستم كه حرفم رو ، خواسته ام رو كه نابودي توئه ، فرياد ميزنم . من كسي هستم كه عكس اون كسي كه دوستش دارم رو روي ديوار ميزنم، كسي كه فكر ميكنم و معتقدم اونه كه من رو و ايران من رو نجات ميده...
حالا فكر كن هركسي مثل من و تو الان اين عكس رو مي بينه به اين فكر مي كنه كه در اين اختناق كساني هستند كه حاضرند چنين ريسكي را بكنند و حرفشون رو حتي براي ده دقيقه روي ديوار بذارن. كسانيكه از توي اين خيابون رد ميشن و بعد اينكه اين بنر اينجا بوده رو براي دوستان و خانواده اشون تعريف ميكنند ، كساني كه توي اون ساختمونهاي اطراف زندگي ميكنند و از ديدن اين عكس صفا ميكنن...
ته خط اينه كه اين طلسم ساختگي اختناق رو به سخره ميگيرن و راس نظام رو به چالش مي كشن و در مقابل ولايت فقيه زن ستيزو مشتي دايناسور عمامه به سركه ميگن زن بايد بشينه گوشه خونه، عكس يك زن كه رهبري يك جنبش اپوزسيون رو در دست داره ، بزرگ روي ديوار ميزنن!!
ببين رژيم ادعا ميكنه هيچ مقاومتي وجود نداره پاسخ همه چيز در درون همين رژيمه، خارج از اين اگر حرفي بزني جوابش سركوب و زندانه، اما وقتي در مقابل اين همه سركوب، كسي كه اين كار رو كرده حرفش به من و تو اينه، راه حل ديگه اي هم هست، خارج از اين رژيم وهمه متحدينش ... مقاومتي وجود داره، فقط كافيه ما هم نگاه كنيم و از شيوه هاي درست بتونيم مخالفتمون رو اعلام كنيم، ريسك پذير باشيم، اما حساب شده قدم برداريم كه ضربه بزنيم و ضربه نخوريم
من مطمئنم الان فيلمهاي همين بنري كه اينجا زده شده تو اينترنت پر شده و خواهد شد....
قبول داري؟
اگه قبول داري توهم آستين بالا بزن يك كاري كن، نيازي نيست بريم يك بنر به اين بزرگي بزنيم، ميتونيم با يك ماژيك،يا هر وسيله ديگه اي صدايي باشيم كه حرفمون رو بزنيم و رو در روي رژيم بايستيم و بگيم ما تو رو نميخواهيم و ما اين قدرت و شجاعت رو داريم كه رو در روي تو به هر شيوه اي بايستيم و روي تو رو كم كنيم.

خصوصا الان كه ايام مهرگان و سالگرد 30 مهر، روزي است كه مريم رجوي به عنوان رياست جمهوري مقاومت ايران توسط شوراي ملي مقاومت انتخاب شده ، بهترين موقعيته كه همين مناسبت رو جشن بگيريم و به همه نشون بديم كه ايران ما بي كس و كار نيست ، ايران ما مريمي داره كه داره بخاطرش شبانه روز زحمت ميكشه ، تمامي جهان رو بسيج كرده و ايرانيها رو گرد هم آورده تا با همبستگي خودشون صداي محكمي بشن در برابر اين رژيم ، زني كه در برابر اين رژيم زن ستيز ايستاده و ميخواد كه به تمام زنان و مردان ايران هم شجاعت اين ايستادگي رو بده... ما هم براي زدن يه توپوزي به اين رژيم و دايناسوراش عكسها و اسم مريم رجوي رو هر جايي كه تونستيم بلند ميكنيم و سالروز سي مهر رو گرامي ميداريم.









                                                                                                                                





عید سعید قربان برهمه شما مبارک باد

عید پیام  دهنده انقلاب ،
 عید  ابراهیم  پدر پیامبران
عید راه گشایی برای گشودن  زنجیرها 
از دست وپای بشر
عید بزرگترین  نوید به انسانها
 برای پیشرفت بشریت
 برای عبور از دنیای جبرها وزنجیرها 
وموانع  واسارتها
 به دنیای آزادی 

۱۳۹۴ مهر ۱, چهارشنبه

ایران - اعتصاب،اعتراض، مقاومت تاپیروزی

اعتصاب غذای زندانی سیاسی اسماعیل برزگری ادامه دارد. 
این اعتصاب از روز 18شهریور شروع شده است. این زندانی سیاسی اهل آذربایجان است و در بند هفت اوین محبوس است. وی در اعتراض به اجرا نشدن رأی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر آزادی او دست به اعتصاب‌غذا زده است.
                                                      
اسماعیل برزگری  زندانی سیاسی
اسماعیل برزگری  زندانی سیاسی


به‌مناسبت اول مهر و شروع سال تحصیلی

زنگهای مهر به‌صدا در‌آمد    

مهرماه با صدای دل‌انگیز قدمهای ۲۰میلیونی دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و فرهنگیان ایران از راه رسید. فصلی سرشار از احساسهای معصوم دانش‌آموز و دانشجو و مدرسه و دانشگاه و درس و کلاس و همکلاسی و معلم و شاگرد و استاد و کتاب و قلم و الف و ب و ها و یا. مهرماه، فصل سرشاری، فصل جوانی، فصل نسلی پر از توان و استعداد و امید و آرزو که باید برای به‌عهده گرفتن مسئولیت بزرگ بنا كردن آینده آماده شود.
راستی اگر در میهن ما آزادی حاکم بود، در کشوری که بخش اصلی نیروی فعالش را همین جوانان تشکیل می‌دهند، چه بهشتی از ترقی و پیشرفت و انسانیت و یگانگی ساخته می‌شد؟! اما ثمره بیش از سه دهه حاکمیت رژیم ضدایرانی آخوندی فاجعه‌یی است کلان که تنها گوشه‌یی از انعکاسات و ‌آمارهایی که از منابع خود رژیم استخراج شده ا ست، آن را به خوبی نشان می‌دهد:
- آمار کودکان بازمانده از تحصیل به ۴ میلیون بالغ میشود و کودکان کار مطابق آمار منابع خود رژیم بیش از دو و نیم میلیون نفر است.
- جمعیت بیسواد کشور از سال ۸۶ تاکنون ۲ درصد افزایش یافته است. میانگین بیسوادان کشور در گروه سنی ۱۰ تا ۴۹ سال حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر -بی سواد شناسایی شده- است و در مجموع ۷میلیون نفر در کشور از خواندن و نوشتن محروماند (گفتگوی روزنامه قدس۱۷شهریور ۱۳۸۹ با معاون نهضت سواد آموزی).
- ”پیش‌بینی می‌شود، در سال تحصیلی جدید بین ۱۰۰ تا ۱۳۰هزار دانش‌آموز بازمانده از تحصیل داشته باشیم ”. اما به نظر میرسد در وضعیت موجود این آمار باید بسیار بیشتر از این رقم باشد (روزنامه جمهوری ۲۸تیر۸۹)
- رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس: ۷۲ هزار کلاس درس خطر آفرین در کشور جان دانش‌آموزان را تهدید میکند که هر لحظه امکان فرو ریختن ۴۰ هزار کلاس درس وجود دارد.
- فرماندار انزلی: بیش از ۱۱ هزار دانش آموز این شهرستان در ۵۶ مدرسه با درصد تخریب بالا درس میخوانند.
- مدیر کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس ایلام: بیش از ۵۰درصد مدارس این استان جوابگوی نیاز دانش‌آموزان نیست.
- رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان تهران: ”استان تهران با کمبود بیش از ۱۶ هزار کلاس درس روبررو است.
- رئیس سازمان آموزش و پرورش استان گلستان: ”در حال حاضر استان گلستان با کمبود ۴ هزار کلاس درس مواجه است ”.
- مدیرکل دفتر آموزش و خلاقیت پیش دبستانی و ابتدایی رژیم: ۳۹ درصد کلاس‌های مدارس ابتدایی در کشور چند پایه هستند و دانش‌آموزان پایههای مختلف در کنار هم درس میخوانند. یک میلیون و ۹۶۲ هزارو ۶۷۶ دانش آموز در مدارس روستایی و چند پایه در حال تحصیل هستند.
- محمد‌نجار وزیر کشور دولت احمدینژاد: از ۱۴۰ هزار مدرسه‌ای که در سراسر کشور فعال هستند، ۶۵ درصد آنها مقاوم نیستند. اکثر مدارس کشور مقاوم نیستند و آموزش و پرورش باید آموزش‌های لازم در زمینه زلزله و ایمنی را فراگیرتر کند
- به گفته وزیر آموزش و پروش وقت رژیم: تنها در شهر تهران، از ۳۳ هزار کلاس درس، ۲۲ هزار کلاس اجاره یی یا تخریبی و یا تعمیری است (از روزنامه خراسان ۱۷شهریور۸۹).
- طرح ستارهدار اعلام کردن دانشجویان استمرار دارد و فشارهای امنیتی از جانب کمیتههای انضباطی و حراست هرروز افزایش مییابد. هم‌چنین در مدارس نهادهای مختلف سرکوب و جاسوسی درحال گسترش است.
- اخراج گسترده استادان دانشگاهها یا بازنشسته کردن آنها و پرکردن هیأتهای علمی دانشگاهها با عناصر و ابسته به رژیم روزبه روز افزایش مییابد.

اما پاسخ چیست و چه باید کرد؟!

اکنون چون سخن از مهر است، باید تأکید کرد که در ایران‌زمین و در فرهنگ نیاکان ما از دیرباز، مهر مظهر
بیداری، هوشیاری، قدرت، نور، پاکی و صلح بود. مهرورزی، عشق به ‌همنوع، دوری از کینه، داشتن تساهل و ملاطفت نسبت به ‌یکدیگر و به ‌پویندگان آیینهای دیگر از ویژگیهای فرهنگ مهرجوی ایرانی بود و مهرپویان می‌باید در گسترش نور و روشنایی و عشق، پاکی، صفا و صلح و راستی، همه تلاش خود را نشان می‌دادند و با مظاهر اهریمن ـ‌کینه، سختدلی، فساد، آدمکشی و دورنگی و دروغ و خیانت به‌ میهن‌ـ می‌جنگیدند.
سال ۱۳۵۸ دانش‌آموزان و دانشجویان در صفوف میلیشای مجاهد خلق
راستی مگر این همه در پیکار برای آزادی محقق نمی‌شود؟ اگر چنین است، نسل جوان امروز میهن ما در مسیر پیکار آزادی، الگوهای کم‌نظیری در میهن خود و همین دهه‌های نزدیک سراغ دارد. صدها هزار جوان دانش‌آموز و دانشجوی مبارز و مجاهدی که در همین مهرماه و به‌خصوص ۵ مهر با دلاوری و فداکاری شگفت‌انگیزی پیکار آزادی را علیه ضحاکان عمامه‌به‌سر به‌پیش بردند. نسل جوان امروز ایران هم‌چنان که در قیام سرفراز یک سال گذشته نشان داد باید به ‌خود ببالد که تاریخ پایداریش باچنین افتخاراتی عجین است. نسل جوان میهن بایسته است نگاه به‌سوی اشرفیان ایستاده در زندان لیبرتی کند و حضور جوانان مجاهد و رزم‌آور آزادی در لیبرتی را که با تقدیم همه چیز خود سرنگونی این رژیم پلید و آزاد کردن خلق و میهن خود را اراده کردهاند پشتوانه و تضمین خود بداند و با ایمان به ‌پیروزی قدم در راه بگذارد.

ایران - سخنرانی پر شور شهید آزادی شاهرخ زمانی در چهلمین روز شهادت غلامرضا خسروی

شهدای راه آزادی شاهرخ زمانی وغلامرضا خسروی
شهدای راه آزادی شاهرخ زمانی وغلامرضا خسروی
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
تاریخ کل بشریت، تاریخ مبارزه‌ی طبقاتی بین برده و برده‌دار، ارباب و رعیت، کارگر و سرمایه‌دار و در یک کلام ظالم و مظلوم بوده و می‌باشد. در این نبرد مقدس برای تکامل تاریخ، شهیدان همواره به مثابه‌ی ستارگان درخشانی در زمان جهل و تاریکی، چراغ راه ستم‌دیدگان بوده‌اند. خون سرخ و مقدس آنان، پرچم سرخ مقاومت مظلومان علیه دیکتاتوری و استثمار بوده و می‌باشد.
از اسپارتاکوس و عیسی، حسین و مزدک، مانی و بابک تا ژاندارک و رزا لوگزامبورگ و چه‌گوارا تا همایون کتیرایی، بیژن جزنی، رضایی‌ها و امروز موسی خیابانی‌ها، علی‌رضا شکوهی‌ها، فرزاد کمانگرها و غلامرضا خسروی‌ها همه و همه آگاهانه جان عزیزشان را فدای رهایی بشریت از ستم و نابرابری و رسیدن به برابری و حاکم شدن بر سرنوشت خود کردند و به مثابه‌ی هدایت‌کنندگان ارابه‌ی تاریخ، روح مبارزه و تشکل و آگاهی را در مبارزه‌ی توده‌ها دمیده و با آینده‌نگری و درک مسیرهای رهایی، آنان را در جهت رهایی از بردگی مادی و معنوی و نیل به جامعه‌ی عاری از طبقات هدایت کردند.